از «میشود قیام کرد» در تشییع آیتالله بروجردی تا «باید برخاست» در تشییع امام خامنهای شهید
به گزارش روابط عمومی پژوهشگاه علوم و معارف انقلاب اسلامی، ویژهنامه «رجعت نور» شامل مجموعهای از آثار، یادداشتها و گفتارهای تحلیلی درباره تشییع رهبر شهید انقلاب اسلامی، که همزمان با این مراسم تهیه و چاپ شده بود، توسط پژوهشگاه علوم و معارف انقلاب اسلامی در دسترس عموم قرار گرفت.
در ویژه نامه رجعت نور، روحالله سلگی، معاون پژوهشی پژوهشگاه علوم و معارف انقلاب اسلامی، در یادداشتی با عنوان «از «میشود قیام کرد» در تشییع آیتالله بروجردی تا «باید برخاست» در تشییع امام خامنهای شهید»، به تحلیل معنای اجتماعی و تاریخی تشییع رهبران دینی پرداخته است. او با مقایسه تشییع آیتالله بروجردی و تشییع امام خامنهای شهید، این مراسمها را فراتر از آیین سوگواری و نشانهای از ظرفیت اجتماعی، ایمانی و هویتی مردم میداند.
نویسنده در ادامه، تشییع امام خامنهای شهید را عرصه بازتولید سرمایه اجتماعی، تجدید هویت جمعی و تجدید عهد با آرمانهای انقلاب اسلامی توصیف میکند و با پیوند آن به مفهوم «قیام لله» و مکتب عاشورا، بر استمرار مسیر انقلاب پس از فقدان رهبران تأکید دارد. در این نگاه، اگر تشییع آیتالله بروجردی برای امام خمینی نشانه «میشود قیام کرد» بود، تشییع رهبر شهید یادآور این پیام است که امروز «باید برخاست».
مشروح این یادداشت را در ادامه بخوانید:
از «میشود قیام کرد» در تشییع آیتالله بروجردی تا «باید برخاست» در تشییع امام خامنهای شهید
دکتر روح الله سلگی معاون پژوهشی پژوهشگاه علوم و معارف انقلاب اسلامی
نقل مشهور از امام خمینی آن است که پس از مشاهده تشییع عظیم آیتالله بروجردی، به ظرفیت شگفتانگیز مردم مؤمن ایران برای حضور در صحنه پی بردند و دریافتند که این ملت میتواند منشأ یک تحول بزرگ تاریخی باشد. آن تشییع، تنها بدرقه یک مرجع بزرگ نبود؛ تجلی قدرت اجتماعی ایمانی بود که سالها بعد در نهضت اسلامی و انقلاب مردم ایران خود را آشکار کرد.
امروز نیز تشییع امام خامنهای شهید را باید در همین چارچوب تاریخی تحلیل کرد. اهمیت این مراسم تنها در بدرقه یک رهبر سیاسی یا یک فقیه برجسته نیست؛ بلکه در ظهور دوباره ظرفیت اجتماعی و ایمانی ملتی است که دههها در متن انقلاب اسلامی حضور داشته و اکنون در یکی از سرنوشتسازترین مقاطع تاریخ خود به میدان آمده است.
از منظر جامعهشناسی سیاسی، تشییع رهبران بزرگ دینی در سنت شیعه صرفاً یک آیین سوگواری نیست؛ بلکه عرصهای برای بازتولید سرمایه اجتماعی، تجدید هویت جمعی و نمایش قدرت فرهنگی یک ملت است. در چنین لحظاتی، جامعه نه تنها با یک شخصیت تاریخی وداع میکند، بلکه نسبت خود را با آرمانها، ارزشها و مسیر آینده خویش بازتعریف میکند.
در ادبیات انقلاب اسلامی، «قیام لله» دعوتی برای خروج از انفعال و ورود به میدان مسئولیت است. آنچه در تشییع رهبر شهید دیده میشود، پاسخ تاریخی مردم به همین دعوت الهی است. میلیونها انسان از شهرها، روستاها، اقوام و نسلهای مختلف گرد هم میآیند تا نشان دهند پیوند آنان با انقلاب اسلامی، پیوندی عمیق، هویتی و تمدنی است.
شاید بتوان از این منظر، تشییع امام خامنهای شهید را نوعی «بعثت مردمی» دانست؛ بعثتی که در آن ملت بار دیگر هویت، آرمان و رسالت مشترک خود را به یاد میآورد. این حضور عظیم بیش از آنکه یک واکنش احساسی باشد، اعلام وفاداری به راهی است که با مجاهدت، مقاومت، عدالتخواهی و استقلال شناخته میشود.
در سنت شیعه، تشییع اولیای الهی و عالمان ربانی همواره فراتر از یک مراسم عادی بوده است. این مراسمها به نقطهای برای بازخوانی یک مکتب و تجدید عهد با آرمانهای آن تبدیل شدهاند. از همین منظر، تشییع امام خامنهای شهید را نیز میتوان صحنه تجدید بیعت یک ملت با ارزشهایی دانست که او در طول عمر مجاهدانه خود نمایندگی میکرد.
این کاروان عظیم انسانی را میتوان «کاروان نور» نامید؛ کاروانی که از بعثت مردم آغاز میشود و به رجعت نور ختم میگردد. رجعت مردی که عمر خویش را در مسیر هدایت، جهاد، خدمت به امت اسلامی و دفاع از عزت ملتها سپری کرد و اکنون بر دوش همان مردمی تشییع میشود که سالها مخاطب پیام و پرورشیافته مکتب او بودند.
اگر تشییع آیتالله بروجردی برای امام خمینی نشانه آن بود که «میشود قیام کرد»، تشییع امام خامنهای شهید میتواند یادآور این حقیقت باشد که ملتی که یک بار برای خدا قیام کرده است، با فقدان شخصیتها از حرکت بازنمیایستد. مردان الهی رسالت خود را انجام میدهند و به دیدار معبود میشتابند، اما راه آنان در اراده و ایمان مردم استمرار مییابد.
راز ماندگاری انقلاب اسلامی را باید در پیوند عمیق آن با مکتب عاشورا جستوجو کرد؛ مکتبی که در آن شهادت پایان راه نیست، آغاز حیات تاریخی یک جریان است. انقلاب اسلامی نیز از همین سرچشمه الهام گرفته است؛ از فرهنگی که فقدان شخصیتهای بزرگ را به عامل توقف تبدیل نمیکند، بلکه آن را به زمینهای برای تجدید عهد، احیای مسئولیت و استمرار مسیر حق مبدل میسازد. از این رو، نور برخاسته از عاشورای حسینی با رفتن حاملان آن خاموش نمیشود، بلکه در جان نسلهای تازه استمرار مییابد و راه را برای آینده روشن میسازد.
از این رو، تشییع امام خامنهای شهید را باید نه پایان یک عصر، بلکه آغاز فصلی تازه از آگاهی، مسئولیت و حضور تاریخی امت اسلامی دانست؛ فصلی که در آن، پیام نهفته در آن جمله تاریخی بار دیگر طنینانداز میشود: آن روز «میشود قیام کرد» و امروز «باید برخاست».