میراث فکر سیاسی رهبر شهید: پایایی؛ پویایی و آینده‌نگری
Strategic Studies 2026/09/28

میراث فکر سیاسی رهبر شهید: پایایی؛ پویایی و آینده‌نگری

به گزارش روابط عمومی پژوهشگاه علوم و معارف انقلاب اسلامی، کتاب «بر مدار میراث؛ روایت استمرار امانت» که به همت پژوهشگاه علوم و معارف انقلاب اسلامی و دانشگاه امام صادق(ع) منتشر شده، مجموعه‌ای از آثار و جستارهای میان‌رشته‌ای است که با محوریت نسبت میان سه مفهوم «امامت»، «میراث» و «استمرار» تدوین شده است. نویسندگان این مجموعه با بهره‌گیری از رویکردهای الهیاتی، تاریخی، اجتماعی و فرهنگی، به بررسی چگونگی تداوم یک حقیقت تاریخی پس از شهادت امام شهید، حضرت آیت الله العظمی سید علی خامنه‌ای و نحوه حضور آن در حافظه و حیات اجتماعی جامعه پرداخته‌اند.

در کتاب «بر مدار میراث؛ روایت استمرار امانت» حسن مجیدی، دانشیار معارف اسلامی و علوم سیاسی دانشگاه امام صادق(ع)، در مقاله‌ای با عنوان «میراث فکر سیاسی رهبر شهید: پایایی؛ پویایی و آینده‌نگری»، منظومه فکری و سیاسی آیت‌الله خامنه‌ای را فراتر از آثار مکتوب و سخنرانی‌ها، در تصمیم‌ها، سبک حکمرانی، نهادسازی و جهت‌گیری‌های سیاسی ایشان بررسی می‌کند. نویسنده، مؤلفه‌هایی چون مردم‌سالاری دینی، عدالت، معنویت، عقلانیت سیاسی، پیشرفت و استقلال را از ارکان این میراث می‌داند.

مجیدی در ادامه، پیوند اندیشه رهبر شهید با مکتب امام خمینی(ره) را برجسته کرده و از نقش ایشان در پیوند میان دین و سیاست، مردم و حکومت، علم و پیشرفت، عدالت و حکمرانی سخن می‌گوید. مقاله همچنین نشان می‌دهد که از نگاه نویسنده، بخش مهمی از میراث رهبر شهید در نهادسازی علمی و فرهنگی، نهضت نرم‌افزاری، تربیت نیروی انسانی، تقویت ظرفیت‌های درونی و نگاه تمدنی تبلور یافته و استمرار آن نیازمند تبدیل اندیشه به نهادهای پایدار و قابل بازتولید است.

بخش پایانی مقاله به این پرسش اختصاص دارد که چگونه می‌توان میراث فکری رهبر شهید را به «میراثی زنده» تبدیل کرد؛ از گردآوری و تدوین آثار و تربیت پژوهشگران متخصص تا استفاده از ظرفیت آموزش، رسانه و نهادهای علمی و فرهنگی. نویسنده در عین تأکید بر حفظ اصول این منظومه، بر ضرورت پویایی، انعطاف و پاسخ‌گویی به نیازهای جدید نیز تأکید دارد و مجموعه‌ای از تهدیدهای استمرار این میراث و راه‌های مواجهه با آنها را مطرح می‌کند.

مشروح این مقاله  را در ادامه بخوانید:

میراث فکر سیاسی رهبر شهید: پایایی؛ پویایی و آینده‌نگری
حسن مجیدی
دانشیار معارف اسلامی و علوم سیاسی، دانشگاه امام صادق(علیه‌السلام)


مقدمه 
اندیشه‌ها و تصمیمات و کنش‌ها و راهبری‌های دومین رهبر انقلاب اسلامی قائد شهید حضرت آیت‌الله خامنه‌ای( قَدََّس الله نفسه الزکیه) با شهادت ایشان؛ تبدیل به میراثی شده که به‌مثابه یک تجربه و سرمایه معنوی سیاسی و مدیریتیِ گران‌سنگ، فراروی آیندگان قرار گرفته است. 47 سال سیاست‌ورزی در قامت ریاست‌جمهوری و رهبری؛ ظرف زمانی بود که در جغرافیای ایران و جهان و بخصوص در عرصه جبهه مقاومت؛ حامل اصول و بنیان‌های رهبری؛ اندیشه‌ورزی و تصمیم‌گیری‌ها و نقش‌آفرینیِ شخصیتی شد که وارث خمینی کبیر و شناسه مهم انقلاب و جمهوری اسلامی در عصر حاضر شده است. می‌توان گفت در عرصه سیاست میراث رهبر شهید در سه عرصه قابلیت شناخت و احصاء را دارد. نوشته‌ها و آثار مکتوب اعم از فرمان‌ها و سخنرانی‌ها و مطالب منتشر شده و آشکار؛ تصمیم‌گیری‌ها و تصمیم‌سازی‌ها در رهگذر مشورت‌ها و گفتگوهای آشکار و پنهان و نیز جهت‌گیری‌ها در قبال سیاست‌گذاری‌ها و نهادسازی‌ها که فراتر از تصیمات به عرصه نهادی ارتقاء یافته و در مجموعه سبک حکمرانی جمهوری اسلامی از 14 خرداد 1368 تا 9 اسفند 1404، بازتاب یافته است. اگرچه برآوردن و استخراج اندیشه‌ها از معدن تصمیمات، کنش‌ها، راهبری‌ها وحتی سکوت‌ها و اشارات ایشان؛ کاری دشوار و سترگ است؛ اما می‌توان گفت بیانات و نوشته‌ها و تصمیمات و ابلاغیه‌ها و سخنان و اشارات ایشان و جریان یافتن افکار و اندیشه‌ها در نهادسازی‌ها و جهت‌گیری‌های ایشان نسبت به مردم؛ نهادها و شخصیت‌های حکومتی و نیز بازیگران عرصه بین‌المللی؛ درمجموع دریایی از محتواست که می‌توان گوهر اندیشه‌ها و ابعاد و اضلاع منظومه فکر سیاسی ایشان را به‌دست آورد و این میراث بازیابی شده را در صندوق ذخیره میراث تمدنی ایران، فراروی آیندگان قرار داد. شخصیت چندوجهی رهبر شهید؛ نوآوری‌های ایشان در تداوم راه امام راحل و ایجاد تحولاتی شگرف در حکمرانی و راهبری جمهوری اسلامی ایران بسیار است به‌طور فهرست‌وار می‌توان گفت در حوزه اندیشه و فکر سیاسی؛ نشان دادنِ کارایی پیوند دین و سیاست و کارایی ولایت فقیه در اداره جامعه در عصر حاضر؛ تقویت و غنی‌سازی گفتمان جمهوری اسلامی در قالب مردم‌سالاری دینی؛ ایجاد الگویی از نظام‌واره فکری و عملی پیوند میان ارزش‌هایی چون عدالت؛ پیشرفت؛ آزادی؛ امنیت؛ کارامدی؛ استقلال؛ با غیریت‌سازی نسبت به گفتمان‌های غربی و اسلام متحجر؛ پیوند میان سنت و تجدد؛ ایران و اسلام؛ با راهبردهایی چون اسلامی‌سازی سیاست و دولت و جامعه در مسیر حرکت از انقلاب اسلامی به نظام اسلامی – دولت اسلامی – جامعه اسلامی و تمدن نوین اسلامی با اتحادگرایی اسلامی؛ واقع‌گرایی آرمانگرایانه؛ اصولگرایی اصلاح‌طلبانه؛ الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت؛ با نهضت نرم‌افزاری و تولید علم؛ سبک زندگی ایرانی اسلامی؛ حرکت‌های جهادی در عرصه‌های مختلف علمی اقتصادی با محوریت مقاومت؛ پیوند میان حوزه و دانشگاه و علوم انسانی اسلامی؛ تکیه بر بنیان‌های درون‌زای قدرت و نداشتن اتکاء بر ارتباطات با دنیای غرب بلکه با غرب‌ستیزی و نفی سلطه غربی در قالب استکبارستیزی و درمجموع حرکت رو به جلوی درجهت بازسازی تمدن نوین اسلامی؛ میراث سیاسی رهبر شهید انقلاب اسلامی را نامبردار ساخته است این نوشتار در صدد است با بازخوانی منظومه فکر سیاسی رهبر انقلاب که محدود در آثار و نوشته‌های ایشان نیست و کنش‌ها و راهبریهای ایشان را نیز دربر می‌گیرد به شناسایی اضلاع این میراث فکر سیاسی و بخصوص بایسته‌های پویایی و تداوم و استمرار اثرات عینی این اندیشه‌ها در آینده ایران و جمهوری اسلامی و انقلاب اسلامی بپردازد.


