رهبر شهید و خوانش تمدنی؛ پلی میان واقعیت و آرمان‌گرایی
Strategic Studies 2026/05/24 Views: 15 Author: admin

رهبر شهید و خوانش تمدنی؛ پلی میان واقعیت و آرمان‌گرایی

به گزارش روابط عمومی پژوهشگاه علوم و معارف انقلاب اسلامی، این پژوهشگاه در راستای تبیین شخصیت رهبر شهید و قائد اعظم امت اسلام، آیت الله سید علی خامنه‌ای و تبیین شخصیت جانشین صالح ایشان در قالب ویژه‌نامه بیعت به حماسه بی‌نظیر مقاومت مردم و بیعت تاریخی الهی مردم ایران با رهبر معظم انقلاب پرداخته است.

 

جواد طلوع رضائی صفار، پژوهشگر مطالعات تمدن در این ویژه نامه با طرح این پرسش که آیا می‌توان میان واقعیت های خشن سیاست و آرمان‌های بلند تمدن سازی آشتی برقرار کرد؟ با سه محور اساسی به این پرسش پاسخ داده است: نخست، تبیین «قرائت نوین» رهبر شهید انقلاب از تمدن به مثابه شیوهای زیستن نه مجموعه ای از بناها؛ دوم، مفهوم بدیع «واقعگرایی هوشمندانه» به عنوان پلی میان آرمان و واقعیت؛ و سوم، نشان دادن مصادیق عینی این نگاه در عرصه های اقتصاد، سیاست خارجی، فرهنگ و علم. 

 «شکاف نسلی» به عنوان مهمترین چالش فراروی تحقق این قرائت تمدنی و ارائه راهکارهایی برای عبور از آن است. 

 

در ادامه مشروح این یادداشت که در ویژه نامه بیعت منتشر شده است را بخوانید:

 

 

رهبر شهید و خوانش تمدنی؛ پلی میان واقعیت و آرمان‌گرایی

جواد طلوع رضائی صفار دانشجوی دکتری رشته مطالعات نظری تمدن دانشگاه باقرالعلوم قم 

 

همواره این پرسش برای انسان مطرح بوده است که چگونه می‌توان با جهان خشن و بی‌رحم سیاست مدارا کرد و در عین حال آرمان‌های والا برای بنای تمدنی برتر را در دل پروراند؟ مقام معظم رهبری، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، دقیقاً به همین پرسش پرداخته و راهی برای پاسخگویی به آن یافته‌اند؛ مسیری که نه در زمره روایت‌های صرفاً قهرمانانه می‌گنجد و نه در چارچوب محاسبات خشک و فاقد روح دیپلماتیک، بلکه بیانگر نوعی توازن ظریف و هوشمندانه است.

 

قرائت نوین از تمدن توسط رهبر شهید انقلاب

ایشان در واقع گونه‌ای «قرائت نوین» از تمدن را ارائه می‌دهند. تمدنی که صرفاً به مجموعه‌ای از بناهای تاریخی و آثار هنری محدود نمی‌شود، بلکه شیوه‌ای از زندگی، یک باور و مسیری برای ساختن جهانی بهتر را شامل می‌گردد. این تمدن نیز قرار نیست به صورت آماده از آسمان نازل شود، بلکه باید با دستان خود، با تلاش و کوشش و البته با اندکی آرمان‌گرایی، ساخته و پرداخته شود.

اما این آرمان‌ها چگونه با واقعیت‌های تلخ جهان امروز سازگار می‌شود؟ در اینجاست که رهبر انقلاب یاری‌گر ما بوده‌اند. ایشان تأکید کرده‌اند که نباید فریب آرمان‌گرایی‌های بی‌پایه را خورد و نباید خویشتن را از واقعیت‌ها دور نگه داشت. باید با چشمانی باز به جهان نگریست، باید دریافت که هستیم، در کجا قرار داریم و از چه توانمندی‌هایی برخورداریم.

در عین حال، ایشان خاطرنشان کرده‌اند که نباید در برابر واقعیت‌ها تسلیم شد و نباید آرمان‌های والا را رها کرد. باید با همین واقعیت‌ها دست و پنجه نرم کرد، با همین محدودیت‌ها مبارزه نمود و برای دستیابی به آرمان‌ها، هر اقدامی که از ساحت امکان خارج نیست، به انجام رساند.

 

در همین راستا بود که رهبر انقلاب اصطلاح جدیدی را مطرح کردند: «واقع‌گرایی هوشمندانه». معنای این مفهوم چیست؟ یعنی هم واقعیت‌ها را مشاهده کنیم و هم آرمان‌ها را از یاد نبریم. یعنی با عقل و منطق تصمیم‌گیری کنیم، اما دل را نیز به آرمان‌ها بسپاریم.

