درنگی درباره چرایی توجه رهبری به ادبیات دفاع مقدس
به گزارش روابط عمومی پژوهشگاه علوم و معارف انقلاب اسلامی، ویژهنامه «رجعت نور» شامل مجموعهای از آثار، یادداشتها و گفتارهای تحلیلی درباره تشییع رهبر شهید انقلاب اسلامی، که همزمان با این مراسم تهیه و چاپ شده بود، توسط پژوهشگاه علوم و معارف انقلاب اسلامی در دسترس عموم قرار گرفت.
در ویژه نامه رجعت نور محسن مؤمنیشریف، نویسنده و رئیس سابق حوزه هنری، در یادداشتی با عنوان «درنگی درباره چرایی توجه رهبری به ادبیات دفاع مقدس» به بررسی جایگاه ادبیات دفاع مقدس در اندیشه و نگاه رهبر انقلاب پرداخته است. وی با مرور تجربه دفتر ادبیات مقاومت حوزه هنری و توجه و حمایت رهبر انقلاب از این جریان، این ادبیات را بخشی از فرآیند حفظ هویت، ارزشها و خاطرات تاریخی ملت ایران میداند.
نویسنده در ادامه، ادبیات دفاع مقدس را «مرزبانی» از سرمایه تاریخی و فرهنگی کشور توصیف میکند و بر نقش آن در انتقال پیام ایمان، ایثار، مجاهدت و شکستناپذیری تأکید دارد. او همچنین این ادبیات را پدیدهای بومی و ریشهدار در سنت ایرانی ـ اسلامی، متکی بر عناصر «حماسه، عشق و عرفان» میداند و با اشاره به هشدار رهبر انقلاب درباره ضرورت روایت جنگ از سوی خودیها، بر گسترش و تقویت این جریان ادبی و هنری تأکید میکند.
مشروح این یادداشت را در ادامه بخوانید:
درنگی درباره چرایی توجه رهبری به ادبیات دفاع مقدس
محسن مؤمنیشریف، نویسنده و رئیس سابق حوزه هنری
از ویژگیهای امام شهید ما، ترسیم آینده و افقگشایی بود. در این میان، ادبیات انقلاب اسلامی در نظر دوراندیش ایشان، جایگاه ممتازی داشت و برای رسیدن به آن مقام از هیچ کوششی دریغ نکردند. در جنگ مشهور به ۱۲ روزه، در گفتوگویی با یکی از خبرگزاریها گفتم: «ناسپاسی است از نقش رهبر معظم انقلاب اسلامی در هدایت و پشتیبانی معنوی و تشویق هنرمندان این عرصه یاد نکنم. دیروز که گمان میشد دیگر روزگار موشک گذشته است، اما ایشان بودند که با درایت و هوشمندی از صنعت نوپای موشکی حمایت کردند و امروز اینگونه دنیا را به شگفتی واداشته است؛ در همان وقت نیز برای مرزبانی از هویت ملی با همان انگیزه، بلکه بیشتر، از ادبیات نوپای پایداری هم پشتیبانی کردند...»
اما یادداشت زیر مدتی پیش از شهادت معظمله به مناسبت دیدار احتمالی ایشان از نمایشگاه کتاب تهران نوشته شده بود که به علت برگزار نشدن آن دیدار منتشر نشد. اکنون که فرصتی برای انتشار آن پیش آمده، برایم سخت است افعال آن را از «حال» به «ماضی» تبدیل کنم؛ مگر نه این است که به حکم قرآن کریم، او زنده است و ما بازماندگان را از هر ترس و اندوهی بازمیدارد و به آینده درخشان بشارت میدهد!
