کتاب «بر مدار میراث؛ روایت استمرار امانت»/ حکمرانی مبتنی بر حافظه فرهنگی؛ بازتولید هویت ملّی و فرهنگی به‌مثابه میراث ایرانی ــ اسلامی از دیدگاه رهبر شهید
Culture and Civilization 2026/09/19

کتاب «بر مدار میراث؛ روایت استمرار امانت»/ حکمرانی مبتنی بر حافظه فرهنگی؛ بازتولید هویت ملّی و فرهنگی به‌مثابه میراث ایرانی ــ اسلامی از دیدگاه رهبر شهید

به گزارش روابط عمومی پژوهشگاه علوم و معارف انقلاب اسلامی، کتاب «بر مدار میراث؛ روایت استمرار امانت» که به همت پژوهشگاه علوم و معارف انقلاب اسلامی و دانشگاه امام صادق(ع) منتشر شده، مجموعه‌ای از آثار و جستارهای میان‌رشته‌ای است که با محوریت نسبت میان سه مفهوم «امامت»، «میراث» و «استمرار» تدوین شده است. نویسندگان این مجموعه با بهره‌گیری از رویکردهای الهیاتی، تاریخی، اجتماعی و فرهنگی، به بررسی چگونگی تداوم یک حقیقت تاریخی پس از شهادت امام شهید، حضرت آیت الله العظمی سید علی خامنه‌ای و نحوه حضور آن در حافظه و حیات اجتماعی جامعه پرداخته‌اند.

در کتاب «بر مدار میراث؛ روایت استمرار امانت» نادر جعفری هفتخوانی، دانشیار دانشکده معارف اسلامی و مدیریت، دانشگاه امام صادق(علیه‌السلام) در مقاله‌ای با عنوان «حکمرانی مبتنی بر حافظه فرهنگی؛ بازتولید هویت ملّی و فرهنگی به‌مثابه میراث ایرانی ـ اسلامی از دیدگاه رهبر شهید» به بررسی این موضوع پرداخته است که چگونه می‌توان ارزش‌ها و میراث تاریخی و فرهنگی یک جامعه را از نسلی به نسل دیگر منتقل و در رفتارهای اجتماعی تثبیت کرد. 
نویسنده با ترکیب مفاهیم حافظه جمعی، حافظه تاریخی، یادگیری اجتماعی و حافظه فرهنگی، سه نمونه «راهیان نور»، «پیاده‌روی اربعین» و «حمایت از ورزش قهرمانی» را بررسی کرده و استدلال می‌کند که این اقدامات با تکیه بر پیشینه دینی، تاریخی و ملی جامعه ایران، به تدریج در حافظه جمعی و فرهنگی ایرانیان جای گرفته و به رفتارهایی پایدار تبدیل شده‌اند.
 مقاله در نهایت این تجربه را در چارچوب «حکمرانی به‌مثابه یک امانت تاریخی» تفسیر می‌کند؛ یعنی حفظ و بازتولید میراثی که از گذشته به جامعه رسیده و قرار است به نسل‌های آینده منتقل شود.

مشروح این مقاله را در ادامه بخوانید:

حکمرانی مبتنی بر حافظه فرهنگی؛ بازتولید هویت ملّی و فرهنگی به‌مثابه میراث ایرانی ــ اسلامی از دیدگاه رهبر شهید
نادر جعفری هفتخوانی
دانشیار دانشکده معارف اسلامی و مدیریت، دانشگاه امام صادق(علیه‌السلام)
Jafari@isu.ac.ir


چکیده
مرور تجربه راهبریِ رهبر شهید انقلاب اسلامی از لحاظ تاریخی و اجتماعی در چهار دهه اخیر، دست‌کم در برخی موضوعات، می‌تواند مؤید دیدگاهی در ایشان باشد که ازسویی ریشه در گذشته (سنّت‌ها، آداب و رسوم دینی و ملّی) داشته و بر یادگیری اجتماعی از طریق رخدادهای تاریخی (دین‌مدار یا غیردینی) تأکید نموده، و از سویی‌دیگر، کاملاً آینده‌نگر، آینده‌گرا و آینده‌خواه نیز بوده است. دو پرسش اصلی پژوهش حاضر آن است که میراث حکمرانی به‌مثابه یک امانت، چگونه قابلیت انتقال، استمرار و بازتولید برای نسل آینده می‌یابد؟ و رهبر شهید انقلاب اسلامی، چگونه از این ظرفیت برای بازتولید هویت ملّی و فرهنگی ایرانیان به‌مثابه میراث ایرانی-اسلامی بهره برده است؟ نوشتار حاضر تلاش می‌کند با بهره‌گیری از مفاهیم و نظریه‌های جامعه‌شناختی ازجمله حافظه جمعی، حافظه تاریخی، حافظه فرهنگی و یادگیری اجتماعی، به تحلیل انتقال ارزش‌ها در جامعه و در میان نسل‌ها بپردازد. این پژوهش کیفی و اکتشافی است و پژوهشگر الگوی نظری و مفهومی خود را با ترکیبی از نظریه‌های حافظه جمعی و تاریخیِ هالبواکس، یادگیری اجتماعیِ بندورا، و حافظه فرهنگی اَسمان که سازه هویت ملّی را تحت تأثیر خود قرار می‌دهند، شکل داده و مبتنی بر این الگو، برخی رویدادها و برنامه‌های جمعی و اجتماعیِ مناسبتی را که ازسوی رهبر شهید تأسیس و راه‌اندازی شده و مورد ترویج و تشویق به مشارکت عمومی مردم قرار گرفته بودند را مطالعه نماید. فرضیه اصلی پژوهشگر، آن بود که این دسته از فعالیت‌ها و رفتارهای جمعی و ارزش‌های مندرج در آنها، با بهره‌گیری از حافظه تاریخی و حافظه فرهنگی جامعه ایرانی و البته با تأکید بر یادگیری اجتماعی، به‌مثابه ارزش‌ها، هنجارها و رفتارهای مورد پذیرش در جامعه ایران نهادینه و تثبیت شده‌اند و درواقع رهبر شهید با شناخت عمیق از خصلت‌ها و ویژگی‌های جامعه ایرانی و با دقت نظر به عمق دینی، مذهبی، تاریخی و ملّیِ مردم ایران، با موفقیت توانسته‌اند این فعالیت‌ها و برنامه‌ها را مورد پذیرش مردم قرار داده و در رفتار اجتماعی آنان تثبیت نمایند. این پژوهش، با تبیین و تحلیل سه فعالیت یعنی راهیان نور، زیارت پیاده‌روی اربعین، و حمایت از ورزش قهرمانی به‌خوبی و آشکارا نشان داد که این برنامه‌ها در قریب به چهار دهه گذشته با استقبال عمومی مواجه شده و افزون بر تثبیت در حافظه جمعیِ ایرانیان به‌عنوان یک رفتار مذهبی و ملّی، در حافظه فرهنگی مردمان این دیار جای گرفته و همچنان نیز با قوّت به حیات خود ادامه خواهند داد.

واژگان کلیدی: حکمرانی، حافظه فرهنگی، حافظه جمعی، یادگیری اجتماعی، راهیان نور، زیارت اربعین، ورزش قهرمانی.
 

