طلوع دوره جدید انقلاب اسلامی و هندسه نوین قدرت
به گزارش روابط عمومی پژوهشگاه علوم و معارف انقلاب اسلامی، این پژوهشگاه در راستای تبیین شخصیت رهبر شهید و قائد اعظم امت اسلام، آیت الله سید علی خامنهای و تبیین شخصیت جانشین صالح ایشان در قالب ویژهنامه بیعت به حماسه بینظیر مقاومت مردم و بیعت تاریخی الهی مردم ایران با رهبر معظم انقلاب پرداخته است.
در این ویژهنامه، محمدمهدی خیرجو، مدیرعامل خبرگزاری دانشگاه آزاد اسلامی (آنا)، در یادداشتی با عنوان «طلوع دوره جدید انقلاب اسلامی و هندسه نوین قدرت» به تحلیل ابعاد سیاسی، اجتماعی و تمدنی آغاز دوره جدید رهبری انقلاب اسلامی میپردازد.
نویسنده با واکاوی مفاهیمی چون ولایت فقیه، پیوند امام و امت، هندسه نوین قدرت، نقش مردم در اقتدار ملی، فرهنگ مقاومت و امید، تلاش میکند تصویری از الزامات و فرصتهای پیشروی ایران در مقطع جدید تاریخی ارائه دهد. این یادداشت، ضمن بازخوانی برخی مبانی فکری مکتب امامین انقلاب، به تبیین مختصات دوره جدید و افقهای پیشروی انقلاب اسلامی در عرصه ملی و بینالمللی میپردازد.
مشروح این یادداشت را در ادامه بخوانید:
طلوع دوره جدید انقلاب اسلامی و هندسه نوین قدرت
محمدمهدی خیرجو، مدیرعامل خبرگزاری دانشگاه آزاد اسلامی(آنا)
تجلیل از دو پیشوای بزرگ انقلاب اسلامی، امام خمینی (ره) و رهبر معظم انقلاب اسلامی (رضوانالله علیه)، به عنوان معماران استقلال، آزادی، عزت و پیشرفت ایران اسلامی، از آن جهت حائز اهمیت است که با پیریزی و تثبیت الگوی مترقی ولایت فقیه و همراهی آگاهانه مردم، هویتی نوین به این خطه تاریخی بخشیدند و کشور را از دو قرن استعمار، انزوا، سرخوردگی، ارتجاع و رکود رهانیدند. اکنون و در امتداد این صراط مستقیم، مردم ایران در یک نقطه عطف و گردنهای تاریخی، در حال بازخوانی درسهایی هستند که این دو امام عظیمالشأن در طول دوران زعامت خویش به آنها آموختند. در بحبوحه یکی از پیچیدهترین طوفانهای تاریخ معاصر، معرفی حضرت آیتالله سید مجتبی خامنهای (مد ظله العالی) به عنوان سومین رهبر انقلاب اسلامی از سوی مجلس خبرگان و انتشار نخستین پیام ایشان، فراتر از یک ابراز همدردی یا بیانیه سیاسی، قوت قلب مؤمنین و آزادگان جهان شد.
در همان سطور مختصر پیام اول ایشان، نقشه راه تمدنی و دکترین بقای ملی در عصر جدید رونمایی شد. شناسایی خلف صالح رهبر شهید انقلاب اسلامی توسط اعضای خبرگان رهبری و نیز اولین پیام ایشان را باید آغاز دورهای جدید در ایران، منطقه و جهان و نیز مانیفست استقامت هوشمندانه ملت ایران نامید. اینکه ظرف مدت کوتاهی قلوب همهی مردم ایران متوجه خامنهای جوان شد و نوری از امید بر دل همگان تابید و دشمنان مأیوس شدند، نشان میدهد که موضوع ولایت فقیه، فراتر از یک سمت ساختاری و عنوان حکومتی، امری الهی و تعبدی است و ولایت به عنوان ستون خیمه ایران، انسجامبخش مردم در لحظات خطیر است. جامعهای که در جنگ ۱۲ روزه، جنگ رمضان و تمام این سالها نشان داده، معارف اسلامی و مهدوی در تاروپودش تنیده شده و فرهنگ عاشورایی استقامت و ظلمستیزی را در نهاد خود دارد.
عبور از شخصمحوری به خدامحوری
در حالی که جبهه استکبار با ترور قائد عظیمالشأن و فرماندهان نظامی به دنبال عملیات روانی بیسابقه و القای بنبست، ایجاد خلأ قدرت و ترس همگانی و فروپاشی کشور بود، انتخاب رهبر جدید انقلاب اسلامی، بیعت بیدرنگ آحاد مردم ایران و آرام گرفتن جامعه، تصویری روشن از نگاه بلند معمار کبیر انقلاب، امام خمینی (ره)، به مسئله ولایت فقیه پیش روی ما میگذارد؛ همچنین این وقایع نشان داد که چگونه امام شهید خامنهای (رضوانالله علیه) در کوران حوادث پس از امام (ره)، با آگاهیبخشی عمیق و پافشاری بر این اصل، این تکیهگاه اساسی را در دلهای مردم زنده، پویا و محل امید نگهداشتند.
