قلبِ مخبت، قدرتِ حکمران: بازخوانی شخصیت ربانی-سیاسی رهبر شهید
به گزارش روابط عمومی پژوهشگاه علوم و معارف انقلاب اسلامی، این پژوهشگاه در راستای تبیین شخصیت رهبر شهید و قائد اعظم امت اسلام، آیت الله سید علی خامنهای و تبیین شخصیت جانشین صالح ایشان در قالب ویژهنامه بیعت به حماسه بینظیر مقاومت مردم و بیعت تاریخی الهی مردم ایران با رهبر معظم انقلاب پرداخته است.
در ویژهنامه بیعت، دکتر نصیبه سادات حسینی، پژوهشگر و دکترای مطالعات زنان، در یادداشتی با عنوان «قلبِ مخبت، قدرتِ حکمران؛ بازخوانی شخصیت ربانی-سیاسی رهبر شهید» به یکی از مفاهیم عمیق و کمتر واکاویشده قرآنی، یعنی «اخبات» پرداخته است.
نویسنده با بهرهگیری از آیات قرآن و تبیینهای مرحوم علی صفایی حائری، میکوشد نسبت میان معنویت، فروتنی، آرامش درونی و مسئولیت اجتماعی را تبیین کند و نشان دهد چگونه این فضیلت اخلاقی در سیره پیامبر اکرم(ص)، امیرالمؤمنین(ع) و در روزگار معاصر، در شخصیت و شیوه رهبری رهبر شهید انقلاب اسلامی، امام سیدعلی خامنهای، تجلی یافته است.
مشروح این یادداشت را در ادامه بخوانید:
قلبِ مخبت، قدرتِ حکمران: بازخوانی شخصیت ربانی-سیاسی رهبر شهید
دکتر نصیبه سادات حسینی، دکترای مطالعات زنان
این یادداشت میکوشد با تکیه بر مفهوم «اخبات» در قرآن و تبیینی که مرحوم علی صفایی حائری از این مفهوم ارائه کرده است، به بررسی یکی از فضیلتهای عمیق اخلاقی و معنوی در سنت اسلامی بپردازد و بازتاب آن را در عرصه رهبری دینی تحلیل کند.
در گام نخست، این نوشتار میکوشد با رجوع به آیات قرآن و اندیشههای تربیتی مرحوم علی صفایی حائری، معنای دقیق اخبات و ابعاد این فضیلت را روشن کند و سپس به زمینهها و مسیر شکلگیری آن بپردازد؛ مسیری که در آن تجربههای زندگی، رنجها و انکسارهای درونی میتوانند انسان را از اتکای به خویش به تکیه بر خدا برسانند.
در ادامه، برای فهم عینیتر این مفهوم، نشانهها و جلوههای اخبات در سیره پیامبر اکرم(ص) و امام علی(ع) بررسی میشود؛ دو الگویی که در سنت اسلامی، جمع میان قدرت، عدالت، فروتنی و آرامش درونی را در عالیترین سطح نشان دادهاند.
در نهایت، با تکیه بر این چارچوب مفهومی، این یادداشت میکوشد برخی ابعاد شخصیتی رهبر شهید جمهوری اسلامی ایران، امام سیدعلی حسینی خامنه ای را از منظر این فضیلت اخلاقی مورد بررسی قرار دهد و نشان دهد که چگونه میتوان نشانههای اخبات را در نسبت میان معنویت، مسئولیت و رهبری مطالعه کرد.
مفهوم اخبات
در ادبیات قرآنی، واژه «اخبات» از آن مفاهیم ژرف و کمتر فهمشدهای است که تنها با ترجمههایی مانند فروتنی یا تواضع بهدرستی بیان نمیشود. اخبات حالتی از فرود آمدن دل در برابر حقیقت است؛ آرامشی عمیق که از شناخت خداوند و جایگاه انسان در برابر او پدید میآید. انسانی که به اخبات میرسد، نه گرفتار اضطراب قدرت میشود و نه در پی اثبات خویش به دیگران است؛ زیرا دل او در برابر حق آرام گرفته است. چنین انسانی قدرت را میدان تفاخر نمیبیند، بلکه آن را مسئولیتی میفهمد که باید در مسیر حق و عدالت به کار گرفته شود.