میراث فکر سیاسی آنچه باید استمرار یابد
نگرش آیت‌الله خامنه‌ای به سیاست در پی رویکرد امام خمینی(ره)؛ گویای اسلامی کردن سیاست و خوانش اساس سیاست و قدرت از منظر دینی است و نه صرفاً اسلامی کردن سیاست غربی. از منظر قائد شهید؛ اسلام به همه ابعاد حیات انسانی توجه دارد و سیاست هم جدای از دین نیست بر اساس این تلقی، حکومت ابزار است نه هدف، امانت است نه تملیک، تدبیر است نه تزویر، برای خدمت است نه برای کسب قدرت. این امر درست در نقطه مقابل حرکت سیاست غربی و حتی برخی کشورهای اسلامی است که جدایی دین و سیاست و سکولار کردن سیاست را در پیش گرفته‌اند. مطالعات موجود نشان می‌دهد که بعد از موج بیداری ناکام برخی کشورهای اسلامی متأسفانه سکولاریسم و دوری دولت از دین به رویکرد غالب بیشتر کشورهای اسلامی تبدیل شده و در تحولات اخیر در جنگ دو قدرت آمریکا و رژیم صهیونیستی نیز متأسفانه برخی دولت‌های اسلامی از مهاجمان تروریست متجاوز؛ حمایت کردند. حال آنکه حضور میلیونی مردم عراق و تمایلات مردم هند و پاکستان در ابراز عشق و علاقه به رهبر شهید گویای شکاف میان دولت و ملت در بیشتر کشور‌های منطقه از این حیث است می‌توان گفت امامین فقید و شهید انقلاب تنها رهبرانی در عصر حاضر هستند که انقلابی را پایه‌ریزی کرده و تداوم بخشیدند و در قالب نظام جمهوری اسلامی پای اسلامی کردن همه ساحت‌های سیاست ایستادند و از آرمان اسلام و ارزش‌های اسلامی کوتاه نیامدند و رهبر شهید؛ جان خود را فدای آرمان خود کرد و حسین‌وار مقابل ظلم و استعمار نو غربی که در قالب‌های قدرت‌های استکباری، هجمه شدیدی بر ضد اسلام در طول یکصد سال گذشته در پیش گرفته‌اند؛ ایستاد. 


