چهار دهه آزمون اعتمادسازی؛ چرا مکتب مقاومت امام شهید همچنان راهبرد مسلط است؟
اندیشه سیاسی ۱۴۰۵/۰۳/۲۲ بازدید: 30 نویسنده: admin

چهار دهه آزمون اعتمادسازی؛ چرا مکتب مقاومت امام شهید همچنان راهبرد مسلط است؟

به گزارش روابط عمومی پژوهشگاه علوم و معارف انقلاب اسلامی، روح الله سلگی، معاون پژوهشگاه علوم و معارف انقلاب اسلامی، در یادداشتی نوشت: 

«چهار دهه آزمون دولت‌های مختلف ایران با گرایش‌های سیاسی گوناگون — از تنش‌زدایی و گفت‌وگوی تمدن‌ها تا توافق برجام و مذاکرات غیرمستقیم — یک واقعیت تلخ را آشکار کرده است: تغییر دولت، تغییر ادبیات و حتی تغییر روش مذاکره، هیچ‌کدام نتوانسته تغییری بنیادین در رویکرد آمریکا ایجاد کند. حالا پس از این تجربه انباشته، این پرسش اساسی مطرح می‌شود: چرا مکتب مقاومت امام شهید، برخلاف همه آزمون‌های به‌ظاهر جایگزین، همچنان راهبرد مسلط و کارآمد باقی مانده است؟»

مشروح این یادداشت را در ادامه بخوانید:

چهار دهه آزمون اعتمادسازی؛ چرا مکتب مقاومت امام شهید همچنان راهبرد مسلط است؟

 روح الله سلگی معاون پژوهشگاه علوم و معارف انقلاب اسلامی

طی چهار دهه گذشته، دولت‌های مختلف جمهوری اسلامی ایران با گرایش‌های سیاسی متفاوت، راهبردهای متنوعی را برای کاهش تنش و مدیریت اختلافات با ایالات متحده آمریکا آزموده‌اند. از سیاست تنش‌زدایی و توسعه اقتصادی در دوران سازندگی گرفته تا گفت‌وگوی تمدن‌ها در دوره اصلاحات، دیپلماسی هسته‌ای و توافق برجام در دولت اعتدال، و نیز مذاکرات غیرمستقیم در سال‌های اخیر، همگی نشان می‌دهد که جمهوری اسلامی ایران در مقاطع مختلف، مسیرهای گوناگونی را برای کاهش منازعات و گشودن افق‌های جدید در روابط خارجی تجربه کرده است.

در دولت مرحوم آیت‌الله هاشمی رفسنجانی، سیاست بازسازی اقتصادی و جذب سرمایه‌گذاری خارجی در دستور کار قرار گرفت. در همین چارچوب، زمینه حضور شرکت‌ها و سرمایه‌گذاران خارجی در اقتصاد ایران فراهم شد، اما آمریکا نه‌تنها از این رویکرد استقبال نکرد، بلکه با تشدید محدودیت‌های اقتصادی و تصویب تحریم‌های فرامرزی، دامنه فشارها را از ایران به شرکت‌های همکار با ایران نیز گسترش داد.

در دولت سیدمحمد خاتمی، نظریه گفت‌وگوی تمدن‌ها به‌عنوان الگویی برای تفاهم و همکاری میان ملت‌ها مطرح شد و حتی در سطح بین‌المللی مورد استقبال قرار گرفت. با این حال، پس از تحولات یازده سپتامبر، دولت آمریکا ایران را در فهرست موسوم به «محور شرارت» قرار داد و هم‌زمان با تداوم فشارهای سیاسی و امنیتی، نگاه تقابلی خود نسبت به جمهوری اسلامی را آشکارتر ساخت.

در دولت حسن روحانی، مذاکرات طولانی هسته‌ای به توافق برجام انجامید؛ توافقی که قرار بود زمینه رفع تحریم‌ها و عادی‌سازی روابط اقتصادی را فراهم کند. اما خروج یک‌جانبه آمریکا از برجام و بازگشت گسترده تحریم‌ها نشان داد که حتی بزرگ‌ترین توافق دیپلماتیک تاریخ روابط ایران و غرب نیز نتوانست مانع استمرار سیاست فشار علیه جمهوری اسلامی شود.

در دولت شهید آیت‌الله سیدابراهیم رئیسی نیز، علی‌رغم مذاکرات غیر مستقیم و تلاش برای رفع تحریم‌ها، ساختار اصلی فشارهای اقتصادی و سیاسی آمریکا حفظ شد و در برخی حوزه‌ها ابعاد جدیدی به خود گرفت. 
بدین‌ترتیب، تجربه دولت‌های مختلف با رویکردهای متفاوت، یک واقعیت مشترک را آشکار می‌کند: مسئله اصلی برای قدرت‌های سلطه‌گر، نه نوع دولت‌ها در ایران، بلکه اصل استقلال، هویت انقلابی و اراده مستقل ملت ایران است.

مرور این تجربه تاریخی نشان می‌دهد که تغییر دولت‌ها، تغییر ادبیات سیاسی و حتی تغییر روش‌های مذاکره، نتوانسته است تغییری بنیادین در رویکرد آمریکا نسبت به جمهوری اسلامی ایران ایجاد کند. این واقعیت، اهمیت بازخوانی یکی از بنیادی‌ترین اصول اندیشه سیاسی امام خمینی(ره) و امام شهید را بیش از پیش آشکار می‌سازد؛ اصلی که بر نفی سلطه‌پذیری، استقلال سیاسی و حفظ عزت ملی استوار بود. راهبرد «نه شرقی، نه غربی»
نگاهی که بر اتکای ملت ایران به ظرفیت‌های درونی و پرهیز از وابستگی به قدرت‌های خارجی تأکید داشت.
تحولات چهار دهه گذشته نشان داده است که هرگاه جمهوری اسلامی ایران بر توان داخلی، پیشرفت علمی، اقتدار دفاعی، خودباوری ملی و ظرفیت‌های بومی تکیه کرده، دستاوردهای پایدارتر و امنیت بیشتری به دست آورده است. در مقابل، هرگاه امید به تغییر رفتار قدرت‌های سلطه‌گر جایگزین تقویت مؤلفه‌های قدرت ملی شده، کشور با چالش‌ها و آسیب‌پذیری‌های بیشتری مواجه گردیده است.
از این منظر، گفتمان مقاومت را نمی‌توان صرفاً یک موضع سیاسی یا واکنشی مقطعی تلقی کرد؛ بلکه باید آن را محصول یک تجربه تاریخی انباشته و نتیجه آزمون‌های مکرر در عرصه سیاست خارجی دانست. گفتمان مقاومت که با خون امام شهید و شهیدان انقلاب اسلامی، دفاع مقدس، مدافعان حرم و شهدای امنیت تثبیت گردید، بر این اصل استوار است که عزت ملی، استقلال سیاسی و امنیت پایدار تنها در سایه اقتدار و ایستادگی در برابر زیاده‌خواهی قدرت‌های سلطه‌گر تحقق می‌یابد.
 مقاومت به معنای نفی تعامل با جهان نیست؛ بلکه به معنای تعامل از موضع قدرت، عزت و استقلال است. این گفتمان مذاکره را ابزار تأمین منافع ملی می‌داند، نه جایگزین قدرت ملی؛ توافق را می‌پذیرد، اما وابستگی را نه؛ و صلح را مطلوب می‌داند، اما عزت و استقلال ملت را بر هر مصلحت زودگذر سیاسی مقدم می‌شمارد.

 

اشتراک‌گذاری:

دیدگاه‌ها

اولین نفری باشید که دیدگاه ارسال می‌کنید.