مرحوم علی صفایی حائری در آثار خود، بهویژه در نوشتههایی که به تربیت و سلوک انسان مؤمن میپردازد، اخبات را حالتی میداند که از «شناخت» آغاز میشود و به «آرامش» میانجامد. در نگاه او، مخبت کسی است که حقیقت را شناخته و در برابر آن فرو آمده است؛ نه از سر ضعف، بلکه از سر بصیرت. از همین رو، اخبات با نوعی طمأنینه درونی همراه است؛ طمأنینهای که انسان را در دل بحرانها آرام نگه میدارد، در برابر مردم فروتن میکند و در برابر مسئولیتها استوار میسازد. در چنین حالتی، دل انسان نرم میشود، قدرت رنگ خدمت میگیرد و رهبری معنایی تازه پیدا میکند.
اما در سخن گفتن از تقرب به خدا، همواره نسخههای گوناگونی ارائه میشود. گاه گفته میشود راه نزدیکی به خدا خدمت به خلق است؛ گاه بر انجام واجبات و ترک محرمات تأکید میشود؛ و گاه عبادتها، مجاهدتهای اخلاقی یا ریاضتهای معنوی به عنوان راه اصلی معرفی میشوند.
بیتردید همه اینها در جای خود ضروری و ارزشمندند، اما قرآن در میان این راهها بر حقیقتی عمیقتر انگشت میگذارد: اخبات.
قرآن هنگامی که از انسانهای نزدیک به خدا سخن میگوید، آنان را «مخبتین» مینامد. در سوره حج آمده است: «وَبَشِّرِ الْمُخْبِتِينَ»؛ و بشارت بده به مخبتان. سپس نشانههای آنان را برمیشمارد: کسانی که وقتی نام خدا برده میشود دلهایشان میلرزد، در برابر سختیها شکیبا هستند، نماز را برپا میدارند و از آنچه به آنان داده شده انفاق میکنند. در آیهای دیگر نیز میفرماید: «إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَأَخْبَتُوا إِلَى رَبِّهِمْ أُولَٰئِكَ أَصْحَابُ الْجَنَّةِ». در این آیه، ایمان و عمل صالح با اخبات به سوی پروردگار پیوند خورده است؛ گویی این اخبات است که ایمان و عمل را به مقصد میرساند.
از این منظر، اخبات تنها یک صفت اخلاقی ساده نیست، بلکه حالتی درونی از آرامگرفتن دل در برابر خدا است؛ حالتی که در آن انسان از ادعا، تکبر و خودبینی فاصله میگیرد و در برابر حقیقت الهی فرو مینشیند. مخبت کسی است که دلش به خدا تکیه دارد، در برابر او نرم و فروتن است و همین فروتنی او را آماده شنیدن، اطاعت کردن و حرکت در مسیر حق میکند.
مرحوم صفایی حائری در کتاب «اخبات» به همین حقیقت اشاره میکند: انسان زمانی به راه رسیدن قدم میگذارد که دلش در برابر خدا فرو بنشیند. در این حالت، انسان دیگر به اعمال خود تکیه نمیکند و با خدا معامله نمیکند؛ بلکه به او اعتماد میکند و در برابر او آرام میگیرد. چنین انسانی نه گرفتار غرور عمل میشود و نه از کمبودهای خود مأیوس؛ زیرا تکیهگاه او خداست.
چرا قرآن بر اخبات تأکید میکند؟
از همین جا روشن میشود که چرا قرآن بر اخبات تأکید میکند. خدمت به خلق، عبادت، جهاد با نفس و انجام واجبات همه راهها و ابزارهای حرکتاند، اما آنچه انسان را به وصل میرساند حالتی است که دل در آن به خدا آرام گرفته باشد. اگر این آرامش و فروتنی درونی نباشد، اعمال ممکن است به خودنمایی یا عادت تبدیل شوند؛ اما هنگامی که اخبات در دل انسان شکل بگیرد، همه اعمال رنگ بندگی میگیرند.