مقدمه و بیان مسئله
گاهی درباره محیط زیست، گفته می‌شود که «میراث گذشتگان است» و برخی دیگر آن را نه میراث گذشتگان، که «امانت آیندگان» می‌انگارند و اگرچه با این بیان، بر نگهداشت، حفظ و مراقبت آن برای آیندگان و نسل آینده تأکید می‌کنند؛ اما عملاً جنبه‌های ارزشمند و میراثی آن را و نیز این اهمیت را که محیط زیست از گذشته به ما به ارث رسیده، کمرنگ می‌بینند؛ بنابراین برخی، این دو گزاره درست ولی ناقص را این‌گونه تصحیح می‌کنند که «محیط زیست، میراث نسل آینده در دستان امروز ما است». شاید این تعبیر بتواند هر دو بُعد ضروری، یعنی هم ابعاد میراثی و هم ابعاد امانت‌گونگی محیط زیست را مورد تأکید قرار دهد.
مرور تجربه راهبریِ رهبر شهید انقلاب اسلامی از لحاظ تاریخی و اجتماعی در چهار دهه اخیر، دست‌کم در برخی موضوعات، می‌تواند مؤید دیدگاهی در ایشان باشد که از سویی ریشه در گذشته (سنّت‌ها، آداب و رسوم دینی و ملّی) داشته و بر یادگیری اجتماعی از طریق رخدادهای تاریخی (دین‌مدار یا غیردینی) تأکید نموده است، و از سویی دیگر، کاملاً آینده‌نگر، آینده‌گرا و آینده‌خواه نیز بوده است. تبیین این دو وجه که به ظاهر در چهارچوبی متناقض قرار دارند، در برخی موضوعات منتخب، مسئله اصلی پژوهش حاضر است. دقّت‌نظر در تجربه راهبری رهبر شهید، می‌تواند رویه و رویکرد ایشان را در نگاه به موضوعات مختلف از جنبه زمینه‌سازی برای تبیین سازوکارهای نگهداشت، مراقبت، ارتقاء و اجرای «حکمرانی به‌مثابه یک امانت تاریخی» برای انتقال میراث حکمرانی به آیندگان معرفی نماید. شناسایی این رویکرد، عملاً ظرفیت و کارویژه انتقال این میراث را به‌مثابه یک سرمایه اجتماعی و تاریخی در زمینه‌های مختلف حیات جامعه اسلامی، تبیین می‌نماید.
بر این‌اساس، دو پرسش اصلی پژوهش حاضر، آن است که میراث حکمرانی به‌مثابه یک امانت، چگونه قابلیت انتقال، استمرار و بازتولید برای نسل آینده می‌یابد؟ و رهبر شهید انقلاب اسلامی، چگونه از این ظرفیت برای بازتولید هویت ملّی و فرهنگی ایرانیان به‌مثابه میراث ایرانی-اسلامی بهره برده است؟ نوشتار حاضر تلاش می‌کند با کمک گرفتن از مفاهیم و نظریه‌های جامعه‌شناختی ازجمله حافظه جمعی، حافظه تاریخی، حافظه فرهنگی و یادگیری اجتماعی، به تحلیل انتقال ارزش‌ها در جامعه و در میان نسل‌ها بپردازد و در این میان، از مفاهیمی مانند مناسک، نمادها و روایت‌پردازیِ مردمی، در کنار بازتولید فرهنگی میراث از نگاه مردم‌شناسی نیز بهره می‌گیرد.

1. مفاهیم پایه و چهارچوب نظری پژوهش

1-1. حافظه جمعی  
نمود یا تجلّی گذشته مشترکی است که گروه اجتماعی یا جماعتی را به‌گونه‌ای به یکدیگر پیوند می‌دهد. پهنه‌ای گسترده که می‌تواند شامل رویدادهای تاریخی دیرپا یا گذرا نیز باشد. موریس هالبواکس، جامعه‌شناس فرانسوی یکی از نخستین افرادی بود که مفهوم حافظه جمعی را توسعه داد. ایده اصلی او این است که حافظه انسان فقط و فقط در یک شرایط جمعی عمل می‌کند. به عقیدۀ او خاطرات فردی ما در چهارچوب‌های اجتماعی ساخته و پرداخته می‌شوند و نمی‌توانند مستقل از ساختارهای اجتماعی که به آنها معنا می‌دهند وجود داشته باشند. عملاً یادآوری ما از گذشته در چهارچوب‌هایی مانند حافظه جمعی خانواده، حافظه جمعی مذهبی و سنت‌ها و رسوم طبقات اجتماعی ممکن می‌شود و معنا پیدا می‌کند (کوزر، 1402). این نظام اخلاقی و اجتماعی شامل احساسات، باورها و ارزش‌های مشترک میان افراد جامعه است که خارج از اختیار فرد است و همچون نیرویی مستقل بر او تأثیر می‌گذارد. هالبواکس معتقد است که بدون وجود گروه‌های اجتماعی، خاطرات فردی معنای خود را از دست می‌دهند و به همین دلیل، حافظه جمعی نقش کلیدی در شکل‌دهی به هویت فردی و اجتماعی افراد ایفا می‌کند. حتی خاطراتی که به نظر شخصی و فردی می‌رسند، درواقع تحت تأثیر گروه‌های اجتماعی هستند. حافظه تنها یک پدیده فردی نیست، بلکه به شدت تحت تأثیر جامعه و فرهنگ است. وی نشان می‌دهد که چگونه گروه‌های اجتماعی، از طریق فرایندهای تعاملی، خاطرات مشترک را ایجاد و حفظ می‌کنند و البته در این‌میان، زمان، مکان، هویت و تاریخ اهمیتی ویژه دارند (هالبواکس، 1403).

1-2. حافظه تاریخی
بیانگر گذشته‌ای فعال است که شخصیت فرد را می‌سازد و در محدوده قضاوت‌های ارزشی جامعه‌ای شکل می‌گیرد که فرد در یک فرایند تاریخی در آن زندگی می‌کند. این گذشته تاریخی دارای پویایی‌ها و متغیرهای اساسی بسیاری است ازجمله هویت ملّی، که منعکس‌کننده نوعی هویت است که بر اساس حافظه تاریخی فرد شکل می‌گیرد و توسعه می‌یابد. به‌عبارتی، حافظه تاریخی، تأثیر غیرقابل‌انکاری بر شکل‌گیری هویت ملی دارد. از آنجا که قضاوت‌های ارزشی جامعه بر حافظه جمعی تأثیر می‌گذارد، حافظه تاریخی نیز بر هویت ملی بسیار مؤثر است. دانستن تجربیات گذشته، آگاهی از هویت ملی را ایجاد می‌کند و حافظه جمعی که از این امر ناشی می‌شود، گذشته‌ای فعال را منعکس می‌کند که هویت‌های فردی و ملی را شکل می‌دهد. چنین نتیجه‌ای نشان می‌دهد که امروزه، هویت ملّی مطابق با حافظه تاریخی هر جامعه ظاهر می‌شود. در چنین وضعیتی می‌توان گفت که رویدادهای تاریخی به حافظه تبدیل می‌شوند، از بین نمی‌روند و این تعامل با افزایش مسئولیت تاریخی و آگاهی از ملّت بودن، افراد را به بخشی از یک ملّت تبدیل می‌کند (کورتاران ، 2024).

1-3. یادگیری اجتماعی
بندورا در نظریه یادگیری اجتماعی معتقد است بیشتر یادگیری‌های آدمی نه از طریق تجربه مستقیم بلکه به‌واسطه تجربه غیرمستقیم و شاهد و ناظر بودن بر تجربه دیگران حاصل می‌شود و از آنجا که وسعت مشاهدات اجتماعی در زندگی روزمره بسیار است، بنابراین بخش زیادی از یادگیری ما نیز در این ارتباط، شکل می‌گیرد. به نظر بندورا فرد نه کاملاً بوسیله نیروهای محیطی کنترل می‌شود و نه چنان آزاد است که خارج از تأثیر محیط عمل کند. در این دیدگاه رفتار فرد از طریق تعامل او با محیط تبیین می‌شود. یکی از مفاهیم عمده در نظریه شناختی اجتماعی بندورا، «الگوگیری» است؛ اصطلاحی کلی که به آن دسته از تغییرات رفتاری، شناختی و عاطفی اطلاق می‌شود که از طریق مشاهده یک یا چند الگو به‌دست می‌آید. الگوگیری ممکن است شامل تقلید باشد یا نباشد. بندورا، یکی از شیوه‌های عاملیت انسان‌ها را «کارایی جمعی»  می‌داند. یعنی اعتقاد مشترک افراد به نیروی جمعی‌شان برای به بارآوردن نتایج مطلوب. به عبارت‌دیگر، اطمینان افراد از این که تلاش‌های مشترک آنها تغییرات اجتماعی به بار خواهد آورد (شاهدی و شاهدی، 1400: 65، 67 و 69). نظریه بندورا با در نظر گرفتن مجموعه‌ای از عوامل شناختی، محیطی و رفتاری جامعیت مناسبی برای نظر به انسان فراهم کرده است؛ عاملیت، تشویق، تنبیه، تقلید، الگوبرداری، استدلال درباره قوانین و قراردادهای اجتماعی در این دیدگاه موردتوجه هستند (ناصرزعیم و همکاران، 1401: 11).

