در گفتگو با حجتالاسلام ابراهیم بهاری، کارشناس رسانه و استاد حوزه و دانشگاه بررسی شد/ انتقام خون رهبر شهید؛ از مطالبه عدالت تا تغییر محاسبات دشمن
به گزارش روابط عمومی پژوهشگاه علوم و معارف انقلاب اسلامی، حضرت آیتالله سیدمجتبی حسینی خامنهای در پیام بهمناسبت تشییع و تدفین آقای شهید ایران، ضمن قدردانی صمیمانه از حضور دهها میلیونی مردم ایران و عراق در مراسم تشییع «آقای شهید ایران»، خطاب به امام شهید امت تأکید کردند: عهد میبندیم که انتقام خون پاک شما و همهی شهیدان این دو جنگ را از قاتلین جنایتکار و بیآبرو بگیریم. ایشان خاطرنشان کردند: این انتقام، خواست ملّت ما است و بهطور حتمی باید صورت بگیرد. این جنایتکاران که فهرستی از صدر تا ذیلشان موجود است، آرزوی مرگی آرام و در بستر را با خود به گور خواهند برد.
این موضوع نشان میدهد که موضوع انتقام نه یک واکنش صرفاً احساسی، بلکه حقی است که در چارچوب عدالت، عزت و نصرت مظلوم معنا مییابد. حجتالاسلام ابراهیم بهاری، کارشناس رسانه و استاد حوزه و دانشگاه، در این گفتوگو با سایت پژوهشگاه علوم و معارف انقلاب اسلامی با واکاوی مبانی الهیاتی انتقام و خونخواهی، مرزهای آن را با انتقام هیجانی و خشونت بیضابطه روشن میکند. ایشان از «ثارالله» و حافظه تاریخی تشیع میگوید، از تجربه عاشورا و قیام مختار، و از اینکه چگونه خونخواهی میتواند در شرایط جنگ ترکیبی و رسانهای، به راهبردی عقلانی برای بازدارندگی و تغییر محاسبات دشمن تبدیل شود.
مشروح این گفتوگو را در ادامه میخوانید.
* جناب بهاری! انتقام و خونخواهی در منظومه اسلامی دقیقاً چه معنایی دارد و چه نسبتی با عدالت، قصاص، عزت، رحمت و نصرت مظلوم پیدا میکند؟
حس انتقامجویی یکی از اصول حیاتی است که خداوند منان آن را در وجود همه انسانها، بلکه در وجود همه موجودات، به ودیعت نهاده است. اما بهرهوری از این حس الهی، به تناسب موضوع، کیفیت و مقدار استفاده، دارای احکام و وجوه گوناگون است. میتوان آن را در سه دسته کلی بررسی کرد: انتقام پسندیده، انتقام مباح و انتقام ناپسند.
۱. انتقام پسندیده و لازم
انتقام پسندیده و لازم آن است که شرع مقدس اسلام بدان پرداخته و با هرگونه ظلم و تعدی به فرد یا جامعه اسلامی مخالفت کرده است. از اینرو، مقابله با ظالم و گرفتن حق مظلوم، امری ممدوح و گاه واجب شمرده میشود.
اگر به آیات چهاردهم و پانزدهم سوره مبارکه توبه توجه کنیم، پروردگار متعال مسیری روشن برای انسانها ترسیم کرده است. خداوند میفرماید:
«قَاتِلُوهُمْ يُعَذِّبْهُمُ اللَّهُ بِأَيْدِيكُمْ وَيُخْزِهِمْ وَيَنْصُرْكُمْ عَلَيْهِمْ وَيَشْفِ صُدُورَ قَوْمٍ مُؤْمِنِينَ * وَيُذْهِبْ غَيْظَ قُلُوبِهِمْ...»
یعنی با آنان بجنگید تا خداوند آنها را به دست شما عذاب کند و رسوایشان سازد و شما را بر آنان پیروز گرداند و دلهای مؤمنان را شفا بخشد و خشم دلهایشان را از میان ببرد.
این آیات به صراحت بیان میکند که جنگ با کفار و مشرکان تا رفع شرک و کفر از روی زمین، فرو نشستن خشم مؤمنان ستمدیده و آرامش دلهای آنان، امری پسندیده و لازم است. اگر از ستمگران انتقام گرفته نشود، قطعاً موجب گستاخی آنان، پایمال شدن حقوق دیگران و گسترش فساد و ناامنی در جامعه میشود. این همان انتقام پسندیده و لازم است.
۲. انتقام مجاز
اگر ستم و تجاوز متوجه شخص انسان شده باشد و انتقام گرفتن او پیامدی برای دیگران نداشته باشد، این کار جایز و رواست. در چنین مواردی انسان بین گرفتن انتقام از ظالم یا عفو او مخیر است. البته انتقام به طور مطلق و در همه موارد روا نیست، بلکه در مواردی جایز است که اسلام آن را مشخص کرده است.
۳. انتقام مضموم و ناروا
در احکام فقهی ما، انتقام اگر برخاسته از تعصب جاهلانه، دشمنیهای نابجا و همراه با تجاوز و تعدی باشد، ناروا و ناپسند است. زیرا در این انتقامها نه تنها حقی به دست نمیآید و ظلمی برطرف نمیشود، بلکه خود موجب پایمال شدن حقوق دیگران و منشأ ظلم و فساد میگردد. چنین انتقامی در روایات و کتب اخلاقی از رذائل اخلاقی شمرده شده و مؤمنان از آن نهی شدهاند.
