گفتگو با دکتر شکرالله خاکرند، استاد تاریخ دانشگاه شیراز: تشییع رهبر شهید، رفراندوم وفاداری به مکتب و طلیعه قدرت تمدنی ایران بود
Political Thought 2026/10/15

گفتگو با دکتر شکرالله خاکرند، استاد تاریخ دانشگاه شیراز: تشییع رهبر شهید، رفراندوم وفاداری به مکتب و طلیعه قدرت تمدنی ایران بود

به گزارش روابط عمومی پژوهشگاه علوم و معارف انقلاب اسلامی، ویژه‌نامه «رجعت نور» شامل مجموعه‌ای از آثار، یادداشت‌ها و گفتارهای تحلیلی درباره تشییع رهبر شهید انقلاب اسلامی، که هم‌زمان با این مراسم تهیه و چاپ شده بود، توسط پژوهشگاه علوم و معارف انقلاب اسلامی در دسترس عموم قرار گرفت.

در ویژه نامه رجعت نور، دکتر شکرالله خاکرند، استاد تاریخ دانشگاه شیراز تشییع پیکر رهبر شهید را یک «رفراندوم عمومی» برای تثبیت مکتب فکری انقلاب و آغازگر مرحله‌ای نوین در عرصه جهانی می‌داند؛ دورانی که در آن ایران، نه به عنوان یک کشور جزئی، بلکه در قامت یک ابرقدرت نوظهور فکری و تمدنی در برابر مکاتب رو به زوال غربی رخ می‌نماید.


مشروح این گفتگو را در ادامه بخوانید:

در گفتگو با دکتر شکرالله خاکرند، استاد تاریخ دانشگاه شیراز مطرح شد:
تشییع رهبر شهید، رفراندوم وفاداری به مکتب و طلیعه قدرت تمدنی ایران بود


مقدمه:
شهادت رهبران بزرگ تاریخ، فراتر از یک سوگواری عاطفی، بستر ساز یک بعثت جمعی و بازخوانی هویت ملی است. دکتر شکرالله خاکرند، استاد تاریخ دانشگاه شیراز، در این گفتگو تبیین می‌کند که چگونه پیوند میان امام و امت در بستر این شهادت، از جنبه مادی فراتر رفته و به یک انرژی تمدنی تبدیل می‌شود. او تشییع پیکر رهبر شهید را یک «رفراندوم عمومی» برای تثبیت مکتب فکری انقلاب و آغازگر مرحله‌ای نوین در عرصه جهانی می‌داند؛ دورانی که در آن ایران، نه به عنوان یک کشور جزئی، بلکه در قامت یک ابرقدرت نوظهور فکری و تمدنی در برابر مکاتب رو به زوال غربی رخ می‌نماید.

 

بفرمایید که چرا واکنش مردم به شهادت رهبر شهید صرفاً یک سوگواری نیست بلکه یک بعثت جدید و آغاز یک نهضت جدید برای ملت ایران محسوب می‌شود؟
 به هر حال بحث این است که یک نسبتی بین امام و امت وجود دارد. بله، امت همان مردم‌اند ولی تربیت‌شده؛ مردمی که غنی می‌شوند مثل اورانیوم غنی‌شده. این غنا وقتی به یک نقطه خاصی می‌رسد یک شکوفایی می‌دهد، یک انرژی از آن وارد می‌شود؛ مثل بذری که تربیت شده و تبدیل به یک درخت تناور پر میوه می‌شود؛ یعنی این نسبت وجود دارد. طبیعتاً اینجا امت خودش می‌شود امام یا امامت به تعبیری از امام که یک نفر است، عمومی می‌شود به کل امت. وقتی از لحاظ شخصیتی، از لحاظ نگاه، از لحاظ منش و روش مثل امام می‌بینند، مثل امام رفتار می‌کنند، مثل امام احساس می‌کنند، این در واقع همان بعثتی است که اتفاق می‌افتد. در نتیجه اصلاً نسبت این نیست که یک شخصی بوده و ما آن شخصیت را از دست داده‌ایم، بلکه نسبت یک پیوند است که اصولاً از جنس مادی هم نیست که با رفتن جسم رهبر از بین برود، با در واقع فوت امام از بین برود.
این نسبت حتی تعمیق پیدا می‌کند و این رابطه روح با روح -هم روح امت با روح امام- طبیعتاً در عالی‌ترین شکلش رخ می‌دهد. در این حالت که حالا یک وجهش فقط سوگواری است و اشکال عمیق‌تری از آن بروز ظهور خواهد کرد. در تشییع آقا قطعاً این نسبت و ارتباط امام و امت را خواهیم دید و قطعاً خودش را نشان می‌دهد و جلوه‌گر خواهد شد.