به‌طور خلاصه میراث فکر سیاسی رهبر شهید که به باور نگارنده در تداوم منظومه ومکتب فکری امام خمینی و همسو با افکار شهید مطهری(ره) است (ایشان آثار شهید مطهری را مبنای فکری جمهوری اسلامی معرفی کردند) در موارد زیر قابل خلاصه‌سازی است:
الف) رهبر شهید انقلاب به‌عنوان یک فقیه روشن‌بین و فرهنگ دوست که انس دیرینه با فقه و فلسفه و تفسیر قرآن و آثار ادبی ایران و جهان داشته است. سیاست را در پیوند با اسلام می‌فهمید. می‌توان گفت اندیشه سیاسی رهبر شهید در امتداد و تداوم مکتب سیاسی امام خمینی رحمت‌الله‌علیه بود. اسلام در مکتب حضرت آیت‌الله خامنه‌ای شهید نه اسلام آمریکایی با قرائت‌های لیبرالی بود نه اسلام سلفی‌گرای تکفیری و تحجرگرا. با وجود آشنایی رهبر شهید با آثار سید قطب به نحوی که کتاب فی ظلال القرآن سید قطب را ترجمه کرد و تعبیر جاهلیت مدرن را در توصیف وی از غرب جدید وام گرفت اما فاصله زیادی میان اندیشه‌های رهبر شهید با سید قطب وجود دارد و درحالی‌که جریان‌های مقاومت در جهان اسلام متأثر از افکار و رهبری قائد شهید بوده و مسیر درست مبارزه با استکبار رادر پیش گرفته‌اند اما تأثیرات سید قطب بر جریان‌های تکفیری و ارهابی؛ بیشتر بهانه اسلام‌ستیزی به دنیای غرب داده است. اندیشه سیاسی رهبر شهید نسخه ای از اسلام سیاسی است که بیش از همه با قرائت امام راحل از اسلام ناب محمدی(ص) همانند است. اسلام سیاسی فقاهتی که درعین‌حال حکمت و فلسفه را نیز در شکل‌دهی به بنیان علم و دانش اسلامی موردتوجه قرار می‌دهد. حکیم شهید با الهام‌گیری از حکمت نوصدرایی، تعریفی جامع از بنیان‌های انسان‌شناسی و جهان‌شناسی دارد که انسان را موجودی متاله می‌داند که به سوی خداوند حرکت و تلاش دارد (یاایها الانسان انک کادح الی ربک کدحا فملاقیه). ایشان ساخت جامعه توحیدی را به‌عنوان غایت زندگی انسان می‌داند. در این غایت براهمیت، نقش دین و ارزش‌های الهی بسیار پررنگ است. ایشان به اصالت توأمان فرد و جامعه باور دارد و در جهت اسلامی کردن علوم انسانی بر بنیاد‌های حکمت صدرایی در شکل بخشیدن به علوم انسانی اسلامی، تأکید داشتند.
در بین نظریات فقه سیاسی مبتنی بر ولایت فقیه دو دیدگاه نصب و انتخاب وجود دارد که می‌توان گفت رهبر شهید و رهبر فقید انقلاب به دیدگاه جمع قائل هستند یعنی با وجود آنکه شرایط نصب عام فقیه در روایات آمده است و از این جهت فقیه جامع‌الشرایط و عادل و زمان‌شناس در دوره غیبت تصدی حکومت می‌کند؛ اما این نصب عام تا زمانی که با انتخاب نمایندگان منتخب ملت در خبرگان تعین پیدا نکند ولایت و حکومت وی جریان پیدا نمی‌کند از این راه نظریه مردم‌سالاری دینی رهبر شهید انقلاب فهمیده می‌شود آنگاه که مردمی با باور و اعتقاد به اسلام مسیر اداره جامعه را اسلام ناب محمدی برمی‌گزینند؛ خواست و اراده آنان با ایمان و باور قلبی آنان پیوند خورده و پشتوانه شکل‌دهی به حکومت را فراهم می‌کند در این راه نقش و جایگاه مردم در نظام اسلامی فراتر از نقش مردم در دموکراسی‌های غربی است که صرفاً امر سیاسی را در ساحت و حوزه عمومی و ناظر به امر کشور تعریف می‌کنند و خالی از باورهای اعتقادات قلبی و دینی است. ولایت فقیه در نگرش رهبر انقلاب ضامن عبور از بحران‌ها و هدایت و راهبری کلان نظام اسلامی است. رهبری در این خوانش در جزئیات حکومت ورود نمی‌کند بلکه با ترسیم خطوط کلی اداره کشور؛ دیده‌بان حرکت درست قوای سیاسی اداره‌کننده کشور است؛ البته در نگرش رهبر انقلاب امر قضا و امر فرماندهی قوای مسلحه و جنگ و صلح از شوؤن خاص رهبر انقلاب است و نظارت عالیه بر رئیس‌جمهور با تنفیذ حکم وی و بر مصوبات مجلس با نصب فقهای شورای نگهبان ساماندهی می‌کنند و بر اساس اصل 57 قانون اساسی نیز هرگاه احساس کنند مجلس یا دولت در مصوبات و تصمیم‌گیری‌ها از خطوط کلی فاصله می‌گیرند؛ بی‌ملاحظه کسانی که ممکن بود مصلحت را در سکوت بدانند؛ به‌طور جدی ورود می‌کردند و به مسئولیت هدایت و رهبری کشور عمل می‌کردند. نقش مجمع تشخیص مصلحت نظام در اندیشه و سیره رهبر شهید یک مجمع مشورتی عالی در ترسیم سیاست‌های کلی حل معضلات نظام و داور نهایی اختلافات میان مجلس و شورای نگهبان بوده است در هر حال می‌توان گفت نظریه ولایت فقیه مدنظر رهبر شهید انقلاب ولایت فقیه با پیوند با مردم‌سالاری دینی است.


ب) مردم‌سالاری دینی از ارکان اندیشه سیاسی رهبر شهید انقلاب است. ایشان حتی در دوره ریاست‌جمهوری نیز به‌صراحت اعلام کردند که ما در اسلام حکومت زور نداریم. نظام مردم‌سالاری دینی در پی اخلاقی کردن صحنه سیاست اسـت و بـا تعریـف ارائـه شـده از دیـن در نظـام مـردم‌سالاری دینی که به اخـلاق الهـی و نـه سـکولار نظـر دارد، می‌توان گفـت اخلاقـی شـدن زندگی سیاسی در نظام مردم‌سالاری دینی در پرتو تعالیم وحی، سیره سیاسـی معصـومین و نیز توصـیه‌های اخلاقـی، تحقـق آرمـان‌ها، اهـداف و غایـات زنـدگی اخلاقـی را بـه نحـو متعالی‌تری پیگیری می‌نماید و آن را از یک عامل صرف همبسـتگی اجتمـاعی و جلـوگیری جامعه از فروپاشی به مهـم‌تـرین فلسـفه بعثـت انبیـاء ارتقـاء می‌دهـد. به باور ایشان انتخابات رکن مردم‌سالاری دینی است و از این جهت در طول دوران رهبری خود دائماً بر حضور حد اکثری مردم در انتخابات و صیانت از آن تأکید می‌کردند. انتخابات در نظام اسلامی همواره صحنه تداول قدرت و گردش نخبگان بوده است اینکه در طول رهبری ایشان دولت‌ها و مجالسی با اکثریتی با گرایش‌های مختلف سیاسی روی کار آمدند و رهبر انقلاب در اداره کشور با این نهادها کار کردند؛ نشان‌دهنده آن است که انتخابات برای اینکه بتواند زمینه‌ساز بازتاب خواست‌ها و علایق متنوع جامع باشد؛ کارایی نسبی خود را در طول دوره رهبری ایشان نشان داده است؛ البته ایشان نظارت استصوابی شورای نگهبان را بر همه مراحل انتخابات تأیید و بر ضرورت آن پای می‌فشردند و در مواقعی اهمیت شورای نگهبان را با اهمیت جمهوری اسلامی یکسان می‌دانستند درعین‌حال در مقاطعی که حتی رسیدگی شورای نگهبان به صلاحیت‌های نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری را ناقص می‌دانستند؛ برای تأیید صلاحیت برخی افراد ورود می‌کردند یا در مقاطعی برای صیانت رای مردم بر خلاف رأی شورای نگهبان صحت انتخابات در برخی دوره‌های انتخابات را راساً تأیید می‌کردند.


