گفتگو با دکتر «باسم الکنانی»، پژوهشگر مسائل سیاسی و استراتژیک در بغداد: ایران تحت رهبری آیتالله خامنهای موفق به ایجاد یک سیستم تصمیمگیری مستقل شد
ه گزارش روابط عمومی پژوهشگاه علوم و معارف انقلاب اسلامی، ویژهنامه «رجعت نور» شامل مجموعهای از آثار، یادداشتها و گفتارهای تحلیلی درباره تشییع رهبر شهید انقلاب اسلامی، که همزمان با این مراسم تهیه و چاپ شده بود، توسط پژوهشگاه علوم و معارف انقلاب اسلامی در دسترس عموم قرار گرفت.
در این ویژه نامه دکتر «باسم الکنانی»، پژوهشگر مسائل سیاسی و استراتژیک در بغداد، با کالبدشکافی مؤلفههایی همچون «صبر استراتژیک»، «اقتصاد مقاومتی» و «انعطافپذیری قهرمانانه»، تبیین میکند که چگونه این مدل فکری توانسته است پایداری کشور را در مواجهه با چالشهای بینالمللی تضمین کند و الگویی بینظیر از ترکیب هویت اسلامی با عملگرایی سیاسی ارائه دهد.
مشروح این گفتگو را در ادامه بخوانید:
گفتگو با دکتر «باسم الکنانی»، پژوهشگر مسائل سیاسی و استراتژیک در بغداد:
ایران تحت رهبری آیتالله خامنهای موفق به ایجاد یک سیستم تصمیمگیری مستقل شد
مقدمه:
اندیشه سیاسی و استراتژیک جمهوری اسلامی ایران در چند دهه گذشته، همواره بر مدار توازنی هوشمندانه میان اصولگرایی مکتبی و واقعگرایی ژئوپلیتیک حرکت کرده است. بررسی ابعاد مختلف این تفکر نشان میدهد که خودکفایی دفاعی، بازدارندگی در پرونده فلسطین و بازتعریف موازنه قدرت در قالب محور مقاومت، حاصل نگاهی جامع است که فراتر از مرزهای فرقهای، بر استقلال کامل از بلوکهای شرق و غرب تاکید دارد. دکتر «باسم الکنانی»، پژوهشگر مسائل سیاسی و استراتژیک در بغداد، در این گفتگو با کالبدشکافی مؤلفههایی همچون «صبر استراتژیک»، «اقتصاد مقاومتی» و «انعطافپذیری قهرمانانه»، تبیین میکند که چگونه این مدل فکری توانسته است پایداری کشور را در مواجهه با چالشهای بینالمللی تضمین کند و الگویی بینظیر از ترکیب هویت اسلامی با عملگرایی سیاسی ارائه دهد.
چگونه میتوان رهبر شهید انقلاب را نماد استقلالخواهی جهان اسلام در پرتو چالشهای ژئوپلیتیکی معاصر دانست؟
دیدگاه فکری و استراتژیک جمهوری اسلامی ایران تحت رهبری شهید آیتالله سید علی خامنهای مبتنی بر ترکیبی از ایدئولوژی دینی، محور مقاومت منطقهای و سیاستهای ایدئولوژیک بود که از همان زمان آغاز انقلاب اسلامی کاملاً مشخص و آشکار بود. این دیدگاه در سیاستهای داخلی و خارجی ایران منعکس شده و بهطور مثبت و مستقیم بر جایگاه آن در صحنه بینالمللی تأثیر گذاشته است.
رویکرد آیتالله خامنهای بهعنوان نمادی از استقلال در جهان اسلام تلقی میشود که مبتنی بر پایبندی قاطع او به اصل حاکمیت مطلق و رد هژمونی خارجی است. ایشان مقابله با جهان تکقطبی در یک نظام بینالمللی تحت سلطه قدرتهای بزرگ را سنگ بنای استقلالخواهی قرار داد. ایران تحت رهبری امام شهید، موفق به ایجاد یک سیستم تصمیمگیری سیاسی و نظامی کاملاً مستقل از دیکتههای غرب یا شرق شد.
ایشان در همین راستا خودکفایی استراتژیک را از دیگر مؤلفههای تحقق استقلال میدانست، چرا که بر اساس این دیدگاه، استقلال سیاسی بدون استقلال نظامی و فناوری ناقص است. نتیجه این استراتژی، توسعه برنامههای دفاعی و صنعتی تولید داخل با وجود دههها تحریم شدید اقتصادی بوده است.
برجستهترین شاخصهای خرد و عقلانیت در رویکرد رهبر شهید در مقایسه با همتایان او در جهان اسلام چیست؟
عقلانیت سیاسی در رویکرد امام شهید را میتوان از طریق ایجاد تعادل بین اصول انقلابی و واقعگرایی سیاسی مشاهده کرد که از جمله وجوه تمایز آن در مقایسه با سایر محیطهای سیاسی، صبر استراتژیک است. در واقع ایشان بحرانهای بزرگ با دشمنان بینالمللی را از طریق سیاست ریسکپذیری و یا همان استراتژی سوق دادن بحران به لبه پرتگاه جنگ بدون کشیده شدن به جنگهای تمامعیار و بیپایان با پیامدهای غیرقابل پیشبینی مدیریت میکرد تا از این رهگذر دشمن را به عقبنشینی از مواضعش وادارد.
از دیگر مؤلفههای عقلانیت در رویکرد امام شهید میتوان به نهادسازی و ایجاد ثبات اشاره کرد. حفظ ثبات نهادهای دولتی و تضمین انتقال آرام و قانونی قدرت در طول دهههای گذشته، بهرغم فشارهای خارجی و آشفتگیهای منطقهای مهمترین دستاورد چنین استراتژی بوده است.