 

رهبر انقلاب چگونه این مسیر را عملی کردند؟

رهبر انقلاب به سان معماری ماهر عمل کردند. طرحی را ترسیم، اصولی را مشخص و سپس ساخت و ساز را آغاز نمودند. این فرآیند ساخت‌وساز، هم شامل اقدامات بزرگ و چشمگیر بود و هم فعالیت‌های کوچک و جزئی را در بر می‌گرفت.

1- در عرصه اقتصاد: رهبر انقلاب همواره بر ضرورت ایستادن بر پای‌های خویش تأکید داشته‌اند. ایشان تصریح کرده‌اند که نباید در انتظار کمک‌های خارجی ماند و باید با بهره‌گیری از امکانات موجود، اقتصادی قوی و مستقل بنا نهاد. به همین دلیل، بر تولید داخلی، دانش بومی و نوآوری تأکید می‌ورزند. برای نمونه، برنامه هسته‌ای کشور، هم به‌مثابه دفاع از منافع ملی است و هم مصداقی از پیشرفت علمی.

2- در عرصه سیاست خارجی: رهبر انقلاب فرموده‌اند که باید با تمامی کشورها رابطه برقرار کرد، اما نه به هر بهایی. ایشان تأکید کرده‌اند که باید منافع ملی را در اولویت قرار داد و نباید اجازه تعرض به حریم کشور را داد. به همین جهت، سیاست «نه شرقی، نه غربی» را مطرح ساختند؛ به این معنا که باید مستقل بود و به هیچ یک از قطب‌های قدرت وابستگی نداشت.

3-در عرصه فرهنگ: رهبر انقلاب تصریح کرده‌اند که باید فرهنگ اصیل خود را پاس داشت و نباید اجازه داد فرهنگ‌های بیگانه جایگزین آن شوند. ایشان بر لزوم ترویج ارزش‌های اسلامی و ایرانی و آشنایی نسل‌های آینده با این ارزش‌ها تأکید دارند. به همین دلیل، بر تولید محتوای فرهنگی داخلی، حمایت از هنرمندان بومی و توجه ویژه به حوزه آموزش و پرورش تأکید می‌ورزند.

4-در عرصه علم و فناوری:  رهبر انقلاب خاطرنشان کرده‌اند که باید دانش را به سمت حل مسائل کشور سوق داد. ایشان بر ضرورت تولید دانش بومی و پرهیز از وابستگی به کشورهای خارجی تأکید دارند. به همین منظور، بر پژوهش‌های علمی، نوآوری و فناوری‌های نوین توجه ویژه‌ای معطوف داشته‌اند.

 

قرائت تمدنی رهبر انقلاب: نگاهی نو به جهان

رهبر انقلاب، در حقیقت، نگاه نوینی به جهان دارند؛ نگاهی که فراتر از مسائل صرفاً سیاسی و اقتصادی است. این نگاه در پی یافتن ریشه‌های عمیق‌تر مشکلات و دستیابی به راه‌حل‌های پایدار و ماندگار است.

ایشان معتقدند که مشکلات امروز جهان، ریشه در پاره‌ای باورهای ناصواب دارد؛ باورهایی که موجب جدایی انسان از خویشتن و طبیعت گشته و جنگ، خشونت، فقر و گرسنگی را به امری عادی تبدیل کرده است.

از دیدگاه ایشان، راه‌حل این معضلات، بازگشت به ارزش‌های انسانی است؛ ارزش‌هایی که در تمامی ادیان و فرهنگ‌ها مشترک هستند. ارزش‌هایی نظیر عدالت، اخلاق، مهرورزی، صلح و آزادی.

رهبر انقلاب بر این باورند که تمدن اسلامی می‌تواند این ارزش‌ها را به جهان عرضه کند. تمدنی که صرفاً دارای مجموعه‌ای از قوانین و مقررات نیست، بلکه خود یک سبک زندگی است؛ سبکی مبتنی بر اخلاق و معنویت.

 

اهمیت این قرائت تمدنی چیست؟

این قرائت تمدنی رهبر انقلاب از آن رو حائز اهمیت است که به ما یاری می‌رساند تا جایگاه خود و مقصد نهایی را دریابیم. به ما کمک می‌کند تا تشخیص دهیم چه اقداماتی را باید انجام دهیم و از چه کارهایی باید پرهیز کنیم.

این قرائت تمدنی به ما امید می‌بخشد. به ما نشان می‌دهد که حتی در سخت‌ترین شرایط نیز می‌توانیم در پی آرمان‌های بزرگ باشیم و به اهداف خود نائل آییم.

