دفاع تمدنی
به گزارش پژوهشگاه علوم و معارف انقلاب اسلامی، حجت الاسلام سید فرید موالیزاده استاد حوزه در جستاری سلسله مراتب جهاد را بازخوانی کرده و جایگاه دفاع تمدنی را به عنوان برترین مرتبه آن برجسته میسازد. مسئله اصلی که متن به آن پرداخته، تفاوت میان دفاع سرزمینی، دفاع اجتماعی و دفاع تمدنی است و اینکه ارزش حقیقی جهاد، صرفاً در مقابله نظامی یا حفظ مرزها خلاصه نمیشود، بلکه در تحقق حاکمیت دین خدا و رفع فتنه در سطح جهانی معنا مییابد. جستار با استفاده از تحلیل آیات قرآنی و تفسیر علامه طباطبایی، خواننده را به درکی عمیق از مفهوم فتنه و گستره آن در جهان معاصر میرساند و نشان میدهد که تمدنهای استکباری و آموزههای الحادی، مصادیق مدرن فتنه هستند که نیازمند مقابله تمدنیاند.
متن سلسلهمراتب جهاد را به شیوهای ارائه میدهد که دفاع از جان، مرزها و مظلومان، همه پیشزمینهای برای دفاع تمدنی و تحقق هدف نهایی جهاد نشان داده میشود. این نگاه، هم بینش راهبردی و هم مسئولیت اخلاقی برای خواننده ایجاد میکند و فهم میدهد که هر اقدام و تصمیمی در مسیر دفاع تمدنی، فراتر از یک عمل نظامی، واجد اثر تمدنی، اخلاقی و معنوی است. جستار، در نهایت، مخاطب را با تصویری روشن از مسیر شکلگیری تمدن نوین اسلامی و نقش ایران در آن مواجه میکند و افق بینشی تازهای برای عمل دینی و تمدنی میگشاید.
در ادامه مشروح این جستار را بخوانید:
دفاع تمدنی
حجت الاسلام سید فرید موالیزاده
در نگاه نخست، وقتی سخن از «جهاد» به میان میآید، ذهن بسیاری به مرزها و خطوط مقدم جنگ تحمیلی و دفاع از خاک کشور معطوف میشود؛ به همان خطهایی که جان انسانها و امنیت سرزمین را در برابر تجاوز حفظ میکنند. اما آیا جهاد تنها به همین مقیاس محدود میشود؟ آیا ارزش آن به شمار مرزهای پاسداریشده یا تعداد کشتهها و پیروزیهای نظامی بستگی دارد؟ در مواجهه با قرآن و آموزههای امام خمینی، پرسشی بنیادین پدیدار میشود: جهاد، در بلندترین مرتبه خود، چه معنا و هدفی دارد؟
امام خمینی در سخنرانی سال ۱۳۶۳ در جمع مسئولان نظام، به روشنی اعلام کردند که جنگ با صدام، هرچند ضروری و دفاعی، «جنگ اصلی» نیست؛ آنچه از دیدگاه ایشان اهمیت دارد، جنگی است که به رفع فتنه در جهان بیانجامد، جنگی که دین را برای خدا نگه دارد و تمدنهای الحادی و استکباری را به چالش بکشد. آیه شریفه «وَ قَاتِلُوهُمْ حَتَّى لاَ تَكُونَ فِتْنَةٌ وَ یَكُونَ الدِّینُ كُلُّهُ لِلَّهِ» به ما میآموزد که جهاد، زمانی برترین میشود که هدفش جهانی باشد و از سطح فردی و محلی فراتر رود.
این مقدمه، قصد دارد خواننده را از سطح ملموس و تاریخی جهاد به سمت پرسشهای عمیقتر فلسفی و تمدنی سوق دهد: چگونه میتوان میان دفاع سرزمینی، دفاع از مظلومیت و دفاع تمدنی تمایز قائل شد؟ ارزش نسبی هر نوع جهاد چیست؟ و جایگاه جامعه ایرانی امروز در این مسیر چیست؟ پاسخ به این پرسشها، ما را به قلب بحث درباره «دفاع تمدنی» میرساند؛ مفهومی که نه تنها ارزش دفاع از مرزها، بلکه اهمیت حفظ کرامت انسانی، عدالت اجتماعی و نقش تمدنی ایران در جهان را روشن میسازد.