1-4. حافظه فرهنگی
چهارچوب جامعی است که از طریق آن یک جامعه یا ملّت، گذشته مشترک خود را می‌سازد، بایگانی می‌کند و دائماً آن را بازیابی می‌کند و بدین‌ترتیب هویت جمعی، ارزش‌ها و جهان‌بینی خود را اساساً شکل می‌دهد. این حافظه از قلمرو یادآوری فردی و خصوصی فراتر می‌رود و به‌عنوان یک حوزه عمومی و مشترک عمل می‌کند که عمق تاریخی لازم را برای انسجام گروهی و مشروعیت اجتماعی فراهم می‌سازد. این مفهوم رسماً توسط یان اَسمان، مصرشناس آلمانی، معرفی شد که حافظه فرهنگی را واجد یک ماهیت پویا و ذاتاً گزینشی می‌دانست که با برجسته کردن روایت‌های خاص - مانند اسطوره‌های بنیان‌گذاری، دوره‌های مبارزات قهرمانانه یا رنج‌های مشترک - در خدمت نیازهای جمعی فعلی قرار می‌گیرد، درحالی‌که همزمان سایر جزئیات تاریخی را که ممکن است تفرقه‌انگیز یا متناقض با هویت جمعیِ تثبیت‌شده باشند، سرکوب کرده، به حاشیه رانده یا به‌طور کلّی به فراموشی می‌سپرد. این فرایند گزینشی قدرتمند از طریق عوامل نهادی، از جمله نظام‌های آموزشی دولتی، رسانه‌های اصلی، سازمان‌های مذهبی و نهادهای سیاسی، مدیریت و واسطه‌گری می‌شود که همگی در گفتگوی پیوسته بر سر اهمیت تاریخی نقش دارند. اَسمان یک دوگانه انتقادی را معرفی و حافظه فرهنگی را از حافظه ارتباطی  متمایز کرد. وی معتقد بود حافظه فرهنگی ثابت، رسمی و نهادینه شده است و بر چهره‌های نمادین، رویدادهای نمادین و اَشکال صریح حفظ، متکی است. برعکس، حافظه ارتباطی غیررسمی است، مبتنی بر تعاملات رو در رو و روزمره است و طول عمر نسبتاً کوتاهی دارد که معمولاً در طول عمر سه نسل زنده، محو یا دگرگون می‌شود (Cultural Memory).

1-5. هویت ملّی
اصطلاحی است برای توصیف حسّ تعلق و پیوند افراد با کشور و ملّت خود. هویت ملّی شامل پیوند عاطفی افراد با کشورشان است و می‌تواند تجلّی وابستگی آنها به دولت یا حاکمیت باشد. این هویت اغلب با تجربیات مشترک فرهنگی، تاریخی و سیاسی مشخص می‌شود و شامل حسّ ارزش‌ها، باورها و آداب و رسوم مشترک است. هویت ملّی همچنین می‌تواند نشانگر حسّ غرور در کشور خود باشد که ممکن است در نمادهای ملی، تعطیلات، سنّت‌ها، زبان، تاریخ بین‌نسلی و مانند این‌ها بازتاب یابد. هویت ملّی ازآنجایی‌که می‌تواند وحدت ملّی را ارتقا دهد و یک جامعه پایدار را حفظ کند، مهم است. هویت ملّی همچنین می‌تواند روابط و شهرت بین‌المللی یک کشور را شکل دهد، زیرا می‌تواند بر نحوه ارائه یک کشور به جهان تأثیر بگذارد؛ بنابراین هویت ملی موضوع مهمی برای مطالعه است (پریواتی و سانیوتو، 2024). ازسویی، حافظه و هویت، دو مفهوم عمیقاً به‌هم وابسته‌اند. یعنی هم هویت ریشه در حافظه دارد، و هم آنچه به یاد آورده می‌شود (حافظه) نیز با هویتی خاص، تعریف شده است. در اینجا دو فرایند مهم نقش دارند: از یک‌طرف، حافظه جمعی به مردم اجازه می‌دهد که دارای هویت اجتماعی خاصی باشند (چه در سطح فردی و چه اجتماعی)؛ و از طرف‌دیگر، بازسازی گذشته همواره به هویت‌ها و زمینه‌های کنونی بستگی دارد. امروزه ملّت به‌عنوان اجتماعی از حافظه اصلی در دوران معاصر، نقش بی‌بدیلی در تنظیم‌کنندگیِ حدود یادآوری و فراموشیِ گذشته تاریخیِ یک جامعه دارد (فرزبد و همکاران، 1397: 4)؛ البته باید توجه داشت که شناخت و آگاهی، لازمه تعلق و هویت است. آینده‌ای که از گذشته خود گسسته باشد، آینده‌ای بی‌ریشه است و ملتی که حافظه‌اش را از دست دهد، دچار بحران هویت خواهد شد؛ بنابراین، شناخت و آگاهی، نخستین گام در احیای این پیوند است. احساس وابستگی به یک سرزمین، تنها در سکونت خلاصه نمی‌شود؛ در شناخت، درک و پاسداشت فرهنگ و میراث آن است که معنا پیدا می‌کند. در این چهارچوب، میراث فرهنگی، نشانی‌ست از هزاران سال اندیشه، تلاش، زیستن و امید. در دنیای امروز که انسان‌ها از گذشته فاصله می‌گیرند، میراث‌فرهنگی چون آینه‌ای است که ما را به خودمان بازمی‌گرداند. شناخت این میراث، سفری‌ست به عمق وجود انسان؛ سفری که در آن، حسّ غرور، احساس مسئولیت، احترام متقابل و امید به آینده، بار دیگر زنده می‌شود. به همین دلیل اگر انسان‌ها خواهان ساختن آینده‌ای معنادارند، باید گذشته را بشناسند، آن را بفهمند و از آن الهام بگیرند (عبادیان، 1404).
درمجموع الگوی نظری و مفهومی این پژوهش، ترکیبی از نظریه‌های حافظه جمعی و تاریخیِ هالبواکس، یادگیری اجتماعیِ بندورا، و حافظه فرهنگی اَسمان است که سازه هویت ملّی را تحت تأثیر خود قرار می‌دهند. شکل شماره 1 این الگو را نشان می‌دهد.
الگوی نظری.jpg


