مشروح نشست علمی بازخوانی دلیریها و نقشآفرینی زنان در جنگ تحمیلی سوم و بررسی برجستهسازی آن در پیام رهبر معظم انقلاب
به گزارش روابط عمومی پژوهشگاه علوم و معارف انقلاب اسلامی، نشست سوم از سلسله نشست های «پیشگامی زنان در جنگ تحمیلی سوم» با عنوان بازخوانی دلیریها و نقشآفرینی زنان در جنگ تحمیلی سوم و بررسی برجستهسازی آن در پیام رهبر معظم انقلاب به همت