آینده؛ استمرار امانت
اندیشه سیاسی ۱۴۰۵/۰۷/۰۹

آینده؛ استمرار امانت

به گزارش روابط عمومی پژوهشگاه علوم و معارف انقلاب اسلامی، کتاب «بر مدار میراث؛ روایت استمرار امانت» که به همت پژوهشگاه علوم و معارف انقلاب اسلامی و دانشگاه امام صادق(ع) منتشر شده، مجموعه‌ای از آثار و جستارهای میان‌رشته‌ای است که با محوریت نسبت میان سه مفهوم «امامت»، «میراث» و «استمرار» تدوین شده است. نویسندگان این مجموعه با بهره‌گیری از رویکردهای الهیاتی، تاریخی، اجتماعی و فرهنگی، به بررسی چگونگی تداوم یک حقیقت تاریخی پس از شهادت امام شهید، حضرت آیت الله العظمی سید علی خامنه‌ای و نحوه حضور آن در حافظه و حیات اجتماعی جامعه پرداخته‌اند.

در کتاب «بر مدار میراث؛ روایت استمرار امانت» ، علیرضا افضلی، استادیار معارف اسلامی و مدیریت دانشگاه امام صادق(ع)، و محمدرضا مهدوی هزاوه، دانشجوی دکتری آینده‌پژوهی دانشکده معارف اسلامی و مدیریت دانشگاه امام صادق(ع)، در مقاله «آینده؛ استمرار امانت» نسبت میان آینده‌پژوهی و حرکت تمدنی تشیع را بررسی می‌کنند.
نویسندگان با طرح مفهوم «آینده به‌مثابه امانت»، آینده را صرفاً موضوعی برای پیش‌بینی و طراحی نمی‌دانند، بلکه آن را میراثی می‌دانند که از گذشتگان به نسل حاضر رسیده و باید به آیندگان سپرده شود.
در این چارچوب، «عاشورا»، «مقاومت» و «امت» سه مفهوم محوری مقاله‌اند و ایدئولوژی مقاومت به‌عنوان سرمایه‌ای تاریخی و تمدنی، در مسیر تحقق آینده موعود بازخوانی می‌شود.

در ادامه، مقاله سیر انتقال این «امانت» را از عاشورا تا انقلاب اسلامی دنبال می‌کند و انقلاب اسلامی را نقطه عطفی در نهادینه‌شدن ایدئولوژی مقاومت در عصر حاضر می‌داند.
نویسندگان با اشاره به جنگ تحمیلی، رحلت امام خمینی، حوادث کوی دانشگاه، فتنه ۸۸ و شهادت سردار سلیمانی، این رخدادها را آزمون‌هایی برای استمرار و افزایش ظرفیت امانت‌داری امت تحلیل می‌کنند.
در این روایت، نقش رهبر شهید در هدایت این مسیر و حرکت از «ولایت‌مداری مبتنی بر شخص» به «ولایت‌مداری نهادی» و انتقال امانت به ساختارهای پایدار مورد تأکید قرار می‌گیرد.

بخش پایانی مقاله به شهادت رهبر شهید، تشییع ایشان و پیام رهبر معظم انقلاب اسلامی اختصاص دارد و عبارت «ما باشیم یا نباشیم» را نشانه گسست استمرار از اشخاص می‌داند.
از نگاه نویسندگان، این مرحله نشان می‌دهد که امانت مقاومت نباید به وجود یک فرد وابسته بماند، بلکه باید از طریق حافظه تمدنی، نهادها و کنش تاریخی امت استمرار پیدا کند.
مقاله در نهایت، «امت» را امانتدار آینده معرفی کرده و افق این استمرار را در حرکت به سوی تمدن مهدوی ترسیم می‌کند؛ آینده‌ای که از منظر مقاله، نیازمند انتقال و بازآفرینی فعال میراث مقاومت برای نسل‌های بعد است.

مشروح این مقاله را در ادامه بخوانید:

آینده؛ استمرار امانت
علیرضا افضلی
استادیار معارف اسلامی و مدیریت، دانشگاه امام صادق(علیه‌السلام)
محمدرضا مهدوی هزاوه
دانشجوی دکتری آینده‌پژوهی، دانشکده معارف اسلامی و مدیریت، دانشگاه امام صادق(علیه‌السلام)


مقدمه: تأملی در نسبت انسان با آینده در افق تمدنی تشیع
آینده‌پژوهی در معنای متعارف خود، دانش «شناخت، توصیف، ترسیم و شکل‌دهی به آینده زندگی بشر در ابعاد و زمینه‌های گوناگون» تعریف شده است (Bell, 2003). این تعریف، هرچند از حیث روش‌شناختی غنی است، ولیکن پرسشی بنیادین را بی‌پاسخ می‌گذارد و آن، اینکه «آیا آینده، صرفاً افقی برای پیش‌بینی و ساخت است، یا امانتی است که در مسیر حرکت تاریخ، به‌دست ما رسیده و باید به آیندگان سپرده شود؟» «آینده‌پژوهی تمدنی» مبتنی بر جهان‌بینی اسلامی، این پرسش را نقطه عزیمت خود قرار داده و در پی دریافت، استمرار و انتقال امانتی است که در طول تاریخ خلقت، از نسلی به نسل دیگر منتقل شده است. این جابه‌جایی در نسبت انسان با آینده، یعنی از نقش سازنده آینده به امانتداری که آینده را از گذشتگان به ارث برده و به آیندگان می‌سپارد، بنیانی است برای بازتعریف ماهیت آینده‌پژوهی تمدنی.
این نوع نگاه، در ادبیات آینده‌پژوهی معاصر، ریشه در تأملاتی دارد که مفهوم «تصویرِ آینده » را به‌مثابه نیرویی محرک در تاریخ جوامع معرفی کرده‌اند. فرد پولاک در اثر کلاسیک خود با همین عنوان، استدلال می‌کند که تصویرهای آینده همچون آرمان‌شهرها، رؤیاها و مخاطراتی که یک جامعه درباره آینده خود می‌پروراند، نه صرفاً پیش‌بینی، بلکه علت حرکت تاریخی و تمدنی جوامع هستند (Polak, 1973). یک تمدن تا هنگامی زنده است که تصویر آینده‌اش زنده باشد و هنگامی که این تصویر بمیرد، تمدن نیز رو به زوال می‌گذارد. آینده در اندیشه اسلامی نه یک وضعیت محتمل، بلکه امانتی الهی است که مبتنی بر سنت‌های الهی، از مجرای حافظه تمدنی، نهاد ولایت و کنش تاریخی امت، در جهت تحقق افق تمدن موعود مهدوی تبلور می‌یابد. از این‌رو، آینده‌پژوهی تمدنی بیش از آنکه دانشی برای پیش‌بینی آینده باشد، دانشی برای امانت‌داری، بازآفرینی و استمرار آینده در سایه زیست اجتماعی امت است.