تمایز انتقام الهی و انتقام انسانی
در قرآن کریم، خداوند در چهار مورد خود را با لقب «ذوالانتقام» معرفی کرده است: مثل سوره مبارکه آلعمران، آیه ۴، سوره مبارکه مائده، آیه ۹۵، سوره مبارکه زمر، آیه ۳۷ و در سوره مبارکه ابراهیم.
خداوند منان خود را صاحب انتقام میداند. یعنی مالکیت انتقام گرفتن خداوند از روی اختیار و هدفمند است، نه غیراختیاری و ناشی از عصبانیت. جالب آنکه در همه این موارد، نام «انتقام» در کنار اسم «عزیز» آمده است.
علامه طباطبایی در جلد دوازدهم المیزان میفرماید: علت همراه بودن این دو اسم در قرآن آن است که «عزت» به معنای چیره شدن و برتری است و کسی میتواند انتقام بگیرد که بر دیگران برتری و تسلط داشته باشد.
بنابراین، هنگامی که پروردگار عالم خود را در این موارد «منتقم» و «ذوالانتقام» مینامد، معنایش این است که ما باید بدانیم اولاً لازم و واجب است در مباحث شرعی و دستورات الهی، دقیقاً بر همان قاعده عمل کنیم و در موارد لازم، انتقام از گنهکاران را انجام دهیم.
اما انتقام الهی و عدل الهی باید با نگاهی کامل بررسی شود. انتقام الهی در مقابل عقاب کردن سریع و انتقام شدیدتر از مجازات سریع نیز هست. زیرا وقتی در عذاب انسان گناهکار تعجیل شود، فرصت گناه را پیدا نمیکند؛ اما وقتی مهلت داده شود و فرصت نافرمانی بیشتر گردد، مستحق مجازات شدیدتری میشود.
پس در بحث انتقام، گاهی به ظالم فرصتهایی داده میشود تا در گناه غرق شود و عذاب استدراجی شامل حال او گردد. پروردگار عالم میفرماید: تصور نکنید شما را فراموش کردهایم یا نمیبینیم و نمیدانیم؛ مهلت دادیم تا گناهتان را بیشتر کنید و مستحق شدیدترین مجازاتها شوید.
آیتالله سبحانی در «مفاهیم القرآن»، جلد ششم، به این موضوع اشاره کرده است. اما جریان انتقام الهی گاهی اینگونه است که فرصت نمیدهد؛ یعنی برخی را همان لحظه عذاب میکند تا فرصت خطا و جنایت را از او بگیرد و دیگر اهل ظلم نباشد.
بنابراین، در تمایز انتقام الهی و انتقام انسانی باید گفت: پروردگار عالم با قدرتی بینظیر، اختیار و آگاهی کامل انتقام میگیرد؛ در حالی که ممکن است انسان در موارد نخستین گرفتار تعصبات جاهلانه شود.
نسبت انتقام با عدالت و قصاص
نسبت انتقام با عدالت و قصاص روشن است. همانگونه که در قرآن درباره قصاص فرموده: «وَلَكُمْ فِي الْقِصَاصِ حَيَاةٌ»؛ قصاص خودش حیات و زندگی است. انتقام در برخی موارد واجب است؛ همانگونه که قرآن اشاره میکند که از مجرمان و اهل ظلم و جنایت باید انتقام گرفت. قرآن میفرماید: «وَكَانَ حَقًّا عَلَيْنَا نَصْرُ الْمُؤْمِنِينَ»؛ یاری مؤمنان همواره حقی بر عهده ماست.
در سبک زندگی الهی و شیطانی دو نکته را باید دید: جبهه شیطان گاهی گرفتار انتقام الهی میشود، گاهی عدالت و قصاص سریع در مورد او پیاده میشود و گاهی نیز خداوند بر اساس علم خود، نظارت کامل و قدرت بینظیرش به او فرصت میدهد.
هدف پروردگار عالم از انتقام گرفتن، آن چیزی نیست که ما تصور میکنیم. در میان ما انسانها، وقتی عمل بد یک فرد موجب نقص و ضرر ما میشود، با مجازات او میخواهیم قلب خود را التیام بخشیم، در صورت توان ضرر خود را جبران کنیم یا حداقل عصبانیت خود را خالی کنیم. اما خداوند عزوجل ساحتش مقدستر از آن است که از اعمال بندگان ضرر ببیند یا نقصی بر او وارد شود.
انتقام خداوند مانند انتقام مظلوم از ظالم نیست که جنبه تلافی داشته باشد، یا انتقام قاضی از بزهکار که جنبه تعدیبی و تامینی داشته باشد؛ بلکه انتقام خداوند مجازات گناهکارانه است. بنابراین، به اقتضای عدل الهی، خدا زمانی از یک گروه انتقام میگیرد که اجرای عدالت و اصلاح امور، مقتضای آن باشد و بر وفق نظام کامل خلقت، انتقام لازم باشد.
این زمانی رخ میدهد که برنامه انسان و جریان امور او برخلاف نظم الهی، در مقابل کتاب و احکام و تکالیف الهی و در مقابل پیامبران باشد. در این صورت بر خدا واجب میشود که این انسان را مؤاخذه و عقاب کند تا رسول و دین خود را یاری کند، کفر و مکر شیاطین و دشمنان را نابود سازد و نور خود را کامل کند.