شکل (1): الگوی نظری و مفهومی
 

2. پیشینه تجربی پژوهش
پژوهش‌های مرتبط با موضوع و سؤال این پژوهش در چند دسته نظری و تجربی قابل شناسایی‌اند. اگرچه به‌دلیل محدودیت زمانی این پژوهش، تنها به گزیده‌ای از آنها بسنده می‌شود: بِکای  (2026)، در پژوهش «نقش حافظه جمعی در شکل‌دهی به هویت ملّی» به بررسی چگونگی عملکرد حافظه جمعی به‌عنوان ابزاری برای ساخت هویت و مشروعیت ایدئولوژیک در دولت-ملت‌های نوین می‌پردازد. وی با بهره‌گیری از چهارچوب‌های میان‌رشته‌ای مطالعات حافظه فرهنگی، نظریه گفتمان و نقد پسااستعماری (برگرفته از موریس هالبواکس، یان آسمان، پیر نورا، میشل فوکو، پیر بوردیو، ادوارد سعید و گایاتری اسپیواک)، این موضوع را بررسی می‌کند که چگونه جوامع، یادآوری و فراموشی را از طریق آموزش، آیین‌های عمومی و فضاهای میراثی نهادینه می‌کنند. این مقاله از طریق تحلیل کیفی مقایسه‌ای میانِ حافظه پسااستعماری فرانسه و شیوه‌های یادبود پساآپارتاید آفریقای جنوبی، نشان می‌دهد که حافظه جمعی نه حفظ یک مقوله ایستا از گذشته، بلکه یک فرایند پویا و مورد مناقشه است که هویت و قدرت را به گفتگو می‌گذارد. نویسنده استدلال می‌کند که سیاست حافظه‌مدار، هویت ملی را به‌شکلی توأمان، هم تثبیت و هم بی‌ثبات می‌کند که در آن روایت‌های غالب با ضدّخاطرات روبه‌رو می‌شوند. این مطالعه نتیجه می‌گیرد که نهادینه شدن خاطرات گزینشی، سلسله‌مراتب نمادین را حفظ می‌کند، درحالی‌که ظهور ضدخاطرات، فضاهایی را برای هویت متکثّر، گفتگو و آشتی می‌گشاید. درنهایت، حافظه جمعی به‌عنوان یک حوزه پویا ظاهر می‌شود که در آن دگرگونی فرهنگی و آگاهی تاریخی به‌طور مداوم بازتعریف می‌شوند.
پریواتی و سانیوتو  (2024)، در پژوهش «بررسی هویت ملّی و حافظه جمعی در فرهنگ‌های مختلف: مقایسه اندونزی و فرانسه» در یک تحقیق اکتشافی منحصراً بر هویت ملی تمرکز دارند. این تحقیق با مقایسه دو کشور، یعنی اندونزی و فرانسه، بُعدی بین‌فرهنگی را دربرمی‌گیرد: اندونزی کشوری با فرهنگ شرقی و جمع‌گرایی مشخص، برخلاف فرانسه به‌عنوان کشوری غربی و فردگراتر. این پژوهش اکتشافی در دو مطالعه با استفاده از رویکرد روش‌های ترکیبی، خاطرات جمعی مرتبط با این دو کشور را در میان افرادی از این دو کشور مقایسه کرد. نتایج نشان می‌دهند که شرکت‌کنندگان اندونزیایی و فرانسوی، به‌ترتیب، متولد شدن در کشور را عنصر مهمی در تعریف فرد به‌عنوان فرانسوی یا اندونزیایی می‌دانند. شرکت‌کنندگان اندونزیایی همچنین از اجداد اندونزیایی خود به‌عنوان بخشی از اندونزیایی بودن یاد کردند، درحالی‌که شرکت‌کنندگان فرانسوی به‌جای آن، پایبندی به ایدئولوژی و ارزش‌های فرانسوی را برای فرانسوی بودن، مهم می‌دانند. شرکت‌کنندگان اندونزیایی همچنین خاطرات جمعی مثبت‌تری دارند و دلبستگی عاطفی مثبت‌تری به کشورشان، نسبت به فرانسوی‌ها نشان دادند. این سؤال که چگونه هویت قومی با هویت ملّی مرتبط است، سؤالی است که هنگام مطالعه هویت ملّی اندونزی باید به آن پرداخته شود. این تنوع قومی موجود در یک کشور است که احتمالاً دولت‌ها را به سمت ترویج فعال حسّ وحدت از طریق نمادها و جشن‌ها سوق داده است. درنهایت، تأثیرات (ادراک‌شده و واقعی) جهانی‌شدن، از جمله مهاجرت (در فرانسه) و چندفرهنگ‌گرایی (در اندونزی و فرانسه) بر هویت ملّی، باید در مطالعات آینده مورد بررسی قرار گیرد. 
موسوی و پیامنی (1403)، در پژوهش «سیر حافظه جمعی در شکل‌گیری فرهنگ سوگواری در جامعه دینیِ ایران مبتنی بر نظریه حافظه جمعی موریس هالبواکس با مطالعه موردی مراسم عاشورا و سیاووشان» معتقدند ایجاد یک جامعه یکپارچه حاصل فرایندی قاعده‌مند است که از حافظه‌ای جمعی نشئت گرفته است. آنها بر اساس سه مرحله نظریه هالبواکس، یعنی بومی‌سازی حافظه، یادبود بر اساس یک داستان تاریخی، و تشکیل حافظه دینی طبق باورهای پیشینیان، بررسی سِیر حافظه جمعی در شکل‌گیری آیین سوگواری با استعانت از حافظه جمعی را هدف این پژوهش تعیین کردند و به روش تحلیلی-توصیفی و با منابع کتابخانه‌ای به این نتیجه رسیدند که جامعه دینی همواره از منشاء دینی خود پیروی می‌کند و در هر مرحله با تغییراتی به همان ماهیت اصلی خود رجوع کرده و با یک اندیشه دینی و محوری، همبستگی جامعه را تضمین می‌کند.
نوعی و همکاران (1400) در پژوهش «بررسی مؤلفه‌های رشد اخلاقی کودک در داستانهای احمدرضا احمدی (با رویکرد به نظریه یادگیری اجتماعی)» با استناد به منابع کتابخانه‌ای، روش توصیفی تحلیلی و مبانی نظریه یادگیری اجتماعی، تکنیک‌های متنوعی را در داستان‌های منتخب این نویسنده بررسی و تحلیل کرده‌اند. وی برای بازنمایی این موضوعات از تکنیک‌های متنوعی بهره گرفته که تأکید بر یادگیری محیطی و اجتماعی کودک، از آن جمله است. نتایج پژوهش بیانگر آن است که نویسنده با کاربست مؤلفه‌هایی مانند الگودهی و معرفی الگوی عملی، مقابله شخصی کودک با موقعیت‌های اخلاقی/ غیراخلاقی، و تقویت و تثبیت رفتار اخلاقی، مجموعه‌ای متنوع از مسائل اخلاقی و تعلیمی مانند تعاون و کمک به یکدیگر، احترام به حیوانات، صلح‌جویی، محبت به همنوع، هویت‌جویی و بازگشت به خویشتن واقعی را برای مخاطبان کودک، ترسیم و بازگویی کرده است. احمدی در بازنمایی رویکردهای تعلیمی خود بر اثرگذاری محیط اطراف بر فرایند رشد و فردیت اخلاقی و شخصیتی کودکان تأکید کرده و نقش عوامل بیرونی را در جهت‌گیری سویه‌های تربیتی این گروه سنی برجسته کرده است.
سعیدی و ثالث (1399)، در پژوهش «تأملی در نقش عوامل سه‌گانه تقویت بر ابعاد تربیتی با الهام از نظریه یادگیری اجتماعی و آموزه‌های دینی» معتقدند ابعاد تربیتی سه‌گانه که شامل بُعد شناختی, بُعد رفتاری و اخلاقی، و بُعد اجتماعی است، نقش اصلی را در تشکیل شخصیت انسان بازی کرده و شاخص مهمی در تربیت به‌شمار می‌روند. نظریه شناختی اجتماعی با ترکیب دو عامل شناختی و رفتاری، زمینه‌ای برای استفاده حداکثری از روش‌های شناختی و محیطی فراهم کرده است. سؤال اصلی این مقاله آن است که نقش عوامل سه‌گانه یادگیری اجتماعی در تربیت چیست و چه رابطه‌ای میان آنها وجود دارد؟ یافته‌های این پژوهش نشان می‌دهند که روش‌های تربیتی نشئت گرفته از این نظریه نه‌تنها برای تقویت یا اصلاح رفتارهای موجود مورد استفاده قرار می‌گیرند بلکه می‌توانند برای پیشگیری از وقوع رفتارهای نامطلوب نیز مورد استفاده قرار گیرند. پس بر اساس این نظریه، تربیت علاوه بر اینکه فرایندی اصلاحی است فرایندی پیشگیرانه نیز تلقی می‌شود.
گوسِوسکایا و پلوتنیکُوا  (2020)، در پژوهش «حافظه تاریخی و هویت ملّی» نقش حافظه تاریخی را در شکل‌گیری هویت ملی نشان می‌دهند و می‌نویسند حافظه تاریخی اساس و هسته ذهنی آگاهی عمومی است که توانایی شناسایی یک فرد و جامعه را به‌عنوان یک کُل فراهم می‌کند. حافظه تاریخی مهمترین کاتالیزور برای تحکیم اجتماعی است. این دو پژوهشگر، رویکردهای روش‌شناختی اصلی برای مطالعه حافظه تاریخی را خلاصه و سازوکار‌های هویت ملّی را بررسی کرده‌اند. تجزیه و تحلیل تعداد منابع به آنها این امکان را داده که فرایندهای خاص شکل‌گیری هویت قومی را شناسایی کنند و تأثیر حافظه جمعی گذشته را بر این فرایندها مورد توجه قرار دهند. یافته‌های این پژوهش مؤید آن است که آموزش تاریخی، سیاست یادبود دولتی و سایر عوامل مشابه، تأثیر قابل توجهی بر حافظه تاریخی دارند و می‌توان در طول آموزش تاریخ، ادبیات و سایر علوم اجتماعی، توصیه‌های عملی برای شکل‌گیری هویت ملی بر اساس حافظه تاریخی ارائه داد.
فرزبد و همکاران (1397)، در پژوهش «حافظه جمعی و هویت ایرانی» با هدف ارائه الگویی تحلیلی از فرایند ساخت معنای هویت ملّی نزد ایرانیان، می‌نویسند «منبع معنایی هویت ملّی را حافظه جمعی شکل می‌دهد که ازطریق ساخت روایت جمعی، انسجام لازم را برای تداوم طیّ زمان پدید می‌آورد.» آنها همچنین حافظه جمعی را نیرویی اجتماعی می‌انگارند که فردی ایرانی را به ملّت ایران پیوند داده و در شکل روایت‌های جمعی به هویت ایرانی شکل می‌دهد. نویسندگان با تلفیق رویکردهای نظریِ حافظه جمعی هالبواکس، هویت رواییِ ریکور، و هویت ایرانیِ اشرف، الگوی نظری موردنظر خود را ساخته و به کمک آن به این نتیجه می‌رسند که امروزه در جامعه، معنا و درک مشترکی از ایرانی بودن و به‌عبارتی هویت ایرانی در قالب روایتی تاریخی‌نگر شکل می‌گیرد که در آن، نمادها، اسطوره‌ها و خاطرات جمعی به‌عنوان میراث نمادینِ مردم مناطق مختلف ایران در ساخت هویت ملّیِ نوین ایرانی بازپیکربندی می‌شود.
غفاری (1397)، در پژوهش «مطالعه روند نمایشنامه‌نویسی برای کودکان در دوران معاصر براساس نظریه یادگیری اجتماعی آلبرت بندورا» می‌کوشد با الهام از این بینش که نمایش یک وسیله مؤثر در تعلیم و تربیت، و مورد پذیرش کودکان است، و نه‌تنها نیازهای روانی آنها را برآورده می‌کند بلکه لحظات شاد و مهیجی برایشان می‌آفریند، و ازسویی دیگر اینکه هر پیام و موضوعی در قالب نمایش برای کودکان قابل اجراست، الگویی برای استفاده نمایشنامه‌نویسان حوزه کودک براساس نظریه بندورا ارایه نماید. به همین منظور بعد از طرح مباحث نظری و بررسی روند استفاده نمایشنامه‌نویسان معاصر حوزه کودک از دیدگاه‌های بندورا، الگوی پیشنهادی خود را ارایه می‌نماید.
سایتو (2006)، در پژوهش «تکرار یادبود: هیروشیما به‌عنوان یک ترومای ملی» با بررسی حافظه جمعی ژاپنی‌ها از واقعه هیروشیما، نقش و سهم این واقعه را در ساخت عناصر مختلف هویت ملّی مردم ژاپن بررسی کرده است. این مقاله با استفاده از یک چهارچوب نظری که ترکیبی از الگوی حل مسئله تکرارشونده و نظریه ترومای فرهنگی است، به بررسی تحولات تاریخی حافظه جمعی ژاپنی‌ها از بمباران اتمی هیروشیما می‌پردازد. پژوهشگر نشان می‌دهد که چگونه رویداد ریزش هسته‌ای (در مارس ۱۹۵۴) به مسئولان اجازه داد تا شیوه‌های یادبود پراکنده قبلی را در یک چهارچوب اصلی برای تعریف هویت ژاپنی پس از جنگ، بر اساس یادبود فراملّی «هیروشیما» ادغام کنند. وی همچنین نشان می‌دهد که ملّی شدن ترومای «هیروشیما» شامل تغییر از ترحّم به همدردی در ساختارهای احساسیِ مرتبط با این رویداد بوده است.