پژوهشگران معاصر بر این باورند که انقلاب اسلامی به جهت برخورداری از ماهیت دینی، ظرفیت‌های تمدنی، بصیرت مردمی، وجود شخصیت‌های سیاسی مذهبی راهبر، گام‌های مؤثری در مسیر تمدن‌سازی نوین، متناسب با ساخت و بافت ذهنی و عینی اسلام و ایران برداشته و چشم‌انداز آینده آن را نیز هموار نموده است (عباس‌تبار مقری، ۱۴۰۰)؛ اما این چشم‌انداز، بدون درکی روشن از استمرار مسیر تاریخی و سازوکارهای انتقال امانت، ناقص خواهد ماند. از این‌رو، ضرورت دارد تا نسبت میان «امانت»، «میراث» و «استمرار» را در افق تمدنی شیعه واکاوی نموده و نشان داد که چگونه یک سرمایه تاریخی که در اینجا ایدئولوژی مقاومت است، می‌تواند در ساحت‌های مختلف حیات جمعی، بازتولید شده و به میراثی زنده برای نسل‌های آینده بدل گردد. چنان‌که در اندیشه رهبر شهید، «برقراری حکومت مهدوی و رسیدن به فرج نهایی که همان عدالت کامل است، بر اساس طبیعت عالم و حرکت طبیعی عالم به سمت صلاح و خیر است» (پایگاه اطلاع‌رسانی حوزه، ۱۳۹۹). همچنین، «انتظار فرج همواره عاملی مؤثر برای تحرک‌آفرینی در جامعه شیعه بوده است تا در برابر مشکلات و موانع، خوف و حزنی نداشته و زمینه‌ساز مقدمات نهضت امام قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف باشد» (پایگاه اطلاع‌رسانی حوزه، ۱۳۹۹).
با این‌حال، مسئله‌ این نوشتار فراتر از یک روایت تاریخی ساده است. پرسش بنیادین آن، این است که «چگونه یک ایدئولوژی تاریخی یعنی مقاومت، می‌تواند از سطح یک واقعه مقطعی، به سطح یک کهن‌الگوی تمدنی ارتقا یافته و در قالب «امانت»، از نسلی به نسل دیگر منتقل شده و سرانجام به «پیشران» تحقق یک تمدن آینده تبدیل گردد؟» این پرسش، در نقطه تلاقی الهیات، تاریخ و آینده‌پژوهی قرار دارد. در این نوشتار، «عاشورا» به‌مثابه یک الگوی تام، «مقاومت» به‌مثابه یک ایدئولوژی تمدنی و «امت» به‌مثابه برعهده‌گیرنده این امانت، در کانون این تحلیل قرار می‌گیرند.
«آینده به‌مثابه امانت» گزاره محوری‌ است که سیر تمدنی تشیع را از عاشورا تا شهادت رهبر انقلاب و از شهادت ایشان تا افق تمدن مهدوی، به یکدیگر پیوند می‌زند. این نوشتار در پی آن است که با تکیه بر آموزه‌های اسلامی و نیز مبتنی بر آینده‌پژوهی تمدنی، این سیر را به‌مثابه یک پیوستار تاریخی واحد تحلیل کند و نشان دهد که چگونه ایدئولوژی مقاومت، به‌مثابه جوهره حرکت تشیع در هر دوره، صورتی تازه یافته و درنهایت، به امانتی در دست امت تبدیل شده است تا آن را تا افق تمدن مهدوی استمرار بخشند. ریچارد اسلاتر بر این نکته تأکید دارد که آینده‌پژوهی اصیل، نمی‌تواند خود را به روش‌های کمی و پیش‌بینی‌های فنی محدود کند بلکه نیازمند درک عمیق نظام‌های معنایی و حافظه جمعی جوامع است (Slaughter, 1996). نوشتار حاضر، در امتداد این نگاه، در پی کشف نظام معنایی‌ است که در طول تاریخ تشیع، ایدئولوژی مقاومت را به‌مثابه یک «حافظه تمدنی» بازتولید کرده است.
ضرورت پرداختن به این بحث، از آنجا ناشی می‌شود که جوامع بشری در عصر کنونی، با بحرانی عمیق در معنای آینده مواجه‌ هستند. آینده، در نگاه سکولار، یا به افقی برای پیش‌بینی روندهای مادی فروکاسته شده، و یا آنکه به عرصه‌ای برای طراحی تکنوکراتیک فارغ از ارزش‌ها تبدیل گشته است؛ اما در نگاه الهیاتی و تمدنی، آینده نه صرفاً برساخته‌ای انسانی، بلکه امانتی الهی است که انسان به‌عنوان «خلیفةالله» در زمین، مسئولیت حفظ و انتقال آن را بر عهده دارد. این امانت، همان ایدئولوژی مقاومت است که در قالب هدایت ولایت و امامت، از نسلی به نسل دیگر منتقل شده و در هر عصر، با توجه به مقتضیات زمان، صورتی تازه یافته است. گاهی صلح را منجر شده و گاهی به مسیر شهادت خونین منجر گشته است.
پژوهش‌های معاصر در زمینه آینده‌پژوهی اسلامی، نشان می‌دهد که تفکر آینده‌نگرانه، پایه‌ای عمیق در اسلام دارد» و «بازسازی تمدن اسلامی آینده، نیازمند احیای طرز تفکر امت و کنش امروزین آن است ( Mohamad Ali et al., 2024) و Sardar,1988:11)). همچنین، مشارکت فعال جوامع مسلمان در آینده‌پژوهی، ظرفیت عظیمی برای بهبود جامعه در تمام سطوح دارد، چراکه حاوی مبانی اخلاقی است که می‌تواند به‌طور بالقوه به دانش عمومی آینده‌پژوهی کمک کند و ابزاری توانمند برای سوادآموزی توده‌های مسلمان در جهت تحقق رفاه مشترک و بهزیستی اجتماعی شود (Mohamad Ali et al., 2021). 
بنابراین، سیر تمدنی تشیع را می‌توان به‌مثابه سلوکی اجتماعی و رو به رشد تعریف کرد که در آن، امت با عبور از مراحل و چالش‌های گوناگون بصیرت‌افزایی و آزمون‌های الهی، به‌تدریج به سطحی از آگاهی و توانمندی می‌رسد که بتواند امانت را از دست رهبری دریافت کرده و آن را تا افق تمدن موعود مهدوی استمرار بخشیده و حفاظت نماید. این سیر، نه یک حرکت خطی صرف، بلکه حرکت صعودی رو به رشد و اعتلاست که در هر مرحله، سبب می‌شود، امت به درجه بالاتری از فهم مسئولیت خویش نائل می‌شود.
