جایگاه حوزه پیشران در بعثت تمدنی ملت مبعوث چیست؟
مطالعات راهبردی ۱۴۰۵/۰۲/۲۲ بازدید: 53 نویسنده: admin

جایگاه حوزه پیشران در بعثت تمدنی ملت مبعوث چیست؟

به گزارش پژوهشگاه علوم و معارف انقلاب اسلامی، حجت الاسلام احمد فرحانی، مدیر موسسه فقهی امیرالمومنین(ع)، در سلسله نشست‌های علمی ترویجی شبکه پژوهشگران انقلاب اسلامی، با موضوع جایگاه حوزه پیشرو و سرآمد در بعثت تمدنی ملت مبعوث، که با همکاری پژوهشگاه علوم و معارف انقلاب اسلامی برگزار شد ابراز داشت: بیانیه‌ حوزه‌ی پیشرو و سرآمد که از سوی رهبر شهید انقلاب اسلامی صادر شد، برای من سرشار از الهام، هدایت و افق‌گشایی بود. در این پیام، هم «چه باید گفت»، هم «چه باید دانست» و هم «چه باید انجام داد» برای آینده ترسیم شده است. از همین رو با احساس قدردانی و تحسین عمیق، نکاتی را در نسبت میان این بیانیه و دستاوردهای امروز جمهوری اسلامی ایران و جبهه مقاومت بیان می‌کنم؛ انقلابی که امت را برانگیخت، به امامت رساند و امروز در پرتو عنایات اهل‌بیت و زعامت رهبر عزیز، مسیر امام کبیر و امام شهید را با قدرت ادامه می‌دهد.

 

آغاز بیانیه با بازگشت به تاریخ و سابقه حوزه علمیه قم شروع می‌شود

وی خاطرنشان کرد: آغاز بیانیه با بازگشت به تاریخ و سابقه حوزه علمیه قم در صدمین سال بازتأسیس آن، بسیار معنادار است. این شیوه آغاز، نشان‌دهنده زاویه دیدی کلان و اقامه‌گر است؛ نگاهی که وقایع، اشخاص و حوادث انسانی، دینی، الهی، اسلامی و انقلابی را در یک منظومه جامع می‌بیند. یکی از برجسته‌ترین ویژگی‌های تفکر امام خمینی و شاگردان برجسته ایشان، به‌ویژه رهبر شهید، همین جامع‌نگری و نگاه اجتماعی و اقامه‌گر است. در این نگاه، حوزه علمیه صرفاً یک مرکز آموزشی نیست، بلکه نهادی انسانی و اقامه‌گر است که مأموریت آن برپایی حقیقت در همه ساحت‌های زندگی انسان است.

 

حوزه مثل انسان باید جامع باشد

مدیر موسسه فقهی امیرالمومنین(ع) افزود: از آنجا که انسان دارای جامعیت نسبت به همه ساحت‌های حقیقی و اعتباری، فردی و اجتماعی، مادی و معنوی است، حوزه علمیه نیز به عنوان تبیین‌گر برنامه شریعت، باید در راستای همه ابعاد وجودی انسان حرکت کند. تاریخ حوزه نشان می‌دهد که از دل آن، ایدئولوژی، متدولوژی و استراتژی برخاسته است؛ از انتزاعی‌ترین مباحث نظری و بینشی گرفته تا عینی‌ترین بایدها و هنجارهای رفتاری. هم سلوک فردیِ عزلت‌نشینِ سالک الی‌الله و هم مبارزه اجتماعیِ جامعه مدنیِ عدالت‌خواه، هر دو ریشه در این نهاد داشته‌اند. این گستره نشان می‌دهد که حوزه در ذات خود نهادی تمدن‌ساز و انسان‌پرور بوده است. در پیام رهبر شهید، حوزه علمیه به مثابه مجموعه‌ای ارگانیک و تاریخی معرفی می‌شود که برترین میوه آن، امام خمینی است. این نکته از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است؛ زیرا حوزه نه به عنوان یک ساختمان یا ساختار اداری، بلکه به عنوان یک «حقیقت تاریخی» دیده می‌شود؛ حقیقتی که ریشه در مکتب اهل‌بیت علیهم‌السلام دارد و از آغاز، با وعده و بشارت آنان همراه بوده است. قم بستری شد تا این حقیقت به بار نشیند و میوه‌ای بی‌نظیر چون انقلاب اسلامی پدید آید.

