جهاد و مبارزه با استعمار و استبداد در اندیشه و سیره شهید آیت‌الله العظمی سید علی حسینی خامنه‌ای (رضوان‌الله‌تعالی‌علیه)
اندیشه سیاسی ۱۴۰۵/۰۶/۲۹

جهاد و مبارزه با استعمار و استبداد در اندیشه و سیره شهید آیت‌الله العظمی سید علی حسینی خامنه‌ای (رضوان‌الله‌تعالی‌علیه)

به گزارش روابط عمومی پژوهشگاه علوم و معارف انقلاب اسلامی، در نشستی علمی در حرم مطهر رضوی، ابعاد جهاد و مبارزه با استعمار و استبداد در اندیشه و سیره شهید آیت‌الله العظمی سید علی حسینی خامنه‌ای بررسی شد. در این نشست که در تالار اندیشه کتابخانه مرکزی آستان قدس رضوی و به همت پژوهشگاه علوم و معارف انقلاب اسلامی برگزار شد، حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر علیرضا نوروزی، استاد حوزه و دانشگاه و مدیر مؤسسه میراث فقاهت خراسان، به تبیین مبانی و جلوه‌های جهاد و مبارزه با استعمار و استبداد در اندیشه و سیره آن شهید پرداخت.


مشروح این گفتار را در ادامه بخوانید:


جهاد و مبارزه با استعمار و استبداد در اندیشه و سیره شهید آیت‌الله العظمی سید علی حسینی خامنه‌ای (رضوان‌الله‌تعالی‌علیه)
مقدمه
سلام علیکم و رحمة الله. بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین والصلاة والسلام علی سیدنا ونبینا محمد وآله الطاهرین واللعنة علی اعدائهم اجمعین. اللّهم صلّ علی علیّ‌ابن موسی الرضا بعدد ما أحاط به علمک.
ایام عزای آل‌الله و ایام نزدیک به اربعین حسینی را تسلیت عرض می‌کنم؛ و همچنین یاد همه شهدایی را که در این ایام در دفاع از این سرزمین جان خود را فدا کرده‌اند، گرامی می‌داریم که در رأس آنان، قائد شهید انقلاب اسلامی و خانواده ایشان قرار دارند. امیدواریم که مشمول عنایات ارواح مطهره همه شهدا قرار گیریم و قدردان زحمات و تلاش‌هایی باشیم که برای حفظ امنیت و آرامش این مملکت صورت می‌گیرد. و همچنین از مسئولین محترم سازمان کتابخانه‌ها، موزه‌ها و مرکز اسناد آستان قدس رضوی تشکر می‌کنم که این جلسات را به‌منزله و به‌منظور تکریم شخصیت رهبر شهید برگزار کرده‌اند و در حال برگزاری هستند. امیدواریم که این تلاش‌ها، مرضی رضای الهی و مورد توجه امام عصر (ارواحنا فداه) قرار گیرد.
من در این جلسه‌ای که امر فرمودند و قرار شد که در خدمت شما باشیم، در موضوع «جهاد و مبارزه با استعمار و استبداد در اندیشه و سیرهٔ قائد شهید انقلاب اسلامی حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای (رضوان‌الله علیه)» مباحثی را عرض خواهم کرد. سخن ما در این جلسه در چهار محور خواهد بود. من سعی می‌کنم از آن وقتی که قرار داده شده تخطی نکنم و با اقل کلمات و به‌طور خلاصه در جمع سروران عزیز و محققان و برجستگان، نکاتی را عرض کنم. اگر سؤالی هم باشد، در انتهای جلسه یا در حین جلسه در خدمت عزیزان هستیم.


محور اول: عبارت است از اندیشهٔ سیاسی رهبر شهید انقلاب اسلامی. من محورها را عرض می‌کنم، بعد وارد گفت‌وگو می‌شویم.
محور دوم: معنای جهاد در اندیشهٔ رهبر شهید انقلاب اسلامی است. ایشان یک معنای نسبتاً جدیدی از جهاد ارائه می‌کنند که بدان اشاره خواهم کرد.
محور سوم: پیشینهٔ تاریخی مبارزه با استبداد و استعمار در تاریخ شیعه است که سابقه‌ای دراز دارد.
محور چهارم: انحاء و روش‌های مبارزه در سیرهٔ قائد شهید است که من در بیست محور، فقط فهرست آن را بیان می‌کنم. انواع مبارزاتی که ایشان داشتند را در طول این حیات با برکتشان، در بیست محور، می‌شود مطرح کرد و می‌توان گفت بیست مصداق مبارزه در سیرهٔ قائد شهید، که من سعی می‌کنم خیلی خلاصه این مباحث را مرور کنیم.

 

محور اول: اندیشه سیاسی قائد شهید 
و اما در محور اول، اندیشهٔ سیاسی قائد شهید؛ شما مستحضرید که علما و اندیشمندان اسلامی، در مواجهه با مسائل سیاسی، حداقل سه طیف و گروه هستند: 
 

طیف اول: علما و اندیشمندانی هستند که این‌ها به مداخلهٔ دین در امور سیاسی اعتقاد و باور چندانی ندارند و یا اینکه بی تفاوت و لابشرط هستند. شاید این شعار مثلاً جدایی دین از سیاست، خب این به برخی از اندیشمندان برمی‌گردد که این‌ها معتقدند که در مسائل سیاسی نباید ورود کرد. این یک طیفی از شخصیت‌های علمی را تشکیل می‌دهد. البته تعداد آن‌ها شاید زیاد نباشد، منتهی هستند، چه در میان علمای شیعه و چه در سایر فرق و ادیان و مذاهب.
 