از عاشورا تا انقلاب اسلامی: نهادینه‌سازی ایدئولوژی مقاومت در امتداد تاریخ
نهضت عاشورا در سال ۶۱ قمری به‌مثابه بنیان ایدئولوژیک تشیع و نقطه عزیمت «تصویر آینده‌ای» است که در آن، عدالت بر ظلم پیروز می‌شود. حضرت سیدالشهدا علیه‌السلام با قیام خونین خود در برابر طاغوت زمان، این تصویر را در قالب یک کنش عینی تاریخی به نمایش گذاشت و بدین‌ترتیب، نقطه آغاز یک «مسیرِ تمدنی » را ترسیم نمود. مسیری که در آن، مقاومت به‌عنوان یک «ایدئولوژی تمدنی»، در طول تاریخ بازتولید شده و هر بار در قالبی جدید ظاهر گشته است. درنتیجه واقعه کربلا به‌عنوان رویدادی مثالین از مبارزه و مقاومت در برابر بی‌عدالتی و ستم در طول تاریخ بازتفسیر شده و آیین‌ بزرگداشت عاشورا، از مناسکی صرفاً دینی برای رستگاری در آخرت، به نماد سیاسی مبارزه و مقاومت فعال جوامع شیعی در واقعیت تبدیل شده است (امینی، ۱۳۹۹). این تحول در معنای عاشورا، جوهره ایدئولوژیک حرکت تشیع را آشکار می‌سازد. تشیع، ایدئولوژی ایستادگی در برابر طاغوت است. ایستادگی‌ای که نه یک واکنش آنی، بلکه یک طرح تمدنی بلندمدت است که در آن، «تصویر آینده» یعنی جامعه عادلانه موعود، همواره به‌عنوان نقطه عزیمت مطلوب عمل می‌کند و در هر عصری، صورتی تازه می‌یابد تا در قالب «امانت» به نسل‌های بعدی منتقل شود.
قرآن کریم، این بنیان مقاومت را در سنت‌های الهی ریشه‌دار می‌سازد که آنها قواعد تغییر ناپذیری هستند که مسیر آینده را ترسیم می‌کنند. سنت‌هایی که از جمله آن‌ها، سنت نصرت مظلوم و خذلان ظالم است. عاشورا، تجلی عینی این سنت الهی در تاریخ است. امام حسین علیه‌السلام با قیام خود، این سنت را به کهن‌الگویی برای تمام اعصار تبدیل کرد. کهن‌الگویی که در هر عصر، به‌عنوان یک قانون تکوینی خلقت، امت را به ایستادگی در برابر طاغوت فرامی‌خواند تا تصویر آینده موعود را به تحقق نزدیک‌تر سازد. طبق سخن مشهور «کُلُّ یَوْمٍ عَاشُورَاءُ وَ کُلُّ أَرْضٍ کَرْبَلَاءُ» که هر روزی می‌تواند عاشورا و هر زمینی می‌تواند کربلا باشد، جهان‌شمولی ایدئولوژی مقاومت را به‌مثابه یک اصل تمدنی ترسیم می‌کند که در طول تاریخ، همواره به‌عنوان امانت از نسلی به نسل دیگر منتقل شده است.
پس از عاشورا، مسیر تشیع با استمرار امامت و ولایت، ایدئولوژی مقاومت را در طول تاریخ حفظ و منتقل نمود. در مکتب تشیع، ولایت فقیه استمرار منطقی و مشروع مسیر امامت در زمان غیبت محسوب می‌شود (خمینی، ۱۳۶۴). این استمرار به معنای بازآفرینی و حراست از ایدئولوژی مقاومت در هر عصر و زمانه است و تضمین می‌کند که این امانت هرگز از دست نرود و همیشه در دست امّتی باشد که خود را برای پذیرش آن آماده ساخته است. حدیث ثقلین که پیامبر اکرم(ص) فرمود: «إِنِّی تَارِکٌ فِیکُمُ الثَّقَلَیْنِ: کِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِی» (ابن بابویه، 1395، ج1: 236)، نیز بر استمرار همزمان قرآن و عترت در طول تاریخ تأکید دارد و نشان می‌دهد که استمرار ایدئولوژی مقاومت، بدون اتکا به این دو ثقل الهی، ناممکن است و آینده‌ای که بر پایه این استمرار شکل می‌گیرد، آینده‌ای است که در آن، تصویر موعود، هر روز به تحقق نزدیک‌تر می‌شود.
انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷، نقطه عطف تحقق ایدئولوژی مقاومت در عصر حاضر بود. این انقلاب، پیوند عمیق و عاشقانه خود را با نهضت عاشورای امام حسین علیه‌السلام به نمایش گذاشت (امینی، ۱۳۹۹). امام خمینی با تکیه بر این کهن‌الگوی حسینی، انقلاب را نه صرفاً به‌عنوان یک رویداد سیاسی، بلکه امتداد نهضت عاشورا در تاریخ معاصر تعریف نمود. پژوهشگران معاصر بر این باورند که چشم‌انداز و منتها الیه انقلاب اسلامی پس از گذشت چهار دهه از حیات خود، تمدن نوین اسلامی را ترسیم ساخته است. چراکه به جهت برخورداری از ماهیت دینی، ظرفیت‌های تمدنی، بینش مردمی، وجود شخصیت‌های سیاسی مذهبی راهبر، گام‌های مؤثری در مسیر تمدن‌سازی نوین متناسب با ساخت و بافت ذهنی و عینی اسلام و ایران برداشته شده و چشم‌انداز آینده آن هموار شده است (شاکری زواردهی و مولوی وردنجانی، ۱۳۹۷). انقلاب اسلامی، در این چهارچوب، احیای دوباره ایدئولوژی مقاومت در قالب یک نظام سیاسی بود که در آن، مقاومت در برابر ظلم و استکبار، به‌عنوان یک اصل راهبردی، نهادینه شده است. قرآن کریم، وعده نهایی این تحقق را در آیه «وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَیسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الْأَرْضِ» (سوره نور: آیه ۵۵) ترسیم کرده است. علامه طباطبائی در تفسیر این آیه، استخلاف را «جانشینی خدا در زمین» معنا می‌کند و تحقق آن را در گرو «ایمان و عمل صالح» می‌داند که «عدالت» از مصادیق بارز آن است (طباطبائی، 1417ق، ج15: 154). انقلاب اسلامی، گام بلندی در مسیر تحقق این وعده الهی بود و دلالت آینده‌پژوهانه آن در این است که مسیر تمدنی تشیع با تکیه بر سنت الهی استخلاف، به‌سوی آینده‌ای حرکت می‌کند که در آن امت صالح، وارث زمین خواهد شد. آینده‌ای که اکنون، در قالب «امانت» به دست همین امت سپرده شده است. نهادسازی مبتنی بر ارزش‌های اسلامی از مؤلفه‌های کلیدی تمدن‌سازی است و استمرار تمدنی، بدون نهادهای پایدار و فارغ از اشخاص، ناممکن است و این همان رازی است که در انتقال امانت از شخص امام به نهاد ولایت فقیه به عینیت پیوست.