 

ائمه یک حقیقت ممتد تاریخی هستند/ حوزه هم باید این گونه باشد

وی ادامه داد: این نوع نگاه، نگاهی فرآیندی به تعلیم و تربیت در فقاهت شیعی است. همان‌گونه که در کتاب «انسان ۲۵۰ ساله» ائمه نه به صورت شخصیت‌های منفصل، بلکه به مثابه یک حقیقت ممتد تاریخی دیده می‌شوند، در اینجا نیز حوزه به صورت یک موجود زنده تاریخی تصویر می‌شود که در یک مسیر ممتد، به انقلاب اسلامی می‌رسد. در این تلقی، همان‌گونه که ائمه علیهم‌السلام یک انسان ۲۵۰ ساله‌اند، حوزه نیز یک حقیقت زنده و پویاست که در امتداد زمان حرکت کرده و در نقطه‌ای تاریخی، به ثمر نشسته است. بر این اساس، انقلاب اسلامی نه حادثه‌ای مقطعی، بلکه میوه طبیعی و تاریخی حوزه علمیه معرفی می‌شود. تعبیر «حوزه مادر انقلاب است» نشان می‌دهد که انقلاب اسلامی زاده یک روند عمیق معرفتی، تربیتی و اجتماعی بوده است. این نگاه کلان و جامع، به ما می‌آموزد که برای فهم امروز و ترسیم فردا، باید گذشته را در قالب یک منظومه پیوسته و هدفمند ببینیم؛ منظومه‌ای که در آن، تعلیم، تربیت، فقاهت، مجاهدت و اقامه دین، اجزای یک حقیقت واحدند و در نهایت به شکل‌گیری یک تمدن اسلامی می‌انجامند.

 

نگاه رهبر شهید به حوزه، نگاهی فرآیندی و پیوسته است

حجت الاسلام فرحانی ضمن بیان نکاتی پیرامون بیانیه حوزه پیشرو و سرآمد رهبر شهید ابراز داشت: نکته نخست آن است که نگاه رهبر شهید به تاریخ حوزه علمیه، نگاهی منفصل، مقطعی و جزیره‌ای نیست؛ بلکه نگاهی فرآیندی و پیوسته است. در این تلقی، حوزه علمیه یک مسیر تاریخی ممتد را طی کرده که برآیند طبیعی آن، ظهور شخصیتی چون امام و شکل‌گیری انقلاب اسلامی است. حوزه، نهادی اقامه‌گر بوده است؛ نهادی که در طول تاریخ ظرفیت، استعداد و توانایی تولید چنین تحولی را در درون خود پرورش داده بود. بی‌تردید امام خمینی این ظرفیت را به اوج رساند و تحولی بی‌سابقه رقم زد، اما این تحول بر بستری شکل گرفت که پیش‌تر در حوزه علمیه وجود داشت. بنابراین انقلاب اسلامی را باید نتیجه یک استعداد انباشته تاریخی دانست، نه پدیده‌ای گسسته و ناگهانی. نکته دوم به تبیین رسالت حوزه علمیه بازمی‌گردد. رهبر شهید رسالت حوزه را در سه محور اساسی «تربیت، تولید و تبلیغ محصولات اسلامی» بیان می‌کنند. نخستین وظیفه، تربیت است؛ حوزه باید انسان‌سازی کند، نوآوری در حقیقت و در تربیت انسان‌ها داشته باشد و کادرسازی کند. این مسئله صرفاً به تربیت فردی محدود نمی‌شود، بلکه شامل پرورش نیروهای کارآمد برای اداره جامعه نیز هست. حوزه باید بتواند نیروهایی تربیت کند که در عرصه‌های مختلف اجتماعی، فرهنگی و تمدنی ایفای نقش کنند.