3. مورد پژوهش: نمونه‌هایی از اقدامات رهبر شهید که هویت ملّی و فرهنگی ایرانیان را به‌مثابه میراث ایرانی و اسلامی و مبتنی بر حافظه فرهنگی ایرانیان شکل دادند. 
رهبر شهید با تأسیس و راه‌اندازی برخی رویدادها و برنامه‌های جمعی و اجتماعیِ مناسبتی، و ترویج و تشویق به مشارکت عمومی مردم در آنها، با بهره‌گیری از حافظه تاریخی و حافظه فرهنگی جامعه ایرانی و البته با تأکید بر یادگیری اجتماعی، موفق شدند این رفتارها و ارزش‌های مندرج در آنها را به‌مثابه ارزش‌ها، هنجارها و رفتارهای مورد پذیرش و تثبیت شده در جامعه ایران نهادینه و تثبیت نمایند. ازجمله اقدامات یادشده می‌توان به مواردی چون زیارت راهیان نور (زیارت جبهه‌های دفاع مقدس در غرب و جنوب‌غرب کشور)، زیارت پیاده‌روی/راهپیمایی اربعین، بازتعریف حج و آیین برائت در آن، حمایت از ورزش قهرمانی و به‌کارگیری ظرفیت‌های ورزش برای رفتار ارزشی، توجه ویژه به ادبیات فارسی، توجه به تاریخ و تمدن ایرانی و اسلامی، متناسب‌سازی واقعه کربلا و یزیدیان با شرایط زمانه، تأکید بر هویت ملّی و ریشه‌های تاریخی آن اشاره نمود. با توجه به محدودیت‌های زمانی و موضوعی این پژوهش، از میان اقدامات یادشده به تبیین و تحلیل سه مورد یعنی راهیان نور، زیارت پیاده‌روی اربعین، و حمایت از ورزش قهرمانی بسنده می‌شود که مورد اول مربوط به دهه نخست رهبری ایشان، مورد دوم مربوط به دهه دوم رهبری ایشان و مورد سوم نیز به‌طور مستمر در طول دوره رهبری ایشان (البته با تأکید فراوان در دهه سوم) رخ داده است. 

3-1. زیارت راهیان نور
اگرچه اعزام کاروان‌های دانشجویی از سال 1376 ازسوی سازمان بسیج دانشجویی کشور شروع شد، ولی سفر رهبر معظم انقلاب اسلامی در تاریخ 8/1/1378 به یادمان شلمچه و حضور در میان زائران راهیان نور باعث شد توجه ویژه‌ای به موضوع راهیان نور در نیروهای مسلح بوجود آید، و استقبال عموم مردم از راهیان نور نیز گسترده‌تر شد. طوری که در اسفندماه همان سال، دستورالعملی مبنی بر تشکیل ستاد هماهنگی راهیان نور با مسئولیت و ریاست بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس ابلاغ شد. تداوم این برنامه در سال بعد (1379) مورد استقبال چشمگیر زائران قرار گرفت و کمک بزرگی به توسعه امکانات و گسترش راهیان نور نمود. حضور مجدد رهبری معظم انقلاب اسلامی در تاریخ 9/1/1381 (چهار سال بعد از دیدار نخستِ نوروزی رهبر) در میان زائران راهیان نور و حضور در یادمان دوکوهه، نشان از تأکید ویژه ایشان بر گسترش و توسعه راهیان نور داشت. با رشد چشمگیر حضور ملّت قدرشناس در این مناطق مقدس، وجود تشکیلاتی برای ساماندهی، هدایت و پشتیبانی از این‌رویداد بزرگ ضروری به نظر می‌رسید که نهایتاً در سال 1384 ستاد مرکزی راهیان نور مأموریت خود را از سر گرفت (راهیان نور).
این برنامه در قریب به سی سال گذشته با استقبال عمومی مواجه شده و افزون بر تثبیت در حافظه جمعیِ ایرانیان به‌عنوان یک عمل زیارتی و ملّی، یادآور رشادت‌ها و از خودگذشتگی‌های جوانان دلیر این مرزوبوم برای دفاع از سرزمین و ارزش‌های دینی خود در قالب حافظه فرهنگی مردمان این دیار جای گرفته و همچنان نیز با قوّت به حیات خود ادامه می‌دهد. 

