تجربه امامت و ولایت در حکمرانی انقلاب اسلامی، مورد اقتصاد
به گزارش روابط عمومی پژوهشگاه علوم و معارف انقلاب اسلامی، کتاب «بر مدار میراث؛ روایت استمرار امانت» که به همت پژوهشگاه علوم و معارف انقلاب اسلامی و دانشگاه امام صادق(ع) منتشر شده، مجموعهای از آثار و جستارهای میانرشتهای است که با محوریت نسبت میان سه مفهوم «امامت»، «میراث» و «استمرار» تدوین شده است. نویسندگان این مجموعه با بهرهگیری از رویکردهای الهیاتی، تاریخی، اجتماعی و فرهنگی، به بررسی چگونگی تداوم یک حقیقت تاریخی پس از شهادت امام شهید، حضرت آیت الله العظمی سید علی خامنهای و نحوه حضور آن در حافظه و حیات اجتماعی جامعه پرداختهاند.
در کتاب «بر مدار میراث؛ روایت استمرار امانت» عادل پیغامی، دانشیار معارف اسلامی و اقتصاد دانشگاه امام صادق(ع)، در مقالهای با عنوان «تجربه امامت و ولایت در حکمرانی انقلاب اسلامی، مورد اقتصاد» به بررسی نسبت امامت، ولایت و حکمرانی اقتصادی در انقلاب اسلامی پرداخته است.
نویسنده، رشد و توانمندسازی مردم و ایجاد همبستگی و جبههسازی اجتماعی را از جلوههای مهم این رویکرد میداند و «شعار سال» و «اقتصاد مقاومتی» را از ابزارهای تحقق آن معرفی میکند.
پیغامی در ادامه، اقتصاد مقاومتی را مبتنی بر مؤلفههایی مانند مردمی بودن، عدالت، فسادستیزی، دانشبنیانی، تولید و بهرهوری میداند و بر ضرورت شکلگیری «وحدت ملی در ساحت اقتصادی» میان تولیدکنندگان، مصرفکنندگان و دیگر فعالان اقتصادی تأکید میکند. مقاله در نهایت، تجربه انقلاب اسلامی را نمونهای از پیوند حکمرانی ولایی، نقش مردم و نظامسازی در عرصه اقتصادی و اجتماعی معرفی میکند.
مشروح این مقاله را در ادامه بخوانید:
تجربه امامت و ولایت در حکمرانی انقلاب اسلامی، مورد اقتصاد
عادل پیغامی
دانشیار معارف اسلامی و اقتصاد، دانشگاه امام صادق(علیهالسلام)
مقدمه اول
امام شهید انقلاب، حضرت آیتالله سیدعلی خامنهای، بیش و پیش از اینکه رهبر باشد، یک راهبر بود و بیش از راهبر، امام بود، و لذا در عین رهبری، امامت هم میکرد. بدینترتیب مصادیق و صحنههای متعدد و متمایزی از رهبری، راهبری و امامت معظمله میتوان و باید فهرست کرد. اما تجلی جلوه امامت، در اصل قرار دادن مسئله "رشد" و "توانمندسازی" است؛ بنابراین ایشان در موارد متعددی، با قبول سختیها و هزینههایی که برای خود او و آبروی او یا برای جریان انقلاب داشت؛ اما ایستادگی کرد تا مردم رشد کنند، چرا که لازمه بعثت مردم، و لازمه پذیرش خلیفهاللهی و استخلاف الهی از سوی مردم، "رشید" بودن است.
او مردمش را "یادگیرنده" به بار آورد. بهنحوی که در هر قضیهای، در هر جریانی، در کوران حوادث، در هر پیچ تاریخی، این ملت ارتقایی مضاعف یافت و به اذعان همگان، ایرانیان طی ۵۰ سال گذشته، بعد از هر واقعهای دیگر آن مردم سابق نبودهاند!
او امام مستضعفین بود و میدانست که مستضعفین را طبق وعده الهی، باید برای "امامت" و "وراثت" و " تمکّن" آماده و پذیرا و یادگیرنده کند (ونجعلم الائمه و نجعلهم الوارثین و نمکّن لهم فی الارض) و طی پیشوایی خود هم، لوازم این مهم را رعایت کرد. ازجمله لوازم این مهم این بود که او به مردم لگدکوب شده و تحقیر شده در تاریخ معاصر و مقابل قلدران جهان، شخصیت داد، هویت داد، ارج و منزلت داد، و امروز بعد شهادتش، مردم دارند احساس منزلتی که یافتهاند را پاسخ میدهند!
