منطق راهبردی خونخواهی رهبر شهید   در منظومۀ فکری حضرت آیت‌الله العظمی امام سید علی خامنه‌ای رضوان الله علیه
مطالعات راهبردی ۱۴۰۵/۰۴/۱۸ بازدید: 200 نویسنده: admin

منطق راهبردی خونخواهی رهبر شهید در منظومۀ فکری حضرت آیت‌الله العظمی امام سید علی خامنه‌ای رضوان الله علیه

به گزارش روابط عمومی پژوهشگاه علوم و معارف انقلاب اسلامی،  فاطمه رضاداد، عضو هیأت علمی جامعه‌المصطفی العالمیه، در این مقاله زیر می‌کوشد به یکی از مهم‌ترین پرسش‌های پس از شهادت رهبر انقلاب پاسخ دهد: «خونخواهی» در منظومه فکری حضرت آیت‌الله العظمی امام سید علی خامنه‌ای رضوان‌الله‌علیه چه معنایی دارد و بر چه منطقی استوار است؟ 

نویسنده با بازخوانی بیانات و پیام‌های ایشان نشان می‌دهد که خونخواهی، صرفاً به معنای انتقام یا واکنشی احساسی نیست، بلکه دارای چارچوبی نظری، اخلاقی و راهبردی است که از «حق خونخواهی» آغاز می‌شود، در «تداوم راه شهید» معنا می‌یابد و «مجازات عاملان جنایت» را در خدمت این مسیر قرار می‌دهد. 

 

مشروح این مقاله را در ادامه بخوانید:

 

منطق راهبردی خونخواهی رهبر شهید

در منظومۀ فکری حضرت آیت‌الله العظمی امام سید علی خامنه‌ای رضوان الله علیه

 

فاطمه رضاداد، عضو هیأت علمی جامعه المصطفی العالمیه

چکیده

شهادت رهبر معظم انقلاب اسلامی، مسئلۀ «خونخواهی رهبر شهید» را به یکی از مهم‌ترین مسائل نظری و راهبردی جبهۀ مقاومت تبدیل کرده است. پاسخ به این مسئله، بیش از آنکه در واکنش‌های احساسی یا برداشت‌های مقطعی جست‌وجو شود، نیازمند بازخوانی منظومۀ فکری خود ایشان درباره مفهوم خونخواهی است. این پژوهش با هدف استخراج منطق حاکم بر خونخواهی رهبر شهید، به روش توصیفی ـ تحلیلی با محوریت بیانات، پیام‌ها و خطبه‌های آیت‌الله خامنه‌ای درباره شهادت شخصیت‌های برجستۀ مقاومت انجام شده است. سؤال اصلی پژوهش آن است که بر اساس منظومۀ فکری آیت‌الله خامنه‌ای، خونخواهی رهبر شهید از چه منطقی پیروی می‌کند و مؤلفه‌های آن چه نسبتی با یکدیگر دارند؟ یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که خونخواهی در این منظومه، دارای ساختاری سه‌لایه و طولی شامل «حق خونخواهی»، «تداوم راه شهید» و «مجازات عاملان جنایت» است که در آن، حق خونخواهی: مبنای مشروعیت، تداوم راه: رکن راهبردی و غایت اصلی، و مجازات عاملان: ابزاری در خدمت استمرار راه شهید به شمار می‌آید. بر این اساس، خونخواهی رهبر شهید، نه به انتقام‌گیری مقطعی فروکاسته می‌شود و نه در اقدام کیفری خلاصه می‌گردد؛ بلکه در استمرار مکتب، تحقق اهداف راهبردی انقلاب اسلامی و مقاومت، و تعقیب و مجازات عاملان جنایت در چارچوب این راهبرد معنا می‌یابد.

کلیدواژه‌ها: رهبر شهید، خونخواهی، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، تداوم راه، مقاومت، حق خونخواهی، مجازات.