ج) رکن دیگر اندیشه سیاسی رهبر شهید عدالت است. عدالت هم به معنای قراردادن امور در جایگاهشان هم به‌منزله برابری و هم احقاق حق و مبارزه با تبعیض و فساد. در میراث فکری ایشان، «عدالت» یک اصلِ متصلب و غیرقابل‌حذف در تصمیم‌گیری‌ها است. از نظر ایشان، اقتصادی که رشدِ شاخص‌های کلان را به قیمتِ شکافِ طبقاتی و محرومیتِ دهک‌های پایین دنبال کند، فاقدِ عقلانیتِ اسلامی است. با وجود تلاش‌های درخور جمهوری اسلامی در تحقق عدالت؛ ایشان وضعیت عدالت در نظام اسلامی را ناکافی و با فاصله از وضعیت مطلوب ارزیابی کردند. شاید بتوان گفت عدالت مطالبه ثابت رهبر انقلاب در جهت‌گیری ایشان نسبت به دولت‌های هم عصر ایشان بود چنان‌که به عدالت نسبت به توسعه در دولت سازندگی؛ اهمیت عدالت و مقابله با فساد در دوره دولت اصلاحات؛ تشویق و تأکید بر عدالت و همه سوکردن آن در دولت احمدی‌نژاد و شهید رییسی و مقابله با فساد و همسویی با دولت‌های غربی که از نظر رهبر شهید نماد استکبار و ظلم و ستم در نظام جهانی هستند در دولت اعتدال و وفاق تصریح و تأکید می‌کردند از نظر ایشان اساس در نظام اسلامی، عبارت است از رفاه عمومی و عدالت اجتماعی. فرق عمده ما با نظام‌های سرمایه‌داری همین است. در نظام‌های سرمایه‌داری، اساس، رشد اقتصادی و شکوفایی اقتصادی و ازدیاد و تولید ثروت است. هر که بیشتر و بهتر تولید ثروت کند، او مقدّم است. همچنان که شهید مطهری نیز تصریح دارد رمز اصلی استمرار و پویایی انقلاب و مکتب و میراث رهبر شهید ارتقای عدالت در سطوح مختلف توزیعی؛ شایسته‌سالاری و رفع تبعیض و تضییح حقوق است.


د) سیاست معنویت‌گرا: از نظر رهبر شهید معنویّت به معنی برجسته کردن ارزش‌های معنوی از قبیل: اخلاص، ایثار، توکّل، ایمان در خود و در جامعه است... معنویّت و اخلاق، جهت‌دهنده‌ همه‌ حرکت‌ها و فعالیت‌های فردی و اجتماعی و نیاز اصلی جامعه است؛ بودن آنها، محیط زندگی را حتی با کمبودهای مادی، بهشت میسازد و نبودن آن حتی با برخورداری مادی، جهنم می‌آفریند. رهبر شهید چه در بیان چه در عمل در صدد معنوی کردن زندگی عمومی و سبک حکمرانی مسئولان در کشور بودند. در این راه دائماً پیشوایان معصوم را مقتدا قرار می‌دادند آیت‌الله شهید خامنه‌ای در کتاب انسان 250ساله، این ایده را مطرح می‌کند که امامان معصوم(علیهم‌السلام) به‌عنوان صالحان برگزیده خدا، همواره در حال مبارزه سیاسی حادّ برای قبض حکومت بوده‌اند تا بتوانند آرمان مجموعه انسان‌ها را محقق‌ سازند. تنوع شرایط و زمانه ائمه این درس را فراروی رهبر شهید قرار داد که به این تفاوت‌ها در عین پایبندی بر اصول و امور ثابت توجه کنند بااینکه ایشان بر خلاف دوران بسیاری از 250 ساله ائمه در صدر حکومتی قدرتمند در غرب آسیا و در یکی از کهن ترین تمدن‌های عصر حاضر بودند؛ اما در تقابل با قدرت‌ها به جز مقطعی که برای اتمام حجت بر نرمش قهرمانانه پای فشردند عملاً تقابل با استکبار و نپذیرفتن سخن زور قدرت‌ها را در گفتمان رهبری خویش دنبال کردند و در پایان نیز فرمودند مثلی لایبایع مثل یزید و عملاً 9 اسفند 1404 به عاشورای دیگری در تاریخ اسلام تبدیل شد. به هر حال نگرش تمدنی رهبر شهید انقلاب در پیوند میان علم، عدالت؛ عقلانیت؛ معنویت و پیشرفت فهمیده می‌شد به باور ایشان در مسیر رسیدن به تمدن نوین اسلامی اکنون با گذار از مرحله نظام اسلامی در مرحله دولت اسلامی هستیم و لازم است همه ارکان حکومتی و غیرحکومتی؛ اسلامیزه شده و با تحقق جامعه اسلامی با راهکار جامعه‌پردازی که آنهم از حکومت اسلامی انتظار می‌رود راه تحقق تمدن نوین اسلامی به‌عنوان زمینه‌ساز ظهور باز می‌شود.


هـ) سیاست اخلاقی: رهبر شهید انقلاب دایما بر اخلاقی کردن سیاست حتی در قبال دشمنان نیز پایبند بودند با وجود اقدام چندباره دشمن در حمله به کشور فتوای ایشان مبنی بر حرمت سلاح هسته‌ای به‌عنوان سلاحی ضدبشری تا پایان حفظ شد ایشان رسیدن به قدرت از روش‌های ناصواب غربی را نکوهش می‌کردند و فساد در بین مسئولان و نخبگان سیاسی را سم مهلک می‌دانستند. زندگی ایشان نمادی از سیاست اخلاقی است که با سادگی هرچه تمام‌تر، بستگان و اهل خانواده را از سوءاستفاده از موقعیت به‌شدت پرهیز دادند و یکی از علل محبوبیت و علاقه‌مندی ملت به ایشان هم سلامت بیت معظم ایشان بوده است.


