جنگ روایتها بر پیکر موشکها؛ وقتی موشکها زبان میگیرند
آزاده محمودیان، دکتری ارتباطات دانشگاه تهران و پژوهشگر پژوهشگاه علوم و معارف انقلاب اسلامی در یادداشتی نوشت: ۱. تصویر یعنی روایت، و روایت یعنی اقتدار. آنکه زمام روایت را به دست میگیرد، مُهر برتری خود را بر میدان اذهان میکوبد. در جهان امروز، خود موشک، پیام است؛ ساختنش، داشتنش، جرأت پرتابش و اصابت موفقش، همگی روایت اقتدار است. ماهیت موشک در نفس خود، پیام باور، ایمان، استقلال، نهراسیدن، مقاومت و ارادۀ تاریخی یک ملّت است. بر همین اساس است که بازنشر تصویر پیامهای نگاشته بر پیکر موشکهای ایرانی، اقتدار و وجوه انسانی را توأم روایت میکنند. موشکهای ایرانی امروز، پیش از تخریب، روایتپردازی میکنند. با این راویان نوین، همینطور که سازههای ظلمت فرومیریزد، اذهان عمومی جهانیان روشن میشود. پیکر موشکهای جمهوری اسلامی، امروز مبدّل به یک رسانۀ پرنفوذ در ابعاد جهانی شده است. اقدامی که ایران در نوشتن شعار بر روی موشکها و انتشار تصاویر آن در رسانهها و شبکههای اجتماعی انجام میدهد، همزمان در چارچوب چند رویکرد رسانهای ـ ارتباطی مینشیند. این حرکت هوشمندانه را نباید صرفاً تقویت وجوه نظامی تلقی کرد؛ بلکه در عمل، بخشی از ارتباطات راهبردی و جنگ روایتهاست. در این گونۀ ویژه از روایتگری، هم جامعۀ ایران، مخاطب قرار گرفته، هم اذهان عمومی جهان، و هم بهطور مشخص دشمن. این موشکرسانهها، امروز جهان را با شیوهای نوین و محمل رسانهایِ خلاقانهای روبرو کردهاند؛ موشک بهمثابه راوی اقتدار.
۲. یکی از اصلیترین هدفهای موشکرسانههای ایرانی، ایجاد بازدارندگی روانی است. ایران با نمایش موشکها همراه با پیامهای مستقیمِ نقشبسته بر پیکر آنها، تلاش میکند به رقبای منطقهای و فرامنطقهای نشان دهد که توان پاسخگویی او بسیار بالاتر از آنچیزی است که پیش از این در تصوّرها گنجیده بود. او اینگونه، هزینۀ ذهنیِ هرگونه اقدام نظامی علیه کشور را پیش از زمین جنگ، در زمینِ ذهنها بالا میبرد. موشکها در این عملیات روانی ابتدا پیام تهدید را بدون درگیریِ واقعی، منتقل میکنند و سپس تهدید را اجرایی میکنند. یعنی صِرف خواندن پیامها در ذهن دیگریهای ایران، یک تهدید اجراشده است؛ چون مخاطب در لحظۀ خواندن پیام، میداند که این موشک دقایقی قبل هدف را تخریب کرده است؛ پس او از نظر روانی دچار پذیرشِ آنیِ قدرت نظامی ایران میشود. در نظریههای امنیتی، این نوع پیامرسانی را بازدارندگی از طریق نمایش مینامند؛ یعنی قدرت فقط داشتن سلاح نیست، بلکه دیدن و باور کردن آن است.
۳. از اقدامهای حیاتی در زمان جنگ، ایجاد قدرت روحی و توان تابآوری در جامعۀ خودی است که میتواند از طریق نمایش توان نظامی حاصل آید. در واقع، از راهبردیترین کارکردهای نمایش قدرت نظامی، مدیریت افکار عمومی داخلی و بسیج هویت سیاسی جامعه، حول مفهوم مقاومت و ایستادگی است. موشکرسانهها از طریق نمایش قدرتِ تعیینکنندگی در نبرد نظامی، به جامعه حس تسلط بر میدان را القا کرده و انسجام اجتماعی، و امنیت و قدرت ملی، را تقویت میکنند.
۴. در منازعات آتی، با صرف دیدن موشکی با پیامی بر پیکر، طرف متخاصم و همسوهای با او، یک جنگ تمامعیار با تلفات بالا را در ذهن خود تصویر خواهند کرد. چراکه شعارهای خوشنشین بر روی موشکها، نه صرفاً اطلاعرسانی، که یک پیام نمادین جهانی هم هستند. در واقع مخاطب این پیامها، همیشه مردم ایران نیستند؛ بلکه در بسیاری از مواقع، نخبگان امنیتی و رسانهها و افکار عمومی کشورهای هدف، مخاطب اصلی این پیامها قرار میگیرند. این پیامها با شخصیسازی تهدید و ارسال پیام مستقیم به یک دشمن مشخص، همچنین با ایجاد اثر احساسی قوی در مخاطب خودی در منطقه، و نیز تبدیل سلاح نظامی به یک گزارۀ سیاسیاخلاقی، یک عملیات روانی حسابشده را برای طیفهای متنوّع مخاطب رقم میزنند.
۵. به موازات هر نبردی، یک نبرد رسانهای وجود دارد، که نقشی بنیادین در تعیین طرف پیروز دارد. جنگ، نه فقط در عرصۀ نظامی تلفاتزاست، بلکه نبرد روایتها نیز توان ایجاد تلفات و خسارتهای جدی را دارد. موشکرسانۀ ایرانی، روایت اقتدار و مقاومت را تثبیت میکند و خود را در مقام یک بازیگر فعال، و نه منفعل، به اذهان معرفی میکند؛ و به این موازات، روایت رسانههای دیگری را خنثی میکند. به زبان ارتباطات سیاسی، این اقدام، بخشی از ساختمان روایی راهبردِ جنگ است. ارسال پیام با موشکرسانهها شیوهای نوین و دور از ذهن است که به عرصۀ راهبردهای نبرد روایتها پانهاده است. اگرچه شاید پیشتر از ایران، در برخی نبردها، دوطرف مخاصمه از این روش برای استیلای روانی در جنگ سخت بهره گرفته باشند، اما این اقدام تنها در این جنگ است که به منازعۀ حق با باطل، پاکان با خبیثان و مظلومان جهان با ظالمان جهان بدل شده است.
https://eitaa.com/irseri_ir