مقدمه دوم
مقوله "ولایت" در نظام سیاسی شیعه بهطور عام، و در انقلاب اسلامی ایران بهطور خاص، مهمترین فصل ممیّز و مقوّم آن است. پیوند میان جمهوریت و اسلامیت و خلق وحدت از این دوییتی که قرنهاست از سوی متفکران و سیاستمداران مادی دنیا، متناقض جلوه داده شدهاند، جز با مسئله "ولایت" میسور نیست. جمع بین حقایق عالم و اعتباریات ساحت اجتماعی انسان؛ جمع بین آسمان و زمین؛ و نفی سکولاریزم علیرغم اهتمام به امور دنیوی؛ جمع بین عقل و دین؛ عقل و عشق؛ قانون و شریعت؛ ثوابت دین و امور متحول جامعه و دنیا؛ و .... در یک کلام، سریان "نگرش توحیدی" به همه دوگانهای نظری و عملی بشر و تحقق وحدت در عین کثرت؛ تجلی عینی توحید در تشریع در ساحت اجتماعی؛ لازمه افزوده شدن شرط همگرایی و نه واگرایی به تفرّق و تضارب قبایل و شعوبیه که لازمه رشد است؛ و مآلاً نیل به کلمه توحید در سایهسار تحقق وحدت کلمه و .... همه و همه در گرو مسئله "ولایت" است. چه اینکه لازمه مرزبندی و صیانت از ثنویت و منازعه اصیل حق و باطل و اسلام و استکبار، و جهاد کبیر و اکبر با شیاطین نیز مسئله "ولایت" است (ولاء منفی)؛ و لذاست که فرمود "ما نودیَ اَحَدٌ بِشَیءٍ مِثلُ ما نودیَ بِوِلایه".
از اینرو مهمترین برنامه پیشروی انقلاب اسلامی، سریان مقوله ولایت به همه عناصر و ارکان نظامات اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی است، بهنحوی که بتوان اتصّاف صفت "ولایی" را به همه آنها صحیح دانست، و اینگونه است که حتی با شان نزول و تأسیس نظامات و ترتیباتی در مدرنیته و حتی ظواهر و التزامات آن به ارزشها و بایدهای نوین، میتوان از "ولایت" بهعنوان هاضمه نظام اسلامی در تسخیر ذات آنها یاد کرد. اینکه بتوان پارلمان و مجلس کشور را ولایی دانست، از ولایی بودن نظام علم و فناوری، نظام رسانهای، فرهنگی، ارزی، سیستم بانکی و... کشور مطمئن شد، و مقاصد و نتایج نهایی تسرّی ولایت در شیوه اداره کشور و کارآمدی آن را پیجویی کرد، و کارکرد و اثرگذاری شخص ولیّ را چه بهعنوان رأس مخروط اجتماعی و چه ولایت بهمثابه عنصر پیوند دهنده و پیوستار اجتماعی بین عناصر مختلف و جبههسازی و یکپارچگی داخلی و نفی وابستگیهای خارجی ، چرا که با این تعریف اخیر، هرگونه واگرایی و نزاع جناحی و تقابل که در نهادهای کشور، در ارتباطات داخلی یا روابط خارجی مشاهده شود، میتوان عنصر ولایت را آنجا کمرنگ یافت. یا مثلاً در شرایط جنگهای ترکیبی اخیر، چنانچه معاضدت و بهم پیوستگی دانشگاهها، برخی دستگاههای اجرایی، قوه قضائیه، رسانهها با قوای نظامی کشور بقدر کفایت نباشد، یا عناصر این نهادها وابستگی فکری و عملی کمتری با شخص ولیّ داشته باشند، یا حضور عنصر ولایت، بهعنوان منشا و الهامبخش،همه نیروها، نشاطها و فعالیتهای جامعه، کمرنگ باشد، آنجا محل لزوم سریان بیشتر ولایت است.
شعار سال، جبههسازی ملی حول یک مسئله
انتخاب شعار، از جمله فناوریهای نرم اجتماعی است که در سطح خرد- یعنی بنگاه یا شرکت- یا در سطح سازمانهای بینالمللی و کشورها متداول بوده و کارکردهایی چون بیان چکیدهوار هدف، رسالت، مأموریت، ارزش، نگرش، بزرگداشت و یادآوری رویداد یا شخصیتی در مجموعه ذیربط را ایفا میکند. خیلی از سازمانها و شرکتهای بزرگ، برای خود یک شعار انتخاب میکنند. سازمانهای بینالمللی نیز مدتهاست بهعنوان یک انتخاب متداول، روزها، هفتهها و گاه سالها و حتی دهههایی را بهنامهای مختلف نامیدهاند. عموم کشورها، شعار ملی خود را در قالب پرچم ملی خود و مؤلفههای تصویری یا نوشتاری روی آن و یا انتخاب عنوانی ثابت که مبیّن ارزشها و اصول قانون اساسی آنها باشد، بیان میکنند؛ اما بهکارگیری این فناوری نرم، در سطح یک ملت و کشور، آنهم بهطور سالانه، چندان متداول نیست (مگر انتخاب شعارهایی سالانه برای موردی خاص مثل روز استقلال ملی که آن موارد اندکی است)، و لذا آنچه در ایران اسلامی برای اولینبار در پیام نوروزی سال ۱۳۷۸ رخ داد، نوعی نوآوری اجتماعی در حکمروایی مبتنی بر مردمسالاری و اعتقاد و تأکید بر اولویت ایفاگری نقش از سوی همه مردم تلقی میشود که باید به کارنامه نوآوریها و سبک حکمروایی رهبر عزیزمان آیتالله شهید سیدعلی خامنهای افزود شود.