بنابراین، هدف خداوند از انتقام، اصلاح زمین از فساد است؛ یعنی مفسدانی که امید اصلاح در آنها نیست و همه منافذ نور و هدایت را به خود بستهاند، از بین بروند و ریشهکن شوند. پس خدا انتقامگیرنده از ظالمان است، به خاطر حق مظلومان. در سوره مبارکه روم، آیه ۴۷ میفرماید: «فَانتَقَمْنَا مِنَ الَّذِينَ أَجْرَمُوا وَكَانَ حَقًّا عَلَيْنَا نَصْرُ الْمُؤْمِنِينَ»
این اشاره صریحی است که هر جا در قرآن و سنت انتقام به خدا نسبت داده شده، به دلیل تعزیز و احیای حقی از حقوق دین الهی و شریعت آسمانی است. خداوند در قیامت نیز از گروهی از گروهی دیگر انتقام میگیرد و هدف از این انتقام، انجام وعده الهی است؛ زیرا پروردگار عالم وعده داده که به زودی در میان بندگانش به حق قضاوت میکند و اعمال آنها را جزا میدهد: اگر خیر باشد، جزای خیر و اگر شر باشد، جزای شر.
علامه طباطبایی در جلد سوم المیزان میفرماید: این آیه بیان میکند که اگر عمل شر باشد، حسابش را میکشد و اگر خیر باشد، پاداشش را میدهد. در سوره مبارکه نجم، آیه ۳۱ نیز خداوند میفرماید: بدکاران را به کیفر کارهای بدشان و نیکوکاران را بر اعمال نیکشان پاداش میدهیم. پس تکلیف در این زمینه کاملاً روشن است.
نسبت انتقام با عفو، صبر و رحمت
در بحث انتقام، باید توجه داشت که عفو و گذشت نیز جایگاه مهمی در آموزههای اسلامی دارد. گاهی عفو و مدارا بر انتقام مقدم میشود، بهویژه در مواردی که گذشت موجب اصلاح جامعه و جذب افراد به دین گردد. همانگونه که پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله در مورد وحشی (قاتل حضرت حمزه) از خون او گذشت و او را عفو کرد، به دلایل متعددی که از جمله آنها جذب او به اسلام و ایجاد اصلاح در جامعه بود.
اما گاهی ذات طرف فساد است و هیچ اصلاحی برای او متصور نیست. برخی از افراد ظلمی که مرتکب شدند، بسیار بزرگ بود و قطعاً انتقام آنها در تاریخ گرفته شده است. گاهی نیز کسانی پا به دایره دین گذاشتند و حریم را شکستند که باید مورد توجه قرار گیرند.
بنابراین، نسبت انتقام با عفو و رحمت، نسبتی متوازن است: در جایی که عفو موجب اصلاح و رحمت باشد، مقدم است؛ و در جایی که انتقام موجب رفع فساد و احقاق حق باشد، ضرورت پیدا میکند.
مفهوم ثارالله و خونخواهی در الهیات شیعی
واژه «ثارالله» در عبارات شیعی برای دو نفر به کار رفته است: یکی ابیعبدالله الحسین(ع) و دیگری امیرالمؤمنین(ع)
یه. به امام حسین(ع) میگوییم: «السلام علیک یا ثارالله و ابن ثاره»؛ یعنی کسی که خونبهای تو به دست خداست و پدرت نیز چنین بود.
«ثار» در اصل به معنای خونبها و خونخواهی است. «ثارالله» یعنی خونبهای تو در دست خدا و انتقام تو نیز به دست خداوند است. اینکه پروردگار عالم چگونه انتقام تو را خواهد گرفت و چگونه انتقام پدرت را میگیرد، حسابی متفاوت دارد. چرا که عظمت و بزرگی تو و قدمی که برای احقاق حق برداشتی، همه وجودت را وقف پروردگار عالم کرده بود. تمام زندگیات خرج ذات مقدس حق شده بود.
حالا که چنین قدمی برداشتهای و چنین مسیری رفتهای، پروردگار عالم تو را که در این مسیر جانت فدایی شد، شایسته انتقامی برتر میداند. از اینرو، در دعای ندبه میخوانیم که امام زمان علیهالسلام میآید و انتقام خون سیدالشهدا سلاماللهعلیه را میگیرد. این انتقام، انتقامی عجیب، بزرگ و حسابشده است؛ انتقامی که ریشه ظلم، فساد، تباهی، کفر و نفاق را از روی زمین برمیکند و عدالت و حق را پیاده میسازد.
به تعبیر امام شهید رضواناللهعلیه، هنگامی که صحبت از انتقام خون شهید حاج قاسم سلیمانی بود، فرمود: انتقام حقیقی خون شهید حاج قاسم سلیمانی کشتن یک شخص یا دو شخص نیست، بلکه خروج آمریکاییها از منطقه است. این بدان معناست که ریشه ظلم، تباهی، کفر، فساد و توطئه از منطقه کنده شود. این نگاه در حد اعلاست و باید به این شکل به آن نگریست.
انتقام بهمثابه حفظ عزت و حیات جامعه
انتقام در منظومه اسلامی، صرفاً یک واکنش احساسی نیست؛ بلکه بهمثابه حفظ عزت و حیات جامعه اسلامی است. همانگونه که در آیات سوره توبه بیان شد، اگر از ستمگران انتقام گرفته نشود، موجب گستاخی آنان و پایمال شدن حقوق دیگران میشود. بنابراین، انتقام در بعد اجتماعی، تضمینکننده عزت جامعه اسلامی و حیات آن در برابر ظالمان و مفسدان است.
عزت جامعه اسلامی در گرو ایستادگی در برابر ظلم و گرفتن حق مظلومان است. این همان اصلی است که در قرآن کریم با عبارت «وَكَانَ حَقًّا عَلَيْنَا نَصْرُ الْمُؤْمِنِينَ» بیان شده است: یاری مؤمنان حقی بر عهده ماست.