مقدمه: مسئلۀ بنیادین خونخواهی در بوته نظریه

شهادت رهبر یک جریان انقلابی، همواره به مثابۀ نقطه ای عطف در تاریخ آن جریان عمل کرده است؛ اما آنچه سرنوشت نهایی این نقطه عطف را تعیین می کند، نه صرفاً شدت واکنشهای احساسی آنی، بلکه نوع خوانش نظری و راهبرد عملی متناسب با آن است. رهبر معظم انقلاب اسلامی، در طول دهه های اخیر و در مواجهه با شهادت شخصیت های محوری مقاومت - از شهید سیدعباس موسوی تا شهید سیدحسن نصرالله و سپهبد سلیمانی - پاسخی نظام مند ارائه کرده اند که در آن، «خونخواهی» از یک واکنش عاطفی صرف به یک نظریۀ سیاسی مبتنی بر اصول اخلاقی و تکوینی ارتقا یافته است. پرسش محوری این جستار آن است که منطق حاکم بر این نظریه چیست و مؤلفه های سازنده اش چگونه در نظمی طولی و سلسله مراتبی کنار یکدیگر قرار می گیرند؟

1. تبیین مؤلفه های سه گانۀ خونخواهی

رهبر معظم انقلاب، در بیانات خویش، مفهوم خونخواهی را نه به مثابۀ امری بسیط و یک بعدی، بلکه به سان ساختاری سه وجهی ترسیم کرده اند که هر وجه آن، نقشی متمایز اما به هم پیوسته در تحقق معنای نهایی آن ایفا میکند. این سه مؤلفه، به ترتیب تقدم و تأخر منطقی، عبارت اند از: «حق خونخواهی»، «تداوم راه شهید» و «مجازات عاملان جنایت».

  ۱-۱. مؤلفۀ نخست: «حق خونخواهی»؛ بنیان مشروعیت و نقطۀ عزیمت

نخستین مؤلفه، به تعریف بنیادین خود مفهوم خونخواهی باز می گردد. از منظر آیت‌الله خامنه‌ای، «ثار» به معنای خود خون نیست، بلکه به معنای حق خونخواهی و مالکیت حق دم است. ایشان در تبیین این واژه تصریح می‌کنند:

«وقتی کسی از خانواده‌ای از روی ظلم به قتل می‌رسد، خانواده مقتول صاحب این خون است... این را "ثار" می‌گویند... ثار یعنی حق خونخواهی» (خطبه‌های نمازجمعه، ۱۸/۱۰/۱۳۷۷).

بر همین اساس، خونخواهی در اندیشه ایشان پیش از آنکه واکنشی احساسی باشد، یک حق حقوقی و شرعی است که بر اثر ریخته شدن خون مظلوم ایجاد می‌شود. (همان). این تعریف، خونخواهی را در وهلۀ نخست به «حق» پیوند میزند، نه به غریزه ای انتقام جویانه یا واکنشی عاطفی بی ضابطه. «حق» در اینجا، «امری قابل مطالبه و پیگیری قانونی» است.

این مؤلفه، وظیفه ای مضاعف بر عهده دارد:

- نخست، مشروعیت بخشیدن به خونخواهی به مثابۀ امری عقلانی و اخلاقی؛

- دوم، تعیین چارچوبی برای دو مؤلفۀ دیگر که بدون استناد به این حق، از اعتبار و مشروعیت ساقط میشوند.

