تحلیل ظرفیت‌های تمدنی تشییع پیکر رهبر عظیم‌الشأن شهید در پنج شهر تهران، قم، نجف، کربلا و مشهد
مطالعات راهبردی ۱۴۰۵/۰۴/۲۴ بازدید: 88 نویسنده: admin

تحلیل ظرفیت‌های تمدنی تشییع پیکر رهبر عظیم‌الشأن شهید در پنج شهر تهران، قم، نجف، کربلا و مشهد

به گزارش روابط عمومی پژوهشگاه علوم و معارف انقلاب اسلامی، دکتر مرتضی نوروزی، عضو هیئت علمی جامعه‌المصطفی خراسان، در یادداشتی با عنوان «تحلیل ظرفیت‌های تمدنی تشییع پیکر رهبر عظیم‌الشأن شهید در پنج شهر تهران، قم، نجف، کربلا و مشهد» به واکاوی ابعاد مختلف یکی از مهم‌ترین رویدادهای معاصر جهان اسلام پرداخته است. وی با نگاهی تحلیلی، تشییع پیکر رهبر شهید را صرفاً یک آیین سوگواری نمی‌داند، بلکه آن را «واقعه‌ای تمدنی» توصیف می‌کند که هر یک از پنج شهر میزبان، بخشی از هویت، سرمایه اجتماعی، پیوندهای مذهبی و ظرفیت‌های تمدنی جهان تشیع را به نمایش گذاشته‌اند.

این یادداشت با بررسی نقش تهران، قم، نجف، کربلا و مشهد، تلاش می‌کند نشان دهد که چگونه این آیین توانسته مفاهیمی همچون وحدت ملی، امت اسلامی، عدالت‌خواهی، مقاومت، ولایت و تمدن‌سازی را در قالب یک رویداد اجتماعی و تاریخی بازنمایی کند. 

 

مشروح این یادداشت را در ادامه بخوانید.


تحلیل ظرفیت‌های تمدنی تشییع پیکر رهبر عظیم‌الشأن شهید در پنج شهر تهران، قم، نجف، کربلا و مشهد
دکتر مرتضی نوروزی عضو هیات علمی جامعه المصطفی خراسان

مقدمه

تشییع پیکر پاک امام و رهبر شهید انقلاب اسلامی و اعضای خانواده ایشان، در بازه‌ای شش‌روزه از ۱۳ تا ۱۸ تیر ۱۴۰۵، در پنج شهر تهران، قم، نجف، کربلا و مشهد برگزار شده و می‌شود. این رویداد که با شعار محوری «باید برخاست» و نشان «مشت گره‌کرده» رقم خورد، در شرایط حساس جنگ تحمیلی سوم، فراتر از یک آیین سوگواری عادی، رویدادی با ابعاد تمدنی راهبردی می‌باشد. آنچه در پی می‌آید، کاوشی است در ظرفیت‌های تمدنی این تشییع بی‌نظیر در پنج شهر مهم و تأثیرگذار در تمدن اسلامی.

یکم: تهران؛ صحنه‌ی تجلی «امت» و قدرت ملی

تهران، به‌مثابه قلب سیاسی ایران و ام‌القری اسلام ناب، نخستین میزبان این آیین بود. مراسم وداع عمومی در ۱۳ و ۱۴ تیر در مصلای امام خمینی(ره) برگزار شد و در ۱۵ تیر، پیکر مطهر با حضور میلیونی و پرشور مردم از مسیرهای اعلام‌شده در تهران تشییع گردید. این حضور که از ۳۱ استان کشور به پایتخت سرازیر شده بودند، جلوه‌ای از وفاداری ملت ایران به آرمان‌های انقلاب اسلامی را به نمایش گذاشت.