این قرائت تمدنی، الهام‌بخش و انگیزه‌آفرین است و ما را به تلاشی بیشتر و عملکردی بهتر ترغیب می‌کند. رهبر انقلاب با تلفیق واقع‌گرایی سیاسی و آرمان‌گرایی تمدنی، مسیری را برای ساخت جهانی بهتر به ما نمایانده‌اند؛ مسیری که نه آسان است و نه سریع، اما بی‌تردید شایسته پی‌گیری است.

بایسته است از رهبر خود بیاموزیم که چگونه با واقعیت‌ها مدارا کنیم و در عین حال، آرمان‌های والا را از یاد نبریم. باید از ایشان فراگیریم که چگونه با عقل و منطق تصمیم بگیریم، اما دل را نیز به آرمان‌ها بسپاریم. باید از رهبر خود یاد بگیریم که چگونه تمدنی برتر بنا کنیم؛ تمدنی که بر پایه عدالت، اخلاق، مهرورزی، صلح و آزادی استوار باشد.

این است میراثی که رهبر انقلاب برای ما به یادگار نهاده‌اند. میراثی که باید از آن پاسداری کنیم و به نسل‌های آینده منتقل سازیم. میراثی که می‌تواند جهان را به مکانی بهتر مبدل کند.

اما مهم‌ترین پرسش این است: مهم‌ترین چالش پیش روی ما برای تحقق این قرائت تمدنی چه می‌تواند باشد؟ به نظر می‌رسد که این شکاف نسلی که این روزها به‌کرات از آن سخن به میان می‌آید، صرفاً یک اختلاف نظر سطحی میان نسل جوان و بزرگسال نیست. این پدیده، عمیق‌تر از این حرف‌هاست؛ به تعبیری، گویی هر نسلی زبانی نو فراگرفته و در فهم دقیق گفتار طرف مقابل ناتوان است.

در گذشته، همه گرد یک سفره جمع می‌شدند و از مجموعه‌ای از داستان‌ها و باورهای مشترک برخوردار بودند که همگان به آن اعتقاد داشتند. این روایت‌ها، همانند یک نقشه راه، به ما نشان می‌دادند که چگونه زندگی کنیم و چه اموری از اهمیت بیشتری برخوردارند. اما امروزه، این نقشه راه مفقود شده است. هر نسلی می‌کوشد تا خود نقشه‌ای نو ترسیم کند؛ نقشه‌ای که با دنیای پیرامونش سازگار باشد.

این دگرگونی، ناشی از تحولات شگرف جهان ماست. فناوری، شبکه‌های اجتماعی، همه و همه با سرعتی شگفت‌انگیز در حال تغییرند. نسل‌های جوان‌تر در جهانی کاملاً نوین رشد یافته‌اند؛ جهانی آکنده از اطلاعات و امکانات. آنان دیگر همچون گذشته به سخنان بزرگ‌ترها گوش فرانمی‌دهند. خود می‌خواهند کشف کنند، خود می‌خواهند بیاموزند.

اما این تحول، خالی از چالش نیست. هنگامی که هر کس در پی ترسیم نقشه راه خود است، امکان گم کردن مسیر اصلی وجود دارد. ممکن است یکدیگر را درک نکنیم و حتی به ستیز با هم برخیزیم.

 

راه‌حل این معضل چیست؟

 

نخست، باید به یکدیگر گوش فرا دهیم؛ نه صرفاً شنیدن الفاظ، بلکه تلاش برای درک احساسات و چرایی طرز فکر طرف مقابل.

دوم، باید ارزش‌های مشترک خود را بازشناسی کنیم. ارزش‌هایی که همه ما به آنها باور داریم، نظیر صداقت، مهربانی و عدالت. این ارزش‌ها می‌توانند همچون پلی، ما را به یکدیگر نزدیک‌تر سازند.

سوم، باید به هم احترام بگذاریم، حتی اگر با دیدگاه یکدیگر موافق نباشیم. باید به یاد داشته باشیم که هر کس شیوه تفکر و سبک زندگی خاص خود را دارد.

چهارم، باید بیاموزیم که با یکدیگر یاد بگیریم. نسل‌های جوان‌تر می‌توانند ما را با دانش نوین خود در زمینه فناوری و شبکه‌های اجتماعی آشنا کنند و ما نیز می‌توانیم آنان را با میراث کهن خود در زمینه تاریخ و فرهنگ آشنا سازیم.

این اقدامات، ساده و آسان نیستند. اما اگر در آرزوی ساختن جهانی بهتر هستیم، باید تلاش لازم را به عمل آوریم. باید بیاموزیم که یکدیگر را درک کنیم، به هم مهر بورزیم و در کنار هم گام برداریم.

Share:

Comments

Be the first to comment.