در منظومه فکری آیت‌الله خامنه‌ای، میان صاحب حق خونخواهی و دامنه مسئولیت خونخواهی رابطه‌ای مستقیم برقرار است؛ به این معنا که هرچه شخصیت شهید و آثار اجتماعی شهادت او گسترده‌تر باشد، دایره صاحبان حق خونخواهی نیز توسعه می‌یابد. هنگامی که شهادت، صرفاً یک واقعه شخصی نیست و به سرنوشت امت اسلامی و جبهه مقاومت پیوند می‌خورد، مسئولیت خونخواهی نیز از محدوده اولیای دم فراتر می‌رود. رهبر معظم انقلاب در پیام تسلیت شهادت سپهبد شهید قاسم سلیمانی، ضمن تأکید بر اینکه«انتقام سختی در انتظار جنایتکارانی است که دست پلید خود را به خون او آلودند»، بلافاصله دایره خونخواهان را توسعه داده و می‌فرمایند: «شهید سلیمانی چهره بین‌المللی مقاومت است و همه دلبستگان مقاومت خونخواه اویند. (پیام تسلیت، ۱۳/۱۰/۱۳۹۸). این تعبیر نشان می‌دهد که خونخواهی در این سطح، دیگر تنها حق خانواده یا نزدیکان شهید نیست، بلکه به دلیل جایگاه فراملی شهید در جبهه مقاومت، همه کسانی که به این جبهه تعلق دارند، در مسئولیت خونخواهی او شریک‌اند. در اینجا مفهوم خون‌خواهی، یک «مسئولیت فراملیتی» برای کل امت اسلامی و آزادگان جهان تعریف می‌شود. قاتل یک شهید تراز مقاومت، در واقع با تمام وجدان‌های بیدار جهان در جنگ است و صرفاً با یک دولت یا ملت خاص مواجه نیست.

همین منطق در پیام ایشان درباره شهادت اسماعیل هنیه نیز دیده می‌شود؛ آنجا که با توجه به وقوع این جنایت در قلمرو جمهوری اسلامی، مسئولیت خونخواهی را متوجه نظام اسلامی دانسته اند. (پیام در پی شهادت اسماعیل هنیه، ۱۰/۰۵/۱۴۰۳). بدین‌ترتیب، در اندیشه آیت‌الله خامنه‌ای، گستره مسئولیت خونخواهی تابع گستره آثار اجتماعی و سیاسی شهادت است.

در مقابل، درباره امیرالمؤمنین(ع) و امام حسین(ع)، مسئله از سنخ دیگری است. ایشان تصریح می‌کنند: «ثار امام حسین علیه‌السلام از آن خداست... صاحب خون این دو نفر، خود ذات مقدس پروردگار است. (بیانات در دیدار فرماندهان لشکر ۲۷، ۲۰/۰۳/۱۳۷۵). همچنین می‌فرمایند: «در همه آثار اسلامی، ما دو نفر را داریم که از آنها به "ثارالله" تعبیر شده است... یکی امام حسین و یکی هم پدرش امیرالمؤمنین». (خطبه‌های نمازجمعه، ۱۸/۱۰/۱۳۷۷). بنابراین، خونخواهی این دو امام، برخلاف سایر مصادیق، به صاحبان دم یا حتی امت اسلامی منحصر نیست، بلکه حق خونخواهی مستقیماً به خداوند تعلق دارد و از همین رو، «ثارالله» جایگاهی یگانه و غیرقابل تعمیم به سایر شهدا دارد.

برآورد این مؤلفه آن است که خونخواهی در اندیشه مقام معظم رهبری، پیش از آنکه یک کنش سیاسی یا واکنش عاطفی باشد، بر «حق» استوار است و مشروعیت خود را از صاحب حق می‌گیرد. از همین‌رو، هرچه جایگاه شهید و آثار راهبردی شهادت او فراگیرتر باشد، قلمرو صاحبان حق خونخواهی نیز توسعه می‌یابد. از این منظر، خونخواهی از یک حق شخصی آغاز می‌شود، در شهدای مقاومت به مسئولیتی اجتماعی و فراملی ارتقا می‌یابد و در مورد امیرالمؤمنین(ع) و امام حسین(ع)، به دلیل انتساب حق خونخواهی به خداوند، به مرتبه‌ای یگانه و استثنایی دست می‌یابد که با مفهوم «ثارالله» تبیین می‌شود.