ظرفیت تمدنی تهران در این رویداد در چند سطح قابل تحلیل است:

نخست، نمایش «امت» در عصر مدرن. حضور میلیونی مردم در تهران، فارغ از هرگونه مرز قومی، زبانی و طبقاتی، تصویری عینی از مفهوم «امت واحده» را بازآفرینی کرد. این همان چیزی است که در نظریه‌پردازی تمدن نوین اسلامی، به‌عنوان سرمایه اجتماعی و انسجام ملی از آن یاد می‌شود. فایننشال تایمز در گزارشی نوشت که میلیون‌ها ایرانی در مسیر بیش از ۱۰ کیلومتری در مراسم تشییع حضور یافتند.

دوم، پاسخ به راهبرد رسانه‌ای دشمن. برگزاری این مراسم با عظمت بی‌سابقه، در شرایطی که کشور درگیر جنگ بود، شکست راهبرد رسانه‌ای و سیاسی دشمن در وانمود کردن خلأ قدرت یا گسست اجتماعی را به دنبال داشت. تشییع تهران، قدرت نرم نظام را در معرض دید افکار عمومی جهان قرار داد.

سوم، سازمان‌دهی تمدنی. تشکیل ستاد ملی تشییع، قرارگاه برگزاری مراسم، و بسیج نهادهای امنیتی و دستگاه‌های دولتی، نشان‌دهنده ظرفیت مدیریت کلان یک جامعه در مواجهه با بزرگ‌ترین بحران هویتی خود بود. این سازمان‌دهی، خود مصداقی از «تمدن‌سازی درونی» است.

دوم: قم؛ پیوند فقاهت تشیع و «برخاستن»

قم، به‌عنوان عش آل محمد علیهم السلام که حرم حضرت فاطمه معصومه(س) در او قرار دارد و مرکز اول و با عظمت‌ترین حوزه‌های علمیه شیعه است، دومین مقصد این سفر تمدنی بود. پیکرهای مطهر پیش از اذان صبح روز سه‌شنبه ۱۶ تیر به مسجد مقدس جمکران رسید و پس از اقامه نمازی پرمعنا توسط آیة‌الله جوادی‌آملی از مراجع عظام تقلید، مراسم تشییع از مسجد جمکران به سمت حرم مطهر حضرت معصومه(س) برگزار شد.

ظرفیت تمدنی قم در این آیین، پیوندی ناگسستنی با هویت تشیع و فقاهت دارد:

نخست، پیوند مسجد جمکران و حرم معصومه(س). مسیر تشییع از مسجد جمکران - که به‌عنوان مسجدی در راستای تعجیل و ظهور شناخته می‌شود - تا حرم حضرت معصومه(س)، روایتی از «از انتظار تا وصال» را ترسیم می‌کند. این حرکت، نمادی از تداوم مسیر تشیع از عصر غیبت تا عصر ظهور است.

دوم، پیام «باید برخاست» در قلب مهم‌ترین حوزه علمیه شیعه. نوحه معروف «باید برخاست» در مسجد مقدس جمکران و در میان مردم عزادار قم طنین‌انداز شد. قم، به‌مثابه خاستگاه انقلاب اسلامی و حوزه‌های علمیه، این شعار را نه به عنوان فراخوان سیاسی، بلکه به‌عنوان تکلیفی فقهی و سیاسی بازخوانی کرد. «باید برخاست» یعنی این خون چنان جوشان است که دیگر اجازه سکون نمی‌دهد.

سوم، تداوم سنت علمی-اجتهادی شیعه. تشییع پیکر یک مرجع دینی و مجاهد در قم، در کنار حرم معصومه(س) و پس از نماز در مسجد جمکران، پیوندی عمیق با اجتهاد و فقه پویای شیعه برقرار کرد. این رویداد نشان داد که تمدن شیعی، تمدنی است که عقل، عرفان، فقاهت و سیاست را در یک افق واحد جمع می‌کند.

سوم: نجف؛ طواف در حریم امیرالمؤمنین علیه‌السلام

مراسم تشییع در نجف از مسیر کوفه به سمت میدان ثورة العشرین و حرم مولی الموحدین علی علیه‌السلام برگزار شد.

