چالش فضای مجازی یا خطر انسداد گفتگو با جامعه
Strategic Studies 2026/05/25 Views: 113 Author: admin

چالش فضای مجازی یا خطر انسداد گفتگو با جامعه

به گزارش روابط عمومی پژوهشگاه علوم و معارف انقلاب اسلامی، دکتر آزاده محمودیان، عضو گروه مدیریت و سیاستگذاری پژوهشکده حکمرانی این پژوهشگاه در یادداشتی معتقد است که انسداد اینترنت در بحران اخیر، نه به دلیل قطع دسترسی، بلکه به خاطر فقدان مدیریت ارتباطات بحران به یک معضل عمومی تبدیل شد. مردم در ابتدا با عقلانیت ناشی از تجربه‌های تلخ، محدودیت را پذیرفتند؛ اما دو اقدام همزمان — روایت‌پردازی جریان لیبرال و شایعه‌پراکنی درباره «اینترنت طبقاتی» — جامعه را دچار ابهام و التهاب کرد.

به باور او، نهادهای تصمیم‌گیر با «الگوی گفتگوی یک‌طرفه و دستوری» و سکوت در برابر افکار عمومی، فرصت روایت اول را از دست دادند. این خلأ، بستری شد برای غلبه روایت‌های جایگزین مانند «تضاد طبقاتی» و «انزوای دیجیتال». غیبت شورای عالی فضای مجازی و اجرای ناکارآمد طرح اینترنت مشاغل نیز آتش بحران را شعله‌ور کرد.


در ادامه مشروح این یادداشت را بخوانید:

 

 

چالش فضای مجازی یا خطر انسداد گفتگو با جامعه

آزاده محمودیان، عضو گروه مدیریت و سیاستگذاری پژوهشکده حکمرانی

 

انسداد اینترنت پیش از آنکه از منظر دسترسی‌ به فضای سایبر چالش‌آفرین باشد، از زاویة انسداد ارتباطی و فقدان گفتگو میان نهاد قدرت و افکار عمومی، تبدیل به بستری برای ایجاد چالش شده است. ضربات جبران‌ناپذیر اتصال به اینترنت به‌اصطلاح جهانی، برای اذهان عمومی چنان بدیهی شده که قطع اینترنت هم‌زمان با آغاز جنگ، دور از باور و پذیرش عمومی نبود. اگرچه صاحبان برخی مشاغل به نارسایی‌هایی در حرفه خود اذعان داشتند، اما در نهایت، عقلانیت حاصل از تجربه‌های تلخ و سنگین سال‌ها اخیر، این خودآگاهی را برای جامعه ایجاد کرده بود که باید بین این محدودیت‌ها و آرامش و حتی اصل بقای زندگی یکی را برگزینند. اما دو اقدام هم‌زمان و هم‌نوا از درون جریان رسانه‌های غیررسمی و ساختار رسمی، این فهم فراگیر حداکثری را دچار چالش نمود. در یک‌بازة زمانی کوتاه، از یک‌سو، جریان لیبرال ایرانی از درون دانشگاه‌ها روایت‌هایی در ضرورت و نیاز جامعه بر رفع انسداد اینترنت روانة افکار عمومی شد. از سوی دیگر زمزمة اینترنت پرو و سیم‌کارت‌های سفید به فضای روانی جامعه وارد شد.

آنچه انسداد اینترنت در زمان جنگ رمضان را به یک مسئلة ذهنی عمومی مبدّل کرد، نه خود انسداد، بلکه کج‌روایت‌هایی بود که به واسطة فقدان «مدیریت ارتباطات بحران» و در حاشیة این تصمیم، وارد فضای ذهنی جامعه شده بود. در ابتدایی‌ترین سطور از تعاریف ارتباطات بحران آمده که گفتگوی شفاف و پر کردن خلأهای اطلاعاتی، پیش از اعمال یا بروز هر تغییری در زیست اجتماعی مردم، از ضرورت‌های اجتناب‌ناپذیر است که فقدان آن، شکست مدیریت ارتباطات بحران را در پی خواهد داشت. آنچه بدیهی است که پس از جنگ دوازده‌روزه و حتی کودتای دی‌ماه 1404 فرصت کافی وجود داشت تا تصمیم‌های ناگزیر ساختار قدرت برای تأمین امنیت، با شیوه‌های قابل‌قبول برای افکار عمومی تبیین و تشریح گردد. این درحالی است که نهادهای تصمیم‌ساز و مجری از هرگونه گفتگوی مستقیم و حتی غیرمستقیم با افکار عمومی خود را بی‌نیاز دیده است. همچنین، «الگوی گفتگو»ی انتخاب شده، یعنی نامتقارن یک‌طرفه که مبتنی بر ابلاغ دستور و اجرا بدون تعامل پیشینی است، آن هم در شرایط بحران جنگ که بیشینة نیازمندی جامعه به اعتماد وجود دارد، الگویی بسیار اعتمادشکن و چالش‌زاست و امکان رسیدن به فهم مشترک را مخدوش می‌کند.