رهبر شهید انقلاب، در کتاب طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن، با نگاهی نو و جامعهسازانه برگرفته از قرآن در باب ولایت؛ بهم پیوستگی، جبههسازی، شبکهسازی و برقراری اتصال و پیوند بین همه عناصر یک اجتماع را بهعنوان تعریفی کارکردی از مسئله "ولایت" ارائه میکنند، بنابراین سالها بعد، در قامت ولی جامعه اسلامی و در مقام عمل برای خلق یک پیوستار اجتماعی نیز، از اولین سال آغاز رهبری یعنی در سال ۱۳۶۹ تا ۱۳۷۷ هر ساله با تأکید بر یک مسئله و محور مشخص (جدول شماره یک)، و از سال ۱۳۷۸ با انتخاب شعار سال، برخاسته از ظرفیت رویدادهای تقویمی برای انهاض عمومی و ملی مردم برای اهداف انقلاب اسلامی، یا مبتنی بر عصاره فشردهای برآمده از همه گزارشات مسئلهشناسی، آسیبشناسی، دشمنشناسی، آیندهشناسی، نیازسنجی و اولویتها و برنامههای ضروری پیشروی کشور طی سال آتی، در قالب چند کلمه، برای سال نامگذاری کرده (جدول شماره دو)، و از این ابزار برای هویتبخشی و جهتبخشی به جمیع مساعی یک ملت در طول سال، ایجاد یک زبان مشترک و مفاهمه ملی بین همه گروههای اجتماعی، و پیوستگی و جوشیدگی ملی حول یک چشمانداز و مأموریت، بهره میجستند، تا کثرت نگرشی، انگیزشی و کنشی موجود در جامعه پویای ایران را به وحدت برسانند.
رهبر شهید انقلاب، بر استفاده از ظرفیت تعیین شعار سال برای خلق یک زبان مشترک و مفاهمه ملی، ایجاد عزم واحد ملی برای ایفای یک مأموریت و برنامه مشخص حول حل یک مسئله، اهتمام ویژه داشت، شعاری که برخاسته از برداشت ایشان از کلیه گزارشات مبتنی بر نیازسنجی و آسیبشناسی و آیندهشناسی بود و نهایتاً در قالب یک مسئله ملی، صورتبندی شده و ارائه میشد. این مهم ابتدا از سال ۱۳۶۹ در قالب تأکید حول یک مسئله مشخص، و از سال ۱۳۷۸ در قالب "شعار سال" عملی شد که در نوع خود در بین کشورهای دنیا، یک نوآوری و بینظیر بود. در این بین مسئله اقتصاد و ضعفها و قوتها و فرصتها و تهدیدات آن، وزن بیشتری در انتخابهای رهبر شهید انقلاب داشت، چه اینکه از نه مورد تأکید ابلاغی در سالهای قبل از ۱۳۷۸، پنج مورد؛ و از بیست و هفت شعار سال، هیجده مورد بهنحو مستقیم و آشکار، بر مقوله اقتصاد تصریح و تأکید داشت. بدیهی است این امر نشان از اولویت و اهمیت مسئله اقتصاد در امیدواریها و برنامههای دشمن و تهدیداتش، و در آسیبهای برجای مانده از رژیم منحوس پهلوی، و البته ظرفیتهای کمنظیر اقتصادی کشور، اعم از سرمایههای انسانی و غیر انسانی و به تعبیر امام راحل (ره) سرمایههای روی زمین و زیر زمین کشور، داشت. با اعلام شعار سال ۱۴۰۵ معلوم شد این مهم، چه در شکل و چه در محتوا و بدون گسست، در مشی رهبر معظم انقلاب، حضرت آیتالله آقاسیدمجتبی خامنهای دام ظله، نیز تداوم و استمرار دارد و ایشان حسب شناخت و اشرافی که به امور کشور دارند در آغازین کنشهای حکمرانانه ولایی خود، بر لزوم پایداری، مداومت و مقاومت بر سر سیاستها و راهبردهای کلی اقتصاد مقاومتی، تأکید و عنایت دارند.