 

بفرمایید که تشییع رهبر شهید چطور توانست به بازخوانی، احیا و ادامه پیدا کردن مکتب فکری و سیاسی رهبر شهید منجر شود؟ اصلاً چطور می‌تواند هویت این جامعه را به سمت مکتب فکری رهبری سوق بدهد؟
ببینید در ادبیات سیاسی ما سال‌ها بود از واژه رفراندوم استفاده می‌شد. رفراندوم یعنی اعلام رأی عمومی؛ به نظر من خود تشییع جنازه رهبر شهید، رفراندوم بود که اقبال عموم و خواست عمومی مردم در آن جلوه کرد. خواست عمومی مردم، نگاه و نظریه و در واقع آن مکتب فکری آقا خواهد بود و طبیعتاً اینجا دیگر اداره کشور در حوزه سیاست، اقتصاد، تعلیم، تربیت، فرهنگ و رسانه نمی‌تواند خلاف رأی مردم باشد. اینجا دیگر رأی امام فقط نیست، رأی مردم هم هست و این در واقع باید مانیفست بشود، دستورالعمل شود و کتاب مقدس انقلاب اسلامی و نگاه ایشان که طبیعتاً هم شخصی نیست؛ یعنی ایشان عصاره و محصول دانشی است که از دین دارند، از راه دارند، از عقلانیت خردمندان دارند که در دستگاه فکری و عقلی ایشان در قالب کلمات بیان شده، یک پشتوانه عمیق این‌شکلی دارد.
از طرفی رأی عمومی مردم، رفراندوم عمومی مردم در تشییع هم همین را نشان داده؛ یعنی آنچه که ایشان سال‌ها می‌گفتند و خیلی‌ها باور نمی‌کردند، در عمل اثبات شده؛ یعنی هم تجربه درستش نشان داده، هم خواست عموم مردم به آن مشروعیت داده و هم شخصیت خود امام شهید و اتکایشان به معارف وحیانی و عقلانی. همه این‌ها به هر حال پشتوانه این نگاه و مکتب فکری ایشان خواهد بود.

 

 آیا تشییع رهبر شهید پایان یک دوره تاریخی بود یا آغاز مرحله نوینی برای تحقق آرمان‌هایی که ما از سال ۵۷ و با انقلاب به دنبالش بودیم؟
این قطعاً ادامه یک مسیر صد و خورده‌ای روزه است که با شهادت ایشان شروع شد. گاهی یک جاهایی زبان نمی‌تواند یک جامعه را اقناع کند و خون باید این کار را بکند؛ در واقع کاری که امام حسین علیه‌السلام کردند. و طبیعتاً وقتی کسی پای ادعاهایش، پای اندیشه‌هایش و آنچه که سال‌ها گفته، از خون خودش و خانواده خودش می‌گذرد و امضا می‌کند، طبیعتاً این ماندگاری را امضا کرده و به نظرم با شهادت ما وارد دوره جدید شدیم. البته ایشان پیش‌بینی کرده بودند که اگر اتفاقی بیفتد مردم مبعوث می‌شوند و مردم کار را تمام خواهند کرد و ما طلیعه‌اش را می‌بینیم؛ ما یک بخشی از ماجرا را البته داریم می‌بینیم که ایران دیگر کشور جزئی نیست، ابرقدرت چهارم است که قطعاً قوی‌تر هم خواهد شد.
ولی طبیعتاً در حوزه فرهنگ تمدنی هم یک پرسش جهانی ایجاد شده که این قدرت نوظهوری که جلوی دو قدرت اتمی اسرائیل و آمریکا ایستاده و توانسته از شکست، پیروزی بسازد، از کشوری که قرار بود دو سه روزه به قول ترامپ از بین برود و تسلیم شود، حالا قدرتی ساخته که هر چه می‌گوید مجبورند گوش بدهند، این چه پشتوانه فرهنگی و فکری و تمدنی دارد؟ که می‌تواند آن‌قدر قوی عمل کند و شکست را تبدیل به پیروزی کند. این نگاه به نظر من در سطح جهانی و این عطش و این پرسش در سطح جهانی الان ایجاد شده است. طبیعتاً اگر ما بتوانیم خوب پاسخ بدهیم، نه تنها در عرصه سیاسی بلکه در عرصه فکری و تمدنی هم در واقع یک قدرت مطرح جهانی خواهیم بود؛ در روزگاری که قدرت‌های فکری دیگر، اندیشه‌ها و مکتب‌هایی مثل مارکسیسم و لیبرالیسم دیگر حرفی برای گفتن ندارند و در جهانی که تشنه سخن جدید است، همه انتظار یک مکتبی را می‌کشند که هم حکمت داشته باشد و آرامش بدهد، معنویت داشته باشد، عقلانیت داشته باشد و هم می‌تواند مقدمه ظهوری باشد که ما انتظار آن را داریم.
 

Share:

Comments

Be the first to comment.