گونهشناسی جهاد و دفاع در اسلام
جهاد در اندیشه اسلامی، صرفاً نبرد نظامی نیست؛ بلکه گسترهای است که از دفاع از جان و سرزمین آغاز میشود و تا پاسداری از ارزشهای الهی در سطح جهانی امتداد مییابد. فقه اسلامی جهاد را به دو گونه تقسیم کرده است: جهاد ابتدایی و جهاد دفاعی. جهاد ابتدایی، به معنای آغاز جنگ و تهاجم است، که در شرایط خاص و با رعایت ضوابط دینی مشروعیت مییابد، اما نوع دوم، جهاد دفاعی، ماهیتی بازدارنده و محافظتی دارد و در بسیاری از آیات و روایات، به آن سفارش شده است.
با این حال، بررسی دقیقتر آیات قرآنی نشان میدهد که حتی جهاد دفاعی نیز از مراتب مختلف برخوردار است و ارزش هر مرتبه، به هدف و فلسفهای بستگی دارد که آن را معنا میبخشد. گاهی جنگ، صرفاً برای حفظ مرزها و دفاع از جانهای انسانی صورت میگیرد؛ همان جنگی که در برابر تجاوز صدام در ایران به وقوع پیوست. این نوع جهاد، ضروری و مشروع است، اما جایگاه آن با جهاد دفاع از مظلومان یا مقابله با فتنههای داخلی قابل مقایسه نیست.
در مرتبهای دیگر، جهاد به معنای سرکوب منافقان و اهل بغی در درون جامعه است. هدف این جنگ، برقراری آرامش اجتماعی، عدالت و امنیت است؛ یعنی محافظت از ساختار اخلاقی و سیاسی جامعه اسلامی. این نوع جهاد نشان میدهد که دفاع صرفاً محدود به جغرافیا نیست، بلکه گستره آن شامل نظم اجتماعی و اخلاقی جامعه نیز میشود.
اما فراتر از همه اینها، جهاد میتواند ماهیتی تمدنی داشته باشد؛ جهادی که هدفش نابودی فتنه و دفاع از دین در سطح جهانی است. آیه شریفه «وَ قَاتِلُوهُمْ حَتَّى لاَ تَكُونَ فِتْنَةٌ وَ یَكُونَ الدِّینُ كُلُّهُ لِلَّهِ» نشان میدهد که برترین مرتبه جهاد، نه حفظ مرزها، بلکه تحقق وضعیتی است که دین خدا در همه جا حاکم شود و فتنههای الحادی و استکباری برچیده شوند. این سطح از جهاد، نیازمند آگاهی، بصیرت و صبر فراوان است و تنها با حرکت جمعی و استراتژیک قابل تحقق است.
نمونههای تاریخی این مراتب مختلف جهاد، تصویر روشنی ارائه میدهند. دفاع از مرزهای ایران در جنگ تحمیلی، نمونهای از جهاد دفاعی ابتدایی و ضروری بود. مقابله با فتنه داعش در عراق و سوریه، نمونهای از جهاد دفاعی با هدف حفاظت از جامعه اسلامی و جلوگیری از گسترش ظلم و ستم بود. اما دفاع تمدنی، همچون مقابله با تمدن الحادی و نظامهای استکباری، از نظر ارزش معنوی و فلسفی، برتر از همه اینهاست.
این سلسله مراتب نشان میدهد که جهاد، تنها اقدام نظامی نیست؛ بلکه یک فرایند اخلاقی، اجتماعی و تمدنی است که ارزش آن بسته به هدف، گستره و نتایجی است که برای جامعه و جهان به همراه دارد. درک این سلسله مراتب، کلید فهم جایگاه ایران در مسیر تحقق تمدن نوین اسلامی و همچنین نحوه مواجهه با چالشهای جهانی است.
فتنه و گستره آن در قرآن و تفسیر علامه طباطبایی
آیه شریفه «وَ قَاتِلُوهُمْ حَتَّى لاَ تَكُونَ فِتْنَةٌ وَ یَكُونَ الدِّینُ كُلُّهُ لِلَّهِ» نقطه عطفی در فهم فلسفه جهاد و جایگاه دفاع تمدنی است. کلید این آیه، واژه «فتنه» است که در تفسیر علامه طباطبایی معنایی عمیق و چندلایه دارد. فتنه، مجبور ساختن مسلمانان توسط کفار و مشرکان به روی گردانی از اسلام و بازگشت به کفر و الحاد است. بنابراین، فتنه محدود به جنگ و تهدید نظامی نیست؛ بلکه شامل فشار فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و حتی فکری است که مسیر ایمان را دچار انحراف میکند.
