شهادت در افق حکمت متعالیه؛ تأملی در نماز آیتالله جوادی آملی بر پیکر مقدس امام شهید
روح الله سلگی معاون پژوهشی پزوهشگاه علوم و معارف انقلاب اسلامی در یادداشتی نوشت: نماز آیتالله جوادی آملی بر پیکر امام شهید در حقیقت قرائتی حکمی و عرفانی از یک حیات طیبه و تفسیر معنویِ جایگاه او در نسبت با خدا، امت و تاریخ بود. در سنت اسلامی، نماز میّت نوعی شهادت اهل معرفت بر حقیقت حیات اوست؛ از همین رو، تعابیری که آن فقیه حکیم و عارف در وصف امام شهید بر زبان جاری ساخت، تصویری معرفتی و ماندگار از شخصیت او در حافظه تاریخ ترسیم کرد.
توصیف شهید با اوصافی چون «مجاهداً»، «موحّداً»، «متألّهاً»، «شهيداً للإسلام والقرآن» و «رافعاً كيان الأمة الإسلامية» صرفاً ستایش اخلاقی نیست، بلکه بیانگر مراتب سلوک انسانی از جهاد و مسئولیت اجتماعی تا توحید و تألّه الهی است. «متألّه» در سنت حکمت اسلامی، انسانی است که وجود او رنگ الهی گرفته و آینه تجلی اسماء و صفات حق شده است.
در حکمت متعالیه، کمال انسان در حرکت از خود به سوی خدا و از کثرت به وحدت معنا میشود. از این منظر، شهادت مرتبهای از حضور و قرب الهی است. هنگامی که شهید «قتيلاً للإسلام» و «قتيلاً للأمة الإسلامية» خوانده میشود، شهادت او جلوهای از ایثار در مسیر حفظ حقیقت و هویت امت اسلامی تفسیر میگردد.
نماز آیتالله جوادی آملی را میتوان امتداد سنتی دانست که در آن فقه، عرفان و حکمت از یکدیگر جدا نیستند؛ همان میراثی که از شیخ بهایی، ملاصدرا و فیض کاشانی به یادگار مانده و عقل را با عشق، معرفت را با عبادت و حکمت را با مسئولیت اجتماعی پیوند میدهد.
از این رو، آن نماز تاریخی را میتوان گفتوگوی یک عارف با حقیقت شهادت دانست؛ گفتوگویی که در آن زبان دعا به زبان حکمت تبدیل شد و سیمای انسانی را ترسیم کرد که از منظر یک حکیم متألّه، مجاهدی موحد و شهیدی برای اسلام، قرآن، عزت و وحدت امت اسلامی بود. بدینسان، نماز عارف بر امام شهید، پیوندی میان زمین و آسمان، میان حافظه تاریخ و افقهای جاودانه معنویت، و میان حماسه اجتماعی و سلوک الهی پدید آورد