جالب اینکه در مقام القای شعار سال و ابلاغ آن، عمومیترین و مردمیترین رسانه خود، یعنی پیام تبریک نوروزی و بیانات حرم رضوی، را انتخاب میفرمودند و نه جلسات خاص نخبگانی یا جلسات با مسئولان و مدیران کشور که بیانگر این مهم بود که مخاطب اصلی شعار سال، پیش و بیش از مسئولان و مدیران کشور، آحاد مردم و اصناف و گروهها و بازیگران و فعالان اجتماع است.
البته ضعفهای ساختاری و شناختی، در قرارگاهای اجرایی، رسانهای و فرهنگی کشور موجب شده بود تا بهرهبرداری از این ابتکار رهبر شهید انقلاب و از این فناوری نرم اجتماعی بنحو کمال و تمام نباشد و آنچه مقصود بود بهطور کامل بهوقوع نپیوندد که گاه در پایان سال، با اهتمام ناقص متولیان امر، به جهت وقوع همان تهدید و نگرانی که در ابتدای سال دلیل صدور شعار سال بود، مورد طعن بدخواهان نیز واقع میشد، لذا شیوه برخورداری و بهرهبرداری کشور از این فناوری پیشرفته حکمرانی، کماکان مستلزم توجه و اهتمام بیشتر است تا در مقام رمزگشایی و بازگشایی این عبارت مندمج و فشرده، همهگیری آن در زبان و مفاهمه ملی، ارتقا و بهروزرسانی قوه عاقله کشور بر اساس آن، سریان در برنامههای اجرایی و عملیاتی کشور، و صیانت از جهت احتراز از تفسیر به رأی و تفسیر به رانت شعار سال از سوی عدهای، دقتهای لازم بعمل آید.
اینکه از اولین کنشهای رهبرانه امام سوم انقلاب نیز، انتخاب شعار سال ۱۴۰۵ بود، یکی از نشانگان مصرّح آغازین از سوی معظم له در شیوه حکمرانی است، محکی و مبنی بر اینکه، سیره و سبک رهبر شهید انقلاب، تداوم خواهد یافت، و این برای ناظران و مخاطبان بسیار معنادار بود. بهویژه آنکه علیرغم شرایط جنگ و تحولات جاری که شعارهای مختلفی برای سال پیشبینی یا پیشنهاد میشد، و حتی عدهای به جهت ضرورت تبیین و تعظیم خصایص کمنظیر و بینظیر امام شهید، پیشنهاد نامگذاری سال ۱۴۰۵، بنام "سال امام خامنهای" را داشتند؛ اما معظم له، با تداوم و استمرار مؤکد بر مقوله اقتصاد و برنامه "اقتصاد مقاومتی" در شعار سال، نهتنها در قالب و سبک، بلکه در محتوا و فهم خود از ضرورتها و اولویتهای کشور نیز هرگونه گسست یا گسل گفتمانی، و کندی یا توقف در سیاستهای کلان کشور را نیز نفی کردند که پیام بسیار مهمی به آزادیخواهان جهان و امت اسلامی، مؤمنان جبهه مقاومت و ایرانیان مقاوم به جهت دلگرمی و امیدواری؛ و پیامی به اردوگاه استکبار و دشمنان انسان و انسانیت به جهت یاس و شکست در پروژه تغییر نظام، تلقی شد.
سریان مردمسالاری دینی و ولایی در اقتصاد مقاومتی
متون ابلاغی از سوی رهبر شهید انقلاب برای اقتصاد مقاومتی در قالب مقدمه و بندهای ۲۴گانه سیاستهای کلی در ۲۹بهمن۱۳۹۲، بعلاوه بیانات تبیینی متعدد و مختلف ایشان در دیدارهای مردمی یا جلسات با مسئولان، نشان میدهد که اندیشه اقتصاد مقاومتی در ذهن وی، از چند محور برخوردار بود.
اولاً، مقصود و مطلوب نهایی و مآلی داشت که عبارت بود از مقاومت، پایداری، آسیبناپذیری و تابآوری اقتصاد داخلی ایران و اقتصاد ملی ایرانیان در برابر شوکهای نظاممند و غیرنظاممند داخلی و خارجی؛ نوسانات طبیعی اقتصاد؛ تخریبهای سازنده پیشروی نهادها و ساختارهای مستهلک اقتصاد ایران؛ شوکهای ناشی از برنامه رهایی از وابستگی به مسیر در بازیگران و نقشآفرینان اقتصاد ایران؛ ورود به انقلابهای صنعتی موج چهارم و موج پنجم؛ و اقدامات خصمانه و جنگ اقتصادی دشمن شامل محاصرهها و تحریمهای اقتصادی، تجاری، مالی و پولی که میبلید در این فقره به شکست و عقبنشینی دشمن در جنگ تحمیلی اقتصادی علیه ملت ایران منجر شود.