تفسیر آیه نشان میدهد که جهاد زمانی برترین مرتبه خود را پیدا میکند که نه تنها از تجاوز مستقیم، بلکه از هرگونه تلاش برای انحراف از دین خدا جلوگیری شود. قید «كُلُّهُ» بر جهانی شدن دین اسلام تأکید دارد و میرساند که هدف نهایی، حاکمیت عدالت و دین خدا در سطح جهان است، نه محدود به مرزهای جغرافیایی یک کشور یا منطقه. این نگاه، جهاد را از یک عمل صرفاً دفاعی به یک حرکت تمدنی و فراگیر ارتقا میدهد.
اگر بخواهیم واژه فتنه را به شرایط امروز جهان تطبیق دهیم، میتوان آن را در تلاشهای تمدن الحادی غرب و دستگاه استکباری صهیونی در راستای دینزدایی از جوامع بشری مشاهده کرد. آموزههای شیطانی، تبلیغات فکری و فرهنگی، و تلاش برای تضعیف ارزشهای دینی، همه نمونههایی از فتنه مدرن هستند که هدفشان تغییر جهت جامعه بشری و غلبه بر ایمان است.
در این راستا، دفاع از مرزهای فیزیکی و امنیت ملی تنها بخشی از جهاد است؛ بخشی دیگر، مواجهه با نفوذ فرهنگی، اقتصادی و سیاسی تمدنهای استکباری است که سعی در تغییر نگرش و ارزشهای جامعه دارند. این جهاد تمدنی، فراتر از اقدامات نظامی و سیاسی، نیازمند آگاهی، بصیرت، و برنامهریزی هوشمندانه است تا بتواند مسیر حاکمیت دین خدا را در سطح جهانی تضمین کند.
فتنه در این معنا، نه یک مفهوم انتزاعی بلکه چالشی ملموس است که جامعه اسلامی ایران و دیگر امتهای مسلمان با آن روبهرو هستند. فهم دقیق این لایه از فتنه، پایهای است برای تحلیل ارزشهای مختلف جهاد و تشخیص جایگاه دفاع تمدنی در سلسله مراتب آن. این درک، خواننده را آماده میسازد تا با دیدی روشنتر به بررسی نقش ایران در مقابله با تمدنهای الحادی و استکباری بپردازد و جایگاه دفاع تمدنی را به عنوان مسیر حرکت به سوی تمدن نوین اسلامی درک کند.
دفاع تمدنی؛ جایگاه والا و معاصر
دفاع تمدنی، بالاترین مرتبه جهاد در اسلام است؛ سطحی که هدف آن فراتر از مرزهای سرزمینی و منافع قومی و سیاسی است و چشماندازش حاکمیت دین خدا و نابودی فتنه در سطح جهان است. این نوع جهاد، ترکیبی است از آگاهی استراتژیک، بصیرت دینی و حرکت جمعی که تنها در پرتو ایمان و درک درست از فلسفه جهاد قابل تحقق است.
اگر گذشته ایران را مرور کنیم، جنگ تحمیلی با عراق نمونهای از دفاع سرزمینی و جهاد ابتدایی بود؛ جنگی که جان و خاک را حفظ میکرد و از ضروریات بقا بود. در مقطعی دیگر، مقابله با فتنه داعش و حمایت از مظلومان در سوریه و عراق، نمونهای از دفاع فرامرزی و جهاد با هدف حمایت از عدالت و امنیت اجتماعی در گستره جامعه اسلامی بود. اما دفاع تمدنی، جایگاهی والا دارد که هیچ یک از این مصادیق به تنهایی نمیتوانند به آن برسند.
در آیه «وَ یَكُونَ الدِّینُ كُلُّهُ لِلَّهِ»، قید «كُلُّهُ» اهمیت جهانی شدن دین اسلام و مقابله با هرگونه فتنه و الحاد را نشان میدهد. این یعنی جهاد واقعی، مقابله با تمدنهای استکباری، آموزههای الحادی و نظامهای سلطهجوست که با هدف تضعیف ایمان و بر هم زدن نظم اخلاقی جهان فعالیت میکنند. تمدن غرب و دستگاه استکباری صهیونی، نمونه بارز چنین تهدیدی هستند؛ نفوذ فرهنگی، اقتصادی، رسانهای و سیاسی آنان، مصداق فتنهای است که هدفش نابودی ارزشهای الهی و تغییر مسیر جامعه بشری است.