3-2. زیارت پیاده‌روی اربعین
هیچ پدیده دینی دیگری غیر از زیارت پیاده‌روی اربعین را نمی‌توان در ایران معاصر سراغ گرفت که یکباره در مدت چند سال، با پذیرش، همراهی و رشدی چشمگیر از اجتماعی کوچک به مقیاسی میلیونی برسد. جمع 40 هزار نفری زائران کربلا در سال 1389 فقط در مدت پنج سال به دو‌ میلیون ‌و 200 هزار نفر می‌رسد و 55 برابر می‌شود (فاضلی، 1401). در سال ۱۴۰۱ و در نخستین سال پس از همه‌گیری کرونا و محدودیت‌های آن، خبرگزاری‌ها آمار زائران کربلا را بیش از ۲۱ میلیون اعلام کردند. این آمار در سال بعد (۱۴۰۲) به ۲۲ میلیون نفر رسید که بیش از چهار میلیون نفر از آنان ایرانی بودند (ویکی شیعه، 1405). یکی از صاحبنظران دلایل و پیامدهای رشد تصاعدی آمار زائران پیاده‌روی اربعین را در قالب جاذبه‌های چهار وجهی اربعین یعنی «گفتمانی، سیاسی، بین‌المللی و فراغتی » تحلیل می‌کند (حسام‌مظاهری، 1397: 205) و صاحبنظر دیگری موضوع جغرافیا و ارض مقدس در ادیان را برجسته کرده و از تولد تشیع جدیدی سخن می‌گوید که در عصر پساصدام «جغرافیای هویت‌ساز شیعی» در آن تغییر کرده و «سندرم حسرت جغرافیای مقدس و زیارت کربلا رفع شده است» (حسام‌مظاهری، 1397: 35).
اگرچه رهبر شهید از سال 1385 توجه دادن به زیارت اربعین را آغاز نمود و از آن به «جاذبه مغناطیس حسینی» نام برد (1/1/1385) ولی عمده بیانات و تأکیدات ایشان در این موضوع به دهه 1390 بازمی‌گردد. مرور گزیده دیدگاه‌های ایشان به این پدیده جهانی گویای آن است که پیاده‌روی اربعین «یک حرکت عظیم (19/10/93)، بزرگترین گردهمایی عالم (19/10/93)، نماد عزّت اسلامی (19/10/93)، از بزرگترین شعائر الهی (9/9/94)، حسنه‌ای ماندگار (9/9/94)، مظهر عشق همراه با بصیرت (3/9/95)، دست قدرت خدا (3/9/95)، نشانه اوج‌گیری تفکّر مبارزه (22/8/96)، دارای ظرفیت برای ایجاد تمدّن اسلامی نوین (27/6/98)، عامل انتشار جهانی پیام امام حسین علیه‌السلام (27/6/98)، و یکی از مصادیق قوّت امروز دنیای اسلام (21/7/98)» بوده است. در پژوهشی کارکردهای اربعین حسینی در منظومه فکری رهبر شهید انقلاب اسلامی عبارت‌اند از: کارکرد عقیدتی، کارکرد تاریخی، کارکرد فرهنگی و کارکرد سیاسی. ایشان زیارت اربعین را رسانه پرقدرت عاشورا می‌دانست و اهداف قیام عاشورا را در اربعین حسینی محقق می‌دید و این راهپیمایی میلیونی را یک موهبت الهی و نمایانگر شکوه اقتدار اسلامی می‌دانست که موجب گسترش معرفت حسینی و نشر معارف حسینی می‌شود و آن را الگوی دستیابی امت اسلام به عزّت اسلامی و مایه شرف و آبروی اسلام تلقی می‌نمود (موسوی و موسوی، 1403).
بیانات رهبری معظم انقلاب اسلامی درباره این پدیده و نقش ایشان در شکل‌دهی و ترویج آن در ابعاد مختلف مورد توجه بسیاری از پژوهشگران قرار گرفته (ازجمله دارا و صادقی، 1404؛ موسوی و موسوی، 1403؛ حبیبی و همکاران، 1401؛ غفاری و محمدمیرزایی، 1400؛ و افتخاری، 1398) که از جمله آن می‌توان به کتاب شش جلدی «سرآغاز»  برگرفته از سخنان ایشان در این موضوع اشاره نمود که پنج مأموریت اصلی پیاده‌روی اربعین را شامل وحدت، احیای حادثه کربلا، مبارزه حق علیه باطل، تبیین حادثه پیاده‌روی اربعین و الگوسازی تبیین می‌نماید. همچنین پیاده‌روی اربعین به‌عنوان مناسک مذهبی- فرهنگی، ظرفیت بالایی در ایجاد وحدت امت اسلامی، تقویت هویت دینی و افزایش تاب‌آوری فرهنگی در برابر جنگ نرم دشمنان دارد و به‌دلیل حضور گسترده زائران از کشورهای مختلف، به پدیده‌ای فراملّی تبدیل شده که تأثیرات عمیقی بر روابط فرهنگی و اجتماعی میان ملّت‌های منطقه، به‌ویژه ایران و عراق، برجای گذاشته است. بر اساس یافته‌های یک پژوهش، این رویداد عظیم در سال‌های اخیر نقش مؤثری در ترویج مؤلفه‌های قدرت نرم جمهوری اسلامی ایران نظیر روحیه مقاومت، دینداری، عدالت‌خواهی، استکبارستیزی و صدور ارزش‌های انقلاب اسلامی ایفا کرده است و به‌عنوان یک ابزار دیپلماسی عمومی، ظرفیت بسیاری در تقویت ارتباطات میان ملتهای مسلمان و ایجاد همبستگی فرهنگی دارد و توانسته جایگاه جمهوری اسلامی ایران را در معادلات منطقه‌ای بهبود ببخشد و تصویری مثبت از نقش ایران در تعاملات منطقه‌ای ارائه دهد (علوی و همکاران، 1403). پدیده اربعین حسینی در سال‌های اخیر از منظر تمدنی نیز مطالعه شده و به سبب تبدیل شدن به بستری برای ظهور و تجلّی تصویری جهانی از اسلام حقیقی، کارکردی شبیه به انقلاب اسلامی ایران پیدا کرده است. این پدیده به‌عنوان بزرگترین گردهمایی صلح‌آمیز جهان، دارای ویژگی‌هایی است که موجب شده، نقشی مهم و تعیین‌کننده در نزاع تمدنی میان اسلام و غرب ایفا کند (چیت‌فروش و نصرتیان، 1403).