همچنین رهبری شهید انقلاب بارها و بارها بر اصل ذلت ناپذیری و استقلال ایران تاکید کردند و حال میبینیم در این دکترین مترقیِ منبعث از معارف اسلام ناب محمدی، شهادت رهبر پیشین نه به عنوان یک ضایعه فلجکننده، بلکه به مثابه پیشران انقلاب، تعالی جمعی و بیدارکننده قلوب درک میشود. شهادت عاشورایی این مرد خدا، درست در هنگامهای که دشمن تمام تلاش خود را برای ترور شخصیت والای ایشان به کار گرفته بود، همچون شکستن شیشه عطری شد که شمیم حقانیت و مظلومیت ولایت را به سرتاسر عالم رساند. و حالا نشانههای قوت و تداوم مکتب امامین سرافراز انقلاب در جایجای ایران، مانند کوهی از الماس میدرخشد. انتخاب رهبر جدید نیز نشان داد که در مکتب تشیع، پرچم هرگز بر زمین نمیماند؛ زیرا این مکتب شخصمحور نیست، بلکه خدامحور است و تا خدا هست، امید و پیروزی هست. ولایت فقیه در این ساختار، ستون خیمهای است که در طوفانها، ثبات و امنیت را برای ساکنان خیمه تضمین میکند و مردم دور این ستون حلقه زدهاند.
هندسه نوین قدرت و پیوند ناگسستنی امام و امت
هندسه قدرت در این دوره جدید نیز همچون دوره امامین انقلاب، بر یک ارتباط ناگسستنی استوار است. در تحلیل مفهومی این ساختار، رهبری نقطه پرگار وحدت است، اما قدرت ملی نه صرفاً در موشکها و تجهیزات نظامی، بلکه در لایههای زیرین باورهای مردمی و حضور آنان در میدان به عنوان پشتیبانان ولایتفقیه میجوشد. امیرالمؤمنین علی (ع) در عهدنامه تاریخی خود به مالک اشتر (نامه ۵۳ نهجالبلاغه) پرده از مهمترین راز قدرت در حکمرانی اسلامی برداشته و میفرمایند: «وَ إِنَّمَا عِمَادُ الدِّینِ وَ جِمَاعُ الْمُسْلِمِینَ وَ الْعُدَّةُ لِلْأَعْدَاءِ الْعَامَّةُ مِنَ الْأُمَّةِ، فَلْیَکُنْ صِغْوُکَ لَهُمْ وَ مَیْلُکَ مَعَهُمْ.» (همانا ستون استوار دین، جمعیت یکپارچه مسلمانان و سپر دفاعی در برابر دشمنان، توده مردم هستند؛ پس باید توجه و میل تو همواره به سوی آنان باشد.)
این کلام درخشان، دقیقاً در پیام حضرت آیتالله سید مجتبی خامنهای نیز بازتولید شده است؛ آنجا که با صراحت خطاب به ملت شریف ایران میفرمایند: «این شما مردم بودید که کشور را رهبری کردید و اقتدار آن را ضمانت کردید.» این بیان، قوام ماندگاری کشور را بر شانههای استوار مردم میبیند.
از حکمرانی تا خادمی
یکی از مترقیترین مفاهیمی که در انقلاب اسلامی به چشم میخورد، شکستن تصویر سنتی و غربی از قدرت حاکمه و دولتمردان است. رهبری در نظریه ولایت فقیه، در برج عاج ننشسته تا صرفاً فرمان براند، بلکه بر مبنای حدیث شریف نبوی «سَيِّدُ الْقَوْمِ خَادِمُهُمْ» (سرور و رهبر یک قوم، خدمتگزار آنان است)، در خط مقدم خدمتگزاری و ایثار ایستاده است. رهبری در نگاه شیعی، برای سعادت جامعه خود را فدا میکند؛ امام جامعه از خود میگذرد تا مردم بیدار و آگاه شوند و این ویژگی در گفتار، رفتار، حیات و ممات ائمه معصومین (ع) شاخص و متمایز از هر نوع منش و مکتب حکمرانی است. این نگاه متعالی و انسانی به قدرت، یک فلسفه حکمرانی مترقی است که جهان را تحت تأثیر خود قرار داده است. در زمانهای که حاکمان، منافع خود را بر منافع مردمشان ترجیح میدهند، به زیردستان خود ستم میکنند و با اولین تهدید از سوی قدرتمندتر از خود، عقبنشینی کرده و میگریزند، این مکتب ولایت فقیه است که چون نگینی میدرخشد. با مردم خود رحیم، مهربان و صبور است و مقابل قلدرهای عالم میایستد تا حق مردمش را بستاند، ولو جانش را در این راه پرنور فدا کند.