از جنگ تحمیلی تا فتنه سال ۸۸: آزمون‌های صعود امت در مسیر استمرار
جنگ تحمیلی 8ساله نخستین آزمون بزرگ برای استمرار این ایدئولوژی پس از انقلاب اسلامی بود. ملت ایران با تکیه بر ارزش‌های مقاومت، در برابر تهاجم همه‌جانبه ایستادگی کرد و اثبات نمود که امانت مقاومت در شرایط سخت جنگی نیز پایدار می‌ماند. این جنگ، آزمونی برای سنجش تاب‌آوری ایدئولوژی مقاومت در برابر تهدیدات خارجی بود و نشان داد که هر مسیر تمدنی، نیازمند عبور از آزمون‌های سخت است تا بتواند به مقصد خود برسد و این آزمون‌ها در حقیقت، زمینه‌ساز ارتقای امت به سطحی بالاتر از امانت‌داری هستند. سنت الهی آزمون و ابتلا که قرآن کریم از آن با عبارت «أَحَسِبَ النَّاسُ أَنْ یتْرَكُوا أَنْ یقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لَا یفْتَنُونَ» (سوره عنکبوت: آیه ۲) یاد کرده است، در این جنگ به عینیت پیوست و نشان داد که ایمان و عمل صالح که شرط تحقق استخلاف است، می‌تواند در برابر سخت‌ترین آزمون‌ها نیز تاب‌آوری کند. این نخستین گام بلند امت در سیر صعودی بصیرت‌افزایی بود. گامی که در آن، ملت ایران از سطح یک جامعه انقلابی به سطح یک ملت مقاوم ارتقا یافت و خود را برای پذیرش امانت در سطوح بالاتر آماده ساخت.
سیر تمدنی تشیع، در نیمه خرداد ۱۳۶۸، به یکی از حسّاس‌ترین و بحرانی‌ترین نقطه تاریخ معاصر خود رسید. رحلت امام خمینی در ۱۴ خرداد، «امانت» را در حسّاس‌ترین مقطع ممکن در معرض آزمونی سخت قرار داد. مراسم تشییع حضرت امام(ره) در تهران با حضور بیش از ده میلیون نفر، نشان داد که امانتداری از شخص امام فراتر رفته و به سطح ملت ارتقا یافته است. در بحرانی‌ترین روزهای پس از رحلت امام(ره)، مجلس خبرگان رهبری شهید حضرت آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای را به‌عنوان رهبر جدید انقلاب اسلامی برگزید و بدین‌ترتیب، نخستین آزمون بزرگ «گسست استمرار از اشخاص» که پیش‌تر نیز با شهادت بزرگانی همچون شهید آیت‌الله بهشتی(ره) منجر به افزایش آمادگی مردم شده بود، با سربلندی پشت سر گذاشته شد. از این نقطه، ایدئولوژی مقاومت از «ولایت‌مداری مبتنی بر شخص امام(ره)» به «ولایت‌مداری نهادی» تبدیل شد و نظام جمهوری اسلامی، استقلال خود را از وجود شخصیت‌ها و بزرگان به اثبات رساند و بدین‌ترتیب، ساختار نهادی انتقال امانت، برای همیشه تثبیت شد. ملت در این مرحله، از سطح «پیروی از رهبر» به سطح «حفظ نظام ولایت» صعود نموده و نشان داد که امانتداری از شخص امام فراتر رفته و در ساختارهای نهادی نظام استمرار یافته است. استمراری که خود، پیش‌شرط انتقال امانت به نسل‌های آینده بود.
حادثه کوی دانشگاه در ۱۸ تیر ۱۳۷۸، نخستین آزمون جدّی داخلی استمرار انقلاب در دوران پس از جنگ بود و این فهم را برای ملت ایجاد نمود که تهدید، تنها منشأ خارجی ندارد و برای حفظ امانت، باید در برابر فتنه‌های داخلی نیز هوشیار بود. رهبر شهید در واکنش به این حادثه، بر ضرورت بصیرت و تشخیص حق از باطل در میان دانشجویان تأکید کردند (خامنه‌ای، ۱۳۷۸). از منظر تمدنی، حادثه کوی دانشگاه نقطه آغازین فاز جدیدی از آزمون‌های استمرار بود که در آن، تهدیدات، از جنس جنگ سخت، به تهدیدات نرم و فتنه‌های داخلی تغییر یافت و ملت، ناگزیر شد تا سطح بصیرت خود را برای تشخیص این تهدیدات جدید ارتقا دهد. فتنه سال ۸۸ نیز از نگاه رهبر شهید انقلاب، حادثه‌ای بود که کشور را تا «لب پرتگاه جنگ داخلی» پیش برد. فتنه‌ای که دشمن در آن امیدوار به براندازی نظام اسلامی شده بود (خامنه‌ای، ۱۳۹۲). ایشان این فتنه را «کودتای رنگی ناموفق» توصیف کردند (خامنه‌ای، ۱۳۹۲). اما حماسه ملت ایران در حفظ این امانت در تاریخ ۹ دی ۱۳۸۸، نقطه عطفی در بصیرت‌افزایی آنها و میثاق دوباره با ولایت بود. رهبر شهید در توصیف این حماسه فرمودند: «۹ دی یک نمونه‌ای بود از همان خصوصیتی که در خود انقلاب وجود داشت» (خامنه‌ای، ۱۳۹۰). این روز، آزمونی بزرگ برای سنجش امانتداری مردم در قبال ارزش‌های انقلاب بود. آزمونی که ملت ایران با سربلندی از آن بیرون آمد و نشان داد که امانت مقاومت در دستان ایشان، امانتی زنده و پویاست. ملت در این مرحله، از سطح «هوشیاری در برابر فتنه» به سطح «ایستادگی حماسی در برابر تهدید» صعود کرد و نشان داد که برای حفظ امانت، نه‌تنها بصیرت، بلکه شجاعت حضور نیز لازم است.