طیف دوم: عالمان و اندیشمندانی هستند که این‌ها دارای کنش سیاسی بودند، فعالیت‌های سیاسی داشتند و کار مبارزاتی انجام می‌دادند. خب، این هم طیف گسترده‌ای از علما و اندیشمندان را شامل می‌شود و این‌ها کسانی بودند که دارای کنش و فعالیت‌های سیاسی بودند.

طیف سوم: عالمان و اندیشمندانی هستند که علاوه بر فعالیت و کنش سیاسی، دارای اندیشهٔ سیاسی هم بودند، یعنی فکر سیاسی داشتند، مبنا و ایدئولوژی سیاسی داشتند، نظریهٔ سیاسی داشتند. در دوران معاصر، بنیان‌گذار جمهوری اسلامی، مرحوم امام خمینی، و قائد شهید، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای (رضوان‌الله علیه)، این‌ها از زمرهٔ عالمان دینی بودند که دارای اندیشهٔ سیاسی بودند، فکر سیاسی داشتند. این نظریهٔ حکومت دینی و ولایت مطلقهٔ فقیه که در دوران معاصر مرحوم امام پایه‌ریزی کردند و اجرا کردند، که البته قبل از مرحوم امام هم دارای پیشینهٔ تاریخی است در شیعه ـ که نمی‌خواهم وارد آن بحث بشوم ـ خب، یک نظریهٔ سیاسی و یک فکر سیاسی است، بنیان‌های معرفتی دارد و ادلهٔ مستحکمی دارد. بنابراین قائد شهید در زمرهٔ این عالمان دینی بودند که علاوه بر کنش و فعالیت‌های مبارزاتی، دارای فکر سیاسی و اندیشهٔ سیاسی و مبانی فقاهتی سیاسی هم بودند.


عوامل مؤثر در شکل‌گیری اندیشهٔ سیاسی قائد شهید
عوامل مؤثری و قرائنی وجود دارد که این اندیشهٔ سیاسی در قائد شهید شکل گرفته است که من به پنج مورد آن اشاره می‌کنم. این‌ها در واقع عواملی است که در شکل‌گیری اندیشهٔ سیاسی قائد شهید تأثیرگذار بوده است: 


اول: پیشینهٔ خانوادگی است. خب، پدر ایشان، اجداد ایشان، عموی ایشان، این‌ها از علمای برجسته و مجاهد زمان خودشان بودند. عموی ایشان، مرحوم آیت‌الله سید محمد خامنه‌ای که او معروف بوده است به سید محمد پیغمبر و به این نام شهرت پیدا کرده است، خب، یک شخصیتی بوده در همان منطقهٔ خودشان، که مورد توجه و مقبول مردم بوده است. مرحوم شیخ محمد خیابانی، مبارز معروف، شوهرعمهٔ مقام معظم رهبری شهید بودند. خاندان ایشان یک خاندان مجاهد و مبارز بوده و این در شکل‌گیری شخصیت سیاسی قائد شهید تأثیرگذار بوده است.


دوم: فضای فکری که در حوزهٔ علمیهٔ مشهد ایشان رشد پیدا کرده است. حوزهٔ مشهد، حوزه‌ای است پیشگام در جهاد و مبارزه، و برخوردار از عالمان مجاهد، با روحیهٔ عدالت‌خواهی، دارای حریت فکری، دارای روحیهٔ مبارزه با باطل و همراه با صراحت در لهجه. این یک مسئله‌ای است که مربوط به دوران معاصر نیست. ما اگر در این یکصد و پنجاه سال اخیر یک مطالعه‌ای بکنیم، جریان‌های فکری که در حوزه بودند، شخصیت‌هایی که در حوزه بودند، عمدهٔ آن‌ها شخصیت‌های مجاهد و مبارزی بودند. در دورهٔ مشروطه، حوزهٔ مشهد انجمن ایالتی و ولایتی داشته است. در مبارزه با روس‌ها، حوزهٔ مشهد به سردمداری شخصیتی مثل آیت‌الله شیخ ذبیح‌الله مجتهد قوچانی که مشروطه‌خواه بوده و اینجا انجمن‌های مبارزاتی در حوزه تشکیل داده است، کنش‌های سیاسی متعددی در میان علمای مشهد را ما شاهدیم. بعد جلوتر می‌آید، در زمان پهلوی اول، مسئلهٔ قیام مسجد گوهرشاد را مواجه هستیم؛ مرحوم حاج آقا حسین قمی و مرحوم آقازاده، این‌ها خب مبارزاتی داشتند. و بعد هم که دوران نهضت امام خمینی پیش می‌آید که آن را بعد عرض خواهم کرد این حوزه علمیه مهد مبارزان و مجاهدان بوده است. مضافاً بر اینکه بزرگانی که در این حوزه بودند و تأثیرگذار بودند در شکل‌گیری شخصیت مجاهد قائد شهید نقش داشتند. در اینجا باید نام ببریم از شخصیتی مثل مرحوم آیت‌الله حاج شیخ مجتبی قزوینی. قائد شهید در سخنان متعدد از ایشان نام می‌برند به عنوان یک شخصیتی که دارای روحیهٔ مبارزه بوده و به تعبیر رهبر شهید: «فلز ایشان مثل فلز مرحوم امام خمینی بود»، و تعابیر این‌چنینی. خب، پس در یک فضای فکری با گرایش سیاسی و با کنش سیاسی که حوزهٔ علمیهٔ مشهد باشد، رهبر شهید رشد پیدا می‌کند. پس یک، فضای خانوادگی؛ دو، فضای فکری حوزوی.