به همین دلیل میتوان گفت پاسخ قرآن به پرسش از راه تقرب روشن است: هر کس نسخهای برای نزدیکی به خدا پیشنهاد میکند، اما قرآن از «مخبت» سخن میگوید؛ از انسانی که دلش در برابر پروردگار فرو آمده و به او آرام گرفته است. واصلان در نگاه قرآن، مخبتاناند؛ آنان که با فروتنیِ آگاهانه و آرامش درونی، دل خود را به خدا سپردهاند و از همین نقطه به قرب الهی رسیدهاند.
«اخبات» روحی آرام و فروتن است که از شناخت عمیق انسان نسبت به خدا برمیخیزد. نشانههای آن در رفتار و سیره انسانهای کامل آشکار میشود؛ کسانی که قدرت و رحمت را در تعادل بهکار میگیرند. این حالت در پیامبر اکرم و امام علی علیهالسلام بهزیباترین وجه جلوه دارد؛ زیرا آنان در عین اقتدار و شدت در برابر دشمن، در برابر مردم و خانواده سرشار از محبت و نرمی بودند.
زندگی پیامبر و امیر المومنین علیه السلام از زاویه اخبات
در نگاه تربیتی قرآن و نیز در تبیین علی صفایی حائری، اخبات حالتی دفعی و ناگهانی نیست، بلکه نتیجه مسیری درونی است که انسان در آن از تکیهگاههای ظاهری عبور میکند و به تکیه بر خدا میرسد. یکی از مهمترین زمینههای شکلگیری این حالت، رنجها و بلاهایی است که انسان در طول زندگی با آن روبهرو میشود. این سختیها اگر با بصیرت و ایمان همراه شوند، غرور و اتکای انسان به خویش را میشکنند و دل را برای خشوع و فروتنی در برابر خدا آماده میکنند. از همین رو در زندگی پیامبر اکرم و امام علی نیز میتوان رنجها و دشواریهایی را دید که بهعنوان زمینههای تربیتی، راه را برای پیدایش چنین روحی آماده ساختهاند.
پیامبر اسلام از آغاز زندگی با دشواریهای فراوان روبهرو بود. او در کودکی طعم یتیمی را چشید و پیش از آنکه به بلوغ برسد، پدر و مادر خویش را از دست داد. دوران نوجوانی او با کار و تلاش برای گذران زندگی همراه بود و در جامعهای پر از تبعیض و خشونت رشد یافت. پس از بعثت نیز سالهای طولانی آزار و تمسخر، محاصره اقتصادی، هجرت از وطن و جنگهای پیدرپی را تجربه کرد. این رنجها و فشارها زمینهای فراهم ساختند تا شخصیت پیامبر در بستر صبر، توکل و بریدن از اتکای به قدرتهای ظاهری شکل گیرد و دل او بیش از پیش متوجه خدا شود.
زندگی امیرالمؤمنین علی علیهالسلام نیز از آغاز با سختی و مجاهدت همراه بود. او در کودکی در شرایط دشوار اقتصادی مکه رشد کرد و در همان سالهای نخستین، مسئولیتهای سنگینی را در کنار پیامبر بر دوش گرفت. در جوانی در دشوارترین میدانهای نبرد اسلام حضور یافت و بار دفاع از جامعه نوپای مسلمانان را بر عهده داشت. پس از رحلت پیامبر نیز سالهای طولانی سکوت و خانهنشینی، همراه با تلخیهای اجتماعی و سیاسی، بخشی از مسیر زندگی او شد. حتی در دوران خلافت نیز با شورشها، نافرمانیها و فتنههای سخت روبهرو بود. این مجموعه از تجربههای دشوار، زمینههایی فراهم کرد که روح او در کوره صبر، معرفت و توکل پرورش یابد.