در سیره پیامبر(ص)، اهلبیت(ع) و تاریخ تشیع، چه زمانی انتقام ضرورت پیدا میکند و چه زمانی عفو و مدارا بر آن مقدم میشود؟
در سیره و تاریخ اسلام، انتقام کم نداشتهایم. اما باید توجه داشت که انتقام اصلی در قیامت رخ میدهد. پروردگار عالم در قرآن کریم میفرماید: «يَوْمَ نَبْطِشُ الْبَطْشَةَ الْكُبْرَى إِنَّا مُنتَقِمُونَ»
یعنی در آن روز که روز قیامت است، ما آنها را با قدرت میگیریم؛ آری، ما انتقامگیرندهایم. این مربوط به قیامت است.
همچنین در سوره مبارکه ابراهیم، آیه ۴۸ میفرماید: «يَوْمَ تُبَدَّلُ الْأَرْضُ غَيْرَ الْأَرْضِ وَالسَّمَاوَاتُ وَبَرَزُوا لِلَّهِ الْوَاحِدِ الْقَهَّارِ»
در آن روز که این زمین به زمین دیگر و آسمانها به آسمانهای دیگر مبدل میشود و آنها در پیشگاه خداوند قهار ظاهر میشوند. در حقیقت، انتقام الهی در عالم آخرت همان عذابهای گوناگونی است که هر فرد به اندازه استحقاق خود گرفتار آن میشود.
اما در دنیا نیز خدا انتقام گرفته و به ما نیز فرموده که در دنیا انتقام بگیریم. اگر تاریخ را بنگریم، مثلاً از قوم فرعون انتقام گرفته شده است. این بیان قرآن در آیه ۱۳۶ سوره مبارکه اعراف و نیز درباره قوم شعیب در آیه ۷۹ اشاره شده است.
پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله نیز فرمود: هرگاه تو را از میان آنها ببریم، حتماً از آنها انتقام خواهیم گرفت. منظور از بردن پیامبر از میان امتش، رحلت آن بزرگوار است. اگر مردم به راه پیامبر ادامه دهند، مجازات نمیشوند، بلکه مورد رحمت قرار میگیرند؛ اما اگر از مسیر پروردگاری که توسط پیامبر به آنها ابلاغ شده خارج شوند، قطعاً مجازات میشوند.
معیار تشخیص ضرورت انتقام در سیره معصومان، رفع فساد و احقاق حق است. هنگامی که ظلم و فساد از حد بگذرد و هیچ راهی برای اصلاح ظالم نباشد، انتقام ضرورت پیدا میکند. اما در جایی که عفو و مدارا موجب اصلاح و جذب به دین شود، عفو مقدم میشود.
امکان یا عدم امکان انتقام و ملاحظات هزینه و مصلحت
گاهی امکان انتقام وجود ندارد و ملاحظات هزینه و مصلحت، آن را به تأخیر میاندازد. همانگونه که امام سجاد (ع) امکان انتقام خون پدرش را نداشت و به جای آن، با روضه خواندن و بیان حادثه کربلا، این را در دل مردم زنده نگه داشت. در جریان کربلا نیز امام حسین (ع) در آن مقطع، امکان انتقام نداشت و وظیفه خود را در قیام و شهادت دید.
اما هنگامی که قدرت و امکان انتقام فراهم شود، همانگونه که برای مختار فراهم شد، وظیفه است که انتقام گرفته شود. مختار بن ابیعبید ثقفی به عنوان منتقم جریان کربلا، انتقامی هدفمند و هوشمند گرفت.
انتقام هدفمند از عاملان و طراحان جنایت
انتقام در سیره و تاریخ اسلام، انتقامی هدفمند است که هم عاملان و طراحان جنایت را در برمیگیرد و هم مباشران و کسانی که در صحنه حضور داشتند و دستشان به خون شهدا آلوده بود. مختار یقه تکتک آنها را گرفت و انتقام را از مجموعه آنها گرفت و نگذاشت بمانند.
این انتقام هدفمند، نه انتقامی کور و بیضابطه، بلکه انتقامی حسابشده و عقلانی است که ریشه فساد را از جامعه برمیکند.
حدود و ضوابط انتقام و منع تجاوز از عدالت
انتقام در اسلام دارای حدود و ضوابط مشخصی است. انتقام نباید از مرز عدالت تجاوز کند. همانگونه که در احکام فقهی ما، انتقام اگر برخاسته از تعصب جاهلانه و همراه با تجاوز و تعدی باشد، ناروا و ناپسند است. بنابراین، انتقام باید در چارچوب عدالت و احکام شرعی صورت گیرد و از هرگونه افراط و تفریط پرهیز شود.
تجربه عاشورا، قیام مختار و دیگر جنبشهای خونخواهانه
انتقام الهی در طول تاریخ به دست اولیای الهی، پیامبران و ائمه معصومین سلاماللهعلیهماجمعین رخ داده است. برخی افراد انتقامشان گرفته شده است. اولیای الهی مانند مختار بن ابیعبید ثقفی، برای یک جریان روشن، به عنوان منتقم در جریان کربلا تجربهای بسیار بزرگ رقم زدند. هم انتقام هدفمند، هم انتقام هوشمند.
علاوه بر مختار، جنبش توابین نیز در عینالورده به انتقام خون حسین(ع) قیام کرد. بیش از پنج هزار نفر آنجا به انتقام خون حسین سلاماللهعلیه کشته شدند، در حالی که همین کسان بودند که پیش از آن حاضر نشدند امام حسین(ع) را یاری کنند.