سوم: آشنایی قائد شهید با شخصیت‌های مبارز. مثلاً خود شهید نواب صفوی سفرهای متعددی به مشهد داشته است، سخنرانی‌های متعددی داشته است و قائد شهید تحت تاثیر ایشان قرار گرفته است. خود رهبر شهید در تاریخ شفاهی که از ایشان است و خاطراتی که از ایشان چاپ شده، در یک جایی می‌فرمایند : «شخصیت‌های زیادی در من تأثیرگذار بودند؛ در درجهٔ اول مرحوم نواب صفوی بود.» خب، گروه فدائیان اسلام و مرحوم نواب صفوی در آن زمان خیلی موثر بودند. ایشان می‌فرمایند: «آن زمانی که ایشان به مشهد آمد، حدوداً پانزده‌سالم بود، من به شدت تحت تأثیر شخصیت او قرار گرفتم و بعد هم که از مشهد رفت، به فاصلهٔ چند ماه بعد با وضعیت خیلی بدی شهیدش کردند، این هم تأثیر او را در ما بیشتر عمیق کرد.» خب، یک همچین شخصیت‌هایی رفت‌وآمدشان به مشهد در یک نوجوان پانزده‌ساله تأثیر می‌گذارد.


چهارم: ایشان با اندیشمندانی که دارای ایدئولوژی مبارزاتی و سیاسی بودند آشنا می‌شوند؛ از سید قطب و جمعیت اخوان المسلمین بگیرید تا امثال شیخ راضی آل‌یاسین که آن کتاب صلح امام حسن ترجمهٔ این اثر ایشان است که او هم یک شخصیت برجسته‌ای در دوران معاصر است و بعضی دیگر. خب، رهبر شهید حتی آثار این‌ها را ترجمه می‌کنند و همین اثر معروف سید قطب، «آینده در قلمرو اسلام» را، رهبر شهید ایشان ترجمه کرده‌اند این کتاب را.
پنجم: آشنایی با شخصیت امام خمینی. ایشان وقتی بیست‌وخرده‌ای سالشان بوده، در سال 1336، اولین بار با مرحوم امام دیدار می‌کنند. بعد از سال 41 و 42، در واقع شاید بتوان گفت ایشان جزو نفرات اول در مشهد در حمایت و همراهی با حرکت نهضت امام خمینی قرار می‌گیرند. مبارزاتشان با رژیم پهلوی آغاز می‌شود و فعالیت‌های سیاسی جدی پیدا می‌کنند، و تحت تأثیر نظریهٔ ولایت فقیهٔ مرحوم امام قرار می‌گیرند. این عوامل، اندیشه و شخصیت سیاسی قائد شهید را شکل می‌دهد و می‌توان گفت که ایشان در دوران معاصر جزو برجسته‌ترین اندیشمندان در عرصهٔ فقه سیاسی به شمار می‌روند. حالا من این کتاب را هم معرفی بکنم. این کتاب، کتاب معروفی است به نام «اندیشهٔ سیاسی حضرت آیت‌الله خامنه‌ای» که آقای دکتر اسماعیلی نوشته‌اند، کتاب مختصری است، ولی خب اشاره کرده به مؤلفه‌های اندیشهٔ سیاسی و بعضی مبانی فکری که قائد شهید در باب ولایت فقیه، در باب تشکیل حکومت، در باب رأی مردم و نظریهٔ انتخاب داشتند و دیدگاه‌های ایشان را خوب تحلیل کرده است.
قائد شهید بعد از آشنایی با امام راحل و شروع مبارزات از خرداد 1342، مضافاً بر اینکه خود ایشان به عنوان یک عالم مبارز دارای کنش‌های سیاسی و فعالیت‌های سیاسی در مشهد هستند، حلقهٔ وصل بین مرحوم امام و علمای مشهد هم قرار می‌گیرند. پیام‌های مهم امام توسط ایشان به علمای مشهد و مردم مشهد منتقل می‌شود و در طول این دوران، بعد از رحلت مرحوم امام تا پایان حیات، می‌توان گفت بزرگترین مفسر مکتب امام خمینی، قائد شهید بودند. خب، من به همین اندازه اکتفا می‌کنم. پس این محور اول که گفتیم قائد شهید دارای اندیشهٔ سیاسی بودند و در طیف سوم از عالمان دینی قرار می‌گرفتند.
 

