از میدان علم تا میدان عزت؛ نخبگان و مدالآوران، روایت زنده ایران استوار
به گزارش روابط عمومی پزوهشگاه علوم و معارف انقلاب اسلامی، حضرت آیتالله سید مجتبی حسینی خامنهای، رهبر معظم انقلاب اسلامی، در پیامی به نخبگان و مدالآوران علمی و ورزشی در میادین جهانی با اشاره به نقش بیبدیل نخبگان و افتخارآفرینان نوجوان و جوان در عرصههای علمی و ورزشی، در تجلی امید و پیشرفت و نشاط در کشور، کلید «هرچه قویتر شدن ایران» را مرزشکنی علمی نخبگان دانستند و تأکید کردند: در چارچوب فراراهبرد «العلمُ سلطان»، پیشرفت کشور نیازمند یک خیزش علمی عمیق و شتابان است و مسئولان باید ضمن فراهم کردن زیرساختها و زمینههای این جهش علمی، از ظرفیتهای فردی و خرد جمعی نخبگان نیز بهرهگیری حداکثری داشته باشند.
مجتبی سلطانی احمدی، دانشیار دانشگاه پیامنور و مدیر گروه تاریخ پژوهشگاه علوم و معارف انقلاب اسلامی، در یادداشتی معتقد است دستاوردهای علمی و ورزشی جوانان، جلوهای از توانمندی ایران برای ایستادگی و پیشرفت در شرایط دشوار است.
او با تأکید بر نقش زیرساختهای علمی و آموزشی کشور، نخبگی را فراتر از مدال و رتبه دانسته و مسئولیتپذیری، ایثار و خدمت به جامعه را نیز از مصادیق آن معرفی میکند.
سلطانی احمدی پیوند علم با حل مسائل مردم، حمایت ساختاری از نخبگان، تقویت علوم پایه و توسعه فرصتهای برابر را ضروری میداند و تأکید میکند: ایران پیشرفته با بهکارگیری دانش در خدمت مردم، رفع موانع رشد استعدادها و مشارکت واقعی نخبگان در تصمیمسازیهای کشور ساخته میشود.
مشروح این یادداشت را در ادامه بخوانید:
از میدان علم تا میدان عزت؛ نخبگان و مدالآوران، روایت زنده ایران استوار
دکتر مجتبی سلطانی احمدی
دانشیار دانشگاه پیام نور و مدیر گروه تاریخ پژوشگاه علوم و معارف انقلاب اسلامی
گاهی یک مدال، فقط نشانِ برتری در یک رقابت نیست؛ میتواند در روزهای دشوار، نشانهای از توان ایستادن و امید بستن باشد. پیام راهبردی و گرانسنگ رهبر معظم انقلاب آیتالله سید مجتبی خامنهای به نخبگان، دانشمندان و مدالآوران علمی و ورزشی را نیز باید در چنین افقی خواند: دعوتی عمیق به خیزش علمی، تحقق شعار ریشهای «العلمُ سلطان» و مرزشکنی در مرزهای دانش، و همزمان یادآوری این حقیقت بنیادین که سرمایههای انسانی این مرزوبوم، در سایهٔ توکل، تلاش و فراهم بودن بستر مناسب شکوفایی، میتوانند در استحکام، اقتدار و سربلندی ایران نقشی سرنوشتساز ایفا کنند. این نوشتار و یادداشت تحلیلی، تلاشی است در راستای تبیین ابعاد عمیق، تمدنی و جامعهشناختی این پیام راهبردی و ارائه راهکارها و پیشنهادهای عملیاتی در جهت تحقق منویات معظمله و اعتلای جایگاه نخبگان در ساختار کشور.
