تشییع رهبر شهید انقلاب در مشهد؛ نقطه آغاز تبلیغ تمدنی
به گزارش روابط عمومی پژوهشگاه علوم و معارف انقلاب اسلامی، حجت الاسلام والمسلمین محمد الهی خراسانی
مدیر کل فرهنگی و تبلیغ دفتر تلگبلیغات اسلانی خراسان رضوی، در یادداشتی با عنوان «تشییع رهبر شهید انقلاب در مشهد؛ نقطه آغاز تبلیغ تمدنی»، این رخداد را فراتر از یک آیین باشکوه سوگواری ارزیابی کرده و معتقد است پیوند تشییع رهبر شهید با جغرافیای معنوی مشهد، میتواند این شهر را به نقطه عزیمت روایتی نو از تمدنسازی انقلاب اسلامی تبدیل کند. وی در این یادداشت، با تبیین ظرفیتهای فرهنگی و تبلیغی حوزه علمیه خراسان، از ضرورت شکلگیری «تبلیغ تمدنی» سخن میگوید و تأکید میکند که این فرصت تاریخی، در صورت روایت و تبیین صحیح، میتواند آغازگر فصلی تازه در خودآگاهی تمدنی و گفتمانسازی انقلاب اسلامی باشد.
مشروح این یادداشت را در ادامه بخوانید:
تشییع رهبر شهید انقلاب در مشهد؛ نقطه آغاز تبلیغ تمدنی
حجت الاسلام والمسلمین محمد الهی خراسانی
مدیر کل فرهنگی و تبلیغ دفتر تلگبلیغات اسلانی خراسان رضوی
در تاریخ ملتها، برخی رخدادها صرفاً پایان یک دوره نیستند، بلکه آغاز مرحلهای جدید از حیات تاریخی یک جامعه به شمار میروند. اهمیت این رخدادها نه در ابعاد اجرایی یا اجتماعی آنها، بلکه در ظرفیتی است که برای بازتولید هویت، معنا و افق آینده ایجاد میکنند. تشییع قائد شهید امّت در مشهد، از این منظر، میتواند فراتر از یک آیین باشکوه سوگواری، به یک «رخداد تمدنی» تبدیل شود.
جنگ اخیر، صرفنظر از ابعاد نظامی و اقتصادی آن، بار دیگر نشان داد که جمهوری اسلامی ایران در متن یک نزاع عمیق تمدنی قرار دارد؛ نزاعی که در آن، صرفاً مرزهای جغرافیایی یا منافع سیاسی و اقتصادی محل مناقشه نیست، بلکه دو تلقی متفاوت از انسان، جامعه، قدرت و آینده با یکدیگر مواجهاند. در یک سو، تمدنی قرار دارد که بر اصالت ماده، سودمحوری و سلطهگرایی استوار است و در سوی دیگر، تمدنی که توحید، عدالت و کرامت انسان را بنیان نظم اجتماعی میداند.
اگر این تحلیل را بپذیریم، طبیعی است که دوران پساجنگ نیز نباید صرفاً دوره بازسازی مادی تلقی شود؛ بلکه باید آن را فرصت «جهش تمدنی» دانست. جهشی که مهمترین سرمایه آن نه تجهیزات نظامی، بلکه قدرت فرهنگی، سرمایه اجتماعی و توانایی تولید روایت از آینده است.
در این میان، مشهد جایگاهی ممتاز دارد. این شهر تنها یک مرکز زیارتی نیست، بلکه یکی از مهمترین کانونهای تاریخی تولید هویت شیعی و حافظه تمدنی جهان اسلام است. پیوند خوردن تشییع و تدفین رهبر شهید انقلاب با این جغرافیای معنوی، این ظرفیت را دارد که مشهد را به نقطه عزیمت روایت تمدنی انقلاب اسلامی در دوره جدید تبدیل کند؛ روایتی که میان زیارت، شهادت، مقاومت و تمدنسازی پیوند برقرار میکند.
اما این ظرفیت، بدون یک کنش معرفتی و تبلیغی فعال، بالفعل نخواهد شد. رخدادهای بزرگ، خودبهخود به سرمایه تمدنی تبدیل نمیشوند؛ بلکه این نخبگان علمی و تبلیغی هستند که با تولید روایت، آن رخدادها را در حافظه تاریخی ملتها ماندگار میکنند.
از این منظر، حوزه علمیه خراسان در این رخداد بینظیر، مسئولیتی ممتاز بر عهده دارد. برخورداری از پیشینه علمی، حضور اساتید برجسته و شبکه گسترده هزاران مبلغ و طلبه، ظرفیتی کمنظیر برای تبدیل این واقعه به یک گفتمان تمدنی فراهم کرده است. این ظرفیت، اگر در قالب یک طرح منسجم به کار گرفته شود، میتواند پیام این رخداد را از مرزهای ایران فراتر برده و آن را به بخشی از گفتوگوی تمدنی جهان اسلام تبدیل کند.
این مأموریت، گسستی از رسالت تاریخی حوزه نیست، بلکه امتداد طبیعی آن است. حوزههای علمیه همواره متناسب با نیازهای هر عصر، زبان تبیین دین را توسعه دادهاند. امروز نیز در شرایطی که ابعاد نزاع تمدنی بیش از گذشته آشکار شده است، ظرفیت علمی و تبلیغی حوزه میتواند در کنار مأموریتهای اصیل خود، به تبیین ابعاد تمدنی انقلاب اسلامی و معرفی الگوی تمدن نوین اسلامی بپردازد.
در این چارچوب، میتوان از ضرورت «تبلیغ تمدنی» سخن گفت. مقصود از تبلیغ تمدنی، صرفاً گسترش دامنه تبلیغ نیست، بلکه ارتقای افق آن است؛ افقی که در آن، مبلغ تنها مروج معارف دینی نیست، بلکه مفسر ظرفیتهای تمدنی اسلام و راوی الگوی حکمرانی، عدالت، معنویت، خانواده، علم و پیشرفت بر پایه جهانبینی توحیدی است. چنین تبلیغی، پاسخگوی پرسشهای کلان انسان معاصر و متناسب با اقتضائات عصر رقابت تمدنهاست.
تشییع رهبر شهید انقلاب، میتواند نقطه آغاز این تحول باشد. حضور گسترده مردم، سرمایه اجتماعی این حرکت را فراهم میآورد و حوزه علمیه، بهویژه حوزه علمیه خراسان، میتواند این سرمایه اجتماعی را به سرمایه معرفتی و تمدنی تبدیل کند. اگر این رخداد به تولید ادبیات، پژوهش، هنر، رسانه و شبکهای از مبلغان آشنا با ادبیات تمدنی بینجامد، آثار آن به مراتب فراتر از یک مراسم تاریخی خواهد بود.
شاید مهمترین دستاورد این تشییع، نه در شکوه اجتماع مردمی آن، بلکه در آغاز مرحلهای نو از خودآگاهی تمدنی انقلاب اسلامی باشد؛ مرحلهای که در آن، ایرانِ پساجنگ، با اتکا به سرمایه عظیم مردمی و هدایتگری نخبگان زمانشناس و مسئولیتشناس، بیش از گذشته به سوی ایفای نقش تمدنی خود در جهان اسلام گام برمیدارد. این فرصت اگر به درستی شناخته شود، نقطه آغاز فصلی نو در تبلیغ تمدنی انقلاب اسلامی خواهد بود.