محور دوم: معنای «جهاد» از منظر قائد شهید
محور دوم، معنای جهاد است. ایشان در بیانات خود در موارد مختلف اشاره می‌کنند که جهاد به معنای جنگ نیست، به معنای جنگ و قتال و خونریزی نیست لزوماً؛ اصلاً جهاد به معنای مبارزهٔ نظامی نیست. بلکه ایشان معتقدند که جهاد به معنای مطلق مبارزه است. مبارزه به چه معناست؟ باز از بیانات  خودشان استفاده می‌کنیم: «هرگونه تلاش برای مقابله با دشمن و احیای حاکمیت اسلام». پس جهاد یعنی مبارزه با دشمن. اگر دشمن در عرصهٔ فرهنگی، تهاجم فرهنگی می‌کند، شما مقابل دشمن در عرصهٔ فرهنگی ایستادگی بکنید، این می‌شود جهاد فرهنگی. در عرصهٔ اقتصادی، فرض بکنید دشمن حمله می‌کند، حملهٔ اقتصادی به چیست؟ به اینکه مثلاً کالاهای خارجی بیاید در یک جامعهٔ اسلامی فراگیر بشود و تولید داخلی ضعیف بشود و نظام اقتصادی کشور اسلامی دچار اختلال شود. جهاد اقتصادی یعنی شما مقابله بکنید با سیاست‌های استعماری اقتصادی دشمن. ببینید ایشان شعار سال را سال‌های متمادی، تولید داخلی، حمایت از کالای ایرانی، جهاد اقتصادی و مانند این قرار می‌دادند و همه این‌ها در واقع نوعی مبارزه است.
کما اینکه امامان معصوم ما همه مجاهد بودند؛ در این زیارت‌نامه‌هایی که از امامان هست، «أَشْهَدُ أَنَّکَ جَاهَدْتَ فِی اللَّهِ حَقَّ جِهَادِهِ» ؛ این در رابطه با همهٔ امامان معصومین هست، ولی شما مستحضرید غیر از امیرالمؤمنین(ع) که چند تا جنگ داشتند و غیر از سیدالشهدا(ع) که بحث قیام حسینی مطرح شد، هیچ یک از امامان معصوم ما مبارزهٔ نظامی نداشتند، اما در زیارتنامه‌ها تعبیر شده که ائمهٔ ما مجاهد بودند «جاهَدْتَ فِی اللَّهِ»؛ این جهاد چه نوع جهادی است؟ منظور همین مبارزهٔ همه‌جانبه است، مطلق مبارزه و مقابله با دشمن. این مبارزه ممکن است مبارزهٔ علمی باشد، جهاد علمی باشد، اقتصادی باشد، فرهنگی باشد، سیاسی باشد یا نظامی باشد. اگر در یک زمانی دشمن شبهه‌افکنی می‌کند در میان جوان‌ها، این جهاد می‌شود جهاد تبیین؛ جهاد تبیین یعنی چی؟ یعنی بیان حقیقت و پاسخگویی به شبهات دشمن. و یا جهاد سیاسی که به معنای تلاش برای اصلاح امور اجتماعی و سیاسی جامعه در راستای اهداف اسلامی است. بر این اساس جهاد، مصادیق متعددی پیدا می‌کند.
این، آن تعریف جامعی است که ما در کتاب‌های فقهی کمتر می‌بینیم. تعاریفی که مرحوم صاحب جواهر و دیگران در کتب فقهی، در کتاب الجهاد، تعریف کرده‌اند را ملاحظه بکنید، بیشتر بحث را برده‌اند بر همان مبارزه نظامی و دفاع از کشورهای اسلامی، دفاع از نوامیس، دفاع از جان و مال، این را گفتند جهاد است که خب البته درست هم هست اما معنای اخصی است. لکن ایشان معنای جهاد را یک معنای وسیعی می‌بینند. لذا آن تعاریفی که فقیهان ما از جهاد در «کتاب الجهاد» کردند، می‌شود تعریف‌های خاص و اخص؛ اما ایشان یک تعریف اعمی دارند به معنای همان مبارزهٔ همه‌جانبه با دشمن. که این تعبیر با جهاد اکبر هم سازگار است. در پرانتز عرض می‌کنم مستحضرید این اصطلاح وجود دارد که ما یک جهاد اکبر داریم که همان جهاد با نفس است؛ و یک جهاد اصغر داریم که همان جهاد با دشمن در میدان جنگ است. خب، این تعریف ایشان حتی با جهاد با نفس هم سازگاری دارد، چون آن هم مبارزه با دشمن درونی است یعنی مبارزه با تمایلات نفسانی.
این هم نکتهٔ دوم و محور دوم، که جهاد در اندیشهٔ سیاسی قائد شهید یک معنای جامعی دارد و به تمام ابعاد زندگی فردی و اجتماعی سرایت پیدا می‌کند.

 