باید با صراحت اذعان کرد که همین دستاوردهای درخشان علمی و ورزشی، بهرغم همهٔ تنگناها، چالشها و کارشکنیهای بیرونی، در گام نخست محصول ریشهها، زیرساختها، بنیانهای علمی، ورزشی و آموزشی نظام جمهوری اسلامی هستند؛ نهادها، دانشگاهها، مدارس استعدادهای درخشان و مراکز پژوهشی که با وجود برخی کاستیها و بروکراسیهای فرساینده، در بستر تاریخ انقلاب توانستهاند زمینهٔ پرورش و شکوفایی این استعدادهای ناب و کمنظیر را فراهم آورند. شناخت این ریشهها به ما کمک میکند تا با نگاهی منصفانه و واقعبینانه، ضمن قدردانی از زیرساختهای موجود، برای رفع نواقص، اصلاح ساختارهای آموزشی و پژوهشی و هموارسازی مسیر رشد نخبگان گامهای استوارتر و ساختارمندتری برداریم.
این معنای بلند هنگامی روشنتر و ملموستر میشود که دستاوردهای فاخر علمی و ورزشی جوانان عزیز را در بستر روزها و ماههایی ببینیم که ملت بزرگ ایران با آزمونهای سخت، تجاوزات آشکار دشمن، ناامنیها و سوگهای بزرگ روبهرو بوده است. در چنین شرایط حساس و نفسگیری، خبر موفقیت یک دانشآموز نخبه در المپیادهای جهانی یا درخشش افتخارآفرین یک ورزشکار در میادین بینالمللی، صرفاً یک خبر معمولی برای صفحه افتخارات ورزشی و علمی رسانهها نیست. این اخبار و رویدادهای امیدبخش میتوانند همچون پنجرهای رو به سوی فردایی روشن گشوده شوند؛ به آحاد مردم یادآوری کنند که چرخه حیات، پویایی، تلاش و بالندگی در این کشور متوقف نشده است و ایران اسلامی، با وجود همه رنجها، فشارها و دشواریها، از ژرفای توان ساختن، ایستادن و بالیدن برخوردار است. بدیهی است که افتخارآفرینی این نسل جوان و برومند، هرگز جایگزین سوگ و خونخواهی ملت نمیشود و رنجهای تحمیلشده بر جامعه را انکار نمیکند؛ اما در کنار آن، تزریقکننده نیرویی عظیم برای امید، خودباوری و ایستادگی ملی در برابر جبهه نومیدی است.
مدالآوران علمی کشور، بهویژه جوانان برومندی که در سختترین میدانهای رقابت در المپیادهای جهانی دانشآموزی و دانشجویی میدرخشند، با دستاورد بزرگ خود تصویری کاملاً واقعی، عینی و امیدبخش از ایران عزیز به جهانیان عرضه میکنند؛ تصویری اصیل که فرسنگها با روایت دروغین، مخدوش و مغرضانه دشمن از «ایران ضعیف، منزوی و شکننده» فاصله دارد. امپراتوری رسانهای غرب و نظام سلطه همواره میکوشد با ابزار جنگ روانی، تحریمهای ظالمانه و فشار همهجانبه، چشمانداز آینده را در دیدگاه ملت ایران تیره و تار سازد و توانمندیهای درونی کشور را نادیده بگیرد؛ اما فتح قلههای علمی توسط جوان ایرانی نشان میدهد که در دل همین سختیها و محدودیتها، ذهنهای پرتلاش، خلاق و بیدار پرورش مییابند که میتوانند در دشوارترین و پیچیدهترین میدانهای رقابت علمی در سطح جهان، پرچم ایران را به اهتزاز درآورند. البته طرح این افتخارات بههیچوجه به معنای نفی ضرورت نقد، اصلاح روشها یا رفع نواقص ساختاری نیست؛ بلکه باید این پیروزیها را به عنوان انگیزهای مضاعف برای اصلاح امور، تقویت نظام آموزشی و فراهم آوردن فرصتهای عادلانهتر برای شکوفایی تمام استعدادهای نهفته در سراسر کشور تلقی کرد.