مرزبانی با اهمیت بالا
هنوز یکی دو سالی از عمر دفتر ادبیات مقاومت حوزه هنری نمیگذشت، هنوز این دفتر در دو اتاقک فلزی (کانکس) در حاشیه حیاط حوزه هنری بود، هنوز نویسندگان این دفتر نوقلم به حساب میآمدند و کتابهایش به زعم بعضیها جزوه محسوب میشدند(!) و... ناگهان یک روز خبر رسید از دفتر رهبری فاکسی به دفتر رئیس حوزه هنری ارسال شده است. آن فاکس نه یک صفحه، نه دو صفحه، بلکه دهها صفحه تصویری بود از یادداشتهای رهبر معظم انقلاب اسلامی به کتابهای منتشر شده این دفتر. اتفاقی بود بیسابقه. مخصوصاً کسانی که از سلیقه مشکلپسند ایشان در حوزه ادبیات، به ویژه در ادبیات داستانی و رمان اطلاع داشتند، متحیر بودند چطور میشود کسی که در نگاه باریکبینش لغزشهای لطیف بعضی از قلعههای رمان جهان پنهان نمانده، امروز به تشویق نوقلمانی پرداخته است که تا رسیدن به نقطه مطلوب فرسنگها فاصله دارند؟
بگذریم؛ در پرتو همین توجهات معظمله بود که آن نهال تُردی که در حاشیه حیاط حوزه هنری غرس شده بود از گزند باد و توفان مصون ماند و از آفت زمانه جان به سلامت برد و بالید و بالید تا رسید به امروز که درخت تنومندی گشته است در باغ و گلستان ادبیات و هنر ایران. درختی که میوههایش کامهای زیباپسند را شیرین و شیرینتر میکند و حتی رایحهاش از مرزها فراتر رفته است؛ «أصلُها ثابِتٌ وَ فَرعُها فِی السَّماءِ تُؤتِی أُکُلَها کُلَّ حِینٍ بِإِذنِ رَبِّها...»[۱]
در اردیبهشت ۹۲ بود که اهالی دفتر ادبیات مقاومت حوزه هنری تجدید عهدی دوباره با ایشان داشتند؛ دیداری بسیار صمیمی که علاقهمندان میتوانند حاشیهنگاشت آن را در سایت Khamenei.ir با نام «سجده شکر» مطالعه کنند. در این جلسه بود که رهبری پرده از راز آن توجهات برداشتند و به موردی اشاره کردند که کمتر مورد توجه دیگران قرار گرفته بود. فرمودند:
«شما ظرفیت برآمده از انقلاب را مورد توجه قرار دادید در برابر جمعی که انقلاب را بایکوت کردند. روشنفکرانی که اهل ادبیات و شعر و... بودند، در تصمیمی نگفته و ننوشته بنا گذاشتند انقلاب و بعد جنگ را ندیده و مکتوم بگذارند. کارهای شما یک ادعانامه تاریخی است در برابر سکوت آنها. جریانهای معاند با کارهای شما باید به تاریخ جواب بدهند. اینها میخواستند نگویند تا اینجور به چشم بیاید که انگار اصلاً اتفاقی نیفتاده.»[۲]
جنگ آزمایشگاه علوم انسانی است. در میدان جنگ و برهم خوردن آرامش و آسایش روزمره است که فضایل و رذایل یک ملت به نمایش درمیآید و جنگ تحمیلی بر ما نیز خارج از این قاعده نبود. بعضیها معتقدند با ظهور انقلاب اسلامی ملت ایران دارای هویت دیگری شدند و از آن به عنوان «هویت انقلابی مردم ایران» یاد میکنند؛ اما دیگرانی هم هستند که عقیده دارند این هویت چیز جدیدی نیست، بلکه از سالیان متمادی در رگ و ریشه