محور سوم: پیشینه تاریخی مبارزه با استبداد و استعمار در تاریخ شیعه


الف: ادله و مستندات فقهی مبارزه با استبداد و استعمار
و اما محور سوم. ببینید، مبارزه با استبداد و ظلم و مبارزه با استعمار ـ یعنی تحت سیطرهٔ کفر و طاغوت قرار گرفتن ـ این پیشینهٔ تاریخی طولانی دارد در میان شیعه. ببینید، ما دو قاعده داریم در منطق اسلام و ادبیات فقاهتی اسلام؛ یک قاعده، قاعدهٔ نفی سبیل است؛ قاعدهٔ نفی سبیل می‌گوید که مسلمان تحت سیطرهٔ کافر نباید قرار بگیرد. این قاعده مستند به آیات قرآنی است، مثلاً آیهٔ 141 سورهٔ نساء: ﴿وَلَنْ يَجْعَلَ اللَّهُ لِلْكَافِرِينَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ سَبِيلًا﴾  دلالت می‌کند که کافر بر مؤمن نباید راه پیدا بکند، نباید سیطره پیدا بکند. این یک قاعده است، این «لَنْ» یعنی هرگز نباید این اتفاق بیفتد. این را فقها از آن تعبیر می‌کنند به قاعدهٔ نفی سبیل. این قاعده دلیل بر این است که ما باید با استعمار مبارزه بکنیم. استعمار به چه معناست؟ به این معناست که کافر بر یک مسلمانی سیطره پیدا بکند. کشورهای اسلامی منطقه را ببینید، مبادلات اقتصادی‌شان، نفت‌شان، مصالح نظامی‌شان، همه چیز باید با نظارت و با کنترل و با اجازهٔ نظام طاغوت و کفر باشد، این می‌شود استعمار. در همین کشور، مگر نمی‌خواستند امتیاز توتون و تنباکو را به یک کمپانی انگلیسی واگذار بکنند که آن فتوای تاریخی میرزای شیرازی در مبارزه با استعمار که گفت: «استعمال توتون و تنباکو در حکم محاربه با امام زمان است»  سبب شد که این نقشهٔ استعماری از بین برود. خب، چرا باید مبارزه با استعمار بکنیم؟ به خاطر همین آیهٔ قرآن و نفی سبیل که البته ادله روایی دیگری هم دارد. 
قاعده دوم، ظلم ستیزی و مبارزه با ظالم است. منطق اسلام این است که انسان نباید ظلم بکند و نباید تحت ظلم قرار بگیرد: «لَا تَظْلِمُونَ وَ لَا تُظْلَمُونَ» ؛ این مبارزه با استبداد و ظلم، مبنایش این آیه است که البته دلیل روایی و عقلی نیز دارد. ما نباید ظلم‌پذیر باشیم؛ اگر یک نظام زورگوی طاغوتی به ما ظلم کند، باید مقابلش ایستاد. خب، طبق این دو اصل که انسان تحت ظلم قرار نگیرد، تحت سیطرهٔ کفر و باطل قرار نگیرد، این سبب شده است که در طول تاریخ شیعه، علما درصدد مبارزه با استبداد و استعمار برآیند.
 

ب: شیوه‌های مقابله علما با استبداد و استعمار
این مبارزات به حسب شرایط مختلفی که وجود داشته، متفاوت بوده است. گاهی واقعاً قدرت چندانی علمای شیعه نداشتند که مبارزهٔ نظامی بکنند، لذا می‌بینیم در بعضی موارد تنها کتاب‌های جهادی، رساله‌های جهادیه از طرف علما نوشته می‌شده است. مباحث جهاد را مطرح می‌کردند در درسشان، اما این که بتوانند پیاده بکنند در متن جامعه، خب قدرت نبوده، شرایط طبیعی نبوده، خفقان بوده و اقتضای مبارزه نظامی وجود نداشته است. در یک سری از دوره‌ها، فتاوای ضداستعماری را می‌بینیم از بزرگان؛ همین فتوای تحریم توتون و تنباکوی میرزای شیرازی، فتوای جهاد با روسیه و انگلیس که توسط سید یزدی و مرحوم آخوند خراسانی صادر شده، این‌ها چیزهایی است که برای دورهٔ اخیره، قابل مشاهده است.
در برخی مواقع اقدامات سیاسی ضداستعماری نیز وجود داشته است. در این پیام منشور روحانیت رهبری شهید -که حالا من به نظرم دو تا پیام وصیت‌گونه از رهبر شهید داریم: یکی بیانیهٔ گام دوم انقلاب و یکی این پیامی است که به مناسبت صدسالگی حوزهٔ علمیهٔ قم تحت عنوان «حوزهٔ پیشرو سرآمد» ایشان نوشتند و از ایشان به یادگار مانده است- در یک بخشی ایشان اشاره می‌کنند که در این صد سال اخیر، بزرگانی از علمای شیعه پیشگام مبارزه با استعمار بودند، و از برخی نام می‌برند. اینکه من می‌گویم اقدامات سیاسی، یعنی نه لزوماً فتوا، بلکه فراتر از فتوا؛ مثلاً اینکه مرحوم آیت‌الله مدرس در مجلس با قراردادهای ضداستعماری مخالفت می‌کند و جلوی اجرایش را می‌گیرد، این یک اقدام سیاسی ضداستعماری است. اینکه بزرگانی بودند که با مثلاً صادرات منسوجات خارجی به ایران مخالفت کردند و جلویش را گرفتند، این‌ها می‌شود اقدامات سیاسی.
و در نهایت کار مهم بزرگان در برخی دوره‌ها رهبری مبارزات نظامی است. در یک سری از دوره‌ها، با وجود محدودیت‌هایی که بوده، در یک سری از شهرها و منطقه‌ها، اصلاً علما اقدام نظامی هم کرده‌اند. حالا این در زمان ما، مرحوم امام خمینی، که مبارزه با پهلوی دوم داشتند در جای خودش؛ اما در قبل از ایشان هم عرض کردم، در همین مشهد، در مبارزه با روس‌ها در یک زمانی، اصلاً علما مبارزهٔ نظامی کردند، به این معنا که اصلاً سلاح آوردند، توزیع کردند، این مدارس علمیه پایگاه نظامی شده بوده است. پس این هم در تاریخ شیعه داریم که در عرصهٔ مبارزه، علما مبارزهٔ نظامی هم داشته‌اند.
پس اقدامات سیاسی، مبارزات نظامی، فتواهای ضداستعماری و نگارش کتاب‌ها و رساله‌های جهادیه، این‌ها کارهایی بوده که در طول تاریخ، علمای شیعه در عرصه مبارزه انجام داده‌اند.
ببینید، نسبت به آن چیزی که عرض کردم که رهبر شهید نسبت به آن تأکید کردند و علمای شیعه هم در طول تاریخ نسبت به آن اهتمام داشتند، توجه به این نکته ضروری است که «جهاد» در ادبیات اسلامی یک واژهٔ مقدسی است. ما در یهودیت، در مسیحیت و در زرتشت ـ من حسب تحقیق عرض می‌کنم، چون ما سال گذشته با دوستانمان در حوزه علمیه مشهد مباحث "فقه‌الجهاد" را مباحثه داشتیم و در یک بخشش همین بحث‌های تاریخی را کردیم که مثلاً در ادیان دیگر، جهاد چطور پیشینهٔ تاریخی داشته است- در این ادیان غیر اسلام مثل یهودیت و مسیحیت، این‌ها بحث جنگ را مطرح می‌کنند. جنگ، یعنی همان قتال و خونریزی؛ با چه کسانی جنگ بکنیم، در جنگ چه کار بکنیم و... اما ما در اسلام اصلاً این تعبیر به جنگ را نداریم، بلکه تعبیر به جهاد داریم و جهاد هم عمده‌اش دفاع است.
یک صحبتی مرحوم شهید مطهری دارند. ایشان یک کتابی دارند تحت عنوان «جهاد»، کتاب مختصری است. ایشان می‌فرمایند: ماهیت جهاد در اسلام، دفاع است.  ما نداریم که ابتدا به ساکن هجمه بکنیم و حمله بکنیم. حتی آن جهاد ابتدایی هم که در زمان امام معصوم، به نظر فقها جایز است، آن هم دفاع در برابر شرک است. لذا اصلاً ماهیت جهاد دفاع است. عمدهٔ مشروعیت جهاد در اسلام، دفاع در مقابل تجاوز است. این مطلب در اندیشهٔ اسلامی است، به خلاف ادیان و ملل دیگر که عرض کردم اصلاً بحث جنگ در آنجا مطرح است. در یهودیت، شما ببینید این‌ها می‌گویند ما باید جنگ کنیم، ما نژاد برتریم، باید جنگ کنیم تا حاکمیت جهانی برای ما تثبیت بشود. این در اندیشهٔ یهودیت مطرح است.
 

