تفوق گفتمان رهبر شهید در تقویت هویت ملی؛ و بحران مرجعیت روشنفکری غربگرا در آزمون جنگ
به گزارش روابط عمومی پژوهشگاه علوم و معارف انقلاب اسلامی، روحالله سلگی در یادداشتی با اشاره به تجربه جنگ اخیر، آن را صرفاً یک رویارویی نظامی ندانست، بلکه آزمونی برای سنجش قدرت گفتمانهای رقیب در جامعه ایران توصیف کرد. به اعتقاد وی، تحولات اخیر نشان داد مفاهیمی چون هویت ملی، استقلال سیاسی، عزت و مقاومت همچنان مهمترین منابع انسجام و بسیج اجتماعی هستند؛ واقعیتی که از یک سو بر درستی تحلیلهای رهبر شهید درباره پیوند هویت ملی و قدرت ملی مهر تأیید زد و از سوی دیگر، گفتمان روشنفکری غربگرا را با پرسشهایی جدی درباره توان اقناع و مشروعیت اجتماعی خود مواجه ساخت.
مشروح این یادداشت را در ادامه بخوانید.
تفوق گفتمان رهبر شهید در تقویت هویت ملی؛ و بحران مرجعیت روشنفکری غربگرا در آزمون جنگ
روح الله سلگی معاون پژوهشگاه علوم و معارف انقلاب اسلامی
تحولات اخیر و تجربه جنگ، بار دیگر اهمیت مؤلفههای بنیادین قدرت ملی را آشکار ساخت. در شرایطی که تمامیت ارضی، امنیت و موجودیت یک ملت در معرض تهدید قرار میگیرد، عناصر هویت ملی، استقلال سیاسی و انسجام اجتماعی به مهمترین منابع بسیج عمومی تبدیل میشوند. این واقعیت، اعتبار بسیاری از نظریههایی را که نقش این مؤلفهها را کمرنگ یا غیرضروری میدانستند، با چالش جدی مواجه کرده است.
رهبر شهید طی سالهای متمادی بر پیوند ناگسستنی میان هویت ملی، استقلال سیاسی و مقاومت در برابر سلطه خارجی تأکید میکرد. از منظر معظم له، ملتهایی که از حافظه تاریخی، اعتماد به نفس فرهنگی و اراده سیاسی برخوردار باشند، در برابر فشارهای خارجی آسیبپذیری کمتری خواهند داشت. رخدادهای اخیر نشان داد که این تحلیل مبتنی بر درکی واقعگرایانه از سازوکارهای قدرت در جوامع معاصر است.
در مقابل، بخش مهمی از جریان روشنفکری ایران از اواخر عصر قاجار به این سو، توسعه و پیشرفت را عمدتاً در تقلید از الگوهای غربی جستوجو کرده است. هرچند این جریان در مقاطع مختلف خدمات فکری و فرهنگی مهمی نیز ارائه کرده، اما بخشی از آن به تدریج دچار نوعی خودکمبینی تاریخی و وابستگی معرفتی نسبت به غرب شد. نتیجه این رویکرد، فاصله گرفتن از ظرفیتهای بومی و کمتوجهی به نقش هویت ملی در فرآیند توسعه بود.
جنگ اخیر نشان داد که در لحظات بحرانی، نظریههایی که فاقد پیوند ارگانیک با جامعه و فرهنگ ملی هستند، توان ایجاد همبستگی و بسیج اجتماعی را ندارند. در مقابل، مفاهیمی چون وطن، استقلال، عزت ملی و مقاومت، همچنان از قدرت بالایی برای شکلدهی به افکار عمومی برخوردارند. این امر نه تنها در ایران، بلکه در تجربه بسیاری از ملتهای جهان نیز قابل مشاهده است.
از این منظر، میتوان گفت که تحولات اخیر بیش از آنکه صرفاً یک رخداد نظامی یا سیاسی باشد، آزمونی برای سنجش کارآمدی پارادایمهای فکری رقیب نیز محسوب میشود.
نتایج این آزمون نشان میدهد که الگوی مبتنی بر هویت ملی و استقلال سیاسی همچنان از ظرفیت تبیینی و بسیجکنندگی بالایی برخوردار است، در حالی که بخشی از گفتمان روشنفکری غربگرا با بحرانی جدی در حوزه مشروعیت اجتماعی و قدرت اقناع عمومی مواجه شده است. از این رو، بازاندیشی در مبانی نظری توسعه، هویت و نسبت ایران با جهان، بیش از هر زمان دیگری به یک ضرورت فکری و راهبردی تبدیل شده است.