شهادت امام شهید؛ آغاز بازآرایی نظم فکری جهان و پیشران انسجام جبهه جهانی آزادگان
به گزارش روابط عمومی پژوهشگاه علوم و معارف انقلاب اسلامی، روحالله سلگی، عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، در یادداشتی با عنوان «شهادت امام شهید؛ آغاز بازآرایی نظم فکری جهان و پیشران انسجام جبهه جهانی آزادگان» به بررسی پیامدهای فکری و تمدنی شهادت امام شهید و تأثیر آن بر تحولات نظم جهانی پرداخته است.
وی با تأکید بر اینکه رخدادهای اخیر را باید فراتر از یک واقعه سیاسی یا امنیتی تحلیل کرد، معتقد است این شهادت به نقطهای برای تقویت گفتمان عدالتخواهی، مقاومت و همگرایی آزادگان جهان تبدیل شده و نشانههای آن را میتوان در بیداری افکار عمومی، افزایش اعتراضات جهانی علیه رژیم صهیونیستی و به چالش کشیده شدن روایت مسلط لیبرالدموکراسی مشاهده کرد.
شهادت امام شهید؛ آغاز بازآرایی نظم فکری جهان و پیشران انسجام جبهه جهانی آزادگان
روح اله سلگی عضو هیات علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
عاشورا نقطه خیزش و جوشش دائمی وجدانهای بیدار در برابر ظلم و سرچشمه ماندگار فرهنگ مقاومت، عدالتخواهی و کرامت انسانی است. هرگاه سلطه و ستم در تاریخ گسترش یافته، پیام عاشورا بار دیگر ملتها را به قیام برای احقاق حق فراخوانده و الهامبخش شکلگیری جبههای از آزادگان جهان شده است.
جنگ غزه و شهادت امام مجاهد شهید را نیز باید نقطه عطفی در تحولات فکری و تمدنی جهان معاصر دانست. جنایات گسترده رژیم صهیونیستی علیه مردم فلسطین، بهویژه کشتار زنان و کودکان، نهتنها وجدان عمومی ملتها را بیدار کرد، بلکه شکاف عمیق میان افکار عمومی و ساختارهای سیاسی حاکم بر جهان غرب را نیز آشکار ساخت.
شهادت امام مجاهد شهید این روند را وارد مرحلهای جدید کرد و به نماد انسجام جبهه جهانی عدالتخواهان و آزادگان جهان بدل شد؛ از موضعگیری متفکران چپ جهانی تا رستاخیز ملتهای ایران و عراق و البته منطقه ، خون تازه ای به کالبد این مقطع سرنوشت ساز تاریخ وارد کرد ، این شهادت آغازگر فصل تازهای از همگرایی حول اندیشه مقاومت، عدالت و نفی سلطه خواهد بود.
با رصد تحولات، شاهدیم که جریانهای چپ، عدالتخواه و ضدسرمایهداری در غرب، که پس از هفتم اکتبر در اعتراض به سیاستهای رژیم صهیونیستی به صحنه آمدند، امروز بیش از هر زمان دیگری در حال فاصله گرفتن از روایت رسمی لیبرالدموکراسی هستند. اعتراضات گسترده در دانشگاههای آمریکا، راهپیماییهای میلیونی در اروپا، گسترش مطالبه محاکمه مقامات رژیم صهیونیستی و افزایش انتقاد از حمایت بیقیدوشرط دولتهای غربی از اسرائیل، همگی مؤید شکلگیری یک وجدان جهانی در برابر ظلم است.
نماد سیاسی این تحول را میتوان در مهمترین مراکز لیبرالدموکراسی مشاهده کرد. انتخاب شهرداران لندن و نیویورک، دو کلانشهر اثرگذار جهان غرب، بازتاب تغییر ذائقه سیاسی بخشی از افکار عمومی غرب است. صادق خان و ممدانی، هر دو با رأی مردم غرب و در مهد لیبرالیسم به قدرت رسیدهاند و با تأکید بر ضرورت پاسخگویی حقوقی بنیامین نتانیاهو و اجرای حقوق بینالملل، نشان دادهاند که حتی در قلب جهان غرب نیز حمایت مطلق از رژیم صهیونیستی با چالشهای جدی مواجه شده است. در کنار آن، اعتراضات عدالتخواهانه دانشگاهی، تحریمهای مردمی و کنشهای نمادین ضدصهیونیستی، بیانگر آن است که گفتمان عدالتخواهی مرزهای جغرافیایی و ایدئولوژیک را درنوردیده است.
در چنین شرایطی بحران معرفتی و تمدنی غرب بیش از هر زمان عیان است. لیبرالیسم که خود را پایان تاریخ و آخرین الگوی حکمرانی معرفی میکرد، امروز در برابر پرسشهای بنیادین عدالت، اخلاق، کرامت انسانی و حقوق ملتها با چالشهای بیسابقهای روبهروست. از این منظر، جهان در آستانه عبور از مرحله تکقطبی فکری و ورود به عصر رقابت گفتمانهای تمدنی قرار گرفته است.
رقابت میان اندیشه ایرانی و اندیشه غربی نیز پدیدهای نوظهور نیست. ریشههای این تقابل را میتوان در تاریخ کهن تمدنها و مواجهه دو سنت بزرگ فکری جستوجو کرد؛ سنتی که ایران را خاستگاه حکمت، معنویت و اندیشه میداند و سنتی که مسیر تمدن غرب را از فلسفه یونان تا مدرنیته ترسیم کرده است. انقلاب اسلامی، در این چارچوب، ادامه تاریخی اندیشه ایرانی ـ اسلامی و احیاگر ظرفیت تمدنی خواهد شد
برآیند این تحولات، آن است که جهان در حال تجربه یک جابهجایی عمیق در موازنه فکری و ارزشی است. اگر قرن بیستم، قرن گسترش لیبرالیسم بود، قرن بیستویکم میتواند قرن بازگشت عدالتخواهی، معنویت و مقاومت باشد. در این افق، خون شهیدان مقاومت، بیداری ملتها و ایستادگی آزادگان جهان، سرمایه اجتماعی شکلگیری تمدن نوین اسلامی تلقی میشود؛ تمدنی که نه بر پایه سلطه و استثمار، بلکه بر بنیاد عدالت، استقلال، کرامت انسانی و حمایت از مستضعفان بنا خواهد شد.