محور چهارم: ابعاد مبارزه در سیره قائد شهید
و اما محور آخر و محور چهارم، انواع مبارزه و شیوه‌های مبارزه در سیرهٔ قائد شهید انقلاب اسلامی است. ایشان، همان‌طور که علمای شیعه در طول تاریخ در مبارزه با استبداد و استعمار پیشگام بودند -که البته این مجاهدت شدت و ضعف داشته، و در یک سری از دوره‌ها این مبارزه بیشتر بوده، و در یک سری از دوره‌ها به خاطر خفقان و تقیه‌ای که بوده، این مبارزات کمرنگ‌تر بوده است ـ قائد شهید نیز از پیشگامان جهاد و مبارزه در دوران معاصر به شمار می‌روند. به حسب تحقیقی که حقیر انجام داده‌ام، می‌توان گفت در دورهٔ معاصر ما، بلکه در تاریخ شیعه از بعد از دوره غیبت امام عصر(عج) تا زمان حاضر، شاید مهمترین شخصیتی که در عرصهٔ جهاد و مبارزه، هم اندیشهٔ سیاسی و ایدئولوژی سیاسی داشته و هم کنش و فعالیت سیاسی و مبارزاتی داشته، قائد شهید آیت‌الله العظمی حاج سید علی خامنه‌ای بوده است.
من 20 مورد و مصداق مبارزاتی از سیرهٔ ایشان را یادداشت کردم؛ این‌ها را می‌خوانم و عرایضم تمام است. ما اگر تاریخ را مطالعه بکنیم، هیچ فقیه و مرجع تقلیدی به این حجم به لحاظ کمی و کیفی دارای سابقهٔ مبارزاتی نبوده است.
مصادیق مبارزات قائد شهید

اول: مبارزهٔ عملی با رژیم پهلوی و رژیم طاغوت؛ ایشان از ابتدای جوانی که با نهضت مرحوم امام آشنا می‌شوند، مبارزهٔ خود را با رژیم پهلوی و رژیم طاغوت آغاز می‌کنند. خب، این مبارزه به چه سبکی بوده؟ در قالب سخنرانی‌های روشنگرانه برای عموم مردم در مسجد کرامت و در مسجد امام حسن(ع)، بیانات سیاسی و بیان ایدئولوژی سیاسی برای طلاب و دانشجویان هم در این مساجد و هم در مدرسهٔ میرزا جعفر، و همچنین در درس تفسیری که ایشان در حوزهٔ مشهد داشتند. همچنین انتشار اعلامیه‌هایی که از سوی مراجع، به خصوص امام خمینی، صادر می‌شده؛ که نشر این‌ها در مشهد با مدیریت قائد شهید اتفاق می‌افتاده است. این اطلاعیه‌ها منتشر می‌شده، تکثیر می‌شده و به دست آحاد مردم می‌رسیده است. تربیت طلاب و شاگردان مبارز، تبادل نامه بین مرحوم امام خمینی و بین علما توسط ایشان صورت گرفته و ترجمه و تألیف کتاب‌هایی که دارای مضامین مبارزاتی بوده، مثل همین ترجمهٔ آثار سید قطب که عرض کردم، و آثاری که دارای ایدئولوژی مبارزاتی بوده است. تحمل سال‌ها حصر، زندان‌های پیاپی و شکنجه، این‌ها خلاصه‌ای است از آنچه که ایشان در مبارزه با رژیم پهلوی انجام دادند. 