در کنار افتخارآفرینیهای شگرف علمی، حضور فاخر و معنادار زنان و دختران ورزشکار ایرانی در میادین بینالمللی نیز واجد ابعاد عمیق فرهنگی، اجتماعی و تمدنی است. زنانی که در میدان سنگین رقابتهای جهانی با پوشش کامل، وقار و حجب و حیاء اسلامی ـ ایرانی حاضر میشوند و همزمان به بالاترین سکوهای قهرمانی و موفقیت ورزشی دست مییابند، تصویری روشن، بدیع و الهامبخش از امکان جمع میان توانمندی فردی، حضور فعال اجتماعی، هویت اصیل فرهنگی و پایبندی استوار به ارزشهای دینی و حجاب به نمایش میگذارند. این تصویر فاخر را نباید صرفاً به یک شعار تبلیغاتی یا کلیشهای رسانهای فروکاست؛ ارزش حقیقی آن برخاسته از کنش، اراده و دستاورد خود این بانوان ورزشکار است؛ زنانی که با تمرینات طاقتفرسا، انضباط آهنین و ارادهای پولادین برای رسیدن به سکوی افتخار تلاش میکنند و به دنیا ثابت مینمایند که موفقیت ورزشی و حفظ هویت دینی و فرهنگی، نه تنها در تقابل با یکدیگر نیستند، بلکه میتوانند مکمل و ضامن تعالی یکدیگر باشند. بااینحال، برای استمرار و تحکیم این الگوی متعالی، حمایتهای ساختاری از ورزش زنان اعم از توسعهٔ امکانات تمرینی استاندارد، دسترسی به مربیان تراز اول، پشتیبانی مالی مکفی و بازتاب شایسته دستاوردهایشان از سوی نهادهای متولی امری حیاتی و غیرقابلچشمپوشی است.
در این میان، بازتعریف مفهوم «نخبگی» بر اساس نگاه عمیق رهبر معظم انقلاب نیز از اهمیت بنیادینی برخوردار است. نخبگی نباید صرفاً در کسب رتبههای برتر کنکور، اخذ مدرک از دانشگاههای خاص یا ایستادن بر سکوی قهرمانی خلاصه شود. نامهای ماندگاری چون ریزعلی خواجوی و شهید علی لندی به یاد ما میآورند که بصیرت، مسئولیتپذیری اجتماعی، ایثار، شجاعت و فداکاری نیز از برجستهترین جلوههای نخبگی انسانی و ملیاند. نگاه اصیل و گسترده به نخبگی، گسترهای از آزمایشگاههای پیشرفته و میادین ورزشی تا کنش مسئولانه، همدلانه و متعهدانه در متن زندگی اجتماعی را دربرمیگیرد؛ بیآنکه ارزش و جایگاه هیچیک از این عرصهها نادیده گرفته شود. جامعهای که برای دانش، مهارت، اخلاق، خدمت به خلق و ایثار ارزش یکسانی قائل باشد، سرمایهٔ انسانی خود را در معنایی جامع، تمدنی و فراگیر بازمیشناسد.
بااینحال، ستایش علم و تکریم نخبگان زمانی به ثمر واقعی میرسد که نتایج ملموس پژوهشها و ایدهها، گرهی از مشکلات و مسائل واقعی زندگی مردم باز کند. علم و فناوری باید در بهبود عینی کیفیت آموزش و درمان عمومی، افزایش بهرهوری اقتصادی، مدیریت بهینه بحران آب و انرژی، پیشرفت همهجانبه کشاورزی، توسعه صنعت بومی و کاهش رنجها و دشواریهای روزمره زندگی مردم سهمی ملموس و اثرگذار داشته باشد. دستاوردهای سترگی نظیر فناوریهای کوانتومی و نانو، پیشرفتهای خیرهکننده در حوزهٔ سلولهای بنیادی و مهندسی پزشکی، ساخت تجهیزات پیشرفته درمانی، پرتاب ماهوارههای سنجشی و دستاوردهای چشمگیر در صنایع نیروگاهی و دفاعی، هنگامی به سرمایه راستین اجتماعی تبدیل میشوند که آثار شیرین و برکات عینی آنها در سفره و زندگی روزمرهٔ تکتک شهروندان احساس شود. مردم باید بتوانند پیوند میان سرمایهگذاری ملی در حوزه علم و دانش با ارتقای سطح رفاه و آسایش خود را با چشم سر لمس کنند.