از شهادت شهید حاج قاسم سلیمانی تا شهادت رهبر انقلاب: اوج استمرار و واگذاری نهایی امانت
شهادت سردار حاج قاسم سلیمانی در ۱۳ دی ۱۳۹۸ نقطه عطفی در بصیرت‌افزایی و وحدت اینبار در سطح امت اسلامی بود. تشییع میلیونی ایشان در ایران و عراق که آوازه نامش، ایدئولوژی جهان شمول مقاومت را به گوش آزادگان عالم رسانیده بود، جلوه‌ای از امت واحد اسلامی را در پیش چشم جهانیان به نمایش گذاشت و نشان داد که کهن‌الگوی حسینی، همچنان در ناخودآگاه جمعی این امت زنده و کارآمد است و می‌تواند در شرایط بحرانی، به‌عنوان نیرویی برای بسیج کنشگری جمعی و ایجاد همبستگی عمل کند. رهبر شهید در پیام خود به مناسبت شهادت سردار، بر عهد استمرار تأکید فرمودند و تأکید کردند که «با رفتن او به حول و قوّه الهی کار او و راه او متوقّف و بسته نخواهد شد» (خامنه‌ای، ۱۳۹۸). شهادت آیت‌الله رئیسی در ۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۳ نیز آزمونی دیگر برای استمرار ایدئولوژی مقاومت بود و بار دیگر، ماهیت امانت‌دارانه مسئولیت‌های نظام را به رخ کشید و نشان داد که ارزش‌های انقلاب، فراتر از اشخاص، در نهادها و باورهای مردم استمرار می‌یابد. از منظر آینده‌پژوهی تمدنی، این شهادت‌ها آزمون‌هایی برای سنجش تاب‌آوری امت در برابر ترور و از دست دادن شخصیت‌های کلیدی بودند و دلالت آن‌ها برای آینده این است که مسیر تمدنی، از قربانی‌های بزرگ عبور می‌کند و هر قربانی، امت را به سطحی بالاتر از امانت‌داری ارتقا می‌دهد. در این مرحله، امت به سلاح «حفظ مکتب مقاومت» در جهت «حفظ نظام ولایت» مسلح شده و نشان داد که حتی با حذف فرماندهان و مدیران کلیدی، مسیر مقاومت همچنان ادامه خواهد یافت.
جنگ دوازده‌روزه در خرداد ۱۴۰۴، یکی دیگر از حسّاس‌ترین آزمون‌های استمرار ایدئولوژی مقاومت بود. رهبر شهید در تحلیلِ این جنگ فرمودند که «در جنگ ۱۲ روزه، برنامه‌ریزی ۲۰ ساله دشمن شکست خورد» (خامنه‌ای، 06/08/1404) و «ملت ایران بی‌تردید هم آمریکا و هم رژیم صهیونیستی را شکست داد» (همان). از سوی‌دیگر، اغتشاشات دی‌ماه ۱۴۰۴، با اندکی فاصله از جنگ دوازده‌روزه رخ داد و رهبر شهید در توصیفِ این رویداد، آن را فراتر از یک اغتشاش ساده دانسته و فرمودند: «عزیزان من! آنچه اتّفاق افتاد، یک «کودتا» بود که شکست خورد. اینجور نبود که فرض کنیم یک عدّه جوان یا غیر جوان در یک جایی عصبانی شدند، حرکتی کردند، اقدامی کردند، اعتراضی کردند یا اغتشاشی کردند؛ نه، بیش از این حرف‌ها بود؛ کودتا بود، منتها این کودتا زیر پای ملّت ایران له شد» (خامنه‌ای، 28/11/1404). این توصیف، نشان می‌دهد که اغتشاشات دی‌ماه ۱۴۰۴، نه یک اعتراض صرفاً اقتصادی که طرحی فراگیر برای براندازی بود که با بصیرت و ایستادگی خودجوش ملت ایران، ناکام ماند و امت، بار دیگر ثابت کرد که برای حفظ امانت، نه‌تنها بصیرت و شجاعت که همبستگی ملی فراگیر نیز ضروری بوده و چنان ارتقا یافته است که آماده انتقال «امانت» به گامی جلوتر است. امت در این مرحله نشان داد در آستانه آمادگی انتقال «امانت» به سطحی بالاتر قرار دارد.
جنگ رمضان ۱۴۰۴، نقطه اوج سیر تمدنی استمرار امانت در دست امت شیعه بود. در ۹ اسفند ۱۴۰۴، با حمله ناجوانمردانه تروریستی رژیم آمریکا و اسرائیل، حضرت آیت‌الله العظمی سیدعلی خامنه‌ای، رهبر شهید انقلاب، به آرزوی دیرینه خود رسیدند و عنصر مقاومت را به امت منتقل ساختند و امانت را به دست مردم سپردند. کما اینکه پیشتر به مبعوث شدن این مردم اشاره فرموده و به ظهور و حضور پیامبرگونه امت باور داشتند. پیام رهبری معظم انقلاب اسلامی حضرت آیت‌الله سیدمجتبی حسینی خامنه‌ای پس از مراسم تشییع ایشان، مبیّن جوهره محوری این سیر تمدنی است و گسست استمرار از اشخاص را آشکار می‌سازد.
پیام رهبر معظم انقلاب اسلامی ایران: عهد استمرار و گسست از شخص
در نقطه اوج این سیر تمدنی، پیام حضرت آیت‌الله سیدمجتبی حسینی خامنه‌ای، رهبر معظم انقلاب اسلامی، به مناسبت تشییع و تدفین «آقای شهید ایران» به‌عنوان یکی از مهم‌ترین اسناد این تحول تاریخی به‌مثابه حلقه نهایی تثبیت استمرار امانت عمل می‌کند. این پیام، نه‌تنها سوگ‌نامه‌ای بر فقدان رهبر شهید، بلکه بیانیه‌ای برای تعریف مجدد نسبت امت با آینده است. رهبر انقلاب در این پیام، ضمن قدردانی از حضور ده‌ها میلیونی مردم ایران و عراق در مراسم تشییع، خطاب به امام شهید امت تأکید می‌کنند:
«عهد می‌بندیم که انتقام خون پاک شما و همه‌ شهیدان این دو جنگ را از قاتلین جنایتکار و بی‌آبرو بگیریم. این انتقام، خواست ملّت ما است و به‌طور حتم باید صورت بگیرد. این جنایتکاران که فهرستی از صدر تا ذیلشان موجود است، آرزوی مرگی آرام و در بستر را با خود به گور خواهند برد. آنها باید بدانند که این امر، متوقّف بر وجود شخص من یا سایر مسئولان نیست. ما باشیم یا نباشیم، این مطلب محقّق خواهد شد و بزودی آحادی از آزادگان در سراسر دنیا، هر یک بخشی از این مأموریت الهی را انجام خواهند داد» (خامنه‌ای، ۱۴۰۵).