 

اندیشه‌ای که تولید شود اما به جامعه نرسد، کارکرد اقامه‌گر خود را از دست می‌دهد

وی ادامه داد: گام دوم، تولید است؛ تولید اندیشه‌های ناب اسلامی و انسانی. حوزه نمی‌تواند صرفاً ناقل میراث گذشته باشد، بلکه باید قدرت زایش فکری داشته باشد و متناسب با نیازهای زمان، نظریه‌پردازی کند. در کنار تولید، تبلیغ و ترویج این اندیشه‌ها نیز ضروری است. اندیشه‌ای که تولید شود اما به جامعه نرسد، کارکرد اقامه‌گر خود را از دست می‌دهد. از این رو رسالت حوزه در نگاه رهبر شهید، مجموعه‌ای منسجم از پرورش نیرو، تولید فکر و رساندن آن به عرصه عمل اجتماعی است. برای نهادینه شدن این رسالت، دو الزام اساسی مورد تأکید قرار گرفته است. نخست، تهذیب و معنویت. بدون معنویت، علم می‌تواند به ابزار قدرت‌های غیرالهی تبدیل شود. حوزه اگر اقامه‌گر است، باید پیش از هر چیز بر خودسازی و طهارت باطنی استوار باشد. دومین الزام، «علم امتدادی» است؛ علمی که به عمل منتهی شود، علمی که از ساحت ذهن به عرصه اجتماع امتداد یابد. در این چارچوب، سخن از «فلسفه امتدادی برای فقه اجتماعی» به میان می‌آید؛ یعنی فقهی که صرفاً در محدوده احکام فردی متوقف نماند، بلکه توانایی طراحی و هدایت زندگی اجتماعی را داشته باشد. این تعبیر نشان می‌دهد که حوزه باید میان معرفت نظری و ساخت اجتماعی پیوند برقرار کند.

مدیر موسسه فقهی امیرالمومنین(ع) یادآور شد: برای روشن‌تر شدن اهمیت این مسئله، می‌توان نگاهی مقایسه‌ای به نظام‌های علمی جهان انداخت. در سطح بین‌المللی، موفقیت یک دانشگاه یا نهاد علمی را معمولاً با شاخص‌هایی چون میزان اثرگذاری فرهنگی، تربیت مدیران برجسته، تولید ایده‌های نو و تأثیر بر ساختارهای جهانی می‌سنجند. برای نمونه، گفته می‌شود دانشگاهی موفق است که ایده‌هایش فرهنگ عمومی جهان را شکل دهد، یا مدیران و سیاست‌مداران برجسته از دل آن بیرون آیند، یا بخش مهمی از تولیدات صنعتی، پزشکی و فناورانه جهان در آنجا شکل بگیرد. حتی شبکه‌های گسترده ارتباطی و آموزشی امروز، که بخش مهمی از آموزش غیررسمی جهان را در اختیار دارند، گاه به ابتکارات برخاسته از محیط‌های دانشگاهی نسبت داده می‌شوند. بر همین اساس، دانشگاهی که بیشترین سهم را در تربیت مدیران بین‌المللی یا تولید ایده‌های اثرگذار داشته باشد، در نگاه جهانی «موفق‌تر» تلقی می‌شود. اکنون اگر با همین ادبیات عمومی و بین‌المللی به حوزه علمیه بنگریم، با پدیده‌ای مواجه می‌شویم که بیش از هزار و صد سال سابقه تاریخی دارد. نهادی علمی که نه وابسته به دولت خاصی بوده و نه محدود به جغرافیای مشخصی. این نهاد در طول تاریخ، در شهرهایی چون مدینه، نجف، سامرا، بعلبک، اصفهان، مشهد، قم و حتی در سرزمین‌هایی دورتر حضور داشته و همواره در حال شدن و پویایی بوده است. تعبیر رهبر شهید از حوزه به عنوان «موجود زنده» دقیقاً ناظر به همین سیالیت و حیات مستمر است.

 