جهاد تمدنی، برخلاف جهاد ابتدایی یا دفاع سرزمینی، نیازمند برنامهریزی بلندمدت و حرکت جمعی آگاهانه است. ایران، در این مسیر، نه صرفاً به دنبال حفظ مرزها یا دفاع از یک ملت، بلکه به دنبال تحقق یک مسیر تمدنی و فراگیر است که به تمدن نوین اسلامی منتهی شود. ارزش این دفاع، حتی از دفاع جانانه در برابر تجاوز صدام، از حمایت از مظلومان فلسطین و مقابله با داعش نیز بالاتر است، زیرا هدفش نه صرفاً رفع تهدیدهای مستقیم، بلکه رفع ریشهای فتنه و استقرار دین خدا در گستره جهانی است.
این دفاع تمدنی، نه صرفاً نظامی، بلکه فرهنگی، اجتماعی و سیاسی است. حرکت در این مسیر، به شکلگیری اندیشه و فرهنگ مقاومت، بصیرت جمعی، و ایجاد ساختارهای تمدنی کمک میکند که بتوانند در برابر نفوذهای دشمنان پایدار بمانند. دفاع تمدنی، نیازمند درک صحیح از اهداف تمدنی، مقابله با جریانهای فکری الحادی و برنامهریزی برای ارتقای جامعه اسلامی است.
در این سطح، جهاد، هم عملی استراتژیک و هم وظیفه اخلاقی و دینی؛ ترکیبی از حرکت جمعی، بصیرت فردی و تلاش برای تحقق عدالت جهانی. بر این اساس، دفاع تمدنی، نه یک اقدام جزئی و محدود، بلکه یک مسیر جامع و بلندمدت است که نقش ایران و امت اسلامی را در شکلدهی به نظم جدید جهانی روشن میکند.
نقد و تأمل فلسفی درباره ارزش جهادها
اگر جهاد را تنها یک اقدام نظامی و دفاع از سرزمین بدانیم، بسیاری از لایههای عمیق معنایی آن از دست میرود. جهاد، در حقیقت، یک فرایند اخلاقی و تمدنی است که بر اساس هدف و فلسفه آن ارزشیابی میشود. از منظر فلسفی، هر نوع جهاد، نه تنها با میزان مقابله فیزیکی یا تعداد پیروزیها تعریف نمیشود، بلکه با تأثیر آن بر عدالت، ایمان و نظم اخلاقی جامعه سنجیده میشود.
در سلسله مراتب جهاد، دفاع سرزمینی و ابتدایی، واجد ارزش فوری و ضروری است. این نوع جهاد، همانند سد محکم در برابر تهاجم دشمن، جان و امنیت انسانها را حفظ میکند و گامی بنیادین در حفظ بقاست. اما اگر نگاه فلسفیتر داشته باشیم، میبینیم که دفاع صرفاً از مرزها، بدون توجه به گستره فرهنگی، اجتماعی و تمدنی تهدید، تنها یک لایه از جهاد را پوشش میدهد و نمیتواند به کمال رسالت جهاد در اسلام دست یابد.
در مرتبه میانی، جهاد با هدف مقابله با فتنههای داخلی و حمایت از مظلومان جامعه اسلامی، علاوه بر حفظ امنیت، عدالت اجتماعی را نیز تضمین میکند. این نوع جهاد نشان میدهد که دفاع، نه تنها یک اقدام نظامی، بلکه یک مسئولیت اخلاقی و اجتماعی است. با این نگاه، جهاد تبدیل به ابزاری برای استقرار نظم و حاکمیت ارزشهای الهی در درون جامعه میشود.
اما بالاترین مرتبه، جهاد تمدنی است. این نوع جهاد، بر اساس فلسفه جهانی اسلام، هدفی فراتر از مرزها دارد: رفع فتنه و استقرار دین خدا در سطح جهان. از منظر فلسفی، دفاع تمدنی برترین مرتبه جهاد است، زیرا نه تنها اثر فوری دارد، بلکه زمینهساز تغییر ساختاری و ایجاد نظم اخلاقی و تمدنی در سطح جهانی است. این جهاد، هم یک حرکت جمعی و استراتژیک است و هم وظیفه اخلاقی و الهی هر فرد مؤمن.
