مدیریت ملی و جهانی قائد شهید در مقابله با ابعاد سلطه استعمار فرا نو تمدن غرب
به گزارش روابط عمومی پژوهشگاه علوم و معارف انقلاب اسلامی، ویژهنامه «رجعت نور» شامل مجموعهای از آثار، یادداشتها و گفتارهای تحلیلی درباره تشییع رهبر شهید انقلاب اسلامی، که همزمان با این مراسم تهیه و چاپ شده بود، توسط پژوهشگاه علوم و معارف انقلاب اسلامی در دسترس عموم قرار گرفت.
در ویژه نامه رجعت نور، دکتر موسی نجفی، استاد تمام علوم سیاسی، رهبر شهید انقلاب را شخصیتی میداند که همزمان در عرصه نظریهپردازی و مدیریت عملی انقلاب اسلامی اثرگذار بود و دامنه این اثرگذاری را از سطح ملی و منطقهای تا عرصه جهانی و از زمانه خود تا دهههای آینده امتداد داد.
در این روایت، تفسیر و تداوم اندیشه امام خمینی(ره)، عبور انقلاب از مرحله نهضت و نظام حکمرانی به افق تمدن اسلامی، و تبیین تفصیلی نظریه «نه شرقی، نه غربی» از مهمترین ابعاد مدیریت و اندیشه رهبر شهید معرفی میشود؛ رویکردی که در حوزههایی همچون الگوی ایرانی ـ اسلامی پیشرفت، علوم انسانی، علم و اقتصاد مقاومتی نیز صورت عملی پیدا کرده است.
نجفی همچنین شکلگیری مقاومت اسلامی، قرار گرفتن مسئله فلسطین و قدس در کانون راهبرد جهان اسلام و تقابل نظری با هژمونی تمدن غرب را از دیگر مؤلفههای این منظومه فکری برمیشمارد و معتقد است جامعیت علمی و تاریخی رهبر شهید، این جریان فکری را به جریانی فراتر از زمانه خود تبدیل کرده است.
مشروح این گفتار را در ادامه بخوانید:
مدیریت ملی و جهانی قائد شهید در مقابله با ابعاد سلطه استعمار فرا نو تمدن غرب
گفتاری از دکتر موسی نجفی، استاد تمام علوم سیاسی
رهبر شهید انقلاب به عنوان یک نظریهپرداز برجسته فرصت یافت در عالیترین سطوح یک انقلاب تاریخی در قرن حاضر قرار بگیرد؛ دو جنبه نظری و عملی برجسته توأمان، ما را با شخصیتی تاثیرگذار مواجه میکند که اثربخشیاش دو جنبه و بعد مهم را نمایان میکند:
اول: ابعاد فرا ملی و فرا منطقهای و جهانی که هر یک میتواند در سطوح مختلف در جوامع مختلف رسوخ داشته باشد.
دوم: ابعاد فرا زمانی که میتواند این اثربخشی را از زمان ما جلوتر برده و تا دهههای متمادی امتداد داده و آینده را جهتدهی کرده و جریانسازی نماید.
ناگفته نماند سیره رهبر شهید نوعی حلقه وصل بین گذشته و حال میباشد و شناخت دقیق ایشان از ریشههای جریان عمیق بیداری اسلامی در جهان اسلام به پژوهشهای زیادی نیازمند است تا ابعاد ناشناخته آن هر چه بیشتر معلوم گردد.
با توجه به مقدمه گفته شده میتوان ابعاد داخلی و منطقهای و جهانی سیره رهبری شهید را در افقهای زیر به بحث گذاشت:
اول: از اولین تاثیرات مهم اندیشه رهبر شهید تفسیر صحیح از اندیشهها و راه امام خمینی(ره) است؛ این قرائت اصلی و برتر از دو منظر مهم قابل پیگیری است یکی جایگاه امامت و ولایت فقیه در رهبری انقلاب اسلامی و دوم تبیین و تفسیر این جریان به عنوان یک نظریهپرداز.
به یاد داریم برخی جریانات که امروز با انقلاب زاویه پیدا نموده و حتی تفاسیر سکولار و یا پروتستان و تجدیدنظرطلبان از انقلاب اسلامی دارند در دهه اول انقلاب خود را خط امامی میخواندند.
برای اهمیت تاریخی درک تفسیر اصلی و اصیل رهبر شهید از امام راحل این موضوع را مقایسه کنیم با تفسیر انحرافی و غلطی که بعد از نبوت در مسئله مدیریت جامعه اسلامی پیدا شد و این انحراف از امامت و غدیر باعث مشکلات فکری و نظری عمیق در طول قرون متمادی تاریخ اسلامی گردید.
