از نماد تا هویت؛ بازنمایی گفتمان «زینبی بودن»/ خوانشی ارتباطی از پیام رهبر انقلاب به مناسبت روز پرستار
به گزارش روابط عمومی پژوهشگاه علوم و معارف انقلاب اسلامی، حضرت آیت الله سیدمجتبی حسینی خامنهای رهبر معظم انقلاب اسلامی 24 شهریور در پیامی به مناسبت سالروز میلاد حضرت زینب سلاماللهعلیها و روز پرستار, نقش بانوان و دختران زینبی ایران اسلامی در دوران بعثتِ بیبدیل ملت ایران را شگفتآور خواندند و با اشاره به نقش احیاگر و امیدبخش پرستاران و تأثیرگذاری مهم آنان در سلامت و امنیت جسمی و روحی جامعه, مسئولان حوزه سلامت را به توجه ویژه به جامعه پرستاری توصیه کردند.
آزاده محمودیان، پژوهشگر پژوهشگاه علوم و معارف انقلاب اسلامی در یادداشتی به تحلیل این پیام پرداخته است که در ادامه میخوانید:
از نماد تا هویت؛ بازنمایی گفتمان «زینبی بودن»
(خوانشی ارتباطی از پیام رهبر انقلاب به مناسبت روز پرستار)
آزاده محمودیان
پژوهشگر پژوهشگاه علوم و معارف انقلاب اسلامی
1. نخستین نکتهای که چشمِ تحلیلگر ارتباطات را میگیرد، آن است که متنی از این دست بسیار فراتر از یک تبریک مناسبتی و در قامت یک «سند هویتبخش» ظاهر شده است؛ که برجستگی آن در لایهای پنهان از معنا، و حاوی جهتدهی و اراده بسیج جمعی، تنیده شده است. پرواضح است که پیام، نه در پی سلام و تهنیتِ گذرا، بلکه در اندیشه صورتبندی یک «ما»ی تاریخی است که مخاطب ایرانی را درون خود جای میدهد. روحِ روایتپردازی این متن، بر اراده «الگوسازی» استوار است؛ پیام از قلّه یک نماد والا که در قلب ایرانیان صاحب عظمت و بیشینه مقبولیت است، یعنی حضرت زینب سلاماللهعلیها، آغاز میکند و او را پلهپله به زندگی عینیِ امروز گره میزند. این پیوند در سه گام آرام و پیوسته رخ میدهد. در گام نخست، به ریشههای الهی و تربیتیِ حضرت، اشاره میشود و از آسمان الوهیت به تاریخ عاشورایی متصل میشود؛ در گام دوم، همان خصالِ برجسته به پیکرة پرستارِ امروز تسرّی مییابد و از تاریخ به جامعه راه میگیرد؛ و در گام سوم، این جریانِ پرخروش به انقلاب اسلامی و میدان سیاست و رویارویی با استکبار میرسد. حاصل این حرکت سهگانه آن است که «زینبی بودن» از یک خلقوخوی دینیِ صرف، به یک فرایند رفتاری و سبکی زنده و الگومند، بدل میشود که در عرصههای گوناگون جامعه قابلیت تسرّی دارد. این الگو هم در بیمارستان و بستر درمان، هم در میدان جهاد و پایداری، هم در کشاکش سیاسی و تحریمها و هم در روزگارِ تنگنای معیشت، معنا و مصداق مییابد؛ و بهعنوان رمز ماندگاری این نماد در حیات شیعه، رخ مینماید.
2. متن، آشکارا در پی تبیین و تنویر ذهنهاست و برای این مهم، دو ابزار ارتباطی را به کار میگیرد. ابتدا، با تقابلهای روشن و بُرشدار واقعیات جاری در زمانِ اکنون را در دو سویة سیاه و سپید، صورتبندی میکند؛ پس، «رحمت در برابر رنج»، «صلابت در برابر سستی» و «فرشتة رحمت در برابر طاغوت خباثت» تصویر میشوند. چنین تقابلی، مخاطب را در فضایی صریح و بیتعارف و در راستای نزاع تاریخی حق و باطل، و خیر و شر، مینشاند و موضع «مقاومت» را نه گزینهای در میان گزینهها، بلکه بهعنوان تنها انتخاب دینی و انسانی و ناگزیر حامیان حق ترسیم میکند. دوم، از طریق صورتبندی جایگاه مخاطبان، بهعنوان حامیان جبهة حق، هریک را بهمثابه مجاهدی اجتماعی در نظر میگیرد که میبایست بر اساس تکلیف الهی، امور روزمرة خود را بهعنوان بخشی از مجاهدت در این منازعة تاریخی، بازتعریف نمایند. در این جریان ارتباطی، زندگی روزمرة انسانی که تربیتی الهی داشته، فارغ از تنگی معیشت و سختی دوران جنگ، در بستری از یک روایت بزرگتر و دیرینه، بهعنوان پارهای از یک امر مقدس، تعریف میشود.
3. آنچه در مجموع بر این متن سایه گسترانیده است، تذکر به ارزشمندی و تقدّس وظایف زمینی در حکومت اسلامی، و نظام سیاسیای است که جبهة حق را در نبرد تاریخی خیر و شر نمایندگی میکند. پیام میکوشد در راستای برقراری پیوندی ارگانیک میان مفاهیم دینی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و امنیتی، سه ساحتِ جدا را در یک پیکرة همداستان، درهمبیامیزد؛ ساحت «کار و وظیفة اجتماعی»، که اگرچه این پیام به مناسبت روز پرستار بوده اما با بسیاری از مشاغل در بدنة اجتماع، تخاطب دارد؛ ساحت «سیاست» که در مقاومت برابر تحریم و فشار معنا میشود، و ساحت «ایمان» که در آینة الگوی زینبی بازمیتابد. هدف نهایی آن است که مخاطب به این حقیقت دست یابد که با انجام وظیفة روزمرة خویش، نه صرفاً خدمتی محدود به یک بخشی از جامعه نموده، بلکه وظیفة خود را در بستر حقیقتی تاریخی بازتولید میکند و در جبهة حق، فراتر از مرزهای زمان و مکان میایستد.