  ۱-۲. مؤلفۀ دوم: «تداوم راه شهید»؛ اصل تغییرناپذیر و هستۀ مرکزی

دومین مؤلفه، که در بیانات رهبری با تأکید ترسیم شده است، مفهوم «تداوم راه شهید» به عنوان هستۀ مرکزی خونخواهی است. این مؤلفه، در پیام شهادت سپهبد سلیمانی مطرح میشود: «با رفتن او به حول و قوّه ی الهی کار او و راه او متوقّف و بسته نخواهد شد» (پیام شهادت سپهبد سلیمانی، ۱۳۹۸/۱۰/۱۳). در پیام شهادت شهید نصرالله نیز، این قاعده با ساختاری مؤکدتر گسترش می یابد: «اساسی که او در لبنان پایه گذاری کرد... با فقدان او نه تنها از میان نخواهد رفت، که به برکت خون او و دیگر شهیدان این حادثه استحکام بیشتر خواهد یافت» (پیام شهادت شهید نصرالله، ۱۴۰۳/۰۷/۰۷).

اما چرا «تداوم راه» به عنوان اصل خونخواهی معرفی شده است؟ پاسخ در نکته ای بنیادین نهفته است که در بیانات رهبری تکرار شده است: «خون شهید سید عباس موسوی بر زمین نماند، خون شهید سید حسن هم بر زمین نخواهد ماند» (پیام شهادت شهید نصرالله، ۱۴۰۳/۰۷/۰۷). «بر زمین ماندن خون»، به معنای آن است که خون شهید، بدون آنکه به حرکتی مبدل شود، در همان نقطۀ ریخته شدن باقی بماند و به هدر رود. و تداوم راه، دقیقاً کاری است که مانع از این هدررفت می شود. هرکس که راه شهید را ادامه دهد - حتی اگر هرگز با قاتلان روبرو نشود و دستش به خون آنها آغشته نگردد - عملاً «دنبال خون» او را گرفته است؛ زیرا با ادامه دادن راه، به خون ریخته شده جهت و معنا بخشیده و آن را از هدررفت نجات داده است. به عبارت دیگر، تداوم راه، نه گزینه ای در کنار مجازات، که اساس خونخواهی واقعی است.

  ۱-۳. مؤلفۀ سوم: «اقدام عینی برای مجازات»؛ ابزاری در طول تداوم

سومین مؤلفه، که در متون با عبارتهایی چون «انتقام» و «خونخواهی» به آن اشاره شده است، به «اقدام عینی برای مجازات عاملان جنایت» بازمیگردد. این مؤلفه در پیام شهادت هنیه با عبارت «خونخواهی او را وظیفه ی خود میدانیم» (پیام شهادت شهید هنیه، ۱۴۰۳/۰۵/۱۰) و در پیام شهادت شهدای هسته ای با تأکید بر «مجازات مرتکبان این جنایت و عاملان پشت صحنه ی آن» (پیام شهادت شهدای هسته ای، ۱۳۹۰/۱۰/۲۲) تبیین شده است. این مؤلفه، شامل شناسایی دقیق قاتلان و طراحان جنایت، تعقیب آنها از طریق ابزارهای قانونی، نظامی یا سیاسی، و در نهایت، اعمال مجازات متناسب با جنایت ارتکابی است. ایشان درباره شهادت سپهبد سلیمانی می فرماید:     « قاتل سلیمانی و آمر به قتل سلیمانی باید انتقامشان را پس بدهند؛ آن به جای خودش محفوظ است. اگر چه به گفته‌ی یک عزیزی، کفش پای سلیمانی هم بر سر قاتل او شرف دارد و سر قاتل او هم برود، فدیه‌ی کفش سلیمانی هم نمیشود؛ این هست امّا بالاخره غلطی کردند، بایستی انتقام پس بدهند؛ هم آمر، هم قاتل بدانند که در هر زمان ممکن، هر وقت ممکن شد -ما دنبال وقت ممکن هستیم- باید انتقامشان را پس بدهند.» (دیدار مردم قم، 18/10/1398)

اما آنچه این مؤلفه را از اقدامی مستقل و خودبسنده به مؤلفه ای در طول تداوم راه تبدیل میکند، کارکرد آن است. مجازات عاملان، در چارچوب اندیشۀ رهبری، نه هدفی فی حدذاته، که ابزاری برای تحقق دو هدف اساسی است: نخست، تقویت بازدارندگی و جلوگیری از تکرار جنایتهای مشابه؛

 دوم، تحکیم اعتماد جامعۀ ایمانی به عدالت و برقراری نظم اخلاقی جهان شمول.