دوم: اگر انقلاب را به سه مرحله و سطح مهم تقسیم کنیم و به ترتیب نهضت و نظام حکمرانی و تمدن اسلامی را مراحل تکاملی انقلاب اسلامی بدانیم؛ مرحوم امام راحل در دو مرحله اول بیشتر دیده میشوند و عمر مدیریتی ایشان طاغوتزدایی از ایران در همه ابعاد و تاسیس بنایی جدید بود؛ اما رهبری قائد شهید بیشتر در مرحله دوم و سوم را در بر میگیرد و در این نزدیک به چهار دهه ایشان با فرهنگسازی تفصیلی، پایههای تمدنی ایران را در چشمانداز انقلاب اسلامی ترسیم و تفسیر نمودند.
سوم: نظریه محوری نه شرقی و نه غربی که از استوانههای اصلی خیمه انقلاب اسلامی است در زمان رهبر شهید ابعاد جدید و تفصیلی مهمی پیدا نمود و در همه زمینهها به نوعی تکامل و جهش منجر گشت.
چهارم: برای افقگشایی تمدن نوین اسلامی در نظام جمهوری اسلامی داشتن طرح و برنامه در تمامی سطوح ملی و جهانی امری ضروری به نظر میرسد در این زمینه نیز در تمامی راهبردهای نظام این نظریه برتری تمدنی و منازعه آن با غرب دیده میشود.
پنجم: رهبر شهید برای وصول به تمدن اسلامی فقط به بیان دغدغهها و اهداف خود نپرداخت بلکه راه حلهای نظری و عملی شفاف و ملموسی را ارائه دادند؛ این رهنمودها عبارتند از: الگوی ایرانی اسلامی پیشرفت - تحول در علوم انسانی - بومیسازی علم - اقتصاد مقاومتی و....
ششم: در زمینه وحدت اسلامی نیز رهبر شهید با اشراف علمی و تاریخی به عقاید و آرای متفکران قرن اخیر جوامع اسلامی توانستند به افق جدیدی در وحدت اسلامی دست یافته و آن را از یک نظریه رویایی و فردایی به یک نظریه قابل دسترسی و راهبردی قابل اجرا تبدیل نمودند.
هفتم: مقاومت اسلامی حاصل اندیشه مستقیم تفکرات رهبری میباشد که با توجه به واقعیتهای جهان اسلام طراحی و اجرا گردید. در این افق و چشمانداز استعمار غرب به رهبری امریکا به عنوان دشمن اصلی نشانهگذاری گردیده و به عنوان کانون ستیز با جهان اسلام معرفی گردید.
هشتم: رژیم صهیونیستی به عنوان خطرناکترین دشمنی که مسلمانان در سطح منطقه و جهان با آن مواجه هستند در کانون توجه سیره سیاسی رهبر شهید قرار داشته و بالتبع مسئله فلسطین به عنوان اولویت همه مسلمانان جهان معرفی گردید. در طی این چهار دهه رهبری شهید مسئله قدس را از حالت دفاعی به حالت تهاجمی مبدل نمودند و برای اولین بار مبارزین فلسطینی به تجهیزات مختلف و متنوع تجهیز شده و مورد حمایت یک کشور اسلامی قرار گرفتند.
نهم: به نظر میآید نظریه مدیریت دین حداکثری در جوامع اسلامی اولین بازتاب جدیاش مسئله تنازع و رقابت و تقابل ایدهها با هژمونی تمدن غربی باشد؛ از این منظر رهبری شهید با طرح ایده تمدن نوین اسلامی و پیوند آن با آرمان الهی شیعه یعنی مهدویت به مهمترین پشتوانه نظری و فلسفی تمدنی غرب واکنش نشان داده و ضمن نقد و نفی ایده پایان تاریخ به عنوان مقوم اصلی فلسفه تاریخی لیبرالیسم، پایان یک مرحله از تمدن غرب و آغاز یک مرحله از تمدن قدسی را اعلام نمودند.
دهم: آنچه به همه این قسمتها مفهوم و معنای بیشتری میبخشد جامعیت رهبر شهید و اطلاعات زیادی است که از طیف وسیعی از مطالب داخلی و بینالمللی داشتند. مجموع این عناوین دهگانه مذکور ما را با شخصیتی مواجه میکند که توانسته نه تنها در زمانه خودش به صورت جریانی عمیق اثرگذار باشد، بلکه این جریان و خط و سیره فکری ابعادی را دارا میباشد که تا سالیان متمادی در تحولات مهم جهانی نقشآفرینی نموده و پیامهای بزرگی را در خود نهفته دارد. شهادت این چنین قهرمان ملی و جهانی با ابعاد گفته شده در امتداد این عقلانیت تمدنی، نوعی احساس پرشور متعالی را در کنار این سیره قرار میدهد که یادآور مولا و مقتدایش حضرت امام حسین علیهالسلام است و شهادتش به دست شقیترین اشقیا بارقهای از آن مظلومیت و حقانیت و عظمت قدسی الهی را در ظلمتکده عصر مدرن تداعی میبخشد.