تشییع امتساز؛ فصل جدید مقاومت
به گزارش روابط عمومی پژوهشگاه علوم و معارف انقلاب اسلامی، حجت الاسلام دکتر محمدصابر صادقی، دکتری فقه روابط بین الملل در یادداشتی با تبیین تفاوت نگاه مادی و منطق توحیدی به شهادت، نشان میدهد که تشییع یک رهبر شهید پایان راه نیست، بلکه آغاز فصلی تازه از جهاد و بیداری امت است. نویسنده با الهام از عاشورا، تشییع را فراتر از یک آیین سوگواری دانسته و آن را بستری برای «امتسازی»، «کادرسازی» و تداوم مسیر مقاومت معرفی میکند.
از این منظر، خون شهید موتور محرک بعثت دوباره مردم و شکلگیری نسل جدیدی از نیروها و دولتهای مقاومت است. این یادداشت میکوشد نسبت میان شهادت، تشییع، عاشورا، ولایت و آینده جبهه مقاومت را در قالب یک تحلیل معرفتی و سیاسی تبیین کند.
مشروح این یادداشت را در ادامه بخوانید:
تشییع امتساز؛ فصل جدید مقاومت
حجت الاسلام دکتر محمدصابر صادقی، دکتری فقه روابط بین الملل و مدیر گروه فقه مقاومت پژوهشکده باقرالعلوم
در نگاه مادی و محاسبات دنیوی، از دست دادن و تشییع پیکر رهبران و بزرگان یک قوم، همواره با طعمی تلخ از شکست، یأس و درهمشکستن شاکلهی آن جامعه همراه است؛ بهویژه اگر این فقدان، نه یک مرگ طبیعی، بلکه شهادتی کینهتوزانه به دست شقیترین دشمنان باشد. در این خوانش، مرگ فیزیکی رهبر مساوی با پایان راه او تلقی میشود. اما در منطق توحیدی و دستگاه محاسباتی جبهه حق، ماجرا کاملاً دگرگون است. در اینجا، فقدان ظاهری یک رهبر الهی، خود به مَبعثی برای تحول، بیداری و برانگیختگی تاریخی یک امت بدل میشود. عالیترین تجلی این حقیقت در عاشورا رقم خورد؛ جایی که پس از شهادت سیدالشهدا (علیهالسلام)، نهتنها مسیر مسدود نشد، بلکه پردههای ضخیم ضلالت و جهالت پاره شد و خورشید بیداری در جانهای خفته شعله کشید. در این گفتمان، «شهادت» هرگز یک پایان انفعالی، تحمیل شکست یا نشانه ضعف نیست؛ بلکه قدرتمندترین ابزار برای «بسطِ طرح جهاد» است. شهادت، تزریق خونهای پاک در شریانهای خشکیده جامعه است. از آنجا که شهید، سلوک الیالله و طرح مجاهدانه خویش را بر مدار سنتهای لایتغیر الهی بنا کرده است، لحظه فروافتادن پیکرش و بر زمین ریختن خونش، نقطه پایان او نیست؛ بلکه دقیقاً نقطه صفر مرزی برای ورود به یک «فصل جدید» است. این فصل جدید، عمیقاً خصلتی «امتساز» دارد. تاریخ گواه است آنان که زمانشناسانه در طرح جهاد سیدالشهدا (ع) حاضر شدند، خود را در امتداد طرح بزرگ خداوند و بعثت پیامبر اعظم (ص) تعریف کردند و به فوز عظیم رسیدند. در مقابل، آنان که در لحظه نیاز، بی بصیرت بوده و بیرون از این میدانِ عمل واماندند، مشمول کلام تکاندهنده و تاریخی اباعبدالله (ع) شدند و مُهر ناکامیِ «لَم یَبلُغِ الفَتح» (۱) تا ابد بر پیشانیشان نقش بست. در این طرح الهی، تماشاچی بودن مساوی با باختن است. هرکس توانست نقشی فعال در این میدان بیابد، جاودانه شد و آنان که نظارهگر ماندند، حتی اگر بعدها با قیامهایی «توابگونه» جان خود را فدا کردند، چون اقدامشان «بههنگام» نبود، نتوانستند گرهی از کار فروبسته تاریخ باز کنند و راه به فتح نبردند. اما عطف معرفتیِ شهادتِ مجاهد اینجاست: طرح شهید با شهادتش متوقف نمیشود. خون شهید، موتور محرکِ فصلی تازه است که میتوان آن را «فصل زینبی، سجادی و مهدوی»(علیهم السلام) نامید. اگر در فصل اول، سلاح و پیکارِ میدانی، صف شکن است و خون ریخته شهید است که آگاه ساز و فرصت ساز است، در فصل دوم، این اُمت است که با «تشییع»، «روایت»، «تبیین» و «حرکت و اقدام جهادی ظفرمند» خود را انسانِ حسین و عبداللهِ ظهور می یابد. جهاد در راه خدا و ایستادگی در برابر طواغیت عالم، خستگیناپذیر و توقفناپذیر است. این مسیر، صرفاً یک مبارزه سلبی نیست، بلکه طرحی ایجابی برای ساخت حیات جهادی، «حیات طیبه» و زنده کردن جامعه بواسطه مقاومت و صراع مستمر حق و باطل است. در روزگار ما نیز، «تشییع امتسازِ» یک رهبر و مجاهد، به معنای پایان یافتن فصل اولِ مجاهدتهای #آقای_شهید در عالم ماده، و آغاز طوفانیِ فصل دومِ جهاد اوست. این فصل جدید، مأموریتی جز «بعثت مجدد مردم» ندارد. تشییعهای میلیونی، صرفاً یک مناسک سوگواری و ادای احترام نیستند؛ بلکه رزمایشی برای بازآفرینی و امتداد بخشیدن به سهگانه مقدس شیعی، یعنی «ولایت، عاشورا و مهدویت (ظهور)» در عینیت سیاست و اجتماعاند. چنین تشییعی، کادرساز و امتساز است. ثمره خون شهید و حضور آگاهانه مردم در بدرقه او، باید به سر برآوردن نسل جدیدی از «دولتهای مقاومت» به عنوان ثمره امت مبعوث بینجامد؛ دولتهای جوان، حزباللهی و انقلابی که هدفشان تنها اداره روزمره کشور نیست، بلکه رسالتی بزرگتر در ایران و جغرافیای منطقه دارند: ساختِ هندسه و وضعیتی جدید که معادلات استکبار را درهمشکسته و «نظم مقاومت» را در جهان مستقر سازد. پیکر ولیّ خدا بر دستان امت، اراده جهاد و مقاومت است که از رهبر مقاوم به انسان مقاوم و سپس جامعه مقاوم سرازیر میشود. روح بلند اوست که افقهای معطوف به انسان کامل را در اکنون ما مهیا و ممکن می سازد. خون ثاراللهی خامنهای شهید، نه مُنتها که مبداء گوشسپاری به صدای دلنواز حسین ع است. گوش بسپار، الرحیل الرحیل حسین (2) است که منجی موعود را می خواند! (1) فانَّ من لَحِقَ بی منکم اُسْتُشْهِد و مَن تَخلَّف لم یَبْلُغ الفتحَ و السلام» (مناقب ابن شهر آشوب، ج4، ص 76) (2) مَنْ کَانَ فِینَا بَاذِلًا مُهْجَتَهُ- مُوَطِّناً عَلَی لِقَاءِ اللَّهِ نَفْسَهُ- فَلْیَرْحَلْ مَعَنَا فَإِنِّی رَاحِلٌ مُصْبِحاً إِنْ شَاءَ اللَّه (نثر الدر في المحاضرات، أبو سعد الآبي، ج1، ص 228)