در روایات ما نیز صریحاً آمده است که یکی از القاب حضرت حجت ارواحنا فدا، «منتقم» است. پیامبر اکرم در حدیث معراج، هنگامی که نور پیشوایان را بیان میکند و درباره امام عصر صحبت میکند، میفرماید: پروردگارا، اینان چه کسانیاند؟ سپس خداوند میفرماید: ایشان پیشوایاناند و این قائم همان کسی است که حلال مرا حلال و حرام مرا حرام میکند و از دشمنان من انتقام میگیرد.
این روایت در «غیبت نعمانی» صفحه ۹۳ و ۹۴ و در «کمالالدین» شیخ صدوق، جلد اول، صفحه ۲۵۲ و ۲۵۳ آمده است. حدیث معراج، حدیثی معروف است و نشان میدهد که پروردگار عالم از امام عصر به عنوان منتقم در این عالم نام میبرد. او در آخرالزمان خواهد آمد و انتقام خواهد گرفت. انتقامات مقطعی نیز در طول تاریخ گرفته شده است و نمونه آن مختار و نمونههای دیگر در طول اعصار و قرون بوده است.
خونخواهی، هویت و حافظه تاریخی
خونخواهی چگونه از یک مطالبه برای مجازات عامل جنایت به عنصر هویتساز و حافظه تاریخی یک جامعه تبدیل میشود؟
شعار «یا لثارات الحسین» یا عبارت «یا منصور امت» که از شعارهای مطرح در جریان مختار است، نکتهای روشن دارد. برخی موارد احساس است و برخی موارد اعتقاد. هنگامی که امام یک جامعه به شهادت میرسد، این اتفاق در جامعه بسیار بزرگ میشود. تنها به جریان مختار نگاه نکنید. بلافاصله بعد از شهادت ابیعبدالله الحسین(ع)، حس انتقام و خونخواهی در جامعه به شکل عجیبی راه افتاد. حتی کسانی که مسیر کاروان اسرا را در مناطق شمال عراق، در موصل، در لب یا جاهای دیگر گرفتند و سعی بر آزادی اسرا داشتند، همه در وجود خود باب انتقام را میپروراندند.
استمرار یاد شهدا و جلوگیری از فراموشی جنایت، یکی از عوامل اصلی تبدیل خونخواهی به هویت جمعی است. اینکه شما یاد شهدا را زنده نگه میدارید و از فراموشی جنایت جلوگیری میکنید، به همین دلیل است.
خونخواهی امام حسین(ع) بهعنوان حافظه تاریخی تشیع
خونخواهی امام حسین(ع) در طول تاریخ هزار و سیصد و هشتاد و چند ساله شیعه، بعد از واقعه ابیعبدالله هرگز رخ نداده و همیشه زنده مانده است. جریان تاریخ کربلا همان حس انتقام است. این خونخواهی بهعنوان حافظه تاریخی تشیع، نسل به نسل منتقل شده و همواره زنده مانده است.
نه اینکه فکر کنید این حس انتقام فقط یک بحث احساسی است. تعبیر زینب کبری(س) به یزید بن معاویه این است که میگوید: هر تلاشی میخواهی بکنی و هر نقشهای میخواهی بکشی، بکش؛ تو نمیتوانی نام ما را پاک کنی. خدا محبت ما را در قلوب مؤمنان و آزادیخواهان عالم حک کرده است. محبت حسین، محبت مکنون و الهی است. به واسطه این آسیبی که به این محبت مکنونه وارد شده، شیعه آماده انتقام است و آزادیخواه آماده انتقام.
گاهی این انتقام ممکن است به تأخیر بیفتد، ولی هرگز با تأخیر افتادن، حق ضعیف نمیشود. حق از بین نمیرود، حق پایمال نمیشود و قطعاً از باطل گرفته میشود و یقه باطل گرفته خواهد شد.
نسبت شهادت، مقاومت و هویت جمعی
شهادت آثار عجیبی دارد. اولاً خون مظلوم در فرزندان او، در دوستان او، در متابعان و پیروان او یک مقاومت درونی و یک بیداری تولید میکند. اینکه میبینید امام شهید رضواناللهعلیه شاید یکی دو ماه قبل از شهادتش در سخنرانی خود اشاره میکند: اگر برای این جامعه حادثهای رخ دهد، خدا این مردم را مبعوث خواهد کرد تا بر آن حادثه فائق آیند؛ بعثتی که در جامعه رخ میدهد. یعنی خون شهید یک عالم را بیدار میکند.
روایت امام صادق(ع) روایت عجیبی است. فرمود: «لولا صلح الحسن و قتل الحسین لدرس آثار النبوة»؛ اگر صلح امام مجتبی و شهادت سیدالشهدا نبود، آثار نبوت از بین میرفت. آثار نبوت همان توحید است. یعنی حتی خدا را هم مردم در دنیا فراموش میکردند. این خون سیدالشهدا بود که چنین جلوهای در عالم ایجاد کرد.
نسبت شهادت، مقاومت و هویت جمعی، نسبتی عمیق و ناگسستنی است. شهادت، مقاومت را در جامعه زنده میکند و مقاومت، هویت جمعی را میسازد. این هویت جمعی، همان حافظه تاریخی تشیع است که در برابر ظلم و فساد ایستادگی میکند.
