تثبیت انقلاب در عصر جنگ ترکیبی؛ الگوی حکمرانی مشارکتی
به گزارش روابط عمومی پژوهشگاه علوم و معارف انقلاب اسلامی، دشمن امروز از مسیری وارد شده که نه با موشک، که با تحریم و ناامیدی اقتصادی، سرمایه اجتماعی را هدف گرفته است. اما پاسخ به این جنگ ترکیبی، نه در انحصار دولت و نه در شعارهای زبانی اقتصاد مقاومتی، بلکه در بازگشت به اصل گمشده «مردمی کردن حکمرانی» نهفته است.
این نوشتار نشان میدهد چرا تبدیل «انرژی انقلاب» به «ساختارهای پایدار مشارکتی» تنها راه عبور از بحران مشروعیت و ساخت آیندهای تابآور است.
در ادامه این یادداشت را بخوانید:
تثبیت انقلاب در عصر جنگ ترکیبی؛ الگوی حکمرانی مشارکتی
مرضیه صادقیان، پژوهشگر اجتماعی
تاریخ تحولات سیاسی معاصر ایران نشان میدهد که قدرت انقلابی، هرگز در گروِ حضور فیزیکی صرف در میدان نیست، بلکه در توانایی تبدیل آن «انرژی لحظهای» به «ساختارهای پایدار اجتماعی و اقتصادی» نهفته است. رهبر شهید انقلاب، آیتالله خامنهای، در روزهای حساس پس از جریانات دیماه ۱۴۰۴ و در اوج کمنوریِ ظاهریِ گفتمانِ انقلاب، با بیان مفهومی کلیدی تحت عنوان «بعثت مردم»، راهکار عبور از بحرانها را نه در تکیه بر افراد، بلکه در بیداری عمومی و کنشگری جمعی دانستند. این نکته ظریف، کلید حل معمای «ساخت قدرت از سرمایه» است؛
چگونه میتوان شکوه خیابان را به اقتصاد و حکمرانی پایدار ترجمه کرد؟
اقتصاد به مثابه میدان نبرد جدید
جنگهای امروز، دیگر تنها در مرزهای جغرافیایی یا فضای سایبری تعریف نمیشوند، بلکه عمیقترین لایههای حیات اجتماعی، یعنی «اقتصاد» را نشانه رفتهاند. دشمن با ایجاد ترسهای اقتصادی، تحریمهای فلجکننده و جنگ روانی علیه معیشت، تلاش میکند سرمایه اجتماعی را فرسایش دهد و مردم را از صحنه کنشگری خارج کند. در این میان، تجربه چند ده ساله جمهوری اسلامی ثابت کرده است که هرگاه نقشآفرینی از مردم گرفته شده و آنها به «سوژههای منفعل سرویسگیرنده» تبدیل شدهاند، شکستهایی جدی رخ داده است. اما هرگاه مردم به میدان آمدهاند، از اصل تغییر رژیم شاهنشاهی و تحقق انقلاب گرفته تا جنگهای تحمیلی اول و دوم و سوم، تا بحران کرونا و سایر رخدادهای طبیعی و...، پیروزی حاصل شده است.
«تثبیت انقلاب» در عصر حاضر نیز مستلزم تغییر پارادایم از «حکمرانیِ برای مردم» به «حکمرانیِ با مردم» است. این حکمرانی مشارکتی، یعنی بازگرداندن اعتماد و کارآمدی به بدنه جامعه. اگر نگاهها صرفاً به سمت مسئولین، نخبگان سیاسی یا نظامی معطوف باشد، با خطر بحران مشروعیت در بلندمدت روبرو خواهیم شد. رهبر شهید انقلاب با تأکید بر اینکه «کار را مردم تمام خواهند کرد»، هشداری راهبردی به ساختار رسمی داد: پایداری نظام در گروِ فعالسازی مداوم ظرفیتهای نهفته در لایههای پایین و میانی جامعه است.
تحلیل تهدیدات و مداخلات دشمن
دشمن در سناریوی فعلی، از دو مسیر وارد میشود: اول، ایجاد گسست میان میدان (اعتراضات خیابانی یا حمایتهای نمادین) و ساختار رسمی (دولت و مجلس) با هدف تحریف روایت «مردمسالاری دینی». دوم، مهندسی افکار عمومی برای القای این نگرش که تنها دولتها باید مشکلات را حل کنند و نقش مردم، محدود به مصرفکنندگی است. این الگوی مداخله، اگر پاسخ داده نشود، منجر به استحاله معنایی سرمایه اجتماعی خواهد شد؛ یعنی مردمی که روزی برای دفاع از انقلاب ایستادگی کردند، اکنون به دلیل ناکارآمدیهای ناشی از طرد شدن از فرآیند تصمیمگیری، به سمت انفعال یا حتی خشم پنهان سوق مییابند.
راهکار: مردممحوری در اقتصاد و حکمرانی
راه مقابله با این سناریوها، بازتعریف رابطه دولت و ملت بر پایه «مردمی کردن اقتصاد» است. اقتصاد مقاومتی نباید یک شعار زبانی باشد، بلکه باید به یک حرکت اجتماعی تبدیل شود. این یعنی:
- شفافیت و پاسخگویی: برای بازیابی اعتماد، ساختارهای رسمی باید نشان دهند که در خدمت منافع ملی هستند، نه منافع گروهی و فردی.
- تسهیلگری به جای مداخله: دولت باید بستر را برای کارآفرینی، تعاونهای مردمی و تولید داخلی فراهم کند، نه اینکه با بوروکراسی سنگین، روحیه ابتکار عمل را در جامعه از بین ببرد.
- تقویت شبکههای اجتماعی مدنی: نهادهایی مانند انجمنها، خیریهها و شوراهای محلی باید تقویت شوند تا پلی میان نیازهای مردم و پاسخگویی ساختارها باشند.
جمعبندی: آیندهسازی بر بسترِ مردم
تثبیت انقلاب در عصر جنگ ترکیبی، نیازمند درکی نوین از «قدرت» است. قدرت دیگر تنها در دستوری که از بالا صادر میشود نیست، بلکه در شبکهای از اعتماد و همکاری است که از پایین سازه میشود. اگر بتوانیم «بعثت مردم» را از فضای سیاسی-امنیتی به فضای اقتصادی-اجتماعی تعمیم دهیم، یعنی راز پایداری را یافتهایم. آیندهای که در آن مردم به عنوان «سرمایه اصلی» و «طراحان سرنوشت» خود شناخته شوند، همان آیندهای است که دشمن را از مداخله باز میدارد و انقلاب را به سمت تعالی تمدنی هدایت میکند. پایندگی جامعه اسلامی نیز در گروِ همین پیوند ناگسستنی میان «هدایت الهی» و «کنشگری مردمی» است.