فراز «ما باشیم یا نباشیم»، گسست استمرار از اشخاص را آشکار می‌سازد. این جمله، عصاره تمام آزمون‌های تاریخی امت در طول سیر تمدنی تشیع است. استمرار امانت، به وجود افراد خاص وابسته نیست. به نهادینگی، حافظه جمعی و ساختارهای پایدار گره خورده است. اما این پیام، همچنین فراتر از یک تأکید نظری بر نهادینگی است. رهبر انقلاب با اشاره به اینکه «آحادی از آزادگان در سراسر دنیا هر یک بخشی از این مأموریت الهی را انجام خواهند داد»، افق امت را از مرزهای ملی و حتی عقیدتی به افق جهانی گسترش می‌دهند و بدین‌ترتیب، امانت را از سطح یک نظام سیاسی یا اعتقادی خاص، به سطح یک مسئولیت تمدنی فراملی ارتقا می‌دهند. این پیام، همچنین با تأکید بر «مکتب شما» و «طریق مستقیمی که شما ترسیم کردید»، بر استمرار محتوایی ایدئولوژی مقاومت تأکید می‌کند و نشان می‌دهد که آنچه باید استمرار یابد، نه نام یک شخص، بلکه راه و مکتب اوست. راهی که در آن، مقاومت در برابر ظلم، به‌عنوان یک اصل تمدنی، تعریف می‌شود. از این‌منظر، پیام رهبری، فراتر از واکنشی آنی به یک رویداد تاریخی، سند راهبردی استمرار یک مسیر تمدنی است. مسیری که در آن، امت، اکنون به‌عنوان امانتدار اصلی آینده، شناخته می‌شود.
تشییع میلیونی آقای شهید ایران: افق امت جهانی و تمدن مهدوی
تشییع میلیونی رهبر شهید، جلوهایی عینی‌تر از تحقق امت واحد اسلامی و تمایز بنیادین مفهوم «امت» از «ملت» بود. از منظر جامعه‌شناسی تاریخی، «ملت» مفهومی است مبتنی بر سرزمین، مرز، زبان و نژاد. اما «امت» بنا بر آموزه‌های قرآنی، جامعه‌ای مبتنی بر باور مشترک و هدف واحد است. علامه طباطبائی در تفسیر المیزان، «امت واحده» را جامعه‌ای می‌داند که «دین واحد» و «هدف واحد» دارند و خداوند را به یگانگی می‌پرستند (طباطبائی، 1417ق، ج2: 112). این نگاه، مرزهای جغرافیایی را در هم می‌شکند و امت را بر اساس «ولایت» و «ایمان» تعریف می‌کند، نه بر اساس «خاک» و «نژاد». این تمایز، در اندیشه سیاسی معاصر نیز بازتاب یافته است. چنان‌که والرشتاین در تحلیل نظام‌های جهانی نشان داده است، هویت‌های فراملی، همواره نیرویی در برابر نظم دولت‌ملت‌ها بوده‌اند (Wallerstein, 1974) و امت اسلامی، در این چهارچوب یک «هویت فراملی» است که بر اساس ایمان تعریف می‌شود و می‌تواند در برابر نظم سلطه‌گرانه دولت‌ملت‌ها، مقاومت کند. آینده‌پژوهی تمدن معاصر نشان می‌دهد که تفکر آینده‌نگرانه در اسلام دارای پیشینه‌ای عمیق است؛ به‌دلیل ماهیت جهانی مفاهیم اسلامی معرفت، روش‌های پرداختن به تغییرات تدریجی و قریب‌الوقوع، الهام‌بخشی دائمی آن به سوی تعالی و جامعه‌ای متعادل، و همچنین اخلاق اسلامی در آینده‌نگری (Mohamad Ali et al., 2024). رهبر انقلاب در پیام خود، آزادگان جهان را به‌عنوان عاملان تحقق انتقام الهی معرفی فرمودند و بدین‌ترتیب، افق امت را از مرزهای ملی به افق جهانی گسترش دادند. این تحول، دقیقاً همان چیزی است که در ادبیات آینده‌پژوهی، از آن به‌عنوان گذار از هویت‌های محلی به هویت‌های جهانی  یاد می‌شود (Dator, 2002) و دلالت آن برای آینده این است که امت مقاومت، در حال تبدیل شدن به یک هویت جهانی جدید است که بر اساس ایمان و عدالت تعریف شده و می‌تواند نظم موجود را به چالش کشیده و نظم نوین جهانی مدنظر رهبر شهید را برقرار نماید.
آینده‌پژوهی تمدنی در مکتب تشیع، نمی‌تواند از افق تمدن مهدوی غافل باشد. تمدن مهدوی، نه یک آرمان‌شهر انتزاعی، بلکه یک تصویر آینده  است که در طول تاریخ شیعه به‌عنوان پیشران کنش‌های جمعی عمل کرده است. فرد پولاک نشان داده است که تمدن‌ها بر اساس تصویرهای آینده‌ای که از خود می‌پرورانند، حرکت می‌کنند و هنگامی که این تصویرها ضعیف یا محو می‌شوند، تمدن‌ها رو به زوال می‌روند (Polak, 1973). در این چهارچوب، تصویر تمدن مهدوی، نیروی پیشران اصلی حرکت تمدنی تشیع در طول تاریخ بوده است. آموزه مهدویت بخشی مهم از اندیشۀ اسلامی است که می‌تواند از طریق ترسیم آینده‌ای دست‌یافتنی در شکل دادن به جوهره و روح حاکم بر تمدن جدید اسلامی، نقش‌آفرین باشد (چوپانی، ۱۴۰۴). از منظر آینده‌پژوهی اسلامی، بر اساس سنّت الهی استخلاف خاص و مبتنی بر احادیث شیعه در خصوص آینده، زنجیره طلایی خلافت به بزرگ حکمران تمدن اسلامی، یعنی مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف به‌عنوان متمّم و آخرین وارث از خانواده معصومین علیهم‌السلام خواهد رسید (چوپانی، ۱۴۰۴). در منظومه فکری رهبر شهید، برقراری حکومت مهدوی و رسیدن به فرج نهایی که همان عدالت کامل است، بر اساس طبیعت عالم و حرکت طبیعی عالم به سمت صلاح و خیر است و ایشان انتظار فرج را نه به معنای انفعال که به معنای تحرک‌آفرینی و زمینه‌سازی تعریف می‌کنند: «انتظار فرج همواره عاملی مؤثر برای تحرک‌آفرینی در جامعه شیعه بوده است؛ تا در برابر مشکلات و موانع، خوف و حزنی نداشته و زمینه‌ساز مقدمات نهضت امام قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف باشد» (پایگاه اطلاع‌رسانی حوزه، ۱۳۹۹). از این‌منظر، مقصد نهایی امانت، تمدن مهدوی است و امت با حرکت خود در مسیر تاریخ، این امانت را به سوی این مقصد هدایت می‌کند. در این چهارچوب، تمام سیر تمدنی تشیع از عاشورا تا انقلاب اسلامی و از آرمان مقاومت تا شهادت رهبری، حلقه‌هایی از یک زنجیره‌ هستند که همگی در مسیر زمینه‌سازی برای ظهور و تحقق تمدن مهدوی معنا می‌یابند. این نگاه، با رویکرد «مسیر وابسته » در ادبیات آینده‌پژوهی نیز همخوانی دارد. رویکردی که نشان می‌دهد چگونه انتخاب‌های گذشته، مسیرهای آینده را محدود یا هموار می‌سازند (North, 1990). مسیر تمدنی تشیع، با تبیین عاشورا به‌عنوان نقطه عزیمت، خود را در مسیری قرار داده است که در آن مقاومت نه‌تنها یک گزینه، بلکه یک سرنوشت تمدنی فراگیر است.