ثانیاً، این مطلوب و اثر نهایی، مبتنی بر مؤلفههایی بود که بهمثابه اصول و ارکان مورد تأکید ایشان، شاکله سیاستهای کلی و برنامه کشور در باب اقتصاد مقاومتی را شکل میدادند، که عبارت بودند از: مردمی بودن اقتصاد یا سریان مردمسالاری دینی در حوزه اقتصاد انقلاب اسلامی؛ عدالتمحوری؛ فسادستیزی؛ دانشبنیانی؛ درونزایی در عین برونگرایی؛ قابلیت واکنش هوشمند، فعال و سریع به مخاطرات اقتصادی؛ نیل به توان آفندی در عرصه اقتصاد و ایجاد هزینه برای دشمن؛ اصلاح نظامات مصرف-هزینه-درآمد کشور؛ و استلزامات پایداری و افزایش مولدیت، تولید و بهرهوری در زنجیرههای ارزش کشور.
ثالثاً، آن مقصود نهایی، با این شاکله و ارکان، طی یک چهارچوب مفهومی از راهکارها و راهبردهای اقتصادی مندرج در بیست و چهار بند سیاستهای کلی ابلاغی، به تحقق عینی و نتیجه میرسد.
برخلاف شانتاژ تبلیغاتی اولیه رسانههای دشمن و برخی عوامل غربزده داخلی علیه "اقتصاد مقاومتی "، مسیر تحقق این امر و کلید زدن مسیر آسیبناپذیری اقتصاد کشور، کاملا یک مقوله علمی برخوردار از حداقل دوازده نظریه دانشگاهی و مسئلهای برخوردار از یک میراث تجربی گرانقدر عملی و عینی در اغلب اقتصادهای موفق دنیا بود. پیگیری مقاومسازی اقتصاد در کشورهای دنیا در حالی بود که آن اقتصادها حداکثر در معرض رقابتهای اقتصادی بودند و نه جنگهای خصمانه بیسابقهای چون تحریم پولی و تحریم بانک مرکزی که چه در ادبیات نظری و چه درواقع، بیسابقه و ناشناخته و غیرقابل تصور بودند! و لذا مقاومسازی اقتصادی ایران، چه بلحاظ بالندگیهای پیش رو کشور و چه بهلحاظ مقابله دفاعی (پدافند اقتصادی) و کنشهای تهاجمی (آفند اقتصادی) علیه جبهه استکباری صهیونیستی ضروری و لازم مینمود؛ البته چه در مقام مفهومی و نظری، و چه در حوزه عمل و تجارب بهکار بسته شده، به تصریح مندرج در مقدمه سیاستهای ابلاغی، اقتصاد مقاومتی جمهوری اسلامی ایران، علاوه بر نوآوریها و برابریهای علمی، از وجوه متمایز، بومی و ابتکارات برآمده از فرهنگ انقلابی و اسلامی نیز برخوردار است. همچنین آبشخوری در مبانی اسلامی و قرآنی داشته و الگویی الهامبخش از نظام اقتصادی اسلام را عینیت میبخشد و زمینه و فرصت مناسب را برای نقشآفرینی مردم و فعالان اقتصادی در تحقق حماسه اقتصادی فراهم میکند.
طی دهه گذشته با اجرای این سیاستها، اقتصاد ایران توانست در جهات مختلف شاخصهای تابآوری و آسیبناپذیری خود را در بخشها و سطوح مختلف اقتصادی منجمله بنگاه، شهر، استان، منطقهای و ملی، بهطور نسبی ارتقا بخشد و علیرغم مشکلات و ضعفهای ساختاری، کارشکنی جریانات رانتی و برخی نقایص اقتصاد سیاسی، در مواجهه با دشمنیهای روزافزون اقتصادی جبهه کفر، و تحریمهای ظالمانهای که تاکنون هیچ کشور دنیا تجربه نکرده بود، عملاً ورترین اقتصاد دنیا باشد و هیچیک از اهداف اصلی دشمن برآورده نشود. در جنگ تحمیلی دوازده روزه و جنگ تحمیلی ۳۷ روزه نیز، اقتصاد ایران در تابآوری زنجیرههای تأمین، زنجیرههای ارزش و تولید، و تأمین کالاهای اساسی، تأمین انرژی و سوخت و آرامش بازارها، و حتی اجرای یک عملیات آفندی اقتصادی علیه زورگویان مستکبر در بستن تنگه هرمز، بهطور نسبی عملکرد بسیار خوبی را از خود نشان داد که از رهبری داهیانه و مطالبه به موقع مقاومسازی اقتصادی از سوی رهبر شهید انقلاب، طی ۱۲ سال گذشته، حکایت داشت. با اینحال فرایند آسیبناپذیر کردن و تابآوری اقتصاد ایران، هنوز در میانه راه است و تا دستیابی به نقاط مطلوب راهی طولانی در پیش دارد.