ظرفیت تمدنی نجف در این رویداد، فراتر از مرزهای ایران و در چهارچوب امت اسلامی معنا می‌یابد:

نخست، برگزاری این آیین «به درخواست مردم عراق». نکته کلیدی آن است که برگزاری این مراسم در عراق، به درخواست گسترده مردم، نخبگان، عشایر، روحانیون و شخصیت‌های عراقی برنامه‌ریزی شد. دولت عراق نیز برای آن «کمیته عالی تشییع» تشکیل داد. این یعنی تشییع رهبر شهید ایران، در عراق نیز یک مطالبه مردمی بود، نه یک اقدام تحمیلی. این، اوج پیوند تمدنی شیعه در دو سوی مرزهای سیاسی است.

دوم، نجف؛ نماد «علی(ع)» و «عدالت». طواف پیکر در حرم امیرالمؤمنین(ع)، که مظهر عدالت و ولایت در اندیشه شیعی است، پیامی روشن داشت: رهبر شهید در مسیر عدالت علوی به شهادت رسید و اکنون در حول مبدأ عدالت طواف داده می‌شود. این، بازتعریف هویت تمدنی شیعه بر اساس عدالت‌خواهی و استکبارستیزی است.

حضور مقامات ایران و عراق در این مراسم و استقبال رسمی با حضور بالاترین مقامات ایرانی و عراقی، نشان‌دهنده ظرفیت دیپلماسی عمومی و گفت‌وگوی تمدنی میان دو کشور همسایه است. این رویداد، تنش‌های سیاسی را کنار زده و پیوندهای عمیق مردمی و مذهبی را به نمایش می‌گذارد.

و بالاخره حضور چشم‌نواز طلاب و علمای حوزه علمیه نجف که تمامی صحن مطهر علوی را پر کرده بودند، خط بطلانی بر غیرسیاسی و سکولار جلوه دادن حوزه ریشه‌دار نجف اشرف بود.

چهارم: کربلا؛ تجدید میثاق با عاشورا

عصر روز چهارشنبه ۱۷ تیر، مراسم تشییع در کربلا از ساعت ۱۶ از خیابان ابومهدی المهندس به سمت بین‌الحرمین برگزار شد. طواف پیکر مطهر امام شهید در حرم امام حسین(ع) و حضرت عباس(ع) در حالی انجام شد که بعد از شصت سال دوری، رهبر شهیدمان به همراه نوه‌اش که طفل رضیع است، به محضر سیدالشهدا علیه‌السلام باریافت.

ظرفیت تمدنی کربلا، شاید عمیق‌ترین و تأثیرگذارترین لایه این آیین باشد:

نخست، عاشورا و شهادت. این مراسم در ماه محرم و ایام سوگواری حسینی برگزار شد. تشییع یک رهبر شهید که به همراه خانواده‌اش و عاشورایی به شهادت رسیدند در کربلای معلا، آن هم در ایام محرم، پیوندی ناگسستنی با حماسه عاشورا برقرار می‌کند. رهبر شهید در طول حیات خود، ارادت عمیقی به حضرت سیدالشهدا(ع) داشت و اکنون پیکر او در جوار سیدالشهدا(ع) طواف داده می‌شود.

دوم، پیام مقاومت و مبارزه با استکبار. برگزاری این آیین در دیار عاشقان و میعادگاه شهدا، کربلای معلا و بین‌الحرمین، علاوه بر تجدید میثاقی با نهضت حسینی، پیام «هیهات منا الذلة» را به همه جهانیان نشان می‌دهد.

پنجم: مشهد؛ بازگشت به خانه و وصال در جوار رضا(ع)

پایان‌بخش این سفر تمدنی، شهر مشهد و زادگاه رهبر شهید می‌باشد. شهری که مرقد عالم آل محمد(ص) حضرت ثامن‌الحجج علیه‌السلام و مرکز معنوی ایران و باغی از باغ‌های بهشت است و از طرف دیگر مأوای یاران خراسانی آن شهید مظلوم مقتدر می‌باشد.