استقلال حوزه از قدرت‌های غیر الهی

حجت الاسلام فرحانی حیات مستمر و مستقل حوزه های علمیه را در طول تاریخ ویژگی ممتاز دانست و اظهار داشت: ویژگی ممتاز این نهاد آن است که در طول قرون، استقلال خود را از قدرت‌های غیرالهی حفظ کرده است. هیچ دولت و حکمرانی نتوانسته هویت آن را در اختیار بگیرد یا مسیر آن را به‌طور کامل تعیین کند. این استقلال، به حوزه امکان داده است که رسالت معرفتی و تربیتی خود را بر مبنای معیارهای الهی دنبال کند. اگر در جهان، اثرگذاری یک نهاد علمی با شاخص‌های فرهنگی، مدیریتی و تمدنی سنجیده می‌شود، حوزه علمیه نیز نهادی است که در طول تاریخ، جریان‌ساز اندیشه، تربیت‌کننده رهبران دینی و اجتماعی، و شکل‌دهنده به حرکت‌های بزرگ انسانی بوده است. در این چارچوب، سخن از علم امتدادی و فقه اجتماعی، تلاشی است برای آنکه این سرمایه تاریخی، در عصر جدید نیز بتواند نقش اقامه‌گر و تمدن‌ساز خود را با قدرت و کارآمدی ادامه دهد.

 

حوزه علمیه نیز باید برای «حوزه پیشران» خود یک به‌روزرسانی جدید ارائه کند

وی ادامه داد: حوزه پیشران در اصل می‌خواست نقش خود را در بیانیه حوزه پیشران و در نسبت با گام دوم انقلاب تعریف و بازتعریف کند؛ اما تحولات یک‌سال اخیر، به‌ویژه شهادت شهدا، رخدادهای بزرگ اجتماعی و به‌خصوص جنگ رمضان و شهادت امام امت، نوعی بعثت عمومی برای مردم رقم زد. در چنین شرایطی، همان‌گونه که مردم به صحنه آمدند و به تعبیر دقیق‌تر، به مرتبه‌ای از بعثت اجتماعی رسیدند، حوزه علمیه نیز باید برای «حوزه پیشران» خود یک به‌روزرسانی جدید ارائه کند. این به‌روزرسانی نه به معنای تغییر مبانی، بلکه به معنای تنظیم دوباره نقش‌ها و مسئولیت‌ها در افق جدیدی است که پیش روی امت و حوزه گشوده شده است. از زاویه‌ای دیگر به مسئله بنگریم، وظیفه اصلی حوزه علمیه اقامه‌گری است؛ اقامه‌گری اسلام، اقامه‌گری شریعت و اقامه‌گری حقیقت. اما اقامه‌گری شریعت، بدون شناخت شریعت ممکن نیست. و از آنجا که شریعت، برنامه تکامل انسان است، آینه حقیقت نیز هست؛ حقیقتی که انسان را به سوی «الی‌الله» سیر می‌دهد. پس شریعتی که قرار است برنامه تکامل انسان باشد، باید آینه انسان نیز باشد. انسانی که جامع است؛ هم جامع نظر و عمل، هم جامع بینش و گرایش، هم جامع حقیقت و اعتبار، و هم جامع فرد و اجتماع. اگر حقیقت انسان، هم جمهوری است و هم اسلامی، آنگاه شریعت نیز باید جمهوری و اسلامی باشد؛ یعنی شریعتی که با مردم‌سالاری دینی سازگار است و در متن جامعه تحقق پیدا می‌کند.

 

اگر امت به امامت رسیده…

مدیر موسسه فقهی امیرالمومنین(ع) افزود: در این چارچوب، حوزه علمیه می‌خواهد اقامه‌گر شریعتی باشد که آینه حقیقت جامعه و حقیقت انسان است. این انسان، همان انسان روحانی اجتماعی و سالک الی‌الله است؛ انسانی که در واقع، امت است. و این امت، در شرایط جدید، به یک بعثت تازه رسیده است. به تعبیر رهبر عزیز جدیدمان حضرت آیت‌الله مجتبی خامنه‌ای، این امت مبعوث شد و به امامت رسید. بنابراین، اگر امت به امامت رسیده، حوزه علمیه پیشران باید خودش را متناسب با این واقعیت جدید بازتعریف کند؛ یعنی اقامه‌گر شریعتی باشد که برای ملتِ مبعوث‌شده، معنا و میدان و روش تازه‌ای ارائه می‌دهد. در این میان، نخستین بایسته این است که حوزه علمیه از برخی تحجرهایی که مانع عمومی شدن آن هستند فاصله بگیرد. اکنون زمان آن است که حوزه در صف مردم، در میدان مردم و در متن جامعه قرار بگیرد. اگر منصفانه نگاه کنیم، از سال ۱۴۰۱ به بعد نوعی فاصله و گسست میان روحانیت، طلاب، حوزه و مردم شکل گرفته بود؛ اما امروز، به‌راستی، این فاصله به شکل چشمگیری کاهش یافته است. این را می‌توان مصداقی از همان تبدیل تهدید به فرصت دانست؛ بلکه فراتر از آن، نوعی بعثت اجتماعی را شاهدیم که در پرتو زعامت امام شهید، خون شهدا و حضور مردم در میدان محقق شده است. امروز در شهرهای مختلف و صحنه‌های گوناگون می‌بینیم که رابطه مردم با حوزه و روحانیت، حتی از آغاز انقلاب هم نزدیک‌تر شده است.

