استاد چینی و مدیر مرکز مطالعات راهبردی در دانشگاه نورثوست چین: آیت الله خامنهای یکی از سازندگان بسیار مهم ایران اسلامی مدرن بوده است
به گزارش روابط عمومی پژوهشگاه علوم و معارف انقلاب اسلامی، در بحبوحه تحولات مهم منطقهای و بینالمللی و در شرایطی که خاورمیانه با چالشها و تنشهای پیچیدهای روبهرو است، بررسی دیدگاههای تحلیلگران و پژوهشگران برجسته روابط بینالملل میتواند به درک بهتر روندهای سیاسی و امنیتی منطقه کمک کند. در همین راستا، گفتوگویی با پروفسور وانگ جین (Professor Wang Jin)، استاد روابط بینالملل و مدیر مرکز مطالعات راهبردی در دانشگاه نورثوست چین (Director of the Center for Strategic Studies at Northwest University) انجام شده است.
در این گفتوگو، موضوعاتی همچون میراث و نقش آیتالله سید علی خامنهای در سیاست داخلی و خارجی ایران، برنامه هستهای ایران، جایگاه ایران در معادلات منطقهای، روابط ایران با غرب و ایالات متحده، نگاه افکار عمومی چین به ایران، آینده روابط تهران و پکن، تحولات خاورمیانه و همچنین آینده گروههای مقاومت در منطقه مورد بررسی قرار گرفته است.
پروفسور وانگ جین در این مصاحبه تلاش میکند با نگاهی از منظر یک پژوهشگر چینی در حوزه روابط بینالملل، تحولات ایران و منطقه را تحلیل کرده و چشماندازی از آینده روابط منطقهای و جهانی مرتبط با ایران ارائه دهد.
آقای وانگ، از اینکه به ما پیوستید و از اینکه دعوت مرا پذیرفتید بسیار متشکرم. امروز میخواهیم درباره رهبر پیشین ایران، آیتالله سید علی خامنهای صحبت کنیم که در ماه فوریه در حمله اسرائیل ترور شد. امروز میخواهیم درباره میراث او و همچنین تصویر ملی و بینالمللی او در یکی از چالشبرانگیزترین و سرنوشتسازترین دورههای تاریخ معاصر ایران صحبت کنیم. بنابراین بدون اتلاف وقت، میخواهم اولین سؤال خود را مطرح کنم. به نظر شما برجستهترین میراث او برای نسل بعدی مردم ایران در جامعه چیست؟
خب، من فکر میکنم آیتالله خامنهای در واقع یکی از سازندگان بسیار مهم ایران اسلامی مدرن بوده است. زیرا میدانیم که آیتالله خمینی را میتوان به عنوان آغازگر و به اصطلاح پدر ایران اسلامی در نظر گرفت. اما آیتالله خامنهای در دوران رهبری خود باعث شد ایران از جامعهای پرآشوب به کشوری بسیار باثبات تبدیل شود.
همچنین تحت رهبری او، ایران توانست با موفقیت در برابر فشارها و چالشهایی که از سوی ایالات متحده و قدرتهای خارجی اعمال میشد مقاومت کند؛ قدرتهایی که نگاهها و توطئههای بسیار منفی علیه ایران داشتند. به همین دلیل فکر میکنم او باید به عنوان یکی از سازندگان مهم حاکمیت، استقلال و همچنین عزت ایران شناخته شود. همچنین در سطح بینالمللی، فکر میکنم آیتالله خامنهای از سوی بسیاری از کشورها و بسیاری از مردم در سراسر جهان به عنوان یکی از رهبران مهم جهان سوم شناخته میشد.
او در واقع خواستار استقلال بود و تلاش میکرد اتحاد کشورهای جهان سوم را برای مقاومت در برابر فشارهای آنچه «استعمار نو» یا «یکجانبهگرایی جدید» و قدرتهای هژمونیک جدید نامیده میشود، پیشنهاد دهد.
به همین دلیل فکر میکنم اهمیت او آنقدر زیاد بود که باید نه تنها توسط مردم داخل ایران، بلکه توسط مردم سراسر جهان نیز به یاد آورده شود.
یکی از مسائل چالشبرانگیز در تاریخ ایران در دوره {شهید} آیتالله خامنهای، برنامه هستهای صلح آمیز ایران بود. به نظر شما تاریخ چگونه سیاستهای او درباره برنامه هستهای صلحآمیز ایران را قضاوت خواهد کرد؟
خب، من فکر میکنم آنچه به عنوان برنامه هستهای به اصطلاح صلحآمیز مطرح میشود، در واقع باید به عنوان میراثی بسیار مهم برای مردم ایران در نظر گرفته شود؛ همچنین باید به عنوان میراثی برای تلاشهای مستقل مردم خاورمیانه شناخته شود. زیرا وقتی درباره اصل برنامه هستهای صلحآمیز صحبت میکنیم، از یک سو به این معناست که ایران بر اساس خواست خود و همچنین بر اساس اصول و قواعد و هنجارهای بینالمللی، حق دارد تواناییهای هستهای را توسعه دهد. و از سوی دیگر به این معناست که توانمندیهای هستهای مستقل ایران نباید توسط قدرتهای ثالث، یعنی قدرتهای خارجی، مورد مداخله قرار گیرد. من فکر میکنم این موضوع باید از سوی جامعه بینالمللی مورد احترام قرار گیرد.
به همین دلیل وقتی درباره برنامه هستهای صلحآمیز صحبت میکنیم، منظور این است که ایران بارها و در موقعیتهای مختلف توسط آیتالله خامنهای تأکید کرده است که ایران خواهان بمب هستهای نیست و توانمندیهای هستهای ایران صرفاً برای اهداف صلحآمیز است و نباید توسط قدرتهای ثالث، بهویژه برخی قدرتهای هژمونیک، مورد قضاوت یا داوری قرار گیرد. به همین دلیل من فکر میکنم اصول او بسیار درست است. و معتقدم که مردم ایران باید همچنان بر توانمندی هستهای صلحآمیز خود پافشاری کنند تا استقلال و همچنین عزت ملی خود را حفظ کنند.
وقتی تاریخنگاران در آینده به رهبری او نگاه کنند، به نظر شما شاخصترین ویژگی رهبری او در ایران چه خواهد بود؟
من فکر میکنم ویژگیهای زیادی در دوران اقتدار و رهبری او در ایران وجود دارد که باید به یاد آورده شود. زیرا اول از همه او یک رهبر بزرگ بود و دوم اینکه او در واقع باعث شد مردم ایران در برابر رنجهایی که از سوی تحریمهای خارجی و تهدیدهای بیرونی تحمیل میشد مقاومت کنند. و در نهایت، او اجازه داد کشور تا آخرین لحظه زندگیاش در برابر تهدیدهای خارجی مقاومت کند. بنابراین او یک شخصیت بسیار بسیار مهم برای کشور بود.
او در واقع نوعی نماد استقلال ایرانیان و نماد مبارزه مردم ایران برای بقا و مقاومت بود. به همین دلیل فکر میکنم او در موقعیتها و از جنبههای مختلف باید به یاد آورده شود. اما اگر از نظر من بخواهیم مهمترین ویژگی را بیان کنیم، فکر میکنم یکی از مهمترین ویژگیها این است که او یک رهبر بسیار بزرگ بود. او توانست دیدگاههای مختلف در داخل ایران را با موفقیت متحد کند، بهویژه با توجه به دشواریهای اقتصادی که عمدتاً ناشی از تحریمهای خارجی بود.
و فکر میکنم او در واقع یک رهبر بسیار موفق و بزرگ بود؛ رهبری که نه تنها توسط مردم ایران، بلکه توسط مردم در کشورهایی مانند لبنان، سوریه و عراق و همچنین در دیگر نقاط جهان نیز به یاد آورده خواهد شد. به همین دلیل فکر میکنم او یک رهبر بزرگ بود. هنگامی که یک رهبر چنین اعتباری نه تنها در داخل کشور خود، بلکه در کشورهای دیگر نیز دارد، باید او را یک رهبر بسیار مهم و موفق دانست؛ رهبری که نه تنها توسط مردم ایران، بلکه توسط بسیاری از مردم در سراسر جهان به یاد آورده خواهد شد.
شما درباره برخی کشورهای منطقه صحبت کردید. بنابراین نقش ایشان را در گسترش نفوذ ایران در خاورمیانه چگونه ارزیابی میکنید؟
خب، فکر میکنم ایران در واقع اول از همه یک کشور بزرگ است. منظورم از کشور بزرگ فقط از نظر توانایی نظامی یا انسجام اجتماعی نیست، بلکه ما درباره کشوری صحبت میکنیم که هزاران سال تاریخ باشکوه دارد. این بدان معناست که ایران این افتخار را دارد که خود را یک کشور بزرگ بداند و باید نقش بسیار مهمتری نه تنها در این منطقه، بلکه در جامعه بینالمللی ایفا کند.
نکته دوم این است که وقتی درباره آنچه «نفوذ ایران» در منطقه نامیده میشود صحبت میکنیم، من فکر نمیکنم خود ایران لزوماً به دنبال آن بوده باشد. در واقع این موضوع تا حدی نتیجه یک خلأ ژئوپولیتیکی در منطقه است؛ بهویژه در جاهایی مانند جنوب لبنان، سوریه و عراق. بسیاری از مردم در این مناطق در واقع خواهان کمک و حمایت مردم ایران بودهاند و هنوز هم هستند؛ بهخصوص برای مثال در غزه. در آنجا تقریباً کسی به مردم کمک نمیکند، اما فکر میکنم بسیاری از مردم ایران کمکهای زیادی به آنها کردهاند.
به همین دلیل فکر نمیکنم نفوذ ایران در منطقه را باید به عنوان نوعی گسترش یا توسعهطلبی در نظر گرفت. بلکه باید آن را نتیجه دیدگاهها و برداشتهای متفاوت درباره تعریف بیعدالتی در این منطقه دانست.
و در نهایت، نباید فراموش کنیم که برخی کشورها در جهان هنوز هم تلاش میکنند دیگران را تحت فشار و زورگویی قرار دهند. آنها نه تنها میخواهند مردم ایران را تحت فشار قرار دهند، بلکه مردم منطقه را نیز بر اساس منافع یکجانبه و برداشتهای یکجانبه خود از قواعد جهانی تحت فشار میگذارند. به همین دلیل است که میگویم ایران یک کشور بزرگ است؛ نه تنها از نظر مادی و فیزیکی، بلکه از نظر معنوی نیز. ایران کشوری بسیار بزرگ است؛ نه فقط در این منطقه، بلکه در سطح بینالمللی.
تصویر ایران در داخل و خارج از کشور، در میان ملتهای مختلف، بهویژه در کشور شما و در شرق آسیا، چگونه تغییر کرده است؟
خب، صادقانه بگویم، تصویر ایران در چین بسیار مثبت است. برای مثال اگر به برنامهها و اپلیکیشنهای تلفن همراه یا وبسایتها نگاه کنیم، زمانی که ویدئوهایی از ایران منتشر میشود، بسیاری از مردم واکنشهای بسیار مثبتی نشان میدهند. همچنین در اینترنت و حتی در زندگی روزمره، بسیاری از مردم چین با رنجهایی که مردم ایران متحمل میشوند همدردی میکنند و امیدوارند بتوانند برای کمک به مردم ایران کاری انجام دهند. آنها همچنین امیدوارند به پیشرفت اقتصادی و اجتماعی ایران کمک کنند.
در سالهای اخیر نیز دانشگاههای بیشتری سازوکارهایی برای همکاری و تبادل با اندیشکدهها و دانشگاههای ایرانی ایجاد کردهاند تا ارتباطات فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی بیشتری با ایران برقرار شود. البته متأسفانه به دلیل جنگ، بسیاری از این کانالهای ارتباطی متوقف شدهاند. اما به طور کلی در چین تصویر ایران بسیار مثبت است.
نمیتوانم بگویم صد درصد مردم چنین نظری دارند، اما فکر میکنم حدود ۹۹ درصد مردم چین ایران را دوست دارند و از شهرت ایران به خاطر استقلال ملی و مقاومتش حمایت میکنند و امیدوارند روابط نزدیکتری با ایران در سطوح مختلف توسعه یابد.
به نظر شما نسلهای آینده در داخل و خارج از ایران چگونه آیت الله سید علی خامنهای را به یاد خواهند آورد؟
خب، همانطور که در هر کشوری اتفاق میافتد، وقتی یک رهبر بزرگ از دنیا میرود، معمولاً نوعی عدم قطعیت و چالش به وجود میآید؛ نه تنها برای کشور، بلکه برای مردم آن. بنابراین وقتی آیتالله خامنهای از دنیا رفت، به نظر من مردم ایران باید با چالشهای جدیدی روبهرو شوند؛ از جمله اینکه چگونه کشور را بسازند و چگونه دوباره تحت رهبری جدید، یعنی {آیت الله} مجتبی خامنهای، متحد شوند.
اما از یک سو اگر به تاریخ نگاه کنیم، مردم ایران مردمی قوی هستند. آنها در درون خود استقلال و وحدت دارند. همچنین در زمانهای مختلف توانستهاند بر دشواریهایی که قدرتهای خارجی تحمیل کردهاند غلبه کنند. بنابراین مطمئنم که آنها این دشواریها را نیز پشت سر خواهند گذاشت، بهویژه در دوران جنگ.
از سوی دیگر دولت ایران نیز قدرتمند و متحد است و میتواند به مردم کمک کند تا برای غلبه بر این چالشها با یکدیگر متحد شوند. و در نهایت، به عنوان یک چینی، معتقدم مردم چین در کنار مردم ایران خواهند ایستاد تا از این دوران دشوار عبور کنند و روابط نزدیکتری با ایران توسعه دهند. ما در جهانی زندگی میکنیم که پر از آشفتگی، بحران و عدم قطعیت است. اما من فکر میکنم این نوع دشواریها در نهایت با همکاری مردم چین، مردم ایران و مردم دیگر نقاط جهان به طور مشترک برطرف خواهد شد.
شما درباره آیتالله سید مجتبی خامنهای، فرزند رهبر فقید ایران، به عنوان رهبر جدید صحبت کردید. نقش او و انتخابش در ایران را چگونه ارزیابی میکنید و این موضوع چه تأثیری بر روابط ایران با دیگر کشورها، بهویژه کشورهای غربی و ایالات متحده خواهد داشت؟
همانطور که گفته شد، ما به مردم ایران اعتماد داریم و {آیت الله} مجتبی خامنهای توسط مردم ایران انتخاب شده است، بنابراین ما معتقدیم خرد و تشخیص مردم ایران درست است. و این خرد میتواند نه تنها سیاستهای داخلی ایران، بلکه سیاست خارجی آن را نیز به سمت روابط مثبتتر با کشورهای دیگر، از جمله چین، هدایت کند.
از سوی دیگر، من معتقدم سیاستهای ایران تا حد زیادی ثابت و پیوسته است، بهویژه در قبال کشورهایی که نیت دوستانهای نسبت به ایران دارند؛ برای مثال چین. به همین دلیل فکر میکنم {آیت الله} مجتبی خامنهای رهبر بزرگی است و همچنین فرزند یک رهبر بزرگ نیز هست. بنابراین او نوعی رهبر بسیار هوشمند محسوب میشود.
من واقعاً باور دارم که در آینده، مردم ایران و روند ساخت و توسعه کشور ایران با فرصتهای جدیدی روبهرو خواهند شد. البته در دوران جنگ، ایران با رنجها و مشکلات تازهای نیز مواجه خواهد شد. اما اگر بلندمدت بنگریم، ایران از یک سو از عزت ملی و استقلال خود محافظت خواهد کرد و از سوی دیگر فرصتها و امکانهای بیشتری برای همکاری و پیشرفت اجتماعی پیدا خواهد کرد. به همین دلیل من نسبت به آینده ایران احساس بسیار مثبتی دارم.
پس از آیتالله سید علی خامنهای، آیا فکر میکنید گروههای مقاومت در منطقه همچنان مثل گذشته قدرتمند خواهند بود یا نه؟
فکر میکنم که البته آنها با چالشهایی روبهرو خواهند شد. وقتی درباره گروههای مقاومت صحبت میکنیم، منظور گروههایی مانند حماس در غزه، حزبالله در لبنان، حشد الشعبی در عراق و همچنین حوثیها در یمن است. این گروهها با ایران متحد هستند، اما به نظر من این اتحاد فقط به خاطر یک شخص یا فقط به خاطر {آیتالله} خامنهای نیست. البته او رهبر بسیار مهم و بزرگی بود.
اما مردم یمن، فلسطین، لبنان و عراق زمانی که با ایران و مردم ایران متحد میشوند، این اتحاد فقط به خاطر یک رهبر نیست؛ بلکه به خاطر یک روحیه، یک سری اصول و نوعی برداشت مشترک از چگونگی برقراری عدالت در این منطقه است. و این باور و این طرز فکر ادامه خواهد داشت. وقتی چنین باوری ادامه داشته باشد، به این معناست که تحت رهبری جدید {آیت الله} مجتبی خامنهای، رهبر جدید ایران، این اتحاد نیز تقویت خواهد شد.
این نوع وحدت در میان گروههای مقاومت بیشتر رشد خواهد کرد و در آینده نه تنها مردم ایران، بلکه این گروههای مقاومت در منطقه را نیز به سمت اتحاد بیشتر سوق خواهد داد تا در برابر فشارهای خارجی و تلاشها برای زورگویی در این منطقه مقاومت کنند. به همین دلیل من باور دارم که گروههای مقاومت به فعالیت و حضور خود ادامه خواهند داد.