جهان بی‌ توحید؛ صحنه نزاع قدرت‌ ها و اضطراب‌ ها
عمومی ۱۴۰۵/۰۲/۱۵ بازدید: 8 نویسنده: admin

جهان بی‌ توحید؛ صحنه نزاع قدرت‌ ها و اضطراب‌ ها

به گزارش روابط عمومی پژوهشگاه علوم و معارف انقلاب اسلامی، موسی آقایاری، پژوهشگر اجتماعی در یادداشتی نوشت: توحید در منظومه معارف اسلامی، صرفا یک گزاره اعتقادی محدود به اقرار زبانی نیست، بلکه بنیان و پایه یک جهان‌ بینی جامع و جهت‌ دهنده به ساحت‌ های مختلف حیات انسانی است. در نگاه قرآن، توحید به معنای پذیرش یگانگی در خالقیت، ربوبیت و حاکمیت است؛ بدین معنا که هستی، تدبیر عالم و نظام ارزش‌ ها، همگی به حقیقتی واحد باز می‌ گردند و هیچ امر مستقلی در عرض اراده الهی معنا نمی‌ یابد.بر این اساس، توحید نه‌تنها ناظر به حوزه اندیشه، بلکه ناظر به نحوه زیستن و تفسیر وقایع نیز هست. انسانی که به این مرتبه از درک توحیدی دست می‌یابد، اسباب و علل طبیعی را انکار نمی‌ کند، اما برای آن‌ها استقلال قائل نیست. چنین انسانی در مواجهه با کامیابی‌ ها دچار غرور نمی‌ شود و در برابر ناکامی‌ ها نیز به یأس و فروپاشی درونی تن نمی‌دهد، چراکه همه رخدادها را در چارچوب حکمت الهی تفسیر می‌ کند.بخش قابل توجهی از تنش‌ ها و نزاع‌ های فردی و اجتماعی را می‌توان در فقدان یا ضعف این نگرش توحیدی جست‌وجو کرد. هنگامی که قدرت، ثروت یا نفس انسانی به‌صورت مستقل و اصیل تلقی شود، زمینه شکل‌گیری تعارض، زیاده‌ خواهی و بی‌ عدالتی فراهم می‌ گردد. این وضعیت را می‌توان نوعی شرک عملی دانست که در آن، غیر خدا به‌عنوان محور تصمیم‌ گیری و دلبستگی قرار می‌ گیرد. در مقابل، توحید عملی اقتضا می‌کند که هیچ عامل و انگیزه‌ای در عرض اراده الهی منشأ اصالت نیابد و همه امور در نسبت با آن سنجیده شوند.

با این حال، تحلیل توحیدی از جهان به معنای نفی کامل رنج‌ها و دشواری‌ های زندگی نیست. حیات انسانی، حتی در چارچوب یک نظام توحیدی، با ابتلاء، فقدان و محدودیت همراه است. تفاوت اساسی در این است که در نگرش توحیدی، این دشواری‌ ها فاقد معنا و جهت تلقی نمی‌ شوند، بلکه در مسیر رشد، تعالی و آزمون انسان تفسیر می‌گردند. ازاین‌رو، توحید کارکردی بنیادین در تبدیل رنج‌ های ویرانگر به فرصت‌های سازنده دارد.در سنت حکمی اسلامی، به‌ویژه در اندیشه ملاصدرا ، توحید به مرتبه‌ای عمیق‌ تر از فهم فلسفی ارتقا می‌یابد و به وحدت حقیقی وجود اشاره دارد؛ جایی که کثرت‌های عالم، جلوه‌ها و شئون حقیقت واحد تلقی می‌شوند. این تلقی، انسان را از دلبستگی افراطی به مظاهر ناپایدار رها ساخته و افق نگاه او را به سوی معنا و غایت نهایی هستی سوق می‌ دهد.برآیند آنکه، حل مسئله توحید در ساحت فکر، دل و عمل، می‌ تواند بسیاری از بحران‌های روحی و اجتماعی انسان را تعدیل کرده و به زندگی او ثبات، معنا و جهت ببخشد. بااین‌ حال، باید توجه داشت که توحید، حذف‌ کننده مطلق مشکلات نیست، بلکه چارچوبی است که در آن، مشکلات به‌ جای آنکه عامل فروپاشی باشند، به عناصر سازنده در مسیر کمال انسانی تبدیل می‌ شوند.

اشتراک‌گذاری:

دیدگاه‌ها

اولین نفری باشید که دیدگاه ارسال می‌کنید.