اما مقاومسازی اقتصاد، مقولهای چندوجهی است و بهشدت با ابعاد اقتصاد سیاسی، فرهنگ اقتصادی، روانشناسی اقتصادی، جامعهشناسی اقتصادی، روابط بینالملل، و سایر حوزههای انسانی-اجتماعی درگیر است. تلاقی جمهوریت نظام با اسلامیت آن که نه در عرض هم بلکه در طول هم، در قالب "مردمسالاری دینی و ولایی"، و سریان آن در همه حوزههای جامعهسازی تجلی مییابد، رکن و قاعده اصلی منظومه چندوجهی اقتصاد مقاومتی است، از اینرو تأکید بر هویت جمعی، وحدت ملی، حفظ یکپارچگی و انسجام اجتماعی، و خلق جامعهای پویا با تکثری همگرا، از مهمات و لوازم یک جامعه ولایی است. گویی انسان با هویت جمعی خود برای ایفای مسئولیتهای اجتماعی و رسالت خلیفهاللهی، باید مبعوث گردد. و در این صورت است که به تعبیر امام شهید، فرد مسیحی یا یهودی حاضر در مسیر نهضت انقلابی اسلامی و جبهه مقاومت در برابر استکبار صهیونیستی، مسلم و حتی مسلمانتر از مسلم، تلفی میشود . باید توجه داشت که این هویت جمعی مستضعفان عالم است که به اراده خدای منّان، نقش امامت و قیادت جریان حق را بر دوش خواهند گرفت، و نیل و حفظ وحدت ملی، و جامعهسازی، دولتسازی و نظامسازی در سپهر ملی، گام اول این حلقه خواهد بود. لذاست که حفظ نظام از اوجب واجبات است، بهویژه اینکه سرلوحه منویات و اهداف ذاتی دشمن نژادپرست و ضد انسان صهیونیستی، عبارت است از تجزیه ایران و پاره پاره کردن این انسجام و وحدت. با آنچه که از وحدت ملی و سرمایه اجتماعی حول نظام جمهوری اسلامی توسط امام شهیدمان طی ۳۷ سال خلق شد و امروز در خیابانها و میادین شهر و روستا شاهد آن هستیم که مهمترین نقشه دشمن برای ازهمگسیختگی و تجزیه ایران را نقش بر آب کرد، امام امت و ولیّ فعلی جامعه، در ایفای مأموریت ولایی خود، ولایت به معنای ایجاد بهمپیوستگی اجتماعی، جبههسازی و شبکهسازی را لازمه هرگونه نظامسازی، از جمله تعالی و ارتقای اقتصاد انقلاب اسلامی میداند. این مطالبه در معنا کارکرد عمومی خود تحقق یافته و ثمرات آن بین آحاد مردم حول صیانت از ایران اسلامی مشهود است؛ اما حسب شعار سال، میباید ترجمانی دقیق از این خواسته و مطالبه معظم له، در ساحت اقتصادی پیگیری شود، و آن اینکه باید نوعی از وحدت و انسجام ملی بین اصناف مختلف اقتصادی، بازیگران، نقشآفرینان و فعالان اقتصادی اعم از مصرفکننده خانوار، کارگر و کارمند و تولیدکننده و سرمایهگذار، بین خود و با مصالح و خواست و نیاز ملت شکل گیرد. چه اینکه بخشی از دوام و بقا و پایداری منوط به انتفاع مردمی است (فامّا ماینفع الناس فیمکث فی الارض/ سوره رعد، آیه ۱۷)، و لازمه این مهم این وعی و آگاهی شناختی است که خداوند انتفاع و برخورداری فردی افراد را در تلاقی و ترابط یکدیگر قرارداده (نحن قسمنا بینهم معیشتهم/سوره زخرف، آیه ۳۲). همه زنجیرههای ارزش و تولید، در همه بخشهای اقتصادی و فرایندهای تولید کالاها و خدمات کشور، باید علیالدوام یکپارچه و منسجم و همافزا باشند، باید تمامی حلقات ناقص، ضعیف یا مفقود این زنجیرهها، روزانه شناسایی و ترمیم و مستحکم شوند، مقولهای که اقتصاددانان فقدان آن را مایه همه مشکلات و ضعفهای اقتصادی دانسته و از آن به "شکست در هماهنگی همافزا" یاد میکنند. رکود اقتصادی، ناشی از فقدان همآهنگی بین فعالان یک زنجیره ارزش، و بین تولیدکننده نهایی با مصرفکنندگان است، یعنی درعینحال که هر یک شدیداً به متاع دیگری محتاج است، ایندو بههم نرسند و با یکدیگر دست ندهند!