برتری دفاع تمدنی نسبت به دیگر مراتب جهاد، در پیامدهای بلندمدت و معنوی آن نهفته است. دفاع سرزمینی تنها لحظهای از امنیت را تضمین میکند، دفاع اجتماعی نظم و عدالت محلی را برقرار میسازد، اما دفاع تمدنی میتواند نظم جهانی، عدالت فراگیر و حاکمیت ارزشهای الهی را رقم بزند. این جایگاه والا، نه به واسطه قدرت نظامی، بلکه از طریق آگاهی، بصیرت و حرکت جمعی تحقق مییابد.
تأمل فلسفی دیگر این است که جهاد، همواره با چالش ارزش نسبی اقدامات مختلف روبهروست. بسیاری ممکن است فتوحات نظامی یا پیروزیهای مقطعی را بالاترین ارزش بدانند، اما در نگاه قرآن و آموزههای امام خمینی، این موفقیتها تنها زمانی ارزشمندند که در مسیر رفع فتنه و تحقق حاکمیت الهی قرار گیرند. این امر، خواننده را به تفکری عمیق درباره جایگاه فرد و جامعه در مسیر جهاد و دفاع تمدنی دعوت میکند: آیا اقدام ما تنها واکنش فوری است یا گامی در مسیر تحقق هدفی بلندمدت و جهانی؟
بنابراین، جهاد، صرفاً نبرد و دفاع نیست؛ بلکه یک فرایند اخلاقی، اجتماعی و تمدنی است که ارزش آن با میزان اثرگذاری بر ایمان، عدالت و نظم اخلاقی جهان تعیین میشود. این تأمل فلسفی، خواننده را آماده میکند تا درک صحیحی از دفاع تمدنی و نقش ایران در مقابله با تمدنهای استکباری پیدا کند و اهمیت آن را به عنوان بالاترین مرتبه جهاد دریابد.
جهاد تمدنی به عنوان مسیر تحقق جهانی دین خدا
دفاع تمدنی نه یک اقدام پراکنده و محدود، بلکه یک مسیر جامع و جهانی است. آیه «وَ یَكُونَ الدِّینُ كُلُّهُ لِلَّهِ» نشان میدهد که هدف نه تنها نابودی فتنه در محدودهای خاص، بلکه حاکمیت دین خدا در کل جهان است. این نگاه، جهاد را از یک عمل نظامی یا امنیتی فراتر برده و آن را به یک مسیر تمدنی و استراتژیک تبدیل میکند که جامعه اسلامی را به عرصه جهانی پیوند میدهد.
دفاع تمدنی، همزمان چند بعد دارد:
- بعد فکری و فرهنگی: مقابله با آموزههای الحادی، ترویج ارزشهای دینی و احیای باورهای الهی در سطح جامعه بشری.
- بعد اجتماعی و اخلاقی: ایجاد ساختارهای مقاوم، گسترش عدالت و صیانت از کرامت انسانها، چه در داخل و چه در بیرون مرزها.
- بعد سیاسی و تمدنی: مقابله با نظامهای سلطهجو و تمدنهای استکباری که هدفشان تضعیف ایمان و ارزشهای اخلاقی است.
این نوع جهاد، نیازمند حرکت جمعی آگاهانه و برنامهریزی دقیق است؛ نه تنها افراد بلکه جامعه و نظام باید همگرا عمل کنند تا بتوانند مسیر تمدنی و جهانی دین را تضمین کنند. دفاع تمدنی، پلی است میان آموزههای قرآنی، فلسفه جهاد و اقدام عملی در جهان امروز، و نشان میدهد که دفاع واقعی، نه محدود به مرزها، بلکه متوجه تمام بشریت و جریانهای تمدنی است.
ایران در این مسیر، با الهام از اندیشههای امام خمینی، نقش پیشگامانه دارد. حرکتهای داخلی و خارجی، از دفاع سرزمینی در جنگ تحمیلی گرفته تا حمایت از مظلومان فلسطین و مقابله با فتنه داعش، همگی گامهایی هستند در مسیر دفاع تمدنی. اما نقطه اوج، مواجهه با تمدنهای الحادی و استکباری است که با تلاشهای فرهنگی، سیاسی و اقتصادی، مسیر ایمان و ارزشهای الهی را تهدید میکنند.
