مشقِ نقش
به گزارش روابط عمومی پژوهشگاه علوم و معارف انقلاب اسلامی وحید رجب خانی پژوهشگر علوم اجتماعی در یادداشتی نوشت: در این روزها و شبها، شهرهای ایران شاهد شکل تازهای از حضور مردمی در فضاهای عمومی است؛ حضوری که تا ساعتهای پایانی شب امتداد مییابد و سیمای متفاوتی از زیست شهری را نشان میدهد. این حضور، برخلاف رفتارهای مقطعی، به حالتی از «زیست جمعی شبانه» تبدیل شده است؛ لحظاتی که شهر در تاریکیِ نسبیاش، روشنایی تازهای از ارتباط و گفتگو مییابد. در این فضا، شهروندان نه صرفاً تماشاگر زندگی شهری، بلکه بازیگران آن هستند؛ با حضور، گفتگو، مراقبت و همیاری، نقش اجتماعی خود را تمرین میکنند. از همین رو، میتوان این حرکت خود جوش را نوعی «مشقِ نقش» دانست؛ تمرینی آگاهانه برای درک عمیقتر از کنش شهروندی، همپایی و مسئولیت مشترک است.میدان شبانه؛ آزمایشگاه همزیستی شهری فضای شب، با حذف شتاب روزمرگی و فشارهای ساختاری، به بستر تازهای برای ارتباطهای انسانی بدل میشود. میادین شهری در این ساعات، آزمایشگاههای زندهایاند که در آن، مردم مدلهای جدید زیست اجتماعی را میآزمایند؛ گفتگوهای خودجوش، حضور بدون واسطه، و کنار هم بودن بدون دستور. این فضاها از نو یادآور مفهوم «میدان عمومی» هستند؛ جایی برای تمرین تعامل، تفاهم و همزیستی در مقیاس شهری.از حضور تا کنشگریدر بسیاری از این تجمعهای شبانه، مردم صرفاً ناظر نیستند؛ آن ها دست به کار میشوند در هماهنگی، یاری، و خلق لحظات مشترک. این حرکت از مصرف فضا به خلق فضا، از ماندن به عمل کردن، در واقع همان نقطهی جهش جامعه به سوی کنشگری اجتماعی پایدار است. این کنشهای کوچک و پراکنده، دانههای اولیهی مسئولیت پذیری جمعیاند؛ همان «مشقهای نقش» که مسیر بلوغ اجتماعی را میسازند.
شکل گیری هویت جمعی نوین در چنین تجربههایی، افراد میان خویش و جمع رابطهای تازه برقرار میکنند. حضور هم زمان نسلها و گروههای گوناگون در یک میدان مشترک، نوعی آگاهی جمعی نوپدید ایجاد میکند. آگاهی از این که «ما» فقط مجموعهای از افراد نیستیم، بلکه پیکرهای اجتماعی با امکان اثرگذاریایم. این تجربه، بنیان هویت جمعی تازهای است که بر پایهٔ با هم بودن مسئولانه شکل میگیرد.میدان، محل گفتگو و یادگیری متقابلدر شب زیستی متکثر، دیالوگی میان نسلها و سبکهای زندگی متفاوت درمیگیرد. نوجوان، دانشجو، خانواده و شهروند میانسال، هر یک قطعهای از تجربهی اجتماعی را به میدان میآورند. این همنشینی، عرصهای برای یادگیری اجتماعی متقابل پدید میآورد؛ نوعی شبکهی زندهٔ تبادل تجربه که انسجام افقی جامعه را تقویت میکند.مسئولیت پذیری متقابل؛ گام راهبردی جامعه در حال بلوغدر تحلیل نهایی، آن چه این پدیده را از سایر اشکال تجمع یا گذران اوقات فراغت متمایز میسازد، ظهور مسئولیت جویی اجتماعی است. حضور پایدار مردم در میدانها فقط نشانهی شور نیست، بلکه شاخصی از بلوغ اجتماعی است؛ جامعهای که میخواهد در سرنوشت و محیط مشترک خود نقش ایفا کند.این حضور پیامی ضمنی دارد هنگامی که مردم «پای کار» هستند، انتظار بازتابی از پای کار بودن نهادها نیز به صورت طبیعی شکل میگیرد. اما این معنا نه در قالب مطالبهٔ سیاسی، بلکه در قالب الگویی از همپایگی رابطهٔ جامعه و ساختار قابل درک است. مسئولیت پذیری به مثابه رابطهای دو طرفه، مبتنی بر اعتماد و پاسخ گویی متقابل.
پدیدهی شب زیستی این روزهای ایران را باید فراتر از رفتار جمعی یا هیجان عمومی دید؛ این رخداد نشانهای از ظرفیت عمیق جامعه برای بازآفرینی خویش در میدان عمومی است.این تجربه، بستری برای تمرین نقشهای شهروندی و بازتعریف نسبت فرد با جمع فراهم کرده است. در این «مشق نقش»، جامعه ایرانی در حال آموختن چیزی فراتر از حضور است؛ چگونگی زیستن با هم، گفتگو با هم و ساختن با هم.این فرایند، اگر شناخته و تقویت شود، میتواند به راهبردیترین پشتوانهی توسعهی اجتماعی بدل گردد. زیرا هیچ برنامه یا سیاستی بدون حضور نقش آفرین مردم در میدان واقعی زندگی، پایدار نخواهد بود.