از همینجاست که ضرورت توجه ویژه به علوم پایه به عنوان موتور محرک و شالودهٔ اصلی هرگونه پیشرفت فناورانه آشکار میگردد. رشتههای بنیادینی همچون ریاضیات، فیزیک، شیمی و زیستشناسی، زیربنای اصلی اکتشافات بزرگ و توسعه فناوریهای نوین هستند؛ اما متأسفانه در سالهای گذشته، کاهش نسبی اقبال جوانان و نخبگان به انتخاب این رشتههای کلیدی در دانشگاهها، زنگ خطری جدی است که نیازمند مداخله و تدبیر فوری مسئولان است. نمیتوان از نسل جوان توقع داشت بدون داشتن چشماندازی روشن از آینده، جوانی و عمر خود را پای پژوهش در علوم پایه بگذارند؛ در حالی که از امنیت شغلی، حمایت مالی و آیندهٔ تحصیلی مناسبی برخوردار نیستند. برقراری بورسیههای هدفمند ملی، اعطای حقوق و حمایتهای مکفی به دانشجویان مستعد علوم پایه، تجهیز کامل آزمایشگاهها و مراکز پژوهشی کشور، و ایجاد مسیرهای روشن و تضمینشده برای اشتغال این فارغالتحصیلان در دانشگاهها، پژوهشگاهها و صنایع راهبردی، از جمله الزامات غیرقابلانکاری است که باید در جهت تحقق منویات رهبر معظم انقلاب به سرعت عملیاتی شود.
پیوند میان دانشگاه و صنعت نیز باید از دایره شعارهای تکراری و فرمایشی خارج شده و به مرحله عمل و پیوندهای راهبردی بالغ گردد. اگر نظام دانشگاهی کشور همچنان به تولید مقالات انتزاعی دلخوش باشد و بخش صنعت نیز صرفاً به واردات فناوریهای آماده وابسته بماند، شکاف عمیق میان دانش و نیازهای واقعی جامعه پابرجا خواهد ماند. راهکار کلیدی برای ترمیم این فاصله، تعریف پروژههای کلان پژوهشی و پایاننامههای مسئلهمحور بر پایه چالشهای ملموس کشور، حضور فعال استادان و نخبگان در محیطهای صنعتی، اصلاح آییننامه ارتقای اعضای هیئت علمی بر مبنای گرهگشایی از مسائل کشور، و ایجاد بسترهای ارتباطی پایدار است. بحران فرونشست زمین، چالشهای ناترازی انرژی، مدیریت منابع آب، تأمین امنیت غذایی و کاهش آلودگی کلانشهرها، تنها نمونههایی از مسائل عینی هستند که حل پایدار آنها جز با همکاری متعهدانه و نظاممند میان دانشگاه، صنعت، دستگاههای اجرایی و جامعه میسر نخواهد شد.
نخبگان و پژوهشگران کشور نیز برای ماندن، پویایی و اثرگذاری حداکثری، تنها به تقدیرهای مقطعی و جوایز نمادین احتیاج ندارند؛ بلکه آنان باید با تمام وجود احساس کنند که دانش، تخصص و نظرات کارشناسیشان در فرآیند تصمیمسازیهای کلان کشور شنیده میشود و در سرنوشت کلان جامعه دارای سهمی واقعی و تأثیرگذار هستند. ایجاد شوراهای مشورتی تخصصی نخبگان در بدنهٔ وزارتخانهها و سازمانهای اجرایی، حمایت مالی و تسهیلگری در فرآیند تبدیل ایدههای نو به محصولات تجاری، و فراهم ساختن بستر گفتوگوی بیواسطه میان نسل جوان صاحباندیشه و مدیران ارشد کشور، از جمله راهکارهای ضروری برای تقویت این حس اثربخشی است. افزون بر این، سیاست حمایت از نخبگان باید از تمرکزگرایی در پایتخت رها شده و به تمامی استانها و مناطق گوناگون کشور تسری یابد تا هیچ استعداد درخشانی به دلیل دوری از مرکز، از دایره شکوفایی و حمایت محروم نماند.