اگر این مجازات، در خلأ و بدون پشتوانۀ راهی زنده و مکتبی بالنده صورت گیرد، به واکنشی مقطعی و بی اثر بدل می شود که اثر بازدارندگی آن، پس از مدتی کوتاه محو خواهد شد.

2. نظم طولی سه مؤلفه خونخواهی

برای اثبات نظم طولی سه مؤلفه - یعنی تقدم حق، سپس تداوم، و در نهایت مجازات - باید به عمیقترین و بنیادینترین تبیین رهبری در این زمینه مراجعه کرد که در دیدار فرماندهان لشکر ۲۷ ارائه شده است. ایشان در مقایسۀ سیرۀ امام حسن و امام حسین (ع) چنین میفرمایند: «امام حسن مجتبی علیه السّلام می دانست که اگر با همان عده ی معدود اصحاب و یاران خود با معاویه بجنگد و به شهادت برسد، انحطاط اخلاقی زیادی که بر خواص جامعه ی اسلامی حاکم بود، نخواهد گذاشت که دنبال خون او را بگیرند! ... لذا، با همه ی سختیها ساخت و خود را به میدان شهادت نینداخت؛ زیرا می دانست خونش هدر خواهد شد» (دیدار فرماندهان لشکر ۲۷، ۱۳۷۵/۰۳/۲۰).

تحلیل عمیق این عبارت، هستۀ مرکزی اثبات نظم طولی را آشکار میسازد. چرا امام حسن (ع) می دانستند که «دنبال خون او را نخواهند گرفت»؟ پاسخ در عبارت پیشین نهفته است: «انحطاط اخلاقی زیادی که بر خواص جامعهی اسلامی حاکم بود.» یعنی فقدان مولفۀ دوم (ظرفیت ادامه ی راه) به این معناست که حتی اگر شهادت رخ دهد، مجازات عاملان (مؤلفۀ سوم) نه تنها ممکن نخواهد شد، بلکه اگر هم محقق شود، بی اثر و هدر خواهد بود. بنابراین، نظم منطقی و طولی، دقیقاً عبارت است از: حق ← تداوم ← مجازات.

این نظم طولی، در جملۀ کلیدی پیام سلیمانی نیز با ساختاری زبانی بازتاب یافته است: « با رفتن او به حول و قوّه‌ی الهی کار او و راه او متوقّف و بسته نخواهد شد، ولی انتقام سختی در انتظار جنایتکارانی است که دست پلید خود را به خون او و دیگر شهدای حادثه‌ی دیشب آلودند».

در این عبارت، استفاده از «ولی» نشان می‌دهد که تداوم راه، اصل و اساس است و انتقام، یک تبعه و در ادامه آن مطرح می‌شود. جمله «کار او و راه او متوقف نخواهد شد» به عنوان یک قاعده قطعی و جمله «انتقام سختی در انتظار...» به عنوان یک فرع بر آن ارائه شده است. این نظم زبانی، بیانگر همان نظم طولی مفهومی است: تداوم راه، اصل و قاعدۀ تغییرناپذیر خونخواهی است؛ و مجازات، در طول آن و به عنوان ابزاری در خدمت آن قرار دارد، نه در عرض آن و به عنوان هدفی مستقل. ایشان در مراسم سالگرد شهادت سپهبد سلیمانی، ضمن تاکید بر مجازات قاتل - «قاتل سلیمانی و آمر به قتل سلیمانی باید انتقامشان را پس بدهند... .» (بیانات دیدار دست‌اندرکاران مراسم سالگرد شهید سلیمانی، ۲۶/۰۹/۱۳۹۹)- بلافاصله تأکید می‌کنند که این مسئله با مقابله اصلی تفاوت دارد. ایشان خونخواهی حقیقی را در تحقق اهداف راهبردی مقاومت معرفی می‌کنند: « ... حالا یک سیلی‌ای دیشب [حمله به عین الاسد] به اینها زده شد؛ این مسئله‌ی دیگری است. آنچه در مقام مقابله مهم است -این کارهای نظامی به این شکل، کفایت آن قضیّه را نمیکند- این است که بایستی حضور فسادبرانگیز آمریکا در این منطقه منتهی بشود؛ تمام بشود. آنها در این منطقه جنگ آوردند، اختلاف آوردند، فتنه آوردند، ویرانی آوردند، خراب شدن زیربناها را آوردند. البتّه هر جا در دنیا قدم گذاشتند، همین جور عمل کردند... این باید به پایان برسد ». (بیانات دیدار مردم قم، ۱۸/۱۰/۱۳۹۸). «سیلی سخت‌تر عبارت است از غلبه نرم‌افزاری بر هیمنه پوچ استکبار... یکی هم اخراج آمریکا از منطقه است.» ((بیانات دیدار دست‌اندرکاران مراسم سالگرد شهید سلیمانی، ۲۶/۰۹/۱۳۹۹)