نکتة بعدی از نگاه ارتباطی به روند قطع اینترنت، بی‌توجهی به «مؤلفه‌های ارتباطات ریسک» است. از این نگاه، مدیریت افکار عمومی در شرایط جنگ، از مدیریت میدان نظامی مهمتر و حساس‌تر و دامنه‌دارتر است. با این‌وجود حتی پس از اجرای انسداد نیز هیچ توضیح و توجیهی برای افکار عمومی ارائه نشد و زمینه بروز «اضطراب اجتماعی» فراهم شد. اما چه‌بسا بتوان گفت از دست‌رفتن «فرصت روایت اول»، بزرگترین ضایعة ارتباطی این اقدام بوده است. هنگامی‌که متولی پرداخت روایت در سکوت بنشیند، زمینة غلبة روایت‌ دیگری فراهم می‌شود. در همین بستر ایجاد شده  بود که جریان روشنفکری سکولارِ نشسته در انزوا با همنوایی سلبریتی‌ها، وارد فضای دستکاری اذهان عمومی شده و در برابر «روایت مواسات» و فداکاری، روایت‌های بدیلی چون «روایت تضاد طبقاتی» و دسترسی‌ها خاص را به روان جامعه تزریق می‌کند.

آنچه در حاشیة قطع اینترنت، بحران‌زا شد نحوة‌ اجرای طرح اعطای اینترنت حرفه‌ای به مشاغل بود. این‌طرح اگرچه با هدف کاهش خسارات اقتصادی و تخصصی برخی مشاغل در نظرگرفته شده بود، اما چنان ناکارآمد و بدسلیقه و پرحاشیه مطرح شد که خود مصدر ایجاد تنش در جامعه گردید. ارسال پیامک‌های تبلیغ اینترنت پرو، همراه با پروپاگاندای سلبریتی‌ها با هشتگ اینترنت آزاد و انگ‌زنی اینترنت طبقة خواص، جامعه را در شرایط التهاب و «ابهام استراتژیک» قرار داد؛ شرایطی که در آن جامعه با حجم بسیاری از پرسش‌های بدون پاسخ روبرو می‌شود و سکوت دستگاه تصمیم‌ساز، روایت‌های مخرب را ساخته و پرداخته می‌کند. در این میان غیبت مرکز ملی فضای مجازی و شورای‌عالی فضای مجازی، به‌عنوان متولّی فضای مجازی در تمام ساحات، مولّد کاستی‌ها و آسیب‌های جدی بود. این شورا به‌حسب وظیفة قانونی و به‌پشتیبانی قدرت مشاوران و کارشناسان خود می‌توانست با اتصال به بدنة نخبگانی و افکار عمومی، روایت اول در این اقدام را پرداخته و در دو وجه «آماده‌سازی روانی» جامعه و اجرای بی‌حاشیه و خسارت طرح‌ها، ایفای وظیفه کند. 

مطالعة‌ نحوة مواجهة لیبرال ایرانی با قطع اینترنت نیز از موارد قابل تأمل است. این جریان که نمایندگانی در جامعه روشنفکری و نیز در بدنة نهاد قدرت دارد، در گام ابتدایی نسبت میان حاکمیت و فضای مجازی را نسبتی بیگانه‌پندار و دیگری‌ساز در نظر گرفته و معتقد است که حاکمیت، اینترنت بین‌الملل را تهدید و هماورد جنگی خود تلقی کرده است. از این زاویه، در بیان‌های رسمی، دوگانه‌های متعدّدی با محوریت انزوای دیجیتال و وابستگی مطلق روایت‌پردازی شد و هر دو را مردود در نظر گرفت و راهی در میانة انزوا و وابستگی کامل را به‌عنوان راهبردی درست و منطقی معرفی کرد. اما مسئلة اساسی این جریان اندیشگی و نیز نهادهای تصمیم‌ساز و مجری، عدم پاسخگویی و موضع‌مندی نسبت به پرسش‌های کلیدی در حوزة امنیت و هویت است. اینکه در این دوگانة انزوا-وابستگی، کنگرة آمریکا در تقابل با تیک‌تاک موضعی مبتنی بر امنیت و استقلال هویتی برقرار کرده است؛ یا اعضای کنگرة آمریکا در استفاده و حتی نصب برخی پلتفرم‌ها با ممنوعیت مواجه بوده و مواجهه‌ای امنیتی دارند؛ اما فقدان این نگاه، در نهاد قدرت و تصمیم‌ساز ایرانی با وجود سیل عظیم هجوم امنیتی و هویتی زمینه‌ساز بروز چالش‌ها و خسارت‌های بزرگ شده و خواهد شد.

Share:

Comments

Be the first to comment.