همان‌گونه که با واگذاری امانت به دست مردم، ملت مبعوث شکل گرفت، در بُعد تمدنی نیز امت مبعوث شکل می‌گیرد. امتی که نه فقط امانتدار گذشته که سردمدار حرکت و انتقال «امانت» به سوی آینده است. این امت با حرکت پیامبرگونه خود، یعنی دعوت به مبارزه با ظلم و اقامه عدالت از طریق خونخواهی امام شهید، در مسیر تحقق تمدن مهدوی گام برمی‌دارد. امت مبعوث، با انتظار فعال خود، نه‌تنها چشم به آینده دارد بلکه خود، سازنده آینده است و در این مسیر، مسئولیت میان‌نسلی  که از آن به‌عنوان یکی از اصول اخلاقی بنیادین یاد می‌شود (Slaughter, 1996)، به معنای واقعی خود تحقق می‌یابد. امت امروز، امانتدار آینده‌ای است که به نسل‌های بعد خواهد سپرد و این، مبیّن آن است که آینده در اندیشه اسلامی نه یک وضعیت محتمل، بلکه امانتی الهی است که از طریق سنت‌های الهی، حافظه تمدنی، با حمایت و رهبری نهاد ولایت و در کنار کنش تاریخی امت، به سوی افق تمدن مهدوی راه می‌یابد. ازاین‌رو، آینده‌پژوهی اسلامی بیش از آنکه دانشی برای پیش‌بینی آینده باشد، دانشی برای امانت‌داری، بازآفرینی و استمرار آینده در طول حیات اجتماعی امت است.
نتیجه‌گیری: امانت در دستان امت و افق تمدن مهدوی
در این نوشتار، سیر تمدنی تشیع از عاشورا تا شهادت رهبر انقلاب و تشییع و تدفین ایشان، نه به‌مثابه یک روایت تاریخی صرف، بلکه به‌مثابه تحلیلی از چگونگی شکل‌گیری، استمرار و تحول یک پیشران در طول تاریخ تبیین شد. این پیشران که در عاشورا به‌عنوان ایده بنیادین «مقاومت در برابر ظلم» متولد شد، در طول تاریخ شیعه، در قالب «امانت» از نسلی به نسل دیگر منتقل شد و در هر عصر، صورتی تازه یافت. آنچه در این سیر، به‌عنوان یک اصل ثابت تاریخی و یک کهن‌الگو عمل کرده است، کهن‌الگوی حسینی است که در آن، ایستادگی در برابر ظلم، به‌مثابه یک «وظیفه تمدنی» تعریف می‌شود.
این کهن‌الگو، در طول تاریخ، از طریق حافظه تمدنی  بازتولید شده است. حافظه تمدنی، چیزی فراتر از حافظه فردی یا جمعی صرف است. این حافظه دربرگیرنده مجموعه‌ای از روایت‌ها، نمادها، مناسک و نهادهایی است که یک تمدن، هویت خود را از طریق آن‌ها بازتولید می‌کند. تشیع، عاشورا، محرم، زیارت اربعین و ... همگی اجزایی از این حافظه تمدنی هستند که ایدئولوژی مقاومت را در طول تاریخ زنده نگه داشته‌اند. این حافظه، در مقاطع کلیدی تاریخ معاصر، از انقلاب اسلامی تا جنگ تحمیلی، از فتنه ۸۸ تا شهادت سردار سلیمانی و نهایتاً تا شهادت رهبر عظیم‌الشان انقلاب، فعال شده و به‌عنوان پیشرانی برای بسیج جمعی و ایجاد همبستگی عمل کرده است و بدین‌ترتیب، امانت آینده را از نسلی به نسل دیگر منتقل کرده است.
نکته کلیدی این تحلیل، آن است که این حافظه تمدنی، نه یک پدیده صرفاً گذشته‌نگر، بلکه یک نیروی پیشران آینده‌ساز است. آینده‌پژوهی تمدنی در این چهارچوب، وظیفه‌ای دوگانه دارد: از یک‌سو، خوانش سنت‌های الهی و کهن‌الگوهای تاریخی به‌مثابه چهارچوب شکل‌دهنده آینده، و از سوی‌دیگر، طراحی مسیرهای استمرار بر اساس این چهارچوب. در این نوشتار، نشان داده شد که چگونه ایدئولوژی مقاومت، به‌عنوان پیشران تحقق تمدن مهدوی عمل می‌کند. 
از این‌منظر، می‌توان گفت که سیر تمدنی تشیع، سلوکی اجتماعی و رو به رشد بوده است که در آن، امت به‌تدریج از سطح یک جامعه انقلابی به سطح امت مبعوث صعود کرده است. هر آزمون، هر فتنه و هر شهادت، حلقه‌های وصلی بوده برای این صعود. حلقه‌هایی که امت را از پیروی از رهبر و امام به حفظ نظام ولایت، از حفظ نظام ولایت به سلاح حفظ مکتب مقاومت مسلح نموده تا به شکست تهدید با حضور حماسی قادر باشد و نهایتاً از ملت به امت جهانی مقاومت ارتقا بیاید. اکنون، امت در یک نقطه عطف تاریخی در این سیر صعودی قرار دارد و امانت، در دستان اوست. 
قرآن کریم، افق نهایی این سیر را در آیه «وَنُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّه وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِینَ» (سوره قصص: آیه ۵) ترسیم کرده است. مستضعفان، همان امت مبعوثی هستند که اکنون امانت در دستان ایشان قرار گرفته است تا با حرکت پیامبرگونه خود، وارثان زمین شوند و تمدن موعود را تحقق بخشند. عزت مؤمنان که به تعبیر علامه طباطبائی، قوه‌ای است که انسان را بر انجام کارها توانا می‌سازد (طباطبائی، 1417، ج17: 22)، ثمره نهایی استمرار ایدئولوژی مقاومت است. عزتی که در سایه امانتداری فعال امت تحقق می‌یابد.