دفاع تمدنی، بالاترین مرتبه جهاد است؛ جهادی که اثری ماندگار و جهانی دارد، نه صرفاً موفقیتی کوتاهمدت و محدود. این نگاه، هم الهامبخش و هم مسئولیتزاست، زیرا هر فرد و جامعهای در آن جایگاهی دارد و باید در مسیر تحقق تمدن نوین اسلامی، گامی مؤثر بردارد.
جمعبندی
جستار ما با این پرسش بنیادین درباره معنای جهاد آغاز شد که آیا جهاد تنها دفاع از جان و سرزمین است، یا هدفی بلندتر و جهانی در دل آن نهفته است؟ پاسخ قرآن و آموزههای امام خمینی (ره) روشن است، بالاترین مرتبه جهاد، دفاع تمدنی است؛ حرکتی که هدفش رفع فتنه در جهان و تحقق حاکمیت دین خداست. این جهاد، نه محدود به مرزهای جغرافیایی، بلکه گسترهای جهانی دارد و با تمامی تهدیدهای فکری، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی تمدنهای استکباری روبهروست.
با مرور سلسله مراتب جهاد، درمییابیم که دفاع سرزمینی و مقابله با فتنههای داخلی، هرچند ضروری و مشروعاند، اما ارزش واقعی خود را زمانی نشان میدهند که در مسیر دفاع تمدنی و تحقق هدف نهایی جهاد قرار گیرند. دفاع از جان، مرز و مظلومان، همه مقدمهای برای حرکت در مسیر تمدنی است. به عبارتی، جهاد بدون بصیرت و نگاه تمدنی، صرفاً واکنشی است؛ اما جهاد با آگاهی، برنامهریزی و هدفمندی، به گشایش افقی بزرگ در تاریخ انسانیت و امت اسلامی میانجامد.
در شرایط معاصر جهان، فتنههای فرهنگی و تمدنی غرب و دستگاه استکباری صهیونی، نمونههایی از تهدیدات گستردهای هستند که نیازمند دفاع تمدنی است. این دفاع، همزمان چند بعد دارد: مقابله با آموزههای الحادی، احیای ارزشهای الهی، تقویت عدالت و کرامت انسانی و حفاظت از جامعه اسلامی در سطح جهانی. دفاع تمدنی، نه تنها اقدامی استراتژیک، بلکه مسئولیتی اخلاقی و دینی است که هر فرد و جامعهای را به مشارکت و حرکت جمعی فرا میخواند.
ایران، با تجربه تاریخی دفاع از مرزها و حمایت از مظلومان، اکنون در نقطه اوجی قرار گرفته است که میتواند الگویی برای دفاع تمدنی ارائه دهد. این مسیر، نیازمند استمرار، بصیرت و حرکت جمعی است و نشان میدهد که جهاد واقعی، نه محدود به زمان و مکان، بلکه مربوط به نظم جهانی و حاکمیت ارزشهای الهی است. دفاع تمدنی، حرکت از سطح ملموس و فوری به سطح جهانی و معنوی است؛ حرکتی که اثر آن بر تاریخ و آینده تمدن بشر، ماندگار خواهد بود.
جهاد در اسلام، یک مفهوم چندلایه است؛ سلسله مراتبی که از دفاع سرزمینی آغاز میشود، به حمایت از مظلومان و مقابله با فتنههای اجتماعی میرسد و در نهایت در دفاع تمدنی به اوج خود میرسد. شناخت این سلسله مراتب، خواننده را به درک صحیح از جایگاه ایران و امت اسلامی در مسیر شکلدهی تمدن نوین اسلامی رهنمون میسازد و نشان میدهد که بالاترین ارزش جهاد، نه صرفاً پیروزیهای نظامی، بلکه تحقق حاکمیت جهانی دین خدا و نابودی فتنههای الحادی است.
دفاع تمدنی، نه تنها یک عمل سیاسی یا نظامی، بلکه یک مسیر اخلاقی، تمدنی و معنوی است؛ حرکتی که هر اقدام، هر اندیشه و هر تصمیمی را میتواند با ارزش واقعی و هدف نهایی هماهنگ کند. بدین ترتیب، جهاد دیگر صرفاً یک واژه تاریخی نیست؛ بلکه یک مسیر جهانی و معاصر است که میتواند بنیان تمدن نوین اسلامی را رقم زند و الگویی برای حرکت تمدنی امت اسلامی فراهم آورد.