پیام تشییع تاریخی قائد اعظم (قدس سره)
ه گزارش روابط عمومی پژوهشگاه علوم و معارف انقلاب اسلامی، ویژهنامه «رجعت نور» شامل مجموعهای از آثار، یادداشتها و گفتارهای تحلیلی درباره تشییع رهبر شهید انقلاب اسلامی، که همزمان با این مراسم تهیه و چاپ شده بود، توسط پژوهشگاه علوم و معارف انقلاب اسلامی در دسترس عموم قرار گرفت.
در ویژه نامه «رجعت نور» دکتر محمدمهدی خیرجو، عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و معارف انقلاب اسلامی، در جستاری با عنوان «پیام تشییع تاریخی قائد اعظم (قدس سره)» به بررسی ابعاد هویتی، دینی و سیاسی تشییع رهبر شهید انقلاب پرداخته است. نویسنده این مراسم را فراتر از یک آیین سوگواری دانسته و آن را جلوهای از جایگاه دینی و تاریخی رهبر شهید، بازنمایی انسجام ملی و استمرار مکتب مقاومت و استقامت ارزیابی میکند.
در این مقاله، جایگاه فقهی و فکری رهبر شهید، مفهوم شهادت و نسبت آن با رهبری، تداوم مسیر امام خمینی(ره) و پیام تشییع به جامعه داخلی و نظام بینالملل بررسی شده و بر نقش این رویداد در بازتاب هویت جمعی و اراده جامعه برای استمرار مسیر انقلاب اسلامی تأکید شده است.
مشروح این جستار را در ادامه بخوانید:
پیام تشییع تاریخی قائد اعظم (قدس سره)
دکتر محمدمهدی خیرجو، پژوهشگر فرهنگ و ارتباطات
در درازنای تاریخ تمدنها و ملل، نوادر سترگی یافت میشوند که حصار تنگ معادلات قدرت و مناصب سیاسی را درهم شکسته و به شاکله حافظه تاریخی، هویت ملی و منظومه فکری یک تمدن مبدل میگردند. در جمهوری اسلامی ایران، آیتالله العظمی سیدعلی خامنهای (قدس الله نفسه الزكيه) از زمره همین چهرههای بیبدیل است که طی بیش از سه دهه زعامت، نقشی بس فراتر از عالیترین مقام سیاسی یک ساختار حاکمیتی ایفا نمود. ایشان در امتداد تجلی عینی نظریه مترقی ولایت فقیه، در سپهر اندیشه آزادگان جهان، به نمادینهترین دال استقلال، پیشرفت، مقاومت و پایداری در برابر هژمونی جهانی و جریان استحاله یافته داخلی تبدیل شد. این میراث، در پیوندی عمیق با اندیشه دینی، هویت انقلابی و روح عدالتطلبی و فرهنگ مقاومت نضج گرفته و ریشههای ژرف خود را در حماسه عاشورا، مفهوم بنیادین شهادت و نفی ابدی سلطه و نظام ظلم جستوجو میکند.
فراتر از دیوانسالاری؛ جایگاه فقهی و مرجعیت جهانی
برای ادراک دقیق چنین جایگاهی و فهم پیوند آن با هویت دینی جامعه، تحدید شخصیت ایشان به رهبری یک نظام سیاسی خطایی راهبردی است. او پیش از آنکه در قامت شخصیت اول یک ساختار دیوانی و نهادی پدیدار گردد، از اساطین فقاهت و استوانههای اجتهاد معاصر شیعه قلمداد میشد که دههها در عالیترین سطوح استنباط احکام اسلامی به تدریس و پژوهش اشتغال داشت و با ممزوج کردن فقاهت و مملکتداری، تراز دیگری از حکمرانی اسلامی را به نمایش گذاشت.
در مختصات جهانی، جایگاه علمی و معنوی او در جهان تشیع، از منظری کارکردی با عالیترین رهبران دینی سایر ادیان قابل قیاس است؛ با این تفاوت جوهری که در مکتب شیعه، این مرجعیت نه برآمده از یک انتصاب سلسلهمراتبی و دیوانسالارانه، بلکه مبتنی بر غنای فقهی، اجتهاد پویا و پذیرش کاملاً داوطلبانه مقلدان شکل میگیرد. دامنه نفوذ فرهنگی و جغرافیایی ایشان مرزهای اعتباری را درنوردیده و طیف وسیعی از پیروان را در عراق، لبنان، سوریه، افغانستان، پاکستان، هند، آفریقا و اقصینقاط جهان در بر میگرفت. از این حیث، ایشان فراتر از یک رئیس حکومت، یک مرجع تقلید، معلم دینی و راهبر فکری برای جامعه جهانی و اسلامی محسوب میشد.