؛ بیکاری یعنی بههم نرسیدن تولیدکننده و نیروی کار، درحالیکه هر دو نیازمند "کار" اند، اولی محتاج تولید جهت فروش است و دومی محتاج دستمزد جهت خرید؛ و تورم از عدم انسجام و وحدت ملی در بخش پولی و بخش حقیقی اقتصاد یا عدم هماهنگی در انتظارات و پیشبینیهای بین مصرفکنندگان و عرضهکنندگان حاصل میشود. بنابراین همانطور که زنجیرههای انسانی برای حفاظت از میدانها و خیابانها و پلها، تشکیل شد، باید رهبران اجرایی و تقنینی و قضائی و نخبگان فکری و ارباب رسانه و منبر، دست به دست هم دهند تا زنجیرههای انسانی برای صیانت از زنجیرههای ارزش و تولید و مصرف، تشکیل شوند و کشور را از افتادن به ورطه رکود و بیکاری و نقصان در رفاه و معیشت دور کنیم. تعبیر دیگری از این وحدت ملی در ساحت اقتصادی همان است که رهبر انقلاب در پیام اخیر خود با مسئله "مواسات" فرمودند، بسیار بایسته و ضروری است که همه اقشار جامعه هریک به نحوی با برپایی "نهضت مواسات اجتماعی و ملی"، معنای دقیق کلمه مواسات یعنی همراهی، همدلی، همدردی، را در کل جامعه، چه در اقشار محروم و فقیر و چه در زنجیرههای ارزش و تولید (که محل ترابط و هم افزایی همه مردم توانمند یک جامعه و بستر پیگیری و تحقق وحدت ملی در ساحت اقتصادی هستند) تحقق عینی بخشند. انفاق به معنی خاص، یعنی توجه به ضعفا، نیازمندان و آسیبدیدگان از جنگ تحمیلی، یک نوع از انفاق واجب است که وحدت و امنیت ملی را با عنایت به طبقه سفلی به تعبیر امیرالمؤمنین علیهالسلام در نهجالبلاغه، تأمین میکند و انفاق به معنی مطلق هزینه کرد و خرج کردن غیرمصرفانه و غیرمبذّرانه و غیرمترفانه، نیز برای تکمیل زنجیرههای ارزش (مانند خرید مصرفکننده از ماست بند، نجار و آهنگر و خیاط، که آنها را و مآلاً خود را از بیکاری و رکود میرهاند!) نوعی دیگر از نهضت مواسات اجتماعی است که خط اتصال و پیوستار فعالان اقتصادی در وحدت ملی محسوب میشود. وحدت ملی در اقتصاد مستلزم تأمین خاطر و امنیت هر حلقه از حلقات زنجیرههای ارزش مولدیت کشور، از حلقات پیشینی و پسینی خود است. بدیهی است در این میان علاوه بر کنش هر فعال اقتصادی، این دولت است که بهطور غیرمستقیم با سامانههای اطلاعاتی و انگیزشی خود در فعال کردن حلقات راکد، و یا بهطور مستقیم با ورود و مداخله خود، امنیت و ثبات و پایداری و تداوم و استمرار را به اقتصاد میبخشد. البته نقش رسانهها، هنرها در گفتمانسازی، تهییج عواطف، اقدامات شناختی، مقابله با عملیاتهای روانی و شناختی و جنگ روایتها از سوی دشمن، بیبدیل است. این معنا از مردمسالاری ولایی که چارهساز جمیع مشکلات اقتصادی و ضامن پیشرفت و تعالی مادی و الهی انسان و جامعه است، تبعاً مفهومی مشکّک است که درجاتی از آن با راهبری امام شهید حاصل شده و مراتبی از آن انشاءلله با امامت رهبر انقلاب حاصل خواهد شد انشاءالله.