نقش نمادها، آیینها و ادبیات خونخواهی
بعد از شهادت ابیعبدالله، «یا لثارات الحسین» تولید شد و فریاد انتقام برخاست. درس انتقام گرفتن توسط مجموعه کسانی مثل زید شهید، مختار، توابین و گروههای متعددی که به سمت انتقام رفتند، شکل گرفت. برخی با اجازه و برخی بدون اجازه، بر اساس خواسته دل خود چنین قدمهایی برداشتند. هویت جمعی در جامعه تولید شد و آیینها و ادبیات خونخواهی راه افتاد.
امام سجاد(ع) امکان اینکه انتقام خون پدرش را بگیرد نداشت، اما با روضه خواندن، با بیان حادثه کربلا و با بیان مراسم کربلا، این را در دل مردم زنده نگه داشت. این ادبیات در جامعه شکل گرفت که بر این حسین باید گریست و زمانی این گریه آرام میگیرد که انتقام خون حسین(ع) گرفته شود.
هنگامی که خبر قتل قاتلان کربلا به امام سجاد(ع) میرسد، حضرت چقدر اظهار خوشحالی میکند. بعد امام باقر(ع) چرا اینقدر از مختار تمجید میکند؟ چرا امام سجاد(ع) از مختار تمجید میکند؟ به دلایل متعدد، او را کسی میبیند که قدمهای بزرگی برای شیعه، اسلام و دین برداشته است.
انتقال مطالبه خونخواهی میان نسلها
لذا در ادبیاتها و آیینهایی که تولید میشود، انتقال مطالبه خونخواهی در بین نسلها انجام میگیرد و آن را زنده نگه میدارد. یکی از دلایل پویایی شیعه همین حس است که هیچ ظلمی در عالم بیجواب نباشد.
ما الان میبینیم چه بعثتی در عالم رخ داده است. در داخل کشور خودمان بیش از دویست و ده یا دویست و بیست شب است که مردم در خیابانها میجوشند و میخروشند. تمام اینها به آن هویتی برمیگردد که خون شهید و خون مظلوم در وجود پیروان او ایجاد میکند و هویتی میسازد، نمادهای مهمی تولید میکند. این هویت و این نمادها، نسل به نسل منتقل میشود و مطالبه خونخواهی را زنده نگه میدارد.
تفاوت انتقام هیجانی و انتقام راهبردی
انتقام در مواجهه با دشمن و جنایت سیاسی چگونه میتواند از واکنش احساسی به راهبردی عقلانی برای بازدارندگی تبدیل شود؟
ما اعتقاد داریم حکومتی که به پا کردهایم، حکومتی الهی است. سبک الهی و شیطانی از هم جدا هستند. دین به معنای واقعی کلمه، یعنی سبک زندگی پروردگار عالم، این خط سیر را برای ما مشخص کرده است.
انتقام در مواجهه با دشمن و جنایت سیاسی، هنگامی که رخ میدهد، چگونه میتواند از واکنش احساسی به راهبردی عقلانی برای بازدارندگی تبدیل شود؟ نخست اینکه ما با عقل سلیم به این مسئله نگاه میکنیم و تفاوت این انتقام را با انتقام شخصی بسیار جدی میدانیم. آگاهیم که گرفتن انتقام خون سیدالشهدا برای التیام قلب من نیست. گرفتن انتقام خون امام شهید و سایر شهدای عزیزی که خونشان بر زمین ریخته شده، برای آرامش خانواده آنها نیست؛ شاید این نیز جزئی از مسئله باشد، اما برای آرامش پیروان، خانواده، دوستان و علاقهمندان است.
ما چون مسیر الهی را طی میکنیم، هدف از این انتقام آن است که دشمنی که در این جنایت وارد شده، بداند این انتقام، عقلانی و الهی است و ما آن را از او میگیریم. این انتقام برای رفع فساد از روی زمین است. قرآن میفرماید: «قَاتِلُوا أَئِمَّةَ الْكُفْرِ» و «قَاتِلُوهُمْ حَتَّى لَا تَكُونَ فِتْنَةٌ»؛ با آنان بجنگید تا فتنهای در عالم باقی نماند.
ما دنبال انتقام هیجانی نیستیم، بلکه انتقام راهبردی را دنبال میکنیم. یعنی عاملان قتل، عاملان جنایت و دین فساد از زمین ریشهکن میشوند، جامعه با امنیت روبهرو میشود و اسلام با اقتدار سرش را بالا میگیرد.
هدف قرار دادن عاملان، طراحان و سازماندهندگان جنایت
انتقام راهبردی، انتقامی است که عاملان، طراحان و سازماندهندگان جنایت را هدف قرار میدهد. همانگونه که مختار در جریان کربلا، هم از عاملان و طراحان صحنه کربلا انتقام گرفت و هم از مباشران و کسانی که در صحنه حضور داشتند. این انتقام هدفمند، ریشه فساد را از جامعه برمیکند و از تکرار جنایت جلوگیری میکند.
نسبت انتقام با امنیت و اقتدار ملی
قطعاً بدانید انتقام اگر به معنای حقیقی کلمه، الهی صورت بگیرد، محاسبات دشمن را به هم میریزد. امام شهید در نماز جمعه نصر که بعد از شهادت سید حسن نصرالله ایراد شد، فرمود: خطای محاسباتی دشمن را پاک کنید تا آنها بدانند. انتقام در بعد ملی، تضمینکننده امنیت و اقتدار ملی است. اگر انتقام به موقع و عقلانی گرفته شود، دشمن جرأت تجاوز پیدا نمیکند و امنیت جامعه حفظ میشود. اما اگر انتقام گرفته نشود، دشمن گستاختر میشود و امنیت ملی به خطر میافتد.