در روزگار بحران، تقابل و آزمونهای سخت تاریخی، گاه تمامی میدانهای گوناگون و به ظاهر متفاوت در یک افق تمدنی مشترک به هم میرسند و معنای واحدی پیدا میکنند. مدالآور علمی در سنگر پژوهش و آزمایشگاه، ورزشکار غیور در میدان رقابتهای بینالمللی برای به اهتزاز درآوردن پرچم کشور، مردمی که با حضور متعهدانه، همبستگی و پشتیبانی بیدریغ از هستی و آیندهٔ میهن دفاع میکنند، و رزمندگان و مهندسان عزیزی که در پای پرتابگرهای موشک، صنایع دفاعی و سنگرهای حفظ امنیت این مرزوبوم جانفشانی میکنند، هر یک مسئولیتی متکثر اما همگرا بر دوش دارند؛ همگی سربازان واحد یک جبهه بزرگاند و در سمت کاملاً درست تاریخ برای عزت، استقلال و شرافت ایران ایستادهاند. این همافقی باشکوه به معنای یکسانسازی نقشها یا نادیده گرفتن تفاوت میدانها نیست؛ بلکه نشاندهنده این حقیقت عمیق است که جهاد علمی، افتخارآفرینی ورزشی، همبستگی مدنی و مقاومت مسلحانه و امنیتی، هر یک به سهم خود پازل ایستادگی و اقتدار یک ملت بزرگ را کامل میکنند. همهٔ این تلاشهای خالصانه، در نهایت در یک نقطه تلاقی مییابند و آن همانا اعتلای نام ایران سربلند است.
پیام راهبردی رهبر معظم انقلاب به نخبگان، در تحلیل نهایی، یادآور یک مسئولیت تاریخی و دوگانه است: از یک سو، مسئولیت خطیر جوانان و نخبگان برای آموختن عمیق، مرزشکنی در دانش، قرار دادن مکتب فاطمی و ارزشهای اخلاقی به عنوان نقشه راه حرکتهای اجتماعی، و بهکارگرفتن بیمنت دانش در خدمت به رفاه و پیشرفت مردم؛ و از سوی دیگر، مسئولیت سنگین نهادها، مدیران و ساختارهای حاکمیتی برای اصلاح رویهها، گشودن درهای بسته به روی استعدادهای جوان، فراهم کردن بستر واقعی فعالیت و پاسداری همهجانبه از کرامت نخبگان. ایران استوار، آباد و پیشرفته هرگز تنها با ستایش زبانی از افتخارآفرینان ساخته نخواهد شد؛ بلکه نیازمند بازسازی ساختارها، برداشتن موانع بوروکراتیک و پیوند زدن دستاوردهای علمی و ورزشی به آیندهای پایدار است. اگر علم و دانش به وادی حل مسائل عینی جامعه برسد، ورزش قهرمانی با حمایتهای ساختاری و فرصتهای برابر پشتیبانی شود، و نخبگان در معماری آینده کشور سهمی واقعی بیابند، آنگاه مدالها و افتخارات، نه نقاط پایان و نمایشی، بلکه نشانههای روشنی از امتداد راهی بلند خواهند بود، راهی برای تحقق آرمانهای بلند انقلاب، و دستیابی به فرداهایی سرشار از امید، عزت، کرامت و توانمندیِ بیشکست برای ایران اسلامی.
اکنون نوبت آن است که پیام رهبر معظم انقلاب را نه صرفاً کلامی برای شنیدن، بلکه عهدی برای عمل بدانیم؛ با برنامهریزی سنجیده، همافزایی نهادهای علمی و ورزشی و رفع موانع پیشروی نخبگان، در تحقق منویات ایشان بکوشیم؛ چراکه ساختن ایرانی دانشپایه، نیرومند و سربلند، وظیفهای همگانی و امانتی بر دوش همهٔ ماست.