نتیجهگیری
در کنار دورانهای کوتاه و نامکفی مدیریت اجتماعی و حکمرانی سیاسی اقتصادی توسط پیشوایان حق در طول تاریخ، تنها تجربه رهبری جریان حق در دنیای معاصر و در کوران اقتضائات مدرن، فناوریهای نوین جهانشمول بهویژه در دنیای ارتباطات و اطلاعات و مقابله مستقیم با پدیدههای باطلی چون استعمار، نظامات بینالمللی استکباری و هیمنه سلطه همهجانبه جریانات مادیگرایی بر زندگی بشر، تجربه انقلاب اسلامی برای کلیه پژوهشگران تمدنی، تاریخی و عدوم انسانی و اجتماعی، موردی استثنایی و بیبدیل است. سه ضلع خاص در این تجربه توجه هر منظری را به خود جلب میکند. اول، مسئله حکمرانی و مدیریت امور اجتماعی داخلی و بینالمللی و حل مسائل روزمره بر اساس و در چهارچوب قرائتی متمایز و بینظیر از دین؛ دوم، سازهای متمایز از حکمرانی ولایی، امامت و رهبری امام شیعی، و سوم، مردمی متمایز و متفاوت از همه گونههای مردمی دیگر در جریانات و نهضتهای مردمی جهان در تاریخ. خلق واژگان و گفتمانهایی مستقل از ماشین گفتمانسازی استکباری جهانی، دکترینها و رویکردهای نوآورانه و خلاقانه در سیاستگذاری کلان کشور، بهرهمندی دقیق و هوشمندانه از تجارب بشری و حتی نوین در هاضمه حکمرانی انقلاب، نهادسازیهای مشابه و متمایز از تجارب مشابه، تولید صدها سند ملی و بالادستی، تربیت انسان و خلق سرمایههای انسانی و اجتماعی چه در ساحت دانشگاهی و نخبگان و چه در بازسازی عقلانیت اجتماعی و هویت جمعی یک ملت، احیای حافظههای جمعی، و فعال کردن همه ظرفیتهای مولد علمی، فرهنگی، هنری و حتی صنعتی کشور و مدیریت و تمشیت کشور از انواع بحرانهای پیچیده و متکثری که در نوع خود علیه یک کشور بینظیر بوده است، کارنامهای از طیف کامل یک نهضت جامع ملی مشتمل بر نظامسازی، دولتسازی، جامعهسازی و نهایتاً تمدنسازی را برای جریانی مرکب از ایرانیت و اسلامیت رقم زده که آینده دنیا و بشریت را متأثر و متحول ساخته و نقشی بیبدیل در شکلگیری و تحقق وعدههای آخرالزمانی ادیان داشته و خواهد داشت.
جدول (1)
۱۳۶۹: تأکید بر «تحول درونی و اصلاح امور»
۱۳۷۰: تأکید بر «صبح روشنی»
۱۳۷۱: تأکید بر «تحکیم معنویت»
۱۳۷۲: تأکید بر «عدالت اجتماعی»
۱۳۷۳: تأکید بر «صرفهجویی»
۱۳۷۴: تأکید بر «وجدان کاری، انضباط اجتماعی، انضباط اقتصادی»
۱۳۷۵: تأکید بر «ضرورت پرهیز از اسراف و حفظ ثروت و منابع عمومی کشور»
۱۳۷۶: تأکید بر «توجه به معنویات و فضایل اخلاقی»
۱۳۷۷: تأکید بر «صرفهجویی و پرهیز از اسراف، قناعت و پایداری بر مواضع اسلامی و انقلابی»
جدول (2)
۱۳۷۸: سال امام خمینی
۱۳۷۹: سال امیرالمؤمنین علی علیهالسلام
۱۳۸۰: سال اقتدارملی و اشتغالآفرینی
۱۳۸۱: سال عزت و افتخار حسینی
۱۳۸۲: سال خدمتگزاری
۱۳۸۳: سال پاسخگویی مسئولان نظام به مردم
۱۳۸۴: سال همبستگی ملی و مشارکت عمومی
۱۳۸۵: سال پیامبر اعظم صلیاللهعلیهوآله
۱۳۸۶: سال اتحاد ملی، انسجام اسلامی
۱۳۸۷: نوآوری و شکوفایی
۱۳۸۸: اصلاح الگوی مصرف
۱۳۸۹: همت مضاعف، کار مضاعف
۱۳۹۰: جهاد اقتصادی
۱۳۹۱: تولید ملی و حمایت از کار و سرمایه ایرانی
۱۳۹۲: حماسهٔ سیاسی و حماسهٔ اقتصادی
۱۳۹۳: اقتصاد و فرهنگ، با عزم ملی و مدیریت جهادی
۱۳۹۴: دولت و ملت، همدلی و همزبانی
۱۳۹۵: اقتصاد مقاومتی؛ اقدام و عمل
۱۳۹۶: اقتصاد مقاومتی، تولید - اشتغال
۱۳۹۷: حمایت از کالای ایرانی
۱۳۹۸: رونق تولید
۱۳۹۹: جهش تولید
۱۴۰۰: تولید؛ پشتیبانیها، مانعزداییها
۱۴۰۱: تولید؛ دانشبنیان، اشتغالآفرین
۱۴۰۲: مهار تورم، رشد تولید
۱۴۰۳: جهش تولید با مشارکت مردم
۱۴٠۴: سرمایهگذاری برای تولید