«فقه نظامات اجتماعی و حکمرانی» آخرین مطالبه امام شهید از حوزههای علمیه
به گزارش روابط عمومی پژوهشگاه علوم و معارف انقلاب اسلامی، فقه نظامات اجتماعی و حکمرانی، آخرین و مهمترین مطالبه امام شهید از حوزههای علمیه بود؛ مطالبهای که حوزه را فراتر از آموزش احکام فردی، مسئول طراحی و تبیین الگوی اسلامی اداره جامعه میداند. از نگاه ایشان، با تشکیل نظام اسلامی، پاسخگویی فقه به مسائل حکمرانی و نظامات اجتماعی به یک ضرورت فوری تبدیل شده است.
عباسعلی مشکانی سبزواری، دکتری فقه سیاسی با بازخوانی آخرین توصیههای امام شهید به حوزههای علمیه، بر این نکته تأکید میکند که ظرفیت فقه شیعه برای تولید نظامهای کارآمد اجتماعی وجود دارد، اما این ظرفیت هنوز بهطور کامل فعال نشده است. وی در این یادداشت آینده حکمرانی اسلامی را به توان حوزه در تولید «فقه نظامات اجتماعی» گره میزند.
مشروح این یادداشت را به قلم عباسعلی مشکانی سبزواری، دکتری فقه سیاسی و عضو هیئت علمی دانشگاه باقرالعلوم در ادامه بخوانید:
«فقه نظامات اجتماعی و حکمرانی» آخرین مطالبه امام شهید از حوزه های علمیه
عباسعلی مشکانی سبزواری، دکتری فقه سیاسی و عضو هیئت علمی دانشگاه باقرالعلوم
1. بزرگمردی فقیه و شهید، را می شناسم که بیش از «نیم قرن»، مهمترین دغدغه اش نسبت به حوزه های علمیه، تبیین و تفهیم «ماموریت بنیادین حوزه های علمیه» برای «حوزویان و متولیان اداره حوزه» بود! آنچه در ادامه می آید، آخرین کلمات و بیانات آن امام شهید خطاب به حوزه های علمیه در منشور حوزه سرآمد و پیشرو است.
2. او معتقد بود «ماموریت حوزه، همان ماموریت انبیای الهی است، که عبارت از تحقق حاکمیت دینی است» و حوزه «صرفاً یک مؤسّسه تدریس و تدرّس نیست» بلکه «مرکز تولید و تبیین اندیشهی اسلام در باب نظامات اجتماعی؛ از نظام سیاسی و شکل و محتوای آن، تا نظامات مربوط به ادارهی کشور، و تا نظام خانواده و روابط شخصی، بر اساس فقه و فلسفه و منظومهی ارزشی اسلام» است.
از نگاه او «امروز با تشکیل نظام اسلامی و مطرح شدن حکمرانی به شیوهی اسلام، موضوعات مهمّی برای حوزه اولویّت یافته که در گذشته مطرح نبوده است و برای امروز و فردای کشور دارای اولویّت و منتظر پاسخ فقهی است» و گلایه مند بود که «در شیوه کار کنونیِ حوزه، در بخش فقهی، توجّه کافی به این اولویّتها دیده نمی شود و فرصت ها و سرمایه های انسانی و مالی فدای اظهار فضل و سُمعه علمی و مسابقه در فاضل نما شدن می گردد که مصداق فعل مادّی و دنیاگرایانه و اِتَّخَذَ اِلهَهُ هَواه است!».
3. در بینش او «زندگی اجتماعی بدون طراحی نظامات اجتماعی و ارائه شیوه حکمرانی ممکن نیست و جوامع عالم به شیوههای گوناگون و در قالب نظامهای گوناگون اداره میشوند و در حکومت اسلامی این مبنا و قاعده طبعاً باید برگرفته از اسلام و متونِ معتبر آن باشد و نظامات ادارهی جامعه از آنها استخراج شود».
4. او از عمق وجود باور داشت که «فقه شیعه به برکت قواعد گستردهی فقهیِ مستفاد از کتاب و سنّت، و نیز به مدد عناوین ثانویّه، کفایت لازم را برای طرّاحی نظامات گوناگون اداره جامعه دارا است».
5. آن بزرگمرد گلایه مند بود علیرغم نیاز و وجود ظرفیت لازم، «بسیاری از نظامات اجتماعی کشور همچنان نافرجام و بیسامان باقی مانده؛ در حالی این مهم در شمار وظائف حتمی حوزه علمیه است و حوزه باید این خلاء را پر کند» و همیشه هشدار می داد که «امروز نمیتوان فقاهت را همچون ناآگاهان، غرق شدن در احکام فردی و عبادی دانست و بایستی به سمت تبیین و تولید فقه نظامات اجتماعی و حکمرانی رفت».
6. در مورد لوازم این مهم نیز معتقد بود «حوزه برای طرّاحی و تنظیم نظامات اجتماعی نیاز دارد که با یافتههای امروز جهان دربارهی این نظامات به اندازهی لازم آشنایی داشته باشد. این آشنایی، فقیه را قادر خواهد ساخت که با بهرهبرداری از درست و نادرست این یافتهها، حضور ذهن لازم برای استفاده از تصریحات و اشارات کتاب و سنّت بیابد و شاکلهی نظامات اجتماعی را برای ادارهی جامع و کامل جامعه بر اساس اندیشهی اسلامی طرّاحی کند».
7. و امروز مائیم و آخرین مطالبه امام شهیدمان. باشد که بتوانیم گامی هر چند کوچک، در مسیر تولید و تبیین فقه نظامات اجتماعی و حکمرانی برداریم...