 

توصیه رهبر شهید به طلاب بعد از جنگ 12 روزه چه بود؟

وی رابطه مردم و روحانیت را نزدیک توصیف کرد و ابراز داشت: این نزدیکی اجتماعی، یک سرمایه بزرگ است و لازمه‌اش آن است که حوزه علمیه نیز نقش خود را در قالبی به‌روز و متناسب با این شرایط جدید ایفا کند. به‌روزرسانی حوزه پیشران، یعنی آن نسخه‌ای که رهبر عزیز سال گذشته ارائه کردند، امروز باید با قرائتی تازه و متناسب با فرمایشات خود رهبر شهید و رهبر جدیدمان تکمیل شود. یکی از محورهای اصلی این تکمیل، توجه ویژه به میدان، تبیین و فضاسازی است. رهبر شهید پس از جنگ دوازده‌روزه، چندین بار تأکید کردند که وظیفه طلاب و روحانیت، تبیین حقیقت و آرامش‌بخشی به دل‌هاست. این نکته بسیار مهمی است و شایسته است به‌صورت جدی در برنامه‌های حوزه پیشران مورد توجه قرار گیرد. روحانیت و طلبه عصر انقلاب اسلامی، طلبه عصر حوزه پیشران، نباید صرفاً تکرارکننده طوطی‌وار شبکه‌های خبری باشد، و نه صرفاً راوی هیجانی دستاوردهای سخت‌افزاری مقاومت و جنگ. وظیفه اصلی او تبیین حقیقت ماجراست؛ تبیینی واقعی، عالمانه، آرامش‌زا و غیرهیجانی. اگر قرار است طلبه در متن جامعه مبعوث باشد، باید بتواند حقیقت را بفهمد، حقیقت را بفهماند، و آرامش دل‌ها را فراهم کند. این خود یک شاخص جدی برای حوزه پیشران است.

 

حوزه علمیه امروز باید برای ملت مبعوث، جایگاه اجتماعی تازه‌ای خلق کند

مدیر موسسه فقهی امیرالمومنین(ع) در پایان یادآور شد: از سوی دیگر، حوزه علمیه امروز باید برای ملت مبعوث، جایگاه اجتماعی تازه‌ای خلق کند. این جایگاه صرفاً با حضور فیزیکی در میدان حاصل نمی‌شود، بلکه نیازمند تخاطب و گفتمان دوطرفه میان حوزه و مردم است. باید از استبداد در گفتار فاصله گرفت و به سوی گفت‌وگو، تخاطب و تعامل اجتماعی حرکت کرد. دیگر فقط منبرهای یک‌طرفه کافی نیست؛ جامعه جدید نیازمند گفت‌وگوی عمومی، فهم متقابل و تبیین دوسویه است. اگر ملت ما از امت به امامت رسیده‌اند، حوزه علمیه نیز باید متناسب با این ارتقا، موجودی مهذب، دارای اندیشه امتدادی و فقه اجتماعی باشد که ظرفیت تخاطب عمومی آن با مردم افزایش یافته است. در واقع، حوزه پیشران در این مرحله تازه باید هم‌زمان سه وظیفه را پیش ببرد: حضور در میدان، تبیین حقیقت و ایجاد فضای گفت‌وگوی اجتماعی. این سه‌گانه، همان نسخه به‌روزشده‌ای است که می‌تواند حوزه را در نسبت با بعثت مردم و شرایط جدید انقلاب اسلامی، در مسیر پیشرانیِ واقعی قرار دهد.

 

اشتراک‌گذاری:

دیدگاه‌ها

اولین نفری باشید که دیدگاه ارسال می‌کنید.