نقش انتقام در تغییر محاسبات دشمن
نقش انتقام در تغییر محاسبات دشمن، نقشی کلیدی است. دشمن هنگامی که میبیند انتقام گرفته میشود، محاسباتش به هم میریزد و از تجاوز بازمیماند. حالا به دلایلی آن نشد. اگر اتفاق رخ داده بود، شاید بسیاری از مسائل جلوی آن گرفته میشد. ما اگر در جریان انتقام خون شهید حاج قاسم سلیمانی عاقلانه و عالمانه عمل میکردیم و با شدت عمل میکردیم، قطعاً چنین اتفاقاتی رخ نمیداد و دشمن خطای محاسباتیاش از ذهنش پاک میشد.
اما دشمن چنین تصوراتی را در ذهن خود ایجاد کرد. او مردم را نشناخته بود و حتی برخی از مسئولان جامعه ما نیز مردم خود را نشناخته بودند. پس از واقعه دی، علت حمله دشمن این بود که کاملاً ریشه انقلاب اسلامی را بکند. هدفشان همین بود. میگفتند مردم دیگر رها کردهاند و با انقلاب میانهای ندارند. اما لحظهای که چنین اتفاقی افتاد، تازه حضور مردم را دیدند؛ به حس انتقامخواهی، به آن اقتداری که مردم به جامعه بخشیدند و به آن حس امنیتی که مردم در جامعه ایجاد کردند. قطعاً محاسبات دشمن به هم ریخت و به تصمیمگیران سیاسی قدرتی داده شد.
نسبت انتقام با مصلحت عمومی و تصمیمگیری سیاسی
انتقام باید با مصلحت عمومی و تصمیمگیری سیاسی هماهنگ باشد. این آگاهی و بیداری در جامعه باید روز به روز فزونی یابد. امت باید بعثت خود را کامل کند و با غلبه بر هواهای نفسانی خود، در مباحث سیاسی و مصداقی، به سیاست کلان نظر داشته باشد. باید بدانند عالیترین سیاستمدار عالم هستی، شیعه است و ائمه شیعهاند و امامان شیعه و پیروان آنها و فقهای شیعه. این بیان امیرالمؤمنین(ع) است که به معاویه نوشت: چه کسی شما را سیاستگذار مردم قرار داده است؟ «نَحْنُ صَنَائِعُ اللهِ»؛ ما ساخته دست خداییم و مردم از مجرای خلقت ما گذشتهاند.
لذا باید این را ببینیم و با این شکل، مردم قطعاً مسئولان را هنگامی که در چنین مسیری با رشد و آگاهی کاملتری میبینند، بالندگی، رشد و بعثتشان فزونی پیدا میکند.
خونخواهی در شرایط جنگ ترکیبی
در شرایط جنگ ترکیبی، ترور، جنگ شناختی و عملیات رسانهای، خونخواهی چگونه باید بازتعریف و عملیاتی شود؟
در شرایط جنگ امروز که اشکال مختلفی دارد، باید توجه داشت که جنگ در فضای مجازی، رسانههای تصویری و صوتی، رسانه نوشتاری، محیط روانی جامعه و بعد اقتصادی، هر یک نوع خاصی از جنگ است. دشمن یک عملیات بسیار وسیع و همهبعدی را ترکیب کرده و علیه جهان اسلام، بهویژه تشیع، به کار گرفته است.
نظریه فوکویاما در سال ۱۳۶۵ در اورشلیم، در کنفرانسی به نام کنفرانس شیعهشناسی، این بود که قرن آینده، قرن جنگ دنیای غرب با شیعه است. او گفته بود اگر میخواهید اسلام شیعی را تسلیم کنید، دو بال این کبوتر را قیچی کنید تا خودش سقوط کند: یکی فلسفه شهادت و دیگری فلسفه انتظار و امید. یعنی امام عصر و آن انتظار مردم برای فرج.
ابتدا باید اشاره کنم که فرج قبل از ظهور رخ میدهد. پیامبر اکرم(ص) فرمود: «افضل الاعمال انتظار الفرج». فرج به دست مردم رخ میدهد تا ظهور محقق شود. یعنی مردم به سمت احیای حق در محیط جامعه حرکت میکنند، با آگاهیها و بیداریهایی که در آنها ایجاد میشود. ظلم و فساد هست و از حد میگذرد، اما در همان حال جلوه حقی در مقابل آنها میایستد و باب فرج را وا میکند.
مسئولیت حقوقی و سیاسی عاملان و طراحان جنایت
در شرایط جنگ ترکیبی، مسئولیت حقوقی و سیاسی عاملان و طراحان جنایت باید بهروشنی مشخص شود. امروز جا دارد در جریان انتقام، فتنههای دنیای غرب، جریان ۱۸ و ۱۹ دی، جریان فرانسه، ظلم به سیاهان در آمریکا، ظلم کشورهای حاشیه خلیج فارس، بهویژه امارات متحده عربی و سعودی در آفریقا، سومالی، سودان، نقاطی از شاخ آفریقا، لیبی و سوریه بیشتر بپردازیم و نشان دهیم دستنشاندهها چه ظلمهایی در این کشورها کردند که امروز جهان اسلام اینگونه از هم منفک شده است.
انتقام فرهنگی و رسانهای در کنار پاسخ سخت
امروز در عصر ما با این عملیاتهای متعدد روانی که دشمن وارد صحنه میکند، قطعاً ما باید برای انتقام با ابزارهای متعدد وارد صحنه شویم:
۱. جامعه آزادیخواه جهان و جبهه مقاومت را تقویت کنیم و به بیداری، آگاهی و قدرت آنها کمک کنیم.