ظرفیت تمدنی مشهد، در نقطه‌ی اوج این آیین، شاید به چند جهت جامع‌ترین آن‌ها باشد:

نخست، «بازگشت به وطن». رهبر شهید در مشهد متولد شد و پدر ایشان در رواق توحیدخانه حرم امام رضا مدفون است. خاکسپاری ایشان در جوار امام رضا(ع)، بازگشتی نمادین به خاستگاه هویتی و ریشه‌های خانوادگی است. این، روایتی از «کمال در بازگشت» را ترسیم می‌کند؛ مسیری که از تولد در مشهد آغاز شد، به اوج رهبری در تهران رسید، در نجف و کربلا به عرش عرفان پیوست و نهایتاً در جوار ثامن‌الحجج(ع) به آرامش ابدی دست یافت.

دوم، حرم رضوی؛ نماد «توحید» و «ولایت». امام رضا(ع) به‌عنوان مظهر ولایت و امامت در فرهنگ شیعی، جایگاهی بی‌بدیل دارد. خاکسپاری رهبر شهید در جوار ایشان، پیوندی عمیق با سلسله‌ی امامت و ولایت برقرار می‌کند.

سوم، «خاکسپاری در جوار امام»؛ افق تمدن‌سازی. انتخاب حرم امام رضا(ع) به‌عنوان آرامگاه ابدی رهبر شهید، پیامی راهبردی داشت: تمدن نوین اسلامی، تمدنی است که در سایه ولایت معنا می‌یابد. این خاکسپاری، نه پایان راه، بلکه آغازی برای تداوم مسیر است. مسیری که از مشهد آغاز شد، در تهران استحکام یافت، در قم تعمیق شد، در نجف و کربلا به عروج رسید و نهایتاً در مشهد، در جوار امام رضا(ع)، به نقطه‌ی ثقل تمدنی خود دست یافت.

نتیجه‌: تشییع به‌مثابه یک «واقعه تمدنی»

تشییع پیکر رهبر شهید در پنج شهر مقدس، یک «واقعه تمدنی» در تاریخ معاصر اسلام بود. هر یک از این شهرها، لایه‌ای از هویت تمدنی شیعه را به نمایش گذاشت:

تهران، قدرت سیاسی و انسجام ملی را به نمایش کشید.
قم، پیوند عرفان، سیاست، فقه و انتظار را بازآفرینی کرد.
نجف، عدالت علوی و پیوند امت را در فراسوی مرزها معنا بخشید.
کربلا، عاشورا، شهادت و قیام برای خدا را تداعی کرد.
مشهد، وصال در جوار ولایت و بازگشت به خاستگاه هویتی را به اوج رساند.

به اعتراف و تصریح تحلیل‌گران برجسته، تشییع چند ده میلیونی نشان داد که جمهوری اسلامی از پشتوانه‌ای عظیم، مردمی و تمدن‌ساز برخوردار است.

در نهایت، این آیین نشان داد که تمدن‌سازی، تنها در میدان‌های جنگ و عرصه‌های سیاسی رقم نمی‌خورد، بلکه در آیین‌های سوگ و وداع نیز می‌توان قدرت‌آفرینی، هویت‌سازی و آینده‌پردازی کرد. تشییع رهبر شهید، با شعار «باید برخاست»، به امت اسلامی آموخت که برخاستن از خاک، بزرگ‌ترین پاسخ به شهادت است و وصال در جوار اولیاءالله، عالی‌ترین مقام یک سالک در مسیر تمدن‌سازی به‌شمار می‌آید.

اشتراک‌گذاری:

دیدگاه‌ها

اولین نفری باشید که دیدگاه ارسال می‌کنید.