در چنین بستری است که جلوههای اخبات در رفتار و سیره این دو شخصیت بزرگ آشکار میشود. پیامبر اسلام در میدان نبرد استوار و قاطع بود. هنگامی که باید با ستم و شرک رویارو میشد، با صلابت میایستاد و در برابر تحقیر انسان و حق هیچ سازشی نمیپذیرفت. اما همین پیامبر، در میان مردم چهرهای سرشار از مهر داشت؛ میان کودکان مینشست، بر زمین میخوابید، به دست خود غذا میخورد و با یتیمان و نیازمندان با مهربانی رفتار میکرد. این جمع میان اقتدار و لطافت، از دلی برمیخاست که در برابر خدا آرام گرفته بود.
امیرالمؤمنین نیز چنین بود. در میدان جنگ، شمشیر او آتش عدالت بود و هیچ ترسی در دلش راه نمییافت. اما همان علی که هیبتش دشمنان را میلرزاند، در میان مردم و در زندگی شخصی چهرهای سرشار از عطوفت داشت. شبها بر دوش خود نان و خرما برای نیازمندان میبرد، با یتیمان همدل میشد و بینام و نشان اشک میریخت. این جمع میان صلابت در برابر باطل و مهربانی در برابر انسانها، نشانه روحی است که در برابر خدا فروتن شده است.
اخبات توازنی میان صلابت و رحمت
از این رو، اخبات را میتوان توازنی میان صلابت و رحمت دانست؛ حالتی که در آن انسان در برابر خدا نرم و خاشع است و همین خضوع درونی به او قدرتی میدهد تا در برابر ظلم و باطل با استواری بایستد. پیامبر اکرم و امام علی هر دو در مقام رهبری اجتماعی، چنین توازنی را نشان دادند. آنان در برابر مردم چهرهای انسانی و مهربان داشتند و در برابر دشمنان حق، استوار و بیتزلزل بودند.
در نگاه نهایی، اخبات نه در کنارهگیری از زندگی و نه در نرمی مطلق معنا میشود، بلکه در همین هماهنگی میان دلِ خاشع و اراده استوار آشکار میگردد. انسان مخبت کسی است که دلش در برابر خدا آرام گرفته و همین آرامش، رفتار او را به ترکیبی از عدالت، قدرت و رحمت تبدیل میکند؛ چنانکه در سیره پیامبر اکرم و امیرالمؤمنین علی علیهالسلام به روشنترین صورت دیده میشود.
اخبات در شخصیت و شیوه رهبری امام شهید
با این معنایی که از اخبات گفته شد، میتوان این ویژگی را بهصورت روشن و کامل در شخصیت و شیوه رهبری امام شهید، سیدعلی خامنهای مشاهده کرد. اخبات در این معنا تنها یک تواضع ظاهری یا رفتار اجتماعی ساده نیست، بلکه کیفیتی عمیق درونی است که در آن انسان با شناخت خداوند و جایگاه خود در برابر حقیقت، قدرت را نه امتیازی برای برتریجویی، بلکه امانتی الهی و مسئولیتی سنگین میداند.
رهبر شهید، سیدعلی خامنهای نیز در طول زندگی خود با سختیها و حوادث بسیاری روبهرو بوده است. در دوران پیش از انقلاب، به دلیل فعالیتهای سیاسی و مذهبی چندین بار توسط ساواک بازداشت، زندانی و تحت فشار قرار گرفت و مدتی نیز به تبعید فرستاده شد. پس از انقلاب نیز در سال ۱۳۶۰ هدف یک سوءقصد قرار گرفت که در اثر انفجار بمب به شدت مجروح شد. او همچنین فقدان آیتالله روحالله خمینی، رهبر انقلاب اسلامی، را تجربه کرد؛ رخدادی که نقطه عطفی مهم در زندگی سیاسی و مسئولیتهای او به شمار میآید. این رویدادها بخشی از فراز و نشیبهای مهم زندگی او را شکل دادهاند. این ابتلائات در کنار ابتلائاتی که هر فردی در زندگی شخصی اش مواجه است و ترکیب آن ها با ایمان و استواری رهبر شهید در طول سالیان ، از شخصیت ایشان، یک انسان به تمام معنا مخبت ساخت.