مفهوم شهادت و مشروعیت الهی در جهانبینی رهبری
همین جایگاه والای دینی و فکری باعث میشود تا آیین وداع با چنین شخصیتی، صرفاً یک رویداد تشریفاتی نباشد، بلکه رخدادی عمیقاً هویتی تلقی گردد که تار و پود امت اسلامی را به یکدیگر پیوند میزند. این پیوند هویتی، پیوستگی ناگسستنی با دستگاه معرفتی رهبر شهید انقلاب درباره مفهوم شهادت دارد. در این جهانبینی که در بیانات تاریخی ایشان صورتبندی شده است، شهادت نه یک فرجام سوگناک، بلکه غایتالقصوای تحقق ایمان و مسلخ اثبات سرسپردگی به ساحت ربوبی است. کسانی که وجود خویش را وقف آرمانهای الهی نمودهاند، مرگ را نه یک پایان ارعابآور، که تکامل تعهد خویش میپندارند.
این نگرش، تعریفی نوین از مشروعیت و اصالت رهبری ارائه میدهد؛ رهبری راستین در این الگو نیازمند چیزی فراتر از اقتدار و استراتژی است و مستلزم ایستادن در خط مقدم نبرد، تحمل مرارتها و آمادگی برای پرداخت هزینه نهایی است. ایشان شهادت را یک نیروی محرکه جمعی معرفی نمودند که شالودههای اخلاقی جامعه را قوام بخشیده و نسلها را به یکدیگر متصل میسازد. در این چارچوب، مشروعیت یک رهبر با میزان آمادگی او برای فداکاری گره خورده و مسیر زعامت، با آمادگی تزلزلناپذیر برای تحقق وعدههای الهی، حتی به بهای جان، معنا مییابد.
دکترین استقامت و تداوم مکتب امام خمینی (ره)
این آمادگی برای فداکاری و شهادت، در عمل خود را در قالب مکتب مقاومت و ایستادگی نشان میدهد که امتداد بلافصل مسیر بنیانگذار جمهوری اسلامی حضرت امام خمینی (ره) است. همانگونه که امام راحل (ره) در دوران طاغوت و پس از آن در دوران استقرار حکومت اسلامی، با تمسک به نص صریح قرآن کریم مبنی بر استقامت و عدم تبعیت از خواستههای مستکبران، بدون اندک عقبنشینی ایستادگی نمودند، این ولیفقیه شهید نیز با همانندسازی این سلوک، دست به تربیت نسلی مقاوم و استقلالخواه زد.
عقلای عالم گواهند که این دکترین استقامت، قدرتی زاینده و هژمونیشکن در پی دارد؛ همان نیروی شگرفی که توانست یک رژیم استبدادی تاریخی را ساقط کند، دست تاراجگر بیگانگان را از منابع ملی کوتاه نماید و از دل سهمگینترین تهدیدات، فرصتهایی تاریخی بسازد و حالا نظام استکبار جهانی را به چالش وجودی کشیده است. در این مسیر، تهدید، تطمیع و فریب ماشین جنگی و رسانهای غرب، در برابر سد استوار استقامت همواره ناکام ماند.
رزمایش انسجام ملی و پیام قاطع به نظام بینالملل
با ابتناء بر این مقدمات فکری و تاریخی، آیین تشییع و بزرگداشت چنین شخصیت ذوابعادی، از یک مناسک ترحیم و عزاداری معمول فراتر رفته و به رزمایش بازنمایی هویت جمعی و انسجام ملی مبدل میگردد، مانند آنچه هر ساله در محرم و صفر در سوگ عزای آلالله (عليهم السلام) شاهد آنیم. در لحظات خطیر تاریخی، بهویژه در دوره گذار جنگها و تنشهای تحمیلی که احساس همبستگی ملی و دفاع از حاکمیت به نقطه ثقل مطالبات عمومی بدل گشته است، این مناسک بستری فراهم میآورد تا جامعه فارغ از هرگونه تفاوتها و سلایق، بر مدار ارزشها و خاطرات مشترک گرد هم آیند.
این حضور حماسی، حامل پیامی قاطع به نظام بینالملل است؛ پیامی دال بر اینکه در هنگامه مواجهه با تهدیدات موجودیتی و خارجی، اختلافات دیدگاههای داخلی به حاشیه رانده شده و جای خود را به ارادهای پولادین برای دفاع از کیان ایران اسلامی میدهد. از این رو، بدرقه رهبر شهید نه آیین فقدان، بلکه جشن ماندگاری و انعکاس اراده جمعی برای استمرار مسیر استقلالطلبی و استکبارستیزی در تاریخ پرشکوه این سرزمین است و باید آن را به طور ویژه ثبت در تاریخ کرد تا مورد طمع و تحریف بدخواهان قرار نگیرد.