دوم: مبارزاتی که ایشان در دوران دفاع مقدس داشتند؛ در جنگ تحمیلی، در مبارزه با صدام و ایادی کشورهای منطقه‌ای که بر علیه ایران حمله کردند، خب، رهبر شهید هم به یک نحوی مدیریت جنگ را بر عهده داشتند در آن دوره و هم خود ایشان در دفاع مقدس حضور داشتند؛ حضورشان در حقیقت جهادگونه و مجاهدانه بود.


سوم: صدور فتواهای ضداستعماری؛ ما از قائد شهید در این دوره‌ای که ایشان خب مرجعیت تقلید هم داشتند، فتواهای ضداستعماری و ضداستبدادی از ایشان زیاد داریم، مثلاً نمونه‌اش: تحریم استفاده از کالاهای اسرائیلی و کالاهای مربوط به اجانب، و توصیهٔ مکرر ایشان به استفاده از کالای داخلی، تولید ملی، واکسن ملی و...

چهارم: تشکیل جبههٔ مقاومت؛ تشکیل و انسجام بخشی به جبههٔ مقاومت جزو مهم‌ترین کارهایی بود که قائد شهید در دورهٔ حیات خود انجام دادند. ایشان در واقع، ساماندهی و تربیت کردند نیروهای مبارز و مجاهد فراملیتی، فرا قومی و فرامرزی را؛ حالا چه مجاهدین در افغانستان باشند، چه مجاهدین در پاکستان، در لبنان، سوریه، عراق، یمن و ایران و تحت یک جبههٔ واحد این‌ها را قرار دادند و اضلاع مختلف این جبهه را با یکدیگر مرتبط ساختند. ما در طول تاریخ شیعه نداریم یک فقیهی یک چنین جبههٔ مقاومتی در مقابل طاغوت و باطل و استکبار جهانی تشکیل بدهد؛ برای مبارزه با طاغوت و آمریکا و اسرائیل و مبارزه با فرقه‌های انحرافی مثل مبارزه با داعش. خب، این مسئلهٔ مهمی بود که در حقیقت توسط ایشان انجام شد و دفاع از مظلومان عالم، دفاع از حرم‌های اهل بیت(ع) در عراق و سوریه و دفاع از سرزمین‌های اسلامی از ثمراتش بود. این‌ها چیزهایی بود که تحت تدبیر ایشان صورت گرفت و عراق و سوریه از حکومت داعش و تکفیری‎ها خالی شد و این یک اقدامی بود که در دورهٔ حیات ایشان و با مدیریت رهبر شهید انجام شد.


پنجم: نامه‌های متعددی که ایشان به جوانان آمریکا و اروپا نوشتند و دفاع کردند از ارزش‌های اسلامی؛ این یک نوع مبارزهٔ فرهنگی بود. مخاطب قرار دادن جوانان در مناطق دوردست، روشنگری و بیدارسازی آن‌ها، مصداق بارز جهاد تبیین بود که از سوی قائد شهید انجام شد.

ششم: تدریس کتاب الجهاد در حوزهٔ علمیه؛ ایشان در حوزهٔ علمیهٔ تهران، علی‌رغم مشغله‌های متعددی که داشتند، کتاب الجهاد را تدریس کردند. الان این «ثلاث رسائل فی الجهاد» بعضی از این تقریرات درس ایشان است که چاپ شده است. پس در این زمینه در واقع هم تدریس و هم تألیف در زمینهٔ جهاد داشتند.


هفتم: سخنرانی‌های متعددی که ایشان در عرصهٔ مبارزه و جهاد داشتند؛ این بیانات با هدف انگیزه دادن به مردم، مبارزین، مجاهدین و تقویت روحیهٔ آن‌ها صورت گرفته است. شما ببینید همین تقریظ‌هایی که ایشان بر آثار دفاع مقدس می‌نوشتند، این برای تقویت روحیهٔ جهاد و مبارزه بود.


هشتم: کمک‌های مالی که ایشان به مجاهدان اسلامی در کشورهای مختلف کردند. یک زمانی هم خود ایشان اعلام کردند، حالا اعم از لبنان و تقویت جبههٔ لبنان یا فلسطین و سایر کشورها.


نهم: تقویت نیروهای نظامی داخلی (بسیج، سپاه، ارتش و...)؛ تا آنجا که به مرحله خودکفایی در عرصهٔ نظامی رسیدند، حالا چه در عرصهٔ صنعت موشک و صنایع دفاعی و نظامی. و نیروهای نخبهٔ نظامی تربیت کردن، و بها دادن به نیروهای متخصص از دیگر اقدامات ایشان بود؛ و همچنین دانشگاه‌های نظامی ایشان تأسیس کردند، مثل دانشگاه افسری.
 