و) عقلانیت سیاسی و انقلابی: به باور رهبر انقلاب عقلانیت به معنایِ ابزاری آن در اندیشه غرب پذیرفتنی نیست. بلکه عقلانیت متعالی و در همنشینی با انقلابی‌گری فهم می‌شد یعنی آنکه حقیقت‌گرایی همواره مورد توجه است و مصلحت‌گرایی به منزله تسلیم بر نظم و واقعیت تحمیل شده نیست. بااین‌حال تأکید ایشان بر خرد جمعی و مشورت‌پذیری حایز اهمیت است و کارکرد نهادهایی که براساس خرد جمعی به تصمیم می‌رسیدند غالباً مورد تأیید ایشان بود و مجمع تشخیص مصلحت نظام ازجمله نهادهای واقعی توجه به خرد جمعی. 
عقلانیت سیاسی از دیدگاه ایشان، چند ویژگی اصلی دارد: 1- عقلانیت سیاسی خاصیت محاسباتی و اولویت‌گذاری در تصمیم‌گیری سیاسی دارد، 2- مبتنی بر قواعد منطقی و استدلالی بوده و مورد پذیرش عقل سلیم است، 3- صرفاً به قواعد مادّی و عقلی انسان منحصر نیست و قواعد معنوی نیز در آن اثرگذار است، 4- تحول‌خواه و نوگرا است و هیچ‌گاه به وضعیت موجود رضایت نمی‌دهد و همواره به‌سوی وضعیت مطلوب‌تری در پیش است. همچنین، انقلابی‌گری از نگاه ایشان به‌مثابه تحول‌گرایی مبناگرایانه است که هیچ‌گاه به وضعیت موجود رضایت نمی‌دهد و همواره به سوی وضعیت مطلوب‌تری در پیش است. 


ز) سیاست خارجی آرمانگرای واقع‌نگر؛ هویت‌گرای چندجانبه‌نگر و امت‌گرا و ضداستکبار: شاید بتوان گفت رهبران انقلاب اسلامی استکبارستیزترین و مستقل‌ترین سیاست خارجی را در عصر حاضر رقم زدند رهبر فقید انقلاب بر اصل سیاست نه شرقی و نه غربی تأکید داشته و بر استقلال و رهایی از وابستگی کشورهای اسلامی و بلکه همه ملل آزادیخواه تأکید داشتند رهبر شهید ضمن استمرار سیاست ضداستکباری با نماینده استکبار در منطقه یعنی رژیم صهیونیستی به جهادی همه‌سویه پرداختند و با تقویت جبهه مقاومت ابعاد نفوذ منطقه‌ای جمهوری اسلامی ایران را گسترش دادند. می‌توان گفت استقلال‌خواهی دال مرکزی سیاست خارجی رهبران انقلاب اسلامی بوده است. حتی ایشان آزادی را بخصوص در سطح دولت -کشور معادل استقلال در سطح بین‌الملل فهم می‌کردند و از این جهت شاید بتوان گفت مهمترین میراث سیاست خارجی رهبران انقلاب اسلامی؛ استقلال همه‌جانبه بوده است هم در سطح سیاسی و هم اقتصادی و فرهنگی. رهبر شهید با توجه به تحمیل شدیدترین تحریم‌ها از سوی دشمن و نیز تهاجم فرهنگی در قالب امواج مختلف رادیویی و تلویزیونی و فضای مجازی بر لزوم مقابله با همه این ابعاد تهدیدکننده استقلال کشور تأکید داشتند. آرمانگرایی واقع‌بینانه یکی دیگر از ابعاد سیاست خارجی رهبر شهید بود. واقع‌گرایی به معنای تسلیم شدن در برابرِ واقعیت‌های موجودِ نامطلوب نیست، بلکه شناختِ دقیقِ واقعیت‌ها برای تغییر آن‌ها در جهتِ آرمان‌هاست. ایشان این راهبرد را با تشکیل «عمق راهبردی» از طریق شبکه‌سازی مقاومت. و فهمِ نظمِ نوینِ جهانی و گذار از تک‌قطبی به چندقطبی. و امت‌گرایی و دفاع از جهان اسلام بخصوص فلسطین در برابر استکبار دنبال می‌کردند. با این همه ایشان سیاست داخلی و توجه به رکن اصلی قدرت درون‌زا را پشتوانه سیاست خارجی می‌دانستند نه ائتلاف‌ها و کسب حمایت قدرت‌های بزرگ بااین‌حال در مقاطعی بنا به مصالحی تقویت همکاری راهبردی با روسیه و چین را در پیش گرفتند.


ح) پیشرفت‌گرایی تأکید رهبر شهید بر پیشرفت در سطوح مختلف آن بخصوص پیشرفت علمی و نظامی ایران را به یک یاز قدرت‌های بزرگ تبدیل کرده است. اقتدار نظامی، پیشرفت‌های هسته‌ای و پزشکی و حتی ارتقای تولید علم در عرصه مقالات علمی و المپیادها و شرکت‌ها‌ی دانش‌‌بنیان تا حد زیادی محصول اهتمام رهبر شهید است. توجه به الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت و توجه به حرکت برنامه محور نشان داد که ایشان در طول تاریخ حاکمان ایران، بیشترین تأکید و توجه را به پیشرفت علمی و صنعتی درهمه ابعاد آن داشته‌اند در عرصه سیاسی نیز این امر به منزله یکی از شاخصه‌های اصلی حکمرانی مورد توجه ایشان بوده و دائماً از دولت و مجلس و مسئولان مطالبه می‌کردند که پیشرفته‌ترین روش‌ها را برای اداره مجموعه خود مدنظر قرار دهند. عدالت؛ پیشرفت و معنویت در کنار علمگرایی و عقلانیت اضلاح اصلی تفکر تمدنی رهبر شهید را تشکیل می‌دهد.


