«حرکت عمومی»، چگونه حضور حماسیِ مردمی را به قدرت ملیِ ماندگار تبدیل می‌کند؟
مطالعات راهبردی ۱۴۰۵/۰۳/۰۳ بازدید: 16 نویسنده: admin

«حرکت عمومی»، چگونه حضور حماسیِ مردمی را به قدرت ملیِ ماندگار تبدیل می‌کند؟

به گزارش روابط عمومی پژوهشگاه علوم و معارف انقلاب اسلامی، محمدباقر مشکاتی پژوهشگر اجتماعی در یادداشتی با عنوان «حرکت عمومی، چگونه حضور حماسیِ مردمی را به قدرت ملیِ ماندگار تبدیل می‌کند؟» به تحلیل مسیرِ تبدیل حماسه‌های خیابانی به قدرتی پایدار و تمدن‌ساز پرداخته است. او با طرح این پرسش کلیدی که چگونه می‌توان از شکوه حضور مردم، قدرتی ماندگار ساخت، بر این محورها تأکید کرده است: خیابان تنها نقطه آغاز است، نه پایان؛ «حرکت عمومی» به‌معنای عبور از شور به ساخت و کنش سازمان‌یافته است؛ جوانان متعهد باید معماران آینده باشند، نه صرفاً نیروی میدانی؛ حلقه‌های میانی، واسطه‌های تبدیل سرمایه اجتماعی به قدرت پایدارند؛ و تهدیدهای اصلی پیشِ رو، فرسایش، تحریف و گسستِ این حرکت مردمی است.


مشروح این یادداشت را در ادامه بخوانید:

 

«حرکت عمومی»، چگونه حضور حماسیِ مردمی را به قدرت ملیِ ماندگار تبدیل می‌کند؟

گذرِ حماسه خیابان به شکوه تمدن 

محمدباقر مشکاتی

 

تجمعات خیابانی در میانه دفاع مقدس سوم، برای دفاع از میهن و ارزش های دینی و تمدنی، «حماسه خیابان» را رقم زده است. حضور حماسی که ظرفیت ایجاد یک «حرکت عمومی» تمدن‌آفرین را نوید می دهد. «حرکت عمومی» ملت ایران، آرمان و آرزوی «امام شهید» بود که با صدور بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی، و در بیانات راهبردی مورخه یک سه 1398 مطرح نمودند. حرکتی که می‌تواند به برکت جوشش خون آن رهبر شهید امت، به جنبش مردمیِ تمدن‌ساز تبدیل گردد.

حماسه‌ مردمی، اگر در سطح هیجان متوقف بمانند، به‌تدریج در حافظه عمومی محو می‌شوند؛ اما اگر به «حرکت عمومی» بدل شوند، می‌توانند از یک رخداد اجتماعی، یک مسیر تاریخی بسازند. مسئله امروز، ستایش شکوه حضور مردم نیست؛ مسئله، فهم سازوکار تبدیل این شکوه به قدرتی پایدار، زاینده و تمدن‌ساز است. نقش جوانان مؤمن، نیروهای متعهد، حلقه‌های میانی و شبکه‌های مردمی، نقشی محوری است.

خیابان، نقطه آغاز است نه پایان

هرگاه ملت‌ها در بزنگاه‌های بزرگ تاریخی به میدان آمده‌اند، بخشی از ظرفیت پنهان خود را آشکار کرده‌اند؛ ظرفیتی که در روزمرگی‌های عادی دیده نمی‌شود. حضور مردم در خیابان، فقط یک تجمع نیست؛ اعلام موجودیت یک «اراده اجتماعی» است. اما همین اراده، اگر راهی برای تداوم، سازمان‌یافتگی و اثرگذاری پیدا نکند، به‌مرور یا فرسوده می‌شود یا در معرض مصادره و تحریف قرار می‌گیرد. حضور مردمی ارزشمند است، اما کافی نیست. آنچه آینده را می‌سازد، نه صرفاً «جمع شدن» مردم، بلکه «جهت گرفتن» این جمع، «نظم یافتن» آن، و «امتداد تاریخی» پیدا کردن آن است. حماسه خیابان زمانی قدرت‌ساز می‌شود که به یک جریان اجتماعی ماندگار تبدیل شود. این همان نقطه‌ای است که ایده «حرکت عمومی» اهمیت می‌یابد.

حرکت عمومی؛ عبور از شور به ساخت

حرکت عمومی یعنی آن‌گاه که احساس مسئولیت عمومی، از سطح عاطفه و واکنش، به سطح کنش مستمر و سازمان‌یافته ارتقا پیدا کند. در این چارچوب، مردم به کنشگران فعال یک مسیر بزرگ تبدیل می‌شوند. حرکت عمومی سه مؤلفه اصلی دارد: معنای مشترک؛ هیچ حرکت پایداری بدون یک معنا و روایت مشترک شکل نمی‌گیرد. جامعه باید بداند چرا به میدان آمده، چه چیزی را می‌خواهد حفظ کند، از چه چیزی باید عبور کند، و مقصد این حرکت چیست. نیروی پیش‌برنده؛ هر حرکت تاریخی، به عناصر پیشران نیاز دارد؛ نیروهایی که انگیزه، توان اقدام و روحیه ایستادگی دارند. در اینجا نقش جوانان مؤمن، خلاق، مسئولیت‌پذیر و اهل مجاهدت برجسته می‌شود. این نسل، اگر درست فهم شود و درست میدان بگیرد، فقط بخشی از سرمایه اجتماعی نیست؛ خود، موتور پیش‌برنده حرکت عمومی است. سازوکار تداوم؛ حرکت عمومی بدون انضباط و سازمان‌یافتگی، در سطح شعار باقی می‌ماند. تداوم، نیازمند شبکه، برنامه، تقسیم کار و تبدیل انگیزه به مأموریت است. اینجاست که حلقه‌های میانی معنا پیدا می‌کنند؛ ساختارهایی زنده و مردمی که می‌توانند میان اراده عمومی و عرصه عملیات، پیوند برقرار کنند.