نخستین جلوه این اخبات را میتوان در نسبت میان قدرت و فروتنی در شخصیت او دید. با وجود قرار داشتن در عالیترین جایگاه سیاسی کشور، او بارها در سخنان خود از تعبیرهایی چون «طلبهای کوچک» یا «خادم مردم» استفاده کرده است. این نوع بیان، صرفاً یک تعارف زبانی نیست، بلکه نشاندهنده نگرشی است که در آن قدرت با احساس بندگی و مسئولیت همراه است. در چنین نگاهی، جایگاه رهبری نه نقطهای برای خودنمایی، بلکه عرصهای برای انجام تکلیف تلقی میشود؛ و همین نگاه است که اقتدار را با فروتنی درونی پیوند میزند.
جلوه دیگر اخبات در تأکید مستمر بر عدالت و حقمحوری دیده میشود. در دیدگاه او، قدرت زمانی معنا پیدا میکند که در خدمت عدالت قرار گیرد. تأکید بر مبارزه با فساد، حمایت از محرومان و ضرورت رعایت عدالت اجتماعی نشان میدهد که در این نگاه، معیار اصلی اداره جامعه «حق» است، نه منفعت شخصی یا گروهی. چنین رویکردی بیانگر همان تسلیم آگاهانه در برابر حقیقت است که در تعریف اخبات مطرح میشود.
رابطه با مردم نیز در این چارچوب معنای خاصی پیدا میکند. دیدارهای گسترده با اقشار مختلف جامعه و توجه به سخنان و دغدغههای آنان، نشاندهنده نگاهی است که در آن رهبر خود را فراتر از مردم نمیبیند، بلکه خود را در کنار آنان و مسئول در برابر آنان میداند. این نوع رابطه، برآمده از روحیهای است که قدرت را ابزار خدمت میبیند و نه وسیله سلطه؛ و همین نگاه، یکی از نشانههای مهم دلِ نرمشده در برابر حقیقت است.
یکی دیگر از جلوههای اخبات در شخصیت او، آرامش و استقامت در مواجهه با بحرانهاست. در دورههای مختلف سیاسی و تاریخی، شرایط دشوار و فشارهای متعددی بر کشور وارد شده است، اما شیوه مواجهه او با این وضعیتها غالباً بر پایه صبر، ثبات و نگاه بلندمدت استوار بوده است. این آرامش در تصمیمگیری و پایداری در مسیر، ریشه در نوعی اعتماد عمیق به حکمت الهی و احساس مسئولیت در برابر مأموریتی بزرگ دارد؛ همان طمأنینهای که در مفهوم اخبات توصیف میشود.
در کنار همه این ابعاد، پیوند عمیق با معنویت و معارف دینی نیز بخش جداییناپذیر از شخصیت اوست. پیشینه حوزوی، تدریس علوم اسلامی، انس با قرآن و توجه جدی به ادبیات عرفانی و شعر فارسی نشان میدهد که نگاه او به رهبری از یک بنیان معنوی و عبادی سرچشمه میگیرد. در چنین نگاهی، سیاست از معنویت جدا نیست و مسئولیت اجتماعی امتدادی از بندگی خداوند محسوب میشود.
بر این اساس، مفهوم اخبات ـ شامل فروتنی در عین قدرت، حقمحوری و عدالتطلبی، رابطه خادمانه با مردم، آرامش و استقامت در بحرانها و پیوند عمیق با معنویت ـ بهصورت کامل در سیره گفتاری و عملی سیدعلی خامنهای جلوهگر است و این ویژگیها در کنار یکدیگر تصویری از رهبری ارائه میدهند که قدرت را در چارچوب بندگی و مسئولیت الهی معنا میکند.