میراث نهادی؛ از تولید اندیشه تا نهادسازی تمدنی
«نهادینه‌سازی» یعنی تعمیق و تثبیت باورها، ارزش‌ها و رفتارهای مطلوب و مقبول كارگزاران اصلی اداره جامعه، در سطوح متفاوت مدیریتی كلان (مدیریت دولتی) و خرد (سازمان‌ها و نهادها). برای تحقق و اجرایی كردن، «نهادینه‌سازی» در یک کلام یعنی ایجاد، تداوم، ماندگاری و تثبیت؛ حال چه خلق ارزش یا واقعیت باشد؛ چه طبقه‌ای از عناصر و چه یك حوزه اجتماعی متمایز.
یکی از معیارهای مهم در ارزیابی شخصیت‌های تاریخی، تنها اندیشه یا آثار مکتوب آنان نیست، بلکه میزان موفقیت آنان در تبدیل یک اندیشه به نهادهای پایدار اجتماعی است. بسیاری از نظریه‌های بزرگ تاریخ در حد آثار علمی باقی مانده‌اند؛ اما برخی اندیشه‌ها توانسته‌اند به‌تدریج در قالب نهادهای آموزشی، پژوهشی، فرهنگی و اجتماعی استمرار یابند و بر نسل‌های بعدی اثر بگذارند.
در بررسی میراث فکری آیت‌الله خامنه‌ای نیز این نکته اهمیت فراوان دارد. بخش مهمی از اهتمام ایشان معطوف به ایجاد و تقویت زیرساخت‌های علمی و فرهنگی بوده است؛ از تأکید بر نهضت نرم‌افزاری و کرسی‌های نظریه‌پردازی گرفته تا حمایت از گسترش پژوهش‌های راهبردی، توسعه شرکت‌های دانش‌بنیان، توجه به علوم انسانی اسلامی، تقویت حوزه‌های علمیه، دانشگاه‌ها و مراکز علمی. این رویکرد نشان می‌دهد که در نگاه ایشان، تمدن تنها با ارائه ایده ساخته نمی‌شود، بلکه نیازمند نهادهایی است که بتوانند آن ایده‌ها را به فرهنگ عمومی، دانش، قانون، آموزش و رفتار اجتماعی تبدیل کنند.
از منظر جامعه‌شناسی تاریخی، ماندگاری هر پروژه تمدنی در گرو انتقال آن به نسل‌های بعد از طریق نهادهای پایدار است. به همین دلیل، آینده هر منظومه فکری بیش از آنکه به شخصیت مؤسس آن وابسته باشد، به توانایی آن در تربیت اندیشمندان، پژوهشگران و مدیرانی بستگی دارد که بتوانند آن منظومه را نقد، تکمیل و بازتولید کنند. از این‌منظر، ارزیابی تاریخی اندیشه آیت‌الله خامنه‌ای در دهه‌های آینده، افزون بر آثار مکتوب و بیانات ایشان، با میزان تأثیر این منظومه بر نهادهای علمی و فرهنگی نیز سنجیده خواهد شد.


میراث فکر سیاسی چگونه به میراثی زنده تبدیل می‌شود و این میراث از چه طریق می‌تواند استمرار یابد؟ 
شناخت دقیق و کامل منظومه فکری رهبر شهید دربردارنده پاسخ به همین سؤال هم هست. به بیان‌دیگر بر اساس بیانات و سبک رهبری ایشان می‌توان به راهکارهایی برای استمرار و پویایی میراث خود ایشان نیز رسید. با وجود توجه و تأکید ایشان بر نهادینه کردن ارزش‌ها؛ رویه‌ها و و تبدیل برخی رویه‌ها و روش‌های مطلوب به فرایندهای مشخص در سبک حکمرانی اما می‌توان گفت ایشان هم رهبر انقلاب بودند هم رهبر جمهوری اسلامی. انقلابی بودنِ ایشان، محصورماندن در اقتضائات و محدودیت‌های نظام و جمهوری اسلامی را مانع می‌شد درعین‌حال ایشان به‌شدت از دوگانه شدن ساختار حاکمیت در دو گانه انقلابی و غیر انقلابی پرهیز داشتند و در صدد بودند که هم نهادهای انقلابی حتی‌الامکان از اداری شدن و بروکراتیک شدن دور شوند و هم نهادهای متعارف و وزارتخانه‌ها روحیه و مشی جهادی انقلابی را در پیش گیرند؛ به‌طورمثال هنگامی که این رویه تا حد زیادی در دولت شهید رییسی نمود پیدا می‌کرد رضایت‌خاطر ایشان را در پی داشت. یکی از رویه‌ها برای زنده نگه داشتن روحیه انقلابی و اسلامی در سیره و سبک حکمرانی ایشان؛ کلیدواژه جهاداست. ایشان از تقابل سخت‌افزاری و نرم‌افزاری غرب با انقلاب اسلامی سخن می‌گفتند و راهکاراین تقابل را نیز جهاد در عرصه‌های مختلف از جهاد علمی تا جنبش نرم‌افزاری می‌دانستند از این نظر، نگاه به استادان دانشگاه به‌عنوان افسران جنگ نرم و رویکرد قرارگاهی به مؤسسات فرهنگی وسیاسی و راهبرد مقاومت چه در عرصه اقتصاد و چه در سیاست منطقه‌ای هم از این نگرش ناشی می‌شد چنان‌که تأکید بر ظرفیت‌های عظیم درونی ملت و کشور در بیانیه گام دوم انقلاب نیز متجلی بود و نشان‌دهنده آن بود که پشتوانه این حرکت جهادی ظرفیت‌های درونی کشور است نه چشم‌داشت به بیگانگان.
لذا از سویی شاید بتوان گفت با همه اهمیت و ضرورت نهادینه‌سازی و تبدیل منظومه فکری و مکتب نظری و عملی سیاست رهبر شهید اما شاید از جهتی دیگر نهادینه شدن و تبدیل شدن این مکتب به سنت؛ چالش فراتر رفتن از ابعاد نهضتی و انقلابی و تبدیل شدن به ساختاری که در صدد حفظ و مانایی خود را داشته و در برابر اقتضائات و ضرورت‌ها‌ی سیاست پویایی و تغییر و انعطاف لازم را نداشته باشد نیز جدی است؛ لذا ضرورت‌های استمرار و پایایی و مانایی باید با حفظ این وجه از هویت و ماهیت مکتب سیاسی امام شهید نیز باشد. 