ایرانی مؤمن و یکتاپرست به طور بالقوه بوده است، اما فرصت بروز پیدا نکرده بود و مانند کوه آتشفشانی خاموش بود که قرنها گذشت تا در این مقطع از تاریخ، زمینه فعالیتش فراهم شد و فوران کرد و شد انقلاب اسلامی. بنابراین آتشفشان یعنی جاری شدن گذشته در زمان حال: «انقلاب اسلامی، خیزشی آتشفشانگونه (بود) که همه چیز را از اعماق ناهوشیار وجدان جمعی ایرانیان به عرصه عینیت کشید؛ آشکارشدگی ناخودآگاهِ هستی پنهانِ قومی.»[۳]
در هر صورت با وقوع انقلاب اسلامی تمام فضایل ایرانی و بلکه به عبارت دقیقتر «روح ایرانی» به نمایش درآمد و عرصه هشت ساله دفاع مقدس فرصتی بود برای این نمایش. نمایشی از ایمان مردم ایران به خداوند و جهاد در راه او و پایداری تحسینبرانگیزشان در آن و نیز ایثار و خودگذشتگی در برابر همنوع خود، چنان شگفتانگیز که هرگز در تاریخ ایران سابقه نداشته است. همه اینها را مردم ایران در آن هشت سال فراوان دیده بودند و برایشان امری معمول و رایج بود؛ اما اگر این واقعیتهای افتخارآمیز به شکل روایت درنمیآمد، بسیار محتمل بود به مرور فراموش شود و یا از اصل و اساس خود تهی گردد و منحرف شود که در حوادث بعد از پایان جنگ، چنین زمینههایی فراهم آمد. لذا به اعتقاد رهبر معظم انقلاب اسلامی، وقوع جنگ که توسط دشمنان برای به فراموشی سپردن آرمانها و شعارهای انقلاب طراحی شده بود، موجب تثبیت انقلاب اسلامی شد[۴] و برای همین معظمله ثبت و ضبط خاطرات دوره دفاع مقدس را «نوعی مرزبانی با یک اهمیت بالا میدانند.»[۵]
لذا ایشان از این خاطرات به عنوان یک «گنجینه باارزش و بیبدیل» و بلکه «سرمایه» برای ملت ایران نام میبرند و تأکید میکنند: «در روایت دفاع مقدس باید روح و عظمت پیام این دفاع خودش را نشان بدهد. این دفاع مقدس در مجموع، یک روح واحد و یک زبان واحد و یک پیام واحدی دارد؛ این باید منعکس بشود؛ آن پیام و روح، روح ایمان است، روح ایثار است، روح دلدادگی است، روح مجاهدت است، پیام شکستناپذیری ملتی است که نوجوانهایش هم مثل جوانها و مثل مردهای میانسال و مثل پیرمردها با شوق و ذوق میروند داخل میدان و میجنگند؛ این خیلی مهم است.»[۶]
ایشان یکی از کارکردهای ادبیات دفاع مقدس و رساندن پیام شهیدان را که در این ادبیات سرشار است، «زدودن ترس و ناامیدی» و «ایجاد بهجت و نشاط» در جامعه میدانند. لذا با اشاره به آیه قرآن[۷] در این زمینه، میفرمایند: «امروز هم پیام شهیدان اگر به گوش ما برسد، از ما خوف را و حزن را برطرف خواهد کرد. آنهایی که دچار خوفند، آنهایی که دچار حزنند، این پیام را نمیگیرند، نمیشنوند، والا اگر صدای شهیدان را بشنویم، خوف و حزن ما هم محو خواهد شد به برکت صدای شهیدان؛ این حزن و خوف ما را از بین خواهد برد و بهجت و شجاعت و اقدام را برای ما به ارمغان خواهد آورد.»
