انتقام در کالبد روایت؛ ضرورت تبیین مفهوم «خون‌خواهی»
اندیشه سیاسی ۱۴۰۵/۰۳/۱۷ بازدید: 30 نویسنده: admin

انتقام در کالبد روایت؛ ضرورت تبیین مفهوم «خون‌خواهی»

به گزارش روابط عمومی پژوهشگاه علوم و معارف انقلاب اسلامی، «خون‌خواهی» در ادبیات سیاسی و فرهنگی جوامعی که با ترور شخصیت‌های محوری خود مواجه بوده‌اند، همواره مفهومی پیچیده و چندلایه بوده است؛ گاه به انتقامی فروکاسته می‌شود که در دالان‌های تاریک تاریخ گم می‌شود و گاه چنان در انتزاعات نظری محصور می‌ماند که از پویایی و تأثیرگذاری میدانی بازمی‌ماند. اما آنچه متن پیشِ رو به آن می‌پردازد، فراتر از این دو سویه است. این نوشتار در جست‌وجوی تبیین «خون‌خواهی» نه به‌مثابه یک واکنش احساسی یا یک مفهوم حقوقیِ صرف، بلکه به‌مثابه یک راهبرد تمدنی و یک ضرورت روایی است. از منظر نویسنده، خون‌خواهیِ رهبر شهید، نقطه‌عطفی است که در آن «روایت» و «واقعیت» در هم تنیده می‌شوند؛ جایی که مردم پیش‌قراول روایت‌گریِ میدانی‌اند و رسانه‌ها وظیفه دارند این غیرت پرشور را به گفتمانی پایدار، جهانی و تاریخ‌ساز تبدیل کنند. در این مسیر، پرسش اساسی آن است: چگونه می‌توان از دلِ «انتقام» روایتی بالید که نه پایان‌بخش، بلکه آغازگرِ عصری تازه باشد؟ پاسخ را در سطور پیشِ رو خواهید خواند.

 

 

 

انتقام در کالبد روایت؛ 

ضرورت تبیین مفهوم «خون‌خواهی» 

آزاده محمودیان، پژوهشگر ارتباطات

 

1. «خون‌خواهی» تنها یک واژه نشسته در مرحلۀ وهم و انتزاع نیست. خون‌خواهی حقیقتی است که باید به میدان عینیت وارد شود و برای مطالبه‌گرانِ آن ملموس و محسوس گردد. رهبر سوم انقلاب، خون‌خواهی رهبرِ شهید را انگیزۀ حضور مداوم و پرشوروشعور سه‌ماهۀ ملت مبعوث ایران در خیابان‌ها خوانده‌اند. خون‌خواهی، بی‌ریشه و بی‌تاریخ و بی‌هویت نیست؛ از سویی، پای در روایت‌‌های تاریخ شیعه دارد و از سویی دستی به سوی فهم آیندۀ تمدّنیِ مورد انتظار. اکنون، این انگیزۀ الهی، برای رسیدن به تحقّق میدانی، نیازمند روایت‌پردازی معرفتی است. این روایتگری، نه‌تنها یک ضرورت رسانه‌ای، بلکه یک واجب عینی در عرصۀ جهاد تبیین است. باید روشن گردد این خون‌خواهی چه هدف‌هایی را از طریق کدام اقدام‌ها در عرصۀ نظامی، امنیتی، اقتصادی و فرهنگی و... دنبال می‌کند. 

 

2. تبدیل اقدام و احساس به «گفتمان» از ضروری‌ترین ابعاد نیازمند روایت‌پردازی در جامعۀ زخمی ایرانی است. حضور شبانۀ مردم پیش از هرچیز، واکنشی معرفتی و اقدامی برخاسته از غیرت دینی است؛ اما رسانه و ادبیات وظیفه دارند این غیرت پرشور را به گفتمانی پایدار و متّصل به شعور و معرفت مبدّل سازند و از این مجرا، روایتِ خون‌خواهی را از یک انتقام صرفاً نظامی، به یک راهبرد تمدّنی ارتقا دهند. روایتِ مظلومیت و اقتدار رهبر شهید در کنار یکدیگر، می‌تواند هم یاد ایشان را در قلوب ایرانیان پرحرارت نگه دارد و هم الگویی ارائه دهد از رهبری در تراز شهادت، که الهام‌بخش نسل‌های آینده باشد. چه اینکه، روایت‌ها برای ماندگاری و راهیابی به عرصۀ عمل، به ابزار اسطوره‌سازی و الگوپردازی نیاز دارند و غفلت از این وجه پرکشش و کاربردی، نادیده انگاشتن یک ذخیرۀ غیرقابل جایگزین فرهنگی است. 

 

3. در جنگ روایت‌ها، آن که زودتر و دقیق‌تر روایت کند، پیروز میدان روایت است. یک جای شُکر آن‌جاست که در میدان این روایت، خود مردم پیش‌قراول روایت‌گری بودند و برای موج‌سازی روایتی در انتظار نهادها و رسانه‌های رسمی نماندند. مردم‌نهاد بودن روایت‌ از اجتماعات مؤمنانۀ شبانه، رسانه‌ها را ناگزیر از افشای حقیقت کرده و اندک سانسور یا کژی را برنمی‌تابد و در فاصلۀ کوتاهی برملا می‌کند. خاستگاه مردمیِ خون‌خواهی رهبر شهید مقابله با وارونه‌سازی‌‌ها را ممکن ساخته است. در حالی‌که کج‌روایت‌های دشمن تلاش می‌کند شهادت رهبر را پایان یک عصر جلوه دهد؛ اما روایتِ خون‌خواهی باید نشان‌دهندۀ تداوم راه و تولّد دوبارۀ آرمان‌ها باشد. ما با یک روایت صرف روبرو نیستیم، بلکه راهبردی برای بقا و امنیت و حفظ قدرت درونی و افزایش اعتبار بیرونی را می‌پردازیم. ما تنها راویان این پیچ تاریخی نیستیم، بلکه هم‌زمان، ماشین ترور رسانه‌ای دشمن و دستگاه‌های سخن‌پراکنی جهانی در کارند تا پس از شهادت رهبر، ما و آنچه بر ما می‌گذرد را روایت کنند. 

 

4. حضور فزایندۀ شبانۀ مردم بهترین سوژه برای به تصویر کشیدن پیوند امّت و امامت است. وحدت و انسجام واقعی در گردآمدن امّت حول ستون ولایت است و نمایش همبستگی ملی تنها در این حالت، حقیقی و غیرتصنعی و غیر قراردادی و ماناست. روایت‌های رسانه باید این پیوند را فراتر از مرزهای جغرافیایی و به‌عنوان هستۀ مرکزی مقاومت نشان دهد، و از دل آن، ابعادِ خون‌خواهی امام امّت را به بیرون از مرز‌ها مرتبط سازد؛ و آن را با آرمان‌های جهانی مقاومت گره بزند.  آنگاه که امام، امّتی فرامرزی دارد، خون‌خواهیِ او نیز محدود در جغرافیا نخواهد ماند و پا به قلمرو تاریخ خواهد نهاد. 

 

5. ارادۀ خون‌خواهی در بافتار روایت تقویت و بازتولید می‌شود. قلم راویان باید بر خطوط قدرت‌آفرینِ روایت خون‌خواهی فشرده شود. افشای چهرۀ متجاوز، سیرت حقیقی او و تاریخ عبرت‌آموز رابطه با او باید ابعاد رسانه‌ای این حرکت را به گونه‌ای طراحی کند که هزینۀ سیاسی و اخلاقی سنگینی برای متجاوزان در اذهان عمومی جهان ایجاد کند. همچنین تقویت انسجام داخلی از برجسته‌ترین کارکردهای اجتماعی تولید روایت است. ادبیات خون‌خواهی باید چتر وسیعی بگستراند که همه اقشار جامعه را که نسبت به وطن و رهبری حس تعلّق دارند، در سایۀ خود جای دهد. امیدآفرینی و بسط نشاط انقلابی از آورده‌های قطعی فراگیرشدن روایت خون‌خواهی است. دشمن کوشیده با ترور عالی‌ترین مقام کشور، ترسی فراگیر را در جامعه بگستراند؛ روایت خون‌خواهی قادر است ترس را بزداید و خشم مقدس و امید به پیروزی نهایی را به جای آن بنشاند.‌ در شرایطی که حوادث با سرعتی کم‌نظیر و عمق اثری نادر در حال وقوع است، موج روایت‌پردازی از خون‌خواهی در لایه ادبیاتی خود باید بر معنای اصرار بر حق و توقف‌ناپذیری حرکت انقلاب متمرکز‌ شود و به موتور محرکه‌ای برای پاسخ‌های سخت در عرصه‌های مختلف مبدّل گردد.

اشتراک‌گذاری:

دیدگاه‌ها

اولین نفری باشید که دیدگاه ارسال می‌کنید.