میراث فکر سیاسی امام چگونه به میراث زنده تبدیل می‌شود؟
1- شناخت منظومه فکری و گردآوری و مدون کردن آثار و متون پراکنده ایشان به‌عنوان مجموعه‌ای کامل و رسا و گویا از فکر سیاسی رهبر شهید. با توجه به اینکه تا کنون حاصل تلاش‌های ارزشمند محققان و دانش‌پژوهان فکر سیاسی رهبر شهید انقلاب تدوین شده شاید آغاز کردن از نقطه صفر و دوباره‌کاری موجب از دست رفتن فرصت شود. در گام نخست شناسایی و گردآوری و تدوین و معرفی این متون اولویت دارد. در گام دوم شناخت کاستی‌ها و خلأهای تحقیقی است که می‌بایست با مأموریت یافتن پژوهشگاه وابسته به دفتر حفظ و نشر آثار رهبر شهید با سفارش به شخصیت‌ها و یا دانش‌پژوهان توانمند مثلاً در قالب رساله‌های دکتری این خلأهای تحقیقی پر شود و فرایند کامل شود. این امر بدین معنا نیست که باید حرکت همه‌جانبه را تا حصول جامعیت نسبی در گردآوری آثار و اندیشه‌ها و کاوش در ابعاد منظومه فکرسیاسی رهبر شهید به تأخیر انداخت. چرا که درباره بسیاری از اصول اساسی اندیشه سیاسی ایشان همانند حکمرانی، عدالت، آزادی، مردم‌سالاری دینی، اقتصاد مقاومتی، نظریه امنیتی، مدل راهبری و نیز بسیاری از وجوه اندیشه سیاسی ایشان مطالعه شده و تلاش‌های ارزنده‌ای صورت گرفته است؛ اما به‌صورت مدون و جامع شناسایی نشده و  در دسترس بودن این منابع هنوز روشن نیست. 
2- تربیت نیروی انسانی مسلط بر اندیشه سیاسی رهبر شهید: هر تلاشی برای نهادینه‌سازی و مانایی و ماندگاری فکر بدون تربیت متخصصان و اندیشه‌ورزانی که با تمرکز بر مکتب و ابعاد فکری متفکر به صورت عمیق وجوه مختلف اندیشه‌ متفکر را درک کرده و به نشر و آموزش آن همت گمارند؛ ناقص و نارسا خواهد بود تلاش‌هایی مانند ایجاد انجمن‌های علمی، جایزه سالانه پژوهش در آثار رهبر شهید، بورسیه تحصیلی دانشجویان دکترا، فراخوانی به همه محققان صاحب‌فکر و توانمند برای شناخت این ابعاد توصیه می‌شود وجود شخصیت‌هایی که در شناخت اندیشه و میراث فکری رهبر شهید صاحب‌نظرند مانند آقایان خسروپناه، لک‌زایی، پارسانیا و مهاجرنیا به‌عنوان هسته اولیه مغتنم است تا در این جهت برای شناسایی خلأها و ایجاد سازوکارهای تحقیقی مناسب همت گمارند؛ بنابراین ایجاد پژوهشکده اندیشه سیاسی رهبر شهید ذیل پژوهشگاه قویاً توصیه می‌شود.
3- تولید مستندهای تلویزیونی و میزگردهای روتین هفتگی: عصر حاضر عصر رسانه است و حضور شخصیت‌های شناخته شده در تلویزیون برای معرفی ابعادی از فکر سیاسی رهبر شهید می‌تواند دامنه مخاطبان را از دانشگاهیان فراتر برده و محققان آزاد و علاقه‌مند را هم درگیر بحث کند. نکته مهم برنامه‌ریزی همه‌سویه برای طراحی چنین برنامه‌هایی و اطلاع‌رسانی گسترده به جامعه مخاطب برای ارتباط برقرار کردن با این برنامه‌ها و شبکه‌سازی برای شناخت حلقه بین‌المللی محققان و پژوهشگران فکر سیاسی رهبر شهید است.
4- بهره‌گیری عالمانه و واقع‌بینانه از تجربه میراث فکر سیاسی امام خمینی (رحمت‌الله‌علیه) سلف صالح رهبر شهید: می‌توان گفت مهمترین شخصیتی که در زنده نگه داشتن راه و یاد و میراث امام راحل نقش‌آفرین بود رهبر شهید است. در این جهت مسئولیت بزرگی متوجه جانشین معظم رهبر شهید است تا چه به‌صورت عملی چه با بهره‌گیری از اختیارات و توانمندی‌ها در جهت حفظ و زنده نگه داشتن میراث رهبر شهید؛ نقش‌آفرین باشند. در این جهت نکاتی قابل توجه است. اینکه امام راحل میراث فکر سیاسی خود را با تأسیس جمهوری اسلامی نهادینه کردند و طی ده سال از عمر پربرکت برای کارآمدی آن گام برداشتند واقعیتی غیرقابل انکار است. ایشان بعداز ده سال از تجربه انقلاب اسلامی و چگونگی عملکرد نهادهای سیاسی؛ به ضرورت اصلاح قانون اساسی پی بردند و به‌درستی اصلاحاتی در قانون اساسی و روابط میان قوا ایجاد کردند که اثرات ارتقای کارآمدی این نهادها بعد از امام مشخص شد. رهبر شهید انقلاب ضمن حفظ این میراث و حتی‌الامکان بهره‌گیری از ظرفیت‌های قانون اساسی اصلاح شده سال 1368 در مواردی مانند ابلاغ سیاست‌های کلی بخصوص سیاست‌های کلی اصل 44 یا ارتقای نقش نیروهای نظامی و بخصوص سپاه پاسداران و مواردی دیگر عملاً به نیازهای کشور و انقلاب؛ بدون اصلاح قانون اساسی پاسخ دادند. اما شاید بتوان با تجمیع اصول کلی حاکم بر برخی از این سیاست‌های کلی و مبتنی بر شرایط کشور که درگیر جنگی ناخواسته با قدرت‌های جهانی شد در فضایی آرام و بدون تنش، اصلاح دوباره قانون اساسی در دستور کار قرار گیرد. برخی از این ضرورت‌ها از این قرار است تقویت نقش و جایگاه عدالت در نظام حکمرانی کشور؛ تقویت توان نظامی و بازدارندگی نظام؛ ضرورت با طراحی و تقویت همه‌جانبه نیروهای نظامی کشور و یکپارچه‌سازی آن؛ اصلاح روابط میان دولت با مجلس و نهادهایی مانند شورای عالی امنیت ملی؛ مشخص شدن جایگاه موقعیت رسانه‌ها بخصوص آرایش رسانه‌ای کشور و حضور رسانه‌های مجازی در کنار رسانه ملی؛ نامشخص بودن نقش و جایگاه احزاب و تشکل‌های سیاسی و برگزاری تجمعات و گردهمایی‌ها، نشست‌ها با درک و فهم دقیق ناآرامی‌های سال‌های 88 و سال 98 و نیز 1401 و سال 1404؛ توجه توأمان به نقش‌های جهانی کشور بخصوص در قبال جهان اسلام و سازوکار حکمرانی درونی کشور درباره اقوام و تنوعات قومی؛ ضرورت‌های روزافزون نقش‌آفرینی زنان در عرصه‌های اجتماعی و سیاسی؛ کاهش نسبی نقش و جایگاه روحانیت در برخی مناصب و مسئولیت‌ها و تضعیف نسبی نقش حوزه‌های علمیه؛ بازخوانی نقش رسالت تربیتی فرهنگی نظام بخصوص با روند دور شدن بخشی از جامعه از ارزش‌های سه دهه نخست انقلاب. این امر بخصوص از آن رو مهم است که شهید مطهری در کتاب پیرامون جمهوری اسلامی بقای جمهوری اسلامی را به عدالت و نقش‌آفرینی هدایتگرانه روحانیت مشروط می‌دانند. از این جهت ازآنجاکه علل محدثه انقلاب اسلامی علل محدثه آن هم هست تنزل جایگاه روحانیت و دین در حرکت کشور حتماً تهدیدآفرین است. 