همین نگاه برتر بود که امامین انقلاب اسلامی همواره سعی داشتند آن را در فرهنگ مدیریتی کشور و حرکت به سوی تمدنسازی نهادینه کنند و این راه پرفروغ ادامه دارد. وقتی هدف غایی ارکان نظام، جلب رضایت الهی و خدمت به تودههای مردم باشد، قدرت تطهیر میشود. مشارکت دادن بیقیدوشرط مردم و وارد کردن آنان در همهی عرصهها، فرمول تولید اقتدار و بازدارندگی است. این نگاه، مردم را ولینعمت و صاحبان اصلی انقلاب مینامد.
جنگ ارادهها، صبر فعال و امید به مثابه تکلیف
در بخش راهبردی، قائد شهید امام خامنهای (رضوانالله علیه)، جنگ کنونی را فراتر از تبادل آتش، «جنگ ارادهها» و «جنگ وجودی» توصیف کردند. راهبرد ایشان بر بازدارندگی همهجانبه نظامی، امنیتی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی استوار بود. در این مسیر، عمیقترین لایه انسانیِ پیام امام شهید در سالهای آخر عمر شریف و پربرکتشان، امید، خودباوری و حرکت بود؛ دعوت به نشاط حرکتی، صبر فعال، آمادگی کامل و کنش مدبرانه، همان راهکاری است که حلال مشکلات است. در منطق قرآن، صبر به معنای نشستن و منتظر ماندن نیست؛ بلکه پایداری در مسیر حرکت است؛ «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَصَابِرُوا وَرَابِطُوا…» (آلعمران: ۲۰۰). بر همین اساس، رهبران انقلاب اسلامی از مردم میخواهند که امید را نه به عنوان یک احساس و امری نمایشی، بلکه به عنوان یک وظیفه و تکلیف حقیقی پاس و برپا بدارند و با روحیه استوار، این امید واقعبینانه را به سایرین نیز منتقل کنند. حضور در میدان نیز تنها حضور فیزیکی نیست، بلکه حضور ذهن، قلب و تخصص در تمام عرصههاست. تحقق این انسجام، ضامن نصرت الهی است؛ همانگونه که قرآن میفرماید: «إِن تَنصُرُوا اللَّهَ یَنصُرکُم وَيُثَبِّتْ أَقْدَامَكُمْ» (سوره محمد(ص): ۷).
لذا در پیام حضرت آیتالله سید مجتبی خامنهای نیز همین الگوی ایمانی امامین انقلاب مشاهده میشود، آنجا که علیرغم تمام رنجها و مصیبتهای عارض شده؛ میفرمایند: «باید صبر کرد و به لطف و دستگیری حضرت حق (جلّ و علا) امید و اعتماد داشت.»
در مجموع، انتخاب رهبری جدید و نخستین پیام ایشان، در تاریخ سیاسی ایران به عنوان نقطه پیوند خون(شور) و خرد ثبت خواهد شد. این معرفی پربهجت و پیام استوار و روحیهبخش، توانست شوک ناشی از فقدان رهبری شهید(رضواناللهعلیه) را به یک انرژی بیکران برای تلاش مضاعف و ظفر تبدیل کند.
و در آخر، آیندهی ایران در آینهی این آغاز شکوهمند، تنها یک امتداد ساده نیست؛ بلکه طلوع خورشیدی است که از پس غبار غمِ شهادت رهبر و مقتدای پیشین، با تلألؤی انتخاب رهبری جدید، نویدبخش دورانی مقتدر، خوداتکا و الهامبخش برای تمام آزادگان جهان است.
تاریخ گواه است که همانگونه که کوره گدازان دفاع مقدس هشتساله، از ایران نوپای آن روز، یک قدرت بزرگ منطقهای ساخت، این جنگ ارادهها و طوفان سهمگین کنونی نیز، جوهر پولادین این ملت را صیقل داده و ایران را بر قلهی یک قدرت بلامنازع جهانی خواهد نشاند. در نظم نوین برآمده از این مقاومت، دوران باجخواهی به سر آمده و از این پس، هیچ قدرتی بر پهنهی گیتی یارای آن را نخواهد داشت که با زبان تهدید، زور و استکبار با ملت سترگ ایران سخن بگوید.
بیان شیوا، صلابت علوی، نگاه مهدوی و پیام قاطع حضرت آیتالله سید مجتبی خامنهای در همین نخستین گام، تجلیگر و گویای همین اصل تخلفناپذیر بود. ایشان با درایتی برآمده از مکتب امامین انقلاب، اکنون معمارِ اقتدار و طراحِ هندسهی ایران باشکوه، قوی و تسخیرناپذیر آیندهاند؛ رهبری که با تکیه بر حضور پرشور مردم، کشتی این تمدن را از دل امواج متلاطم به ساحل ثبات و سرآمدی هدایت خواهد کرد.
آری، به برکت روح مطهر و پرفتوح معماران این نهضت و حماسهی شهیدانی که جان خویش را فدای اعتلای این خاک پاک کردند، مسیر پیشرو از هر زمان دیگری روشنتر است. پرچم عزت از دستی به دست دیگر سپرده شده و اکنون، در این صراط مستقیم، تنها باید با سلاح ایمان و جوشن امید، استوارتر از همیشه قدم برداشت و فتح قلهها را به نظاره نشست.