۲. اختلافات و مباحث درونحاکمیتی و درونتفکراتی بین جامعه مسلمین را کنار بگذاریم و در یک وحدت کلمه برای مبارزه با کفر، شرک و نفاق امروز، جهان اسلام اتحاد کامل را رقم بزند.
۳. فهم جامعه را در انتقام و خونخواهی ارتقا دهیم. نه باید تند رفت و نه کند. نه از ولی فقیه زمان سبقت گرفت و نه عقب ماند. ولی فقیه زمان ما، امام و قائد ما، فرزند خلف امام شهید ما، امروز خط را ترسیم میکند. چه تصمیمگیران، چه مجریان این تصمیم و چه آحاد مردم باید به این نکته توجه کنند.
لذا رسانه باید در اوج قدرت خود، فرهنگ انتقام را جا بیندازد. فضای مجازی باید در اوج قدرت خود و در عین وحدت کلمه، آن انتقام خود را در نظر بگیرد؛ یعنی بیدار کردن دنیای غرب و جوامع بشری نسبت به ظلمی که امروز صورت میگیرد. دیدید همان مردمی که در غزه بودند، با فضای مجازی چه کردند و عالم به هم ریخت. شکی در آن نیست که همین هشتگهایی که راه میافتد و همین عباراتی که در فضای مجازی وایرال میشود، میتواند بسیار اثرگذار باشد و ذهن جامعه بشری را بیدار کند.
نقش جامعه و «آزادگان جهان» در تحقق خونخواهی
در جهان معاصر، گاهی انتقام حتماً ریختن خون فلان ظالم جانی، فاسق و فاجر نیست؛ بلکه به ذلت کشاندن او در دنیا، بیدار کردن دنیا از ظلم و جنایات او و قیام دنیا علیه او، شاید بزرگترین انتقام باشد. همانگونه که موسی بن عمران علینبیناوآلهوعلیهالسلام برای انتقام از فرعون شمشیر نمیکشد و گردن فرعون را نمیزند، چون در زمانی قرار گرفته که عده و عده آن را ندارد. اما معجزه الهی را میبینید: افرادی که به عنوان قدرت و بازوی فرعون بودند و باید با موسی میجنگیدند، علیه فرعون میایستند. ساحران میگویند: «آمنا به رب موسی»؛ ما به خدای موسی ایمان آوردیم. چون اعجاز را میبینند، ضعف آنچنان پیش میرود.
چرا اصلاً چنین دشمنی پیدا میشود؟ دشمن از جانب ما، از جانب اسلام، از جانب شیعه و امروز از جانب ایران احساس خطر کرده و به این موجودیت حمله میکند. او میداند ایران یک کشور تمدنی، صاحب قدرت، عزت و شوکت در هزاران سال قبل بوده و هرگز زیر ظلم و فساد قرار نگرفته است. مجموعه انسانهای آزادیخواه موحد در این عالم بودند که پیکره کشور و حاکمیت خود را بر اساس عدل، حاکمیت دینی و حاکمیت الهی قرار دادند. از آن نکاتی که به کوروش نسبت داده میشود تا به امروز، همه اینها حاکمیتهای الهی و دینی بودهاند.
انتقام سخت یا بهتر بگوییم انتقام فیزیکی، گاهی ممکن است لازم نباشد خود طرف نابود شود؛ بلکه فکرش از بین برود. تعبیر امام شهید، تعبیر جالبی است که میفرماید: خروج آمریکا از منطقه به عنوان انتقام است. یعنی شما بزرگترین رقم را در عالم میزنید و بزرگترین حادثه را رقم میزنید که منطقه غرب آسیا را از وجود این ظالمان به معنای حقیقی کلمه پاک کنید و محیط را آماده عدالت حقیقی و زندگی مسالمتآمیز الهی برای مردم کنید. آزادگان جهان و مجموعه آزادیطلبان عالم باید این مسیر را پیش ببرند.
مرز میان خونخواهی، عدالت و خشونت بیضابطه
مرز میان خونخواهی، عدالت و خشونت بیضابطه باید بهروشنی مشخص باشد. خونخواهی در اسلام، انتقامی عقلانی و هدفمند است که در چارچوب عدالت صورت میگیرد. اگر خونخواهی از مرز عدالت تجاوز کند و به خشونت بیضابطه تبدیل شود، از مسیر الهی خارج شده است. همانگونه که در احکام فقهی ما، انتقام اگر برخاسته از تعصب جاهلانه و همراه با تجاوز و تعدی باشد، ناروا و ناپسند است.
بنابراین، خونخواهی باید در چارچوب عدالت، با رعایت ضوابط شرعی و با هدف رفع فساد و احقاق حق صورت گیرد. نه تندروی و نه کندروی، بلکه اعتدال و عقلانیت در انتقام، همان مسیری است که اسلام ترسیم کرده است.
ما یک نام برای ابیعبدالله داریم: «یا ابالحرار»؛ یعنی پدر آزادگان عالم. بهترین مصداق برای بیدار کردن مجموعه انسانهای آزادیخواه و عدالتطلب در عالم، تطبیق جریان عاشورا و جریان امروز و وقایع بعد از عاشورا و هرچه جلوتر آمده است. بیدار کردن جامعه، بیدار شدن جامعه و رسیدن به آن حق، میتواند در جامعه اثرگذاری بسیار خوبی داشته باشد. انشاءالله که با فرج حضرت حجت، انتقام حقیقی خون امام عصر و خون امام شهید ما گرفته شود.