ملت ایران و امت اسلام، اکنون امانتداران آینده هستند. آینده، امانتی است در دست ایشان که باید با وفاداری به میراث، بصیرت تاریخی و بازآفرینی فعال آن در افق فردا، به نسل‌های آینده منتقل شود. این، همان «طریق مستقیمی» است که آقای شهید ایران ترسیم نمود و ما عهد بسته‌ایم که با استقامت بپیماییم. این، همان «امری» است که به فرموده رهبر معظم انقلاب، «متوقف بر وجود شخص من یا سایر مسئولان نیست». چرا که امانت، اکنون در دستان امت است و امت، با تکیه بر ایدئولوژی مقاومت، آن را تا تحقق وعده‌های الهی و افق تمدن مهدوی استمرار خواهد بخشید. 
آینده‌پژوهی تمدنی، در این چهارچوب، دیگر نه‌تنها یک دانش توصیفی، بلکه یک کنش امانت‌دارانه است؛ چهارچوبی برای حرکت بر مدار وعده‌های الهی و فعال‌سازی امکانات تحقق آن‌ها در هر عصر. در این مسیر، امت مبعوث نه‌تنها امانتدار گذشته، بلکه سازنده آینده و سردمدار تحقق تمدن مهدوی خواهد بود. مسئولیتی که اینک بر دوش امت اسلامی نهاده شده است تا با تکیه بر میراث مقاومت، تمدنی نوین بر پایه عدالت، عزت و معنویت بنا نهد و این امانت را به نسل‌های آینده بسپارد.
 

منابع
ابن بابویه، محمد بن علی (1395)، کمال الدین و تمام النعمه، تهران: اسلامیه
امینی، عاطفه (۱۳۹۹)، از انقلاب حسینی(ع) تا انقلاب خمینی - بررسی رابطۀ نهضت عاشورا و انقلاب اسلامی ایران از دیدگاه امام خمینی(ره). پژوهش‌های سیاسی و بین‌المللی، ۱۱(۴۲).
پایگاه اطلاع‌رسانی حوزه (۱۳۹۹)، ساخت تمدن نوین اسلامی بر پایه مفهوم انتظار. منبع: پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله خامنه‌ای.
چوپانی، یدالله (۱۴۰۴)، آینده‌پژوهی تمدّن نوین اسلامی با رویکرد گفتمان‌سازی و موانع آن. مشرق موعود، ۱۹(۷۶).
خامنه‌ای، سیدعلی (21/۴/1378)، بیانات در دیدار جمعی از دانشجویان مجروح حادثه کوی دانشگاه. پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله خامنه‌ای.
خامنه‌ای، سیدعلی (19/۱۰/1390)، بیانات در دیدار اعضای ستاد بزرگداشت ۹ دی. پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله خامنه‌ای.
خامنه‌ای، سیدعلی (5/۹/1392)، کودتای رنگی ناموفق. پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله خامنه‌ای.
خامنه‌ای، سیدعلی (13/۱۰/1398). پیام تسلیت به مناسبت شهادت سردار قاسم سلیمانی. پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله خامنه‌ای.
خامنه‌ای، سیدعلی (31/۲/1403). پیام تسلیت رهبر انقلاب اسلامی و اعلام عزای عمومی در پی درگذشت شهادت‌گونه رئیس‌جمهور و همراهان گرامی ایشان. پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله خامنه‌ای.
خامنه‌ای، سیدعلی (28/۱۱/1404). بیانات در دیدار مردم آذربایجان شرقی. پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله خامنه‌ای.
خامنه‌ای، سیدعلی (16/۴/1404). بیانات در دیدار مسئولان قوه قضائیه. پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله خامنه‌ای.
خامنه‌ای، سیدعلی (6/۸/1404). گفت‌وگوی تلویزیونی با ملت ایران. پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله خامنه‌ای.
خامنه‌ای، سیدمجتبی حسینی (20/۴/1405). پیام به مناسبت تشییع و تدفین امام شهید امت. پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای.
خمینی، سیدروح‌الله (۱۳۶۴). ولایت فقیه. تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی.
شاکری زواردهی، روح‌الله و مولوی وردنجانی، عیسی (۱۳۹۷)، آینده‌پژوهی انقلاب اسلامی و تحقق تمدن نوین دینی با تأکید بر اندیشه آیت‌الله خامنه‌ای. مطالعات انقلاب اسلامی، ۱۵(۵۵)، ۹۹-۱۲۰.
طباطبائی، سیدمحمدحسین (1417ق). المیزان فی تفسیر القرآن، بیروت، مؤسسه الاعلمی للمطبوعات. 
عباس‌تبار مقری، رحمت (۱۴۰۰). چشم‌انداز انقلاب اسلامی در تحقق تمدن نوین اسلامی - ایرانی. جامعه‌شناسی سیاسی انقلاب اسلامی، ۲(۱)، ۷-۲۲.

Bell, W. (2003), Foundations of Futures Studies: Volume 1: History, Purposes, and Knowledge. Routledge.
Dator, J. A. (Ed.). (2002), Advancing Futures: Futures Studies in Higher Education. Praeger.
Mohamad Ali, N., Alias, F., Abd Rahman Shah, H., Awang, M. N., & Abu-Mounes, R. (2024), The Conceptual Nexus between Islamic Foresight, Islamic Thought and the Shariah. Malaysian Journal of Syariah and Law, 12(1), 62-76.
Mohamad Ali, N., Hendun Abd. Rahman Shah, M. N. Awang, N. M. Ahmad, & Alias, F. (2021), Developing a Module for Islamic Foresight as a Tool for Shared Prosperity and Social Well-Being. Journal of Education and Social Sciences, 17(1).
North, D. C. (1990), Institutions, Institutional Change and Economic Performance. Cambridge University Press.
Polak, F. (1973), The Image of the Future. Elsevier Scientific Publishing Company.
Sardar, Z. (1988), The Future of Muslim Civilization, KualaLumpur,Pelanduk Publications.
Slaughter, R. A. (Ed.). (1996). New Thinking for a New Millennium: The Knowledge Base of Futures Studies. Routledge.
Wallerstein, I. (1974), The Modern World-System I: Capitalist Agriculture and the Origins of the European World-Economy in the Sixteenth Century. Academic Press.

 

اشتراک‌گذاری:

دیدگاه‌ها

اولین نفری باشید که دیدگاه ارسال می‌کنید.