دهم: مبارزه با اسرائیل و دفاع از فلسطین؛ خب، فقهای زیادی در طول تاریخ فتواهای زیادی برای دفاع از فلسطین دادند؛ اما ایشان در کنار فتوا، خب وارد مبارزهٔ غیرمستقیم و در این یکی دو سال اخیر، وارد مبارزهٔ مستقیم با اسرائیل شدند با هدف دفاع از فلسطین و ریشه کن کردن این غده سرطانی از دنیای اسلام.
 

یازدهم: مبارزه با تجزیه‌طلب‌ها و منافقین داخلی؛ این حفظ تمامیت ارضی ایران در این دورهٔ زعامت ایشان، مسئلهٔ خیلی مهمی است که این در تاریخ خواهد ماند و ثمره مبارزه ایشان با این عوامل مزدور داخلی است.
 

دوازدهم: مبارزه همه جانبه با آمریکا؛ جلوگیری از مداخلهٔ آمریکا در امور ایران، جلوگیری از تصرف آمریکا، جلوگیری از ایجاد پایگاه‌های نظامی توسط آمریکا در ایران و... همه این‌ها یک نوع مبارزهٔ مهمی بود که توسط ایشان صورت گرفت.
 

سیزدهم: مبارزه با فتنه‌ها و آشوب‌های داخلی؛ از فتنه سال 78 و فتنهٔ 88 بگیرید تا سال‌های اخیر و فتنه 1401 در همه این موارد رهبر شهید در برقراری آرامش در جامعه و مبارزه با فتنه‌ها و عوامل آن نقش آفرینی کردند.
 

چهاردهم: محاکمهٔ جنایتکاران و مزدوران داخلی و خارجی؛ رهبر شهید قاطعانه با اجرای حدود شرعی و قصاص بر بسیاری از این جنایتکارها در کاهش جرم و برقراری ثبات و امنیت تاثیرگذار بودند.
 

پانزدهم: ترسیم نقشهٔ راه مبارزه برای آیندهٔ کشور؛ مجموعه بیانات رهبر شهید به خصوص بیانیهٔ گام دوم و این منشور روحانیت دوم که همین بیانیهٔ «حوزهٔ پیشرو و سرآمد» است، نقشهٔ راه را برای مبارزه در جمهوری اسلامی مشخص کرده است.
 

شانزدهم: جهاد فرهنگی؛ ایشان برای مقابله با هجمه‌های فرهنگی دشمنان و تهاجم فرهنگی غرب، اولاً مراکز و مؤسسات فرهنگی زیادی را تأسیس کردند، از قبیل مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی، دفتر تبلیغات اسلامی، دانشگاه‌هایی مثل جامعة المصطفی و از این قبیل. و ثانیاً توسعهٔ برنامه‌های فرهنگی را مورد توجه قرار دادند مثل کانون‌های مساجد، اعتکاف‌ها، هیئات مذهبی و ترویج آثار ادبی که در زمینهٔ جهاد فرهنگی وجود داشته، همه اینها با حمایت ایشان صورت گرفته است.
 

هفدهم: جهاد علمی؛ کمک کردن به رشد علمی ایران، خودکفا شدن ایران در عرصهٔ علمی و فناوری و رسیدن ایران به قلهٔ علمی و تأسیس شرکت‌های دانش‌بنیان و مانند آن در بُعد جهاد علمی از مهمترین اقدامات مبارزاتی ایشان بود.
 

هجدهم: جهاد اقتصادی؛ مبارزه با تحریم‌های خارجی، کمک و تشویق برای تولید ملی و حمایت از کالای داخلی و ترویج اقتصاد دانش بنیان و اقتصاد مقاومتی از اقدامات ایشان در این عرصه بود. 
 

نوزدهم: جهاد خدمت‌رسانی؛ این گروه‌های جهادی متعددی که در کشور شکل گرفت، در واقع با هدایت ایشان و با حمایت ایشان بود که برای رسیدگی به مردم، خدمات دهی به مردم، چه در جنگ، چه در زلزله و سیل و سایر مناسبات اجتماعی تاسیس گردیده است.
 

بیستم: سرمایه‌گذاری برای ترویج جهاد تبیین؛ اینکه همه مردم، به خصوص نخبگان، وظیفه دارند که تلاش بکنند برای بیان حق، برای پاسخگویی به شبهات دشمن از مهمترین توصیه‌های رهبر شهید در این سال‌های اخیر بود که تأکیدات فراوانی در این زمینه داشتند. ایشان خود در این زمینه پیشگام بودند و سخنان تبیینی برای مردم و مسئولین اظهار می‌داشتند و به سران کشورهای اسلامی نیز برای مبارزه با استعمار تذکر می‌دادند و نقشه دشمنان را برای آنان تبیین می‌کردند. دغدغه ایشان بر شکل‌گیری امت اسلامی بود و بر اتحاد دنیای اسلام در مقابل دشمنان اسلام همواره تاکید داشتند.
من در این بحث، به همین اندازه اکتفا می‌کنم و مجدداً تشکر می‌کنم از برگزارکنندگان این جلسه و گرامی می‌داریم یاد قائد شهید را. ان‌شاالله که برگزاری این نوع جلسات سبب بشود که ما با ابعاد مختلف شخصیت ایشان بیش از پیش آشنا شویم.

 

اشتراک‌گذاری:

دیدگاه‌ها

اولین نفری باشید که دیدگاه ارسال می‌کنید.