بر این اساس، خونخواهی در اندیشه ایشان دو بعد مکمل دارد: بعد کیفری که در مجازات آمران و عاملان جنایت تحقق می‌یابد، و بعد راهبردی که در تداوم مسیر شهید و ناکام ساختن اهداف دشمن متجلی می‌شود. از همین رو، ایشان ادامه راه مقاومت را تلخ‌تر از هر انتقام مقطعی برای دشمن معرفی می‌کنند:

«خط جهاد مقاومت با انگیزه مضاعف ادامه خواهد یافت... ادامه مبارزه و دست یافتن به پیروزی نهایی کام قاتلان را تلخ‌تر خواهد کرد.» (پیام تسلیت در پی شهادت شهید سلیمانی، ۱۳/۱۰/۱۳۹۸).

نظم طولی سه مؤلفه، در الگویی تاریخی و تکرارشونده در بیانات رهبری با عنوان «زمین نماندن خون» مطرح شده است. ایشان در پیام شهادت شهید نصرالله، با اشاره به تجربۀ تاریخی شهادت سیدعباس موسوی، این قاعده را تبیین میکنند: «خون شهید سید عباس موسوی بر زمین نماند، خون شهید سید حسن هم بر زمین نخواهد ماند» (پیام شهادت شهید نصرالله، ۱۴۰۳/۰۷/۰۷). این عبارت، دو لایۀ تاریخی و آینده نگر دارد:

- در لایۀ تاریخی، اشاره به واقعیتی اثبات شده دارد که شهادت موسوی (دبیرکل پیشین حزبالله) نه تنها جبهۀ مقاومت را تضعیف نکرد، بلکه به تربیت نسلی جدید از مقاومت - که خود شهید نصرالله یکی از برجسته ترین مصادیق آن است - انجامید.

- در لایۀ آینده نگر، قاعده ای تکوینی ترسیم می شود که بر اساس آن، خون هر شهید واقعی، به موتور محرک حرکت های بعدی مقاومت تبدیل خواهد شد و این دقیقاً همان تداوم راه است که مانع از هدررفت خون می شود.

مؤید این معنا، خود پیام مقام معظم رهبری به مناسبت شهادت شهید موسوی است که در آن، رهبری به صراحت تصریح میکنند: «خون به ناحق ریخته ی این شهید بزرگوار... مبارزه ی حق طلبانه ی مردم لبنان و فلسطین را بر ضدّ اشغالگران صهیونیست جدّیتر و عمیقتر خواهد ساخت... راه او به وسیله ی یاران و همسنگرانش... ادامه خواهد یافت» (پیام شهادت سیدعباس موسوی). در این عبارت، تمام تأکید بر «جدی تر و عمیق تر شدن مبارزه» و «ادامه ی راه» متمرکز است. این الگوی تاریخی، نشان می دهد که تداوم راه، مؤثرترین مولفه ی خونخواهی است؛ چراکه در عین حال که مانع از هدررفت خون می شود، عاملان جنایت را در موقعیتی قرار می دهد که یا محکوم به شکست شوند یا ناگزیر از پاسخگویی در برابر جریانی شوند که با هر شهید، استوارتر و کوبنده تر می شود.