استمرار میراث فکر سیاسی رهبر شهید از چه مجاری و نهادهایی تحقق می‌یابد؟ چه عواملی استمرار را تهدید می‌کنند؟
1- مهمترین رکن در استمرار هر مکتب و فرهنگی آموزش و پرورش است؛ لذا میراث و مکتب رهبر شهید باید بیش از هر جایی در نظام آموزش و پرورش کشور جایی درخور و شایسته داشته باشد این امر نه در صرف گنجاندن چند درس به کتب درسی بلکه به معنای آن است که سبک حکمرانی ایشان در آموزش و پرورش نیز پیاده شود و درعین‌حال معلمان باورمند به این میراث فکری چه در قالب برنامه‌های درسی رسمی و چه در برنامه‌های هنری و ابتکارهایی اردویی به شناخت بیشتر میراث رهبر شهید رهنمون شوند.
2- متون؛ سخنرانی‌ها و بیانات و سخنان رهبر شهید باید در دسترس‌ترین حالت در دست مشتقان قرار گیرد و به فراخو ر گروه‌های سنی و علایق مختلف سیراب‌کننده عطش تشنگان باشد. 
3- پاسخ‌دهی سازمان‌دهی‌شده به شبهات، هجمات و تخریب‌های رسانه‌ها و شبکه‌های مجازی. 
4- شبکه‌سازی قدرتمند از نخبگان و دانش‌پژوهان مسلط به مکتب رهبر شهید برای ترویج این فرهنگ.
5- بهره‌گیری از نمودها و افراد تأثیر پذیرفته فراسوی مرزها برای نشان دادن قدر و منزلت این گنجینه تمدنی به نسل حاضر. 
6- رسانه‌ها همچنان که گذشت باید در مأموریت سازمانی خود بخش مشخص و مستقلی به ترویج و گسترش فرهنگ ومکتب رهبر شهید اختصاص دهند. 
7- در قالب اردوها و برنامه‌هایی مانند طرح ولایت برای دانشجویان و دانش‌آموزان برنامه‌ایی برای شناساندن میراث رهبر شهید تأسیس و راه‌اندازی شود.
8- همچنان که رهبر شهید اکید داشتند بیشترین تأثیرگذاری در مسیر فرهنگ‌سازی اهتمام و تشخص و تخلق مسئولان و نخبگان سیاسی به مکتب و فرهنگ و منش و میراث رهبر شهید است. همچنان که در بیانیه گام دوم نیز متجلی است. از دید رهبر شهید جامعه‌پردازی نیز با تحول در ساختار سیاسی و نخبگانی وحکمرانی شدنی است؛ لذا از یکسو باید به‌صورت قاطع مانع از مسئولیت گرفتن افراد غیرمعتقد و معاند به مکتب رهبر شهید گردید و به نحو ایجابی نیز در فرایند تربیت نیرو و احراز صلاحیت‌ها و عهدنامه مسئولیت و میثاق کاری مسئولان کشوری و لشکری؛ شناخت و وفاداری به راه و منزلت و میراث رهبر شهید قرارداده شود.


عوامل تهدید کننده استمرار
-    حذف نخبگان و شخصیت‌های متعهد به جامعیت شخصیت رهبر شهید؛ 
-    تفسیر به رأی و تلقی به تصاحب میراث امام شهید از سوی هر گروه یا فردی؛
-    تفسیر یکجانبه از میراث شهید و برداشت‌های یک‌سویه و احساسی؛
-    بی‌توجهی به تفاوت‌های نسلی؛ 
-    بی‌توجهی به همه ظرفیت‌های مختلف کشور و خود وارث‌پنداری جمعی فرصت‌طلب و محدود؛
-    بی‌توجهی به عدالت؛ 
-    کاهش مرجعیت روحانیت؛
-    کاهش نقش مرجعیت و علمای بزرگ حامی رهبری و گفتمان ایشان؛ 
-    مصرف رسانه‌ای رسانه‌های معاند و غیرملتزم به راه رهبر شهید؛
-    بی‌توجهی به هجمه‌ها و پاسخ ندادن به دروغ‌ها و شبهات و ترور شخصیت شهید؛
-    تعارض میان قوای سیاسی؛ 
-    شکاف میان کارگزار ساختار؛
-    توهم شکاف میان نهادهای انتخابی و انتصابی؛
-    تلقی حاکم شدن نهادهای امنیتی بر همه شئون کشور؛ 
-    رها شدن نگرش و رویکرد برنامه‌محور به رویه‌های حل مسئله با توجه به فضای جنگی و امنیتی؛
-    بی‌توجهی به وفاداران اصلی انقلاب و نظام که در جنگ تحمیلی سوم وفاداری خود را به نظام اثبات کردند؛ 
-    محدود شدن به ابعاد منطقه‌ای و جهانی میراث رهبر شهید.


چگونه می‌توان میان وفاداری به میراث فکر سیاسی رهبر شهید و نیازهای آینده تعادل برقرار کرد؟
نیازهای آینده دو دسته هستند برخی نیازها ثابت هستند و تداوم نیازهای کنونی لذا بسیاری از ابعاد میراث رهبر شهید در آینده نیز پاسخگو خواهد بود. درباره نیازهای جدید بر اساس چهارچوب و اصول رهبری رهبر شهید و البته تشخیص و تصمیم رهبری جدید انقلاب اسلامی حفظه‌الله باید عمل شود. درعین‌حال باید پذیرفت که در مواردی نیاز هست که اصلاحاتی در سبک حکمرانی و شیوه تربیت و به خدمت‌گماری نخبگان بازنگری شود. همچنان که گذشت برخی از این اصلاحات در ساختار و برخی در رویه‌ها و چگونگی رفتار و تصمیم نخبگان سیاسی شدنی است. 
 

Share:

Comments

Be the first to comment.