در کنار این ویژگیها باید به انعطافپذیری قهرمانانه در تعامل امام شهید با جهان خارج نیز توجه کرد. ایشان توانایی اتخاذ تصمیمات تاکتیکی انعطافپذیر در صورت لزوم (مانند پذیرش مذاکرات هستهای در زمانهای خاص) را داشتند مشروط به اینکه این تصمیمات در راستای منافع عالی ملی باشند.
حمایت رهبر شهید از آرمان فلسطین و به تبع آن، تغییر موازنه قدرت در منطقه را چگونه ارزیابی میکنید؟
آرمان فلسطین سنگ بنای سیاست خارجی ایران تحت هدایت رهبر معظم انقلاب و محرک اصلی در تغییر پویاییهای منطقهای بوده است. حمایت ایشان از این مسئله در تغییر حمایت دیپلماتیک به ساختاری کاملاً مشهود است. حمایت رهبر شهید از فلسطین محدود به لفاظیهای سیاسی نبود، بلکه بر انتقال فناوری، آموزش نظامی و حمایت مالی متمرکز بود و جناحهای فلسطینی را قادر میساخت تا به خودکفایی نظامی دست یابند.
علاوه بر این تثبیت موازنه بازدارندگی نیز از دیگر ابعاد حمایت ایران از مسئله فلسطین تحت رهبری آیتالله خامنهای بود. این حمایت به تغییر از حالت دفاعی به مرحله «موازنه بازدارندگی» کمک کرد، زیرا جبهههای متعددی به هم پیوسته شدند و از دل آن محور مقاومت شکل گرفت و در نتیجه توانایی طرفهای مخالف را برای تحمیل شرایط یکجانبه خود در منطقه محدود کرد.
رهبر شهید چگونه با حمایت از گروههای سنی و ایجاد وحدت اسلامی، توطئه تفرقهانگیزی دشمن را خنثی کرد؟
حمایت از گروههای مقاومت فلسطین (که اعضا و جمعیت آنها عمدتاً سنی هستند) در اندیشه رهبر شهید، نشانهای عملی از فراتر رفتن از اختلافات مذهبی به نفع یک هدف استراتژیک فراگیر است. ایشان از همین رهگذر بر اختلافات فرقهای غلبه و در دوران تنشهای شدید فرقهای در منطقه تاکید میکرد که معیار نزدیکی یا دوری از تهران، موضع هر طرفی در قبال فلسطین و مقابله با سلطه است، نه گرایش مذهبی.
علاوه بر این در اندیشه انقلاب اسلامی و رهبر شهید به رکن وحدت بهعنوان یک نماد نگاه شده است. این مدل در اندیشه اسلامی امکان تشکیل ائتلافی از نیروهای فرامذهبی را فراهم میکند تا روایت غربی را که تلاش میکند درگیریهای منطقه را صرفاً بهعنوان درگیریهای فرقهای (سنی-شیعه) به تصویر بکشد، رد کند.
از دیدگاه شما پیشرفت ملی با اتخاذ شعار سیاست «نه شرقی نه غربی» در رویکرد رهبر شهید چگونه محقق شد؟
شعار «نه شرقی نه غربی» که از ابتدای انقلاب اسلامی توسط جمهوری اسلامی ایران تحت رهبری امام خمینی مطرح شد و با هدایت شهید امام خامنهای ادامه یافت، نشاندهنده یک تجربه منحصربهفرد در چگونگی ساختن یک دولت مدرن خارج از چارچوبهای سنتی بینالمللی است.
اقتصاد مقاومتی از جمله ارکان اصلی چنین دولتی به شمار میرود. در واقع برای مقابله با انزوای ناشی از امتناع از پیوستن به سیستم مالی غرب، مفهوم «اقتصاد مقاومتی» مطرح شد. این مفهوم بر فعال کردن توانمندیها و ظرفیتهای داخلی، حمایت از شرکتهای دانشبنیان نوظهور و دستیابی به خودکفایی در کالاهای اساسی متکی است.
ایجاد تعادل عملی با کشورهای شرقی نیز از جمله راهکارها و استراتژیهای رهبر شهید برای تحقق شعار نه شرقی نه غربی بود. در حقیقت، حفظ حاکمیت مانع از ایجاد ائتلافهای استراتژیک و اقتصادی ایران با قدرتهای شرقی مانند چین و روسیه (از طریق بلوکهایی مانند بریکس و سازمان همکاری شانگهای) نشد، بلکه ایران از موضع یک شریک مستقل و نه یک تابع، برای شکستن انزوای غرب بدون افتادن در دام وابستگی به شرق، این کار را انجام داد.
تجربه جمهوری اسلامی ایران تحت رهبری شهید آیتاللهالعظمی سید علی خامنهای، الگویی بینظیر از ترکیب ایدئولوژی دینی با عملگرایی سیاسی را نشان میدهد. این چشماندازی است که به دنبال تحکیم هویت اسلامی و در عین حال ایجاد قدرت نظامی و اقتصادی است و ایران را به نیرویی غیرقابل انکار در منطقه و جهان تبدیل میکند. بهرغم وجود چالشهای داخلی و خارجی، این استراتژی ایران را قادر ساخته است تا استواری و مانور خود را در مواجهه با قدرتهای بزرگ حفظ کند. بررسی این تجربه در صحنه بینالمللی، ترکیبی از ثبات ایدئولوژیک و انعطافپذیری تاکتیکی را نشان میدهد که آن را به الگویی قابل مطالعه و تأمل تبدیل میکند. در نهایت، ایران، تحت رهبری آیتالله سید علی خامنهای، همچنان نمونهای از چگونگی به کارگیری اندیشه دینی و سیاسی در تدوین یک پروژه استراتژیک بلندمدت است.