نظم طولی سه مؤلفه، نه صرفاً یک ساختار منطقی انتزاعی، که راهنمایی عملی برای مواجهه با پدیدۀ شهادت است. این ساختار، سه سطح از کنشگری را ترسیم می کند:

۱. سطح معرفتی (حق): بازشناسی خونخواهی به مثابۀ حقی الهی و انسانی که پیش از هر اقدامی، باید به درک درست از آن دست یافت.

۲. سطح راهبردی (تداوم): تبدیل خون ریخته شده به انرژی محرکه ای برای تداوم مسیر، که مهمترین و بنیادیترین سطح خونخواهی است.

۳. سطح تاکتیکی (مجازات): اقدام عینی متناسب برای مجازات عاملان، که در چارچوب تداوم راه و در خدمت آن معنا می یابد.

این سه سطح، در واقع، سه مرحلۀ تکوینی یک فرایند واحد هستند: نخست، شناخت حق؛ سپس، تداوم راه؛ و در نهایت، برخورد با موانع و عاملان جنایت. فقدان هر یک از این سطوح، موجب نقصان در تحقق کامل خونخواهی خواهد شد.

نتیجه گیری:

با اتکا بر این چارچوب نظری، خونخواهی رهبر شهید، به معنای آن است که:

- در گام نخست، حق را بشناسیم و بر آن پای فشردیم و خونخواهی را نه به مثابۀ انتقامی کور، که به مثابۀ حقی اخلاقی و الهی درک کنیم که خود را در تداوم راه شهید و مکتب او نشان می دهد.

- در گام دوم، راه او را با انگیزه ای مضاعف ادامه دهیم تا خونش به برکت حرکت تاریخی بعدی تبدیل شود و از هدررفت و زمین ماندن نجات یابد.

- در گام سوم، در طول این تداوم و در خدمت آن، عاملان جنایت را تعقیب و مجازات کنیم تا خون ریخته شده، نه به هدر رفتن، که به حیات تمدنی و استمرار مکتبی بدل شود که وعده ی پیروزی قطعی را در افق خود دارد.

فهرست منابع:

۱. پیام تسلیت در پی شهادت شهید سید عباس موسوی، دبیرکل جنبش حزب‌الله لبنان، 28/11/1370.

۲. بیانات در دیدار فرماندهان لشکر ۲۷ محمد رسول‌الله (ص)، 20/3/1375.

۳. خطبه‌های نماز جمعه تهران، 18/10/1377.

۴. خطبه‌های نماز جمعه تهران، 23/8/1382.

۵. خطبه‌های نماز جمعه تهران، 18/10/1388.

۶. پیام تسلیت به مناسبت شهادت شهید مصطفی احمدی روشن و شهدای هسته‌ای، 22/10/1390.

۷. پیام تسلیت در پی شهادت سردار شهید سپهبد قاسم سلیمانی و شهدای همراه او، 13/10/1398.

۸. بیانات در دیدار مردم قم، 18/10/1398.

۹. خطبه‌های نماز جمعه تهران، 27/10/1398.

۱۰. بیانات در دیدار دست‌اندرکاران مراسم سالگرد شهادت سپهبد قاسم سلیمانی و خانواده شهید سلیمانی، 26/9/1399.

۱۱. پیام تسلیت به مناسبت شهادت شهید اسماعیل هنیه، 10/5/1403.

۱۲. پیام تسلیت به مناسبت شهادت جناب سید حسن نصرالله (رضوان‌الله‌علیه)، دبیرکل شهید حزب‌الله لبنان، 7/7/1403.

مأخذ همه اسناد: پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله خامنه‌ای (KHAMENEI.IR).

 

 

اشتراک‌گذاری:

دیدگاه‌ها

اولین نفری باشید که دیدگاه ارسال می‌کنید.