جوانان متعهد و انقلابی؛ معماران آینده

یکی از خطاهای رایج در فهم تحولات اجتماعی، تقلیل نقش جوانان به نیروی میدانیِ صرف است؛ در حالی که در منطق حرکت عمومی از منظر امام شهید، جوانان باید «طراح»، «سامان‌دهنده»، «پیش‌برنده» و «حامل افق آینده» باشند. جامعه‌ای که می‌خواهد از سرمایه مردمی خود قدرت بسازد، ناگزیر است به نسل جوان اعتماد کند؛ یعنی: میدان دادن به ابتکارهای جوانانه. واگذاری مسئولیت‌های واقعی. به رسمیت شناختن ظرفیت حل مسئله. و ایجاد بستر برای نقش‌آفرینی شبکه‌ای و ماندگار. جوان متعهد، زمانی می‌تواند به عنصر تمدن‌ساز بدل شود؛ یعنی از «نیروی حاضر» به «نیروی مؤثر» ارتقا پیدا کند. اگر این ارتقا رخ دهد، جامعه یک نیروی اجتماعی فعال و ذخیره راهبردی برای آینده خواهد داشت.

حلقه‌های میانی؛ ترجمان اجتماعی اراده مردم

حرکت‌های بزرگ، برای ماندگاری، نیازمند واسطه‌های هوشمند و زنده‌اند. حلقه‌های میانی را باید ابزار تبدیل سرمایه اجتماعی به قدرت پایدار دانست. این حلقه‌ها، همان شبکه‌ها و مجموعه‌هایی هستند که با مردم پیوند دارند و می‌توانند ظرفیت‌های پراکنده را به اقدام منظم و مؤثر تبدیل کنند. کارکرد حلقه‌های میانی چندگانه است: تبدیل شور اجتماعی به برنامه عملی. جلوگیری از اتلاف و پراکندگی نیروها. حفظ ارتباط میان میدان و ساخت. کشف و پرورش نیروهای مستعد. تبدیل مطالبات عمومی به پروژه‌های واقعی. اگر خیابان محل ظهور انرژی اجتماعی است، حلقه‌های میانی محل «مهندسی امتداد» این انرژی‌اند. بدون آنها، حرکت عمومی یا کوتاه‌مدت می‌شود یا دچار آشفتگی. با آنها، امکان عبور از «موج حماسی» به «مسیر تمدنی» فراهم می‌شود.

تهدید اصلی؛ فرسایش، تحریف، گسست

هر حماسه مردمی پس از فروکش کردن موج اولیه، با سه خطر جدی روبه‌روست: فرسایش؛ اگر برای انرژی اجتماعی برنامه نداشته باشیم، زمان آن را مستهلک می‌کند. تحریف؛ اگر روایت درست از حرکت مردمی تثبیت نشود، دیگران آن را بازتعریف می‌کنند و معنایش را تغییر می‌دهند. گسست؛ اگر میان میدان اجتماعی و سازوکارهای رسمیِ حکمرانی، پیوند برقرار نشود، ناامیدی یا بی‌اثری شکل می‌گیرد. پس مسئله برانگیختن مردم نیست؛ مسئله، محافظت از معنای حرکت و طراحی سازوکار تداوم آن است.

فرایند سرمایه اجتماعی تا افق تمدنی

تمدن‌سازی، با انباشت ظرفیت آغاز می‌شود. هر حماسه مردمی، اگر درست فهم و هدایت شود، می‌تواند به بخشی از این انباشت تبدیل گردد. تمدن، محصول حرکت‌های متراکم، شبکه‌های انسانی کارآمد، اعتماد اجتماعی، خودباوری نسل جوان و نهادهای زاینده است. از این منظر، حرکت عمومی، یک راهبرد اجتماعی و  یک منطق تاریخی برای ساخت آینده است. آینده را جامعه‌ای می‌سازد که بتواند: از حضور، حافظه جمعی بسازد؛ از حافظه، هویت مشترک؛ از هویت، شبکه اجتماعی؛ و از شبکه، قدرت پایدار. در این مسیر، جوانان انقلابی و پیشرو و حلقه‌های میانی، دو بازوی اصلی این جهش‌اند: یکی حامل انرژی و ابتکار، دیگری حامل نظم و امتداد.

 

جمع‌بندی: آنچه امروز اهمیت دارد، فقط روایت عظمت حضور مردم نیست؛ مهم‌تر از آن، طراحی مسیر پس از حضور است. اگر خیابان به ساخت متصل نشود، اگر شور و آگاهی به شعور جمعی و کنش ماندگار بدل نگردد، و اگر نسل جوان از متن تحولات کنار گذاشته شود، سرمایه بزرگ اجتماعی به نتیجه متناسب خود نخواهد رسید. اما اگر «حرکت عمومی» به‌درستی فهم شود، اگر جوانان متعهد در متن طراحی آینده قرار گیرند، و اگر حلقه‌های میانی نقش واقعی خود را پیدا کنند، این حماسه‌ مردمی می‌تواند از سطح واقعه عبور کند و به افق تمدنی برسند. مسئله امروز، ساختن قدرت از سرمایه مردمی برای تحقق تمدن نوین اسلامی با هدایت «رهبر جوان» ِگام دوم انقلاب است.

 

اشتراک‌گذاری:

دیدگاه‌ها

اولین نفری باشید که دیدگاه ارسال می‌کنید.