3-3. ترویج ورزش قهرمانی و تجلیل از قهرمانان ورزشی در سطح جهانی
اشاره به این مقدمه ضروری است که «ورزش و هویت ملی به‌طور گسترده به داشتن رابطه قابل توجهی با یکدیگر شناخته می‌شوند و پیوند بین ورزش، ملّی‌گرایی و هویت ملی یکی از بحث‌برانگیزترین موارد در دنیای نوین است. بسیاری از محققان در مورد استفاده از ورزش به‌عنوان ابزاری برای افزایش احساسات ملّی، ملّت‌سازی، رشد دولت-ملّت یا کمک به قدرت فرهنگی بحث کرده‌اند. ورزش می‌تواند به‌عنوان ابزاری هویتی مورد استفاده قرار گیرد و به مردم احساس تمایز و راهی برای متمایزنمودن خود در میان سایر ملّت‌ها بدهد» (Hasan & Baban, 2018). افزون بر رابطه اثبات‌شده میان ورزش قهرمانی و هویت ملّی، مرور دیدگاه‌های رهبر شهید در مورد ورزش قهرمانی از این نظر اهمیت ویژه‌ای دارد که این عرصه با مضامین گسترده‌تری از فرهنگ ملّی، اخلاق پهلوانی، فداکاری و هویت فرهنگی و ملّی در هم آمیخته است. 
در پژوهشی فراگیر که در بیانات رهبر شهید مرتبط با ورزش قهرمانی انجام شده که در فاصله 34 ساله (از سال 1369 تا 1403) در مراسم و دیدارهای مختلف با حضور مسئولان ورزشی، قهرمانان ورزشی و مدال‌آوران در بازی‌های المپیک، پارالمپیک، جهانی، آسیایی و پاراآسیایی بیان نموده‌اند (علیزاده و نصیری، 1404). یافته‌های زیر در قالب 12 مضمون فراگیر ارائه شده است: حفظ اخلاق و جوانمردی در ورزش، تأکید بر فرهنگ ایثار و شهادت، قهرمانان ورزشی مظهر توانایی‌های ملّی، نقش ورزش در ایجاد هویت و فرهنگ ملّی، توانمندی‌های جانبازان و معلولان در ورزش، حمایت مالی و معنوی از ورزش جانبازان، تدوین چشم‌انداز و برنامه‌های حمایتی ورزشکاران، نقش دولت و نهادهای حامی در توسعه ورزش قهرمانی، ترویج ورزش قهرمانی و همگانی در جامعه، الهام‌بخشی قهرمانان برای نسل آینده، نمایش هویت زن مسلمان ایرانی در میادین ورزشی و تقویت جنبش‌های ضدصهیونیستی در میادین ورزشی. توجه به این 12 مضمون به‌خوبی و آشکارا، ظرفیت این مؤلفه‌ها را برای بهره‌گیری از حافظه تاریخی و فرهنگیِ ایرانیان نشان می‌دهد و گویای توجه ویژه رهبر شهید به این ظرفیت در جامعه ایرانی است. آنجا که هم خصلت‌های اخلاقی امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام مطرح است – که به فرموده حضرت امام(ره): ورزشکاران باید به ایشان اقتدا کنند- و هم خصلت‌های پهلوانی دلیرمردانی مانند آقا تختی و دیگر پهلوانان معاصر ایران.
پژوهش دیگری نیز در این‌باره (پورعبدی و همکاران، 1399) نشان می‌دهد که رهبر شهید انقلاب اسلامی، ورزش قهرمانی را یکی از مؤلفه‌های راهبردی برای ترویج فرهنگ و هویت انقلاب اسلانی در دنیا معرفی می‌کنند و از نخبگان ورزشی به‌عنوان سفیران اخلاق، معنویت و فرهنگ ایرانی اسلامی یاد می‌کنند. ایشان همچنین ورزشکاران قهرمان را الگویی برای جوانان کشور دانسته و ضرورت استقامت و کسب معنویات در این ورزشکاران را ضروری می‌دانند. 
اهمیت ورزش قهرمانی در دیدگاه رهبر شهید را می‌توان در گزاره‌های متعددی از بیانات ایشان برداشت نمود از جمله: «در باب ورزش، قهرمان‌پروری، یک وسیله لازم است برای اینکه بخواهیم همه ورزش کنند (4/9/1371)، موفقیت و پیروزی یک ورزشکار در میدان جهانی، نشان‌دهنده سطح قوی اراده آن ملّت است (7/6/1375)، ایستادن جوان ایرانی بر سکوی قهرمانی، برافراشته شدن پرچم کشور و نواخته شدن سرود ملّی مایه تفاخر و مباهات ملّت ماست (8/10/1375)، وقتی یک قهرمان کشور ما جلوِ چشم میلیون‌ها و شاید صدها میلیون جمعیت دنیا، بعد از پیروزی خودش، خدا را شکر می‌کند و دستش را به آسمان بلند می‌کند یا سجده می‌کند، این پیام معنویت را در دنیا پخش می‌کند (14/7/1383)، شما ورزشکاران هرچه می‌توانید گرایش معنوی و عشق به معنویت را در خودتان تقویت کنید. امروز نه‌فقط کشور، بلکه دنیا و همه جوان‌های آن به این معنویت نیاز دارند؛ گاهی اوقات یک کار کوچک شما، می‌تواند بیشتر از ده‌ها کتاب تأثیر و گسترش داشته باشد (14/7/1383)، ورزش قهرمانی درواقع نخبه‌پرورىِ در باب ورزش است (5/6/1387)، ورزش قهرمانی، مظهر تمایلات و استعدادها و تشخّص و هویت یک ملّت است (21/12/1391)، ورزشکاران با کسب مقام قهرمانی، در واقع به ملّت و کشور خود خدمت می‌کنند و پیام‌های عزم و اراده، ایستادگی و ایمان ملّت ایران را به جهانیان می‌رسانند (21/12/1391)، ورزش قهرمانی درواقع موتور حرکت ورزش همگانی است و می‌توان با ورزش قهرمانی کاری کرد که ورزش همگانی رایج شود (21/12/1391)، جبهه استکبار جهانی، از هر پیروزی‌ای که ما به دست بیاوریم، عصبانی و خشمگین می‌شود؛ پس پیروزی شما ورزشکاران، درواقع پیروزی بر جبهه استکبار هم هست (2/7/1397)، ورزش قهرمانی، قلّه، و ورزش های عمومی دامنه است؛ همه به‌سمت این قلّه می‌روند، همه به این قلّه نگاه می‌کنند و از او فرامی‌گیرند (23/8/1397)، شما که در این میدان ورزش مشغول تلاش هستید، باید احساس کنید و حقیقتاً معتقد باشید که یک کار باارزش معنوی‌ای را دارید انجام می‌دهید و اگر نیّت‌تان را خدمت به کشور و به جمهوری اسلامی قرار بدهید، قطعاً یک حسنه‌ الهی و معنوی هم هست، یعنی دارای ثواب است (23/8/1397)، قهرمان ها زیر چشم‌اند. شما می‌توانید الگوی صلاح و نجابت و شرافت و طهارت باشید؛ رفتارتان را در بیرون میدانِ قهرمانی و میدان ورزش هم جوری تنظیم کنید که با آن رفتار خوبی که در میدان ورزش دارید تطبیق کند (2/7/1397)، قهرمانی در مسابقات ورزشی بخصوص در سطح بین‌المللی، حامل یک پیام مهمّی است؛ آن پیام عبارت است از پیام توانایی، نشاط، همّت، قدرت اراده؛ درواقع قهرمان ها آموزگاران ایستادگی و امید و نشاطند (27/6/1400)، شماها با قهرمانیِ خودتان اثبات می‌کنید که کارهایی که بظاهر نشدنی است، درواقع شدنی است؛ این برای کشور ما خیلی آورده مهمی است؛ این پیام برای دوران ما بسیار ارزشمند است. شما در یک چنین فضایی این پیام امید را تزریق می‌کنید به کلّ جامعه؛ این بسیار ارزشمند است (27/6/1400)، ورزش قهرمانی آن وقتی ارزش دارد که هویّت یک ملّت را نشان بدهد. شما قهرمان ها با این رفتارهایتان هویّت ملّت ایران را نشان دادید؛ نشان دادید که جوانمردی وجود دارد، معنویّت وجود دارد (27/6/1400)».

نتیجه‌گیری
این پژوهش با طرح این پرسش آغازین شکل گرفت که میراث حکمرانی به‌مثابه یک امانت، چگونه قابلیت انتقال، استمرار و بازتولید برای نسل آینده می‌یابد؟ و رهبر شهید انقلاب اسلامی، چگونه از این ظرفیت برای بازتولید هویت ملّی و فرهنگی ایرانیان به‌مثابه میراث ایرانی-اسلامی بهره برده است؟ این پژوهش تلاش نمود با استفاده از یک الگوی نظری و مفهومی، ترکیبی از نظریه‌های حافظه جمعی و تاریخیِ هالبواکس، یادگیری اجتماعیِ بندورا، و حافظه فرهنگی اَسمان را که سازه هویت ملّی را تحت تأثیر خود قرار می‌دهند، مبنای تطبیق و تحلیل خود قرار داده و مبتنی بر این الگو، برخی رویدادها و برنامه‌های جمعی و اجتماعیِ مناسبتی را که ازسوی رهبر شهید تأسیس و راه‌اندازی شده و مورد ترویج و تشویق به مشارکت عمومی مردم قرار گرفته بودند را مطالعه نماید. فرضیه اصلی پژوهشگر، آن بود که این دسته از فعالیت ها و رفتارهای جمعی و ارزش‌های مندرج در آنها، با بهره‌گیری از حافظه تاریخی و حافظه فرهنگی جامعه ایرانی و البته با تأکید بر یادگیری اجتماعی، به‌مثابه ارزش‌ها، هنجارها و رفتارهای مورد پذیرش در جامعه ایران نهادینه و تثبیت شده‌اند و درواقع رهبر شهید با شناخت عمیق از خصلت ها و ویژگی های جامعه ایرانی و با دقت نظر به عمق دینی، مذهبی، تاریخی و ملّیِ مردم ایران، با موفقیت توانسته‌اند این فعالیتها و برنامه‌ها را مورد پذیرش مردم قرار داده و در رفتار اجتماعی آنان تثبیت نمایند. 
ازجمله اقدامات و برنامه‌های یادشده می‌توان به مواردی چون زیارت راهیان نور (زیارت جبهه‌های دفاع مقدس در غرب و جنوب‌غرب کشور)، زیارت پیاده‌روی/راهپیمایی اربعین، بازتعریف حج و آیین برائت در آن، حمایت از ورزش قهرمانی و به‌کارگیری ظرفیت های ورزش برای رفتار ارزشی، توجه ویژه به ادبیات فارسی، توجه به تاریخ و تمدن ایرانی و اسلامی، متناسب‌سازی واقعه کربلا و یزیدیان با شرایط زمانه، تأکید بر هویت ملّی و ریشه‌های تاریخی آن اشاره نمود؛ اگرچه در میان اقدامات یادشده، و با توجه به محدودیت های زمانی و موضوعی این پژوهش، تنها به تبیین و تحلیل سه مورد یعنی راهیان نور، زیارت پیاده‌روی اربعین، و حمایت از ورزش قهرمانی بسنده شد ولی مرور هر سه برنامه به خوبی و آشکارا نشان داد که این برنامه‌ها در قریب به چهار دهه گذشته با استقبال عمومی مواجه شده و افزون بر تثبیت در حافظه جمعیِ ایرانیان به‌عنوان یک رفتار مذهبی و ملّی، در حافظه فرهنگی مردمان این دیار جای گرفته و همچنان نیز با قوّت به حیات خود ادامه خواهند داد. این وضعیت و دقّت‌نظر در تجربه راهبری رهبر شهید، می‌تواند رویه و رویکرد ایشان را در نگاه به موضوعات مختلف از جنبه زمینه‌سازی برای تبیین سازوکارهای نگهداشت، مراقبت، ارتقاء و اجرای «حکمرانی به‌مثابه یک امانت تاریخی» برای انتقال میراث حکمرانی به آیندگان معرفی نموده و ظرفیت و کارویژه انتقال این میراث را به‌مثابه یک سرمایه اجتماعی و تاریخی در زمینه‌های مختلف حیات جامعه اسلامی، تبیین نماید.
 

منابع
اشعری، زهرا و حسنی، محمد (1393)، تبیین و نقد عاملیت اخلاقی در نظریه یادگیری شناختی اجتماعی، علوم تربیتی از دیدگاه اسلام، 2 (3)، 93-111.
افتخاری، لاله (1398)، نقش پیاده‌روی اربعین در تحقق تمدن نوین اسلامی با تأکید بر فرمایشات مقام معظم رهبری، رهیافت فرهنگ دینی، 2(8 )، 31-57.
بیانات رهبر شهید انقلاب اسلامی در مناسبت‌های مختلف و در سال‌های متعدد به نقل از Khamenei.ir و leader.ir
پورعبدی، جاوید؛ خداپرست، سیاوش و ساعتچیان، وحید (1399)، ورزش قهرمانی در نظام جمهوری اسلامی ایران با تأکید بر اندیشه آیت‌الله خامنه‌ای، مطالعات انقلاب اسلامی، ش 62، ص 161-182.
چیت‌فروش، سجاد و نصرتیان، رئوف (1403)، تنازع تمدّنی غرب و اسلام؛ تأمّلی بر نقش گفتمان اسلامی در فرجام این تنازع، مطالعات بنیادین تمدّن نوین اسلامی، ش 13، ص 197-222.
حبیبی، محسن؛ سوادیان، پروین؛ شریفی، منصور و طاهرخانی، عبدالله (1401)، بیداری اسلامی در راهپیمایی اربعین با توجه به دیدگاه آیت‌الله خامنه‌ای، پژوهش‌های راهبردی سیاست، ش 73، ص 45-72.
حسام‌مظاهری، محسن (1397)، پیاده‌روی اربعین؛ تأملات جامعه‌شناختی (مجموعه مقالات)، بی‌جا: نشر آرما.
دارا، جلیل و صادقی، الهه (1404)، نقش مؤلفه‌های سیاسی پیاده‌روی اربعین در تحقق تمدن اسلامی با تأکید بر بیانات آیت‌الله خامنه‌ای، مطالعات بنیادین تمدن نوین اسلامی، ش 15، ص 1-28.
راهیان نور (1405)، درباره ما، مشاهده شده در 19/04/1405، قابل دسترس در پایگاه الکترونیکی ستاد مرکزی راهیان نور به نشانی: https://www.rahianenoor.com 
شاهدی، کیوان و شاهدی، لطفعلی (1400)، کاربردهای تربیتی نظریه یادگیری اجتماعی بندورا در آموزش کودکان، پژوهش‌های نوین در روانشناسی، ش 4، ص 64-76.
علوی، سیدعباس؛ لشنی، منصور و آخوندی، محمدمهدی (1403)، مطالعه تأثیر راهپیمایی اربعین بر استراتژی قدرت نرم جمهوری اسلامی ایران در عراق، مطالعات سیاسی بین‌النهرین، ش 3، ص 301-326. 
علیزاده پهلوانی، حامد و نصیری خوزانی، مهدی (1404)، تحلیل الگوی جایگاه ورزش قهرمانی در منظومه فکری رهبر معظم انقلاب اسلامی ایران، مطالعات انقلاب اسلامی، ش 82، ص 9-40.
عبادیان، شانلی (1404)، چرا باید به صدای خاک گوش دهیم؟ بازیابی ریشه‌ها از دل سنگ و خشت، خبرگزاری میراث آریا، مشاهده شده در تاریخ 19/4/1405، قابل دسترس در: https://www.chtn.ir/news/1404012903736
غفاری، ندا (1397)، مطالعه روند نمایشنامه‌نویسی برای کودکان در دوران معاصر براساس نظریه یادگیری اجتماعی آلبرت بندورا، تئاتر، ش 75، ص 58-78.
غفاری هشجین، زاهد و محمدمیرزایی، حسن (1400)، ابعاد و ظرفیت‌های ضداستکباری پیاده‌روی اربعین حسینی بر اساس دیدگاه‌های مقام معظم رهبری، مطالعات بیداری اسلامی، ش 21، ص 49-73. 
فاضلی، محمد (1401)، پیاده‌روی اربعین؛ تأمّلات جامعه‌شناختی (معرفی کتاب)، روزنامه شرق، 28 شهریور 1401
فرزبد، محمدمهدی؛ رضایی، احمد و جان‌علیزاده، حیدر (1397)، حافظه جمعی و هویت ایرانی، مطالعات ملّی، ش 73، ص 3-20.
کریمی، علی (1392)، حافظه جمعی و فرایند هویت‌یابی: تأملاتی سیاست‌گذارانه، مطالعات ملّی، ش 54، ص 3-26.
کوزر، لوئیس (1402)، موریس هالبواکس و حافظه جمعی، ترجمه مهدی سلیمانیه و لیلا طباطبایی یزدی، تهران: حکمت سینا. 
موسوی، رقیه و پیامنی، بهناز (1403)، سیر حافظه جمعی در شکل‌گیری فرهنگ سوگواری در جامعه دینیِ ایران مبتنی بر نظریه حافظه جمعی موریس هالبواکس با مطالعه موردی مراسم عاشورا و سیاووشان، جامعه‌پژوهی فرهنگی، ش 51، ص 251-279.
موسوی، سیدرضا و موسوی، سیدمحمد (1403)، هویت و کارکرد اربعین حسینی در منظومه فکری آیت‌الله خامنه‌ای، پژوهشنامه معارف حسینی، ش 34، قابل دسترس در پایگاه اطلاع‌رسانی حوزه به نشانی: https://hawzah.net/fa/Article/View/118616
ناصرزعیم، مهدی؛ محمدی چابکی، رضا؛ باقری نوع‌پرست، خسرو؛ فتح‌آبادی، جلیل و شکری، امید (1401) بررسی تطبیقی عاملیت انسانی در نظریه شناختی-اجتماعی بندورا و رویکرد اسلامی«انسان به منزله عامل»، فلسفه تربیت، 7(2)، ص 5-24.
نوعی، سارا؛ اشرف‌زاده، رضا و فخرالاسلام، بتول (1400)، بررسی مؤلفه‌های رشد اخلاقی کودک در داستان‌های احمدرضا احمدی (با رویکرد به نظریه یادگیری اجتماعی)، پژوهشنامه ادبیات تعلیمی، ش 52، ص 187-209.
ویکی شیعه (1405)، پیاده‌روی اربعین (آیین)، مشاهده شده در 19/04/1405، قابل دسترس در: https://fa.wikishia.net 
هالبواکس، موریس (1403)، جامعه‌شناسی حافظه جمعی، ترجمه زهراسادات روح‌الامین، نشر نیستان هنر.

Bekkai, Selma (2021) The Role Of Collective Memory In Shaping National Identity, in Eddissi Languages Journal, Accessible at: https://asjp.cerist.dz/en/PresentationRevue/857.
Cultural Memory: Jan Assmann’s Theories Explained, Article in Psychological Scales & Instruments Database, Accessible at: https://db.arabpsychology.com/cultural-memory-2/
Gusevskaya, N. & Plotnikova, E. (2020) Historical Memory and National Identity, Advances in Social Science, Education and Humanities Research, vol. 505, 1026-1030.
Hasan, Harem and Baban, Ahmed (2018) The relationship between sports and national identity in Europe in 20th century, Journal of Garmian University, Vol.5, No.3, https://doi.org/10.24271/garmian.362
Kurtaran, Uğur (2024). National Identity and Historical Memory: Functionality of Historical Memory in the Formation and Development of National Identity, Dynamics in Social Sciences and Humanities, 5(2), 64-71.
Priwati A.R. & Sanitioso, R.B. (2024) Exploring national identity and collective memory across cultures: comparison of Indonesia and France, Comparative Governance, Vol. 6, https://doi.org/10.3389/fpos.2024.1233210
Saito, Hiro (2006) Reiterated Commemoration: Hiroshima as National Trauma, https://doi.org/10.1111/j.1467-9558.2006.00295.

 

Share:

Comments

Be the first to comment.