خوشبختانه ما در روایت دفاع مقدس و جنگ تحمیلی به یک ادبیات کاملاً بومی و برآمده از سنتهای ادبی، هنری و ارزشهای عرفانی و حکمی خودمان دست یافتهایم و اگر بنا بود بنیانگذاران و راویان این حوزه هم مانند بعضی از حوزههای علوم انسانی و ادبی و هنری متأثر از بیگانگان باشند، بیشک تمامی افتخارات ملت را تبدیل میکردند به سرافکندگی و آرمانباختگی. لذا معظمله با توجه به این واقعیت تاریخی است که در دیدار با دستاندرکاران دفتر ادبیات مقاومت حوزه هنری میفرمایند:
«شما با این کارها کشور را از کارهای وارداتی در حوزه جنگ و انقلاب مستغنی کردید. تولید محتوا کردید؛ برعکس جریان روشنفکری که همه کارهایش مبتنی بر ترجمه است، حتی وقتی تاریخ ایران مینویسند! شما این سنت غلط را به هم زدید.»[۸]
باید با دریغ گفت دانشگاههای ما آنطور که باید در واکاوی و تفسیر این ادبیات ناب بومی اقدامی نکردهاند و بلکه در معرفی ارزشهای بالای ادبی و هنری این آثار کوتاهی کردهاند که امید است جبران مافات شود. واقعیت این است ادبیات دفاع مقدس که برآمده از سنتهای ادبی و هنری اصیل ایرانی است، ادبیاتی است خودی و مبتنی بر همان عناصری که ریشه در ناخودآگاه این ملت دارد؛ به ویژه این آثار سرشار از سه عنصر اساسی ادبیات ایرانی اسلامی، یعنی «حماسه»، «عشق» و «عرفان» هستند. لذا این استقبال بیمانند از آن، از سوی مخاطبان، امری تصادفی و یا به علت هیجان و تبلیغات نیست که بعضیها برای سادهانگاری مسئله و فرار از پاسخ میگویند. بنده بر آنم اگر بنا باشد روزی ادبیات معاصر ایران در جهان جایگاه شایسته خودش را پیدا کند، تنها از مسیر ادبیات پایداری ما خواهد بود؛ ادبیاتی که آینه صادق فضایل و حکمتهای سبک زیست این ملت شریف است.
در پایان باید اشاره کرد رهبر معظم انقلاب علیرغم تمجید و سپاس از «این کار طولانی و مستمر» که منجر به «یک حرکت عظیم فرهنگی در مملکت» شده است، این را کافی نمیدانند و بلکه انتظار صد برابری فعالیت در این حوزه را دارند و اضافه میکنند: «اینکه میگویم صد برابر، بنده معمولاً اهل مبالغهگویی نیستم؛ به معنای واقعی کلمه آنچه امروز دارد انجام میگیرد در زمینه ادبیات جنگ، ادبیات مقدس و کارهای هنریای که روی دفاع مقدس میشود و کارهای ادبیاتی که روی دفاع مقدس میشود، باید صد برابر بشود؛ آن وقت میتوانیم در این زمینه احساس توفیق بکنیم.» و هشدار میدهند: «اگر چنانچه شما امروز به جمعآوری و افزودن بر سرمایه خاطرات جنگ رو نیاورید، دشمن میدان را از شما خواهد گرفت؛ این یک خطر است؛ من دارم به شما میگویم. جنگ را شما روایت کنید که خودتان در جنگ بودهاید؛ اگر شما جنگ را روایت نکردید، دشمن جنگ را روایت خواهد کرد آنطور که دلش میخواهد.»[۹]
پینوشتها:
[۱] سوره ابراهیم، آیه ۲۴
[۲] «سجده شکر»، حاشیهنوشت دیدار روز ۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۲
[۳] «انقلاب ۵۷ و انکشاف فلسفه تاریخ ایران» (ص ۱۶۸)، دکتر سیدجواد طاهایی، سوره مهر
[۴] بیانات در دیدار با عدهای از پیشکسوتان انقلاب اسلامی در یکی از گعدههای شبجمعه در بهمن ۹۴
[۵] بیانات در مراسم شب خاطره در ۴ مهر ۹۷
[۶] بیانات در مراسم شب خاطره در ۴ مهر ۹۷
[۷] سوره مبارکه آلعمران، آیه ۱۷۰
[۸] «سجده شکر»، حاشیهنوشت دیدار روز ۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۲
[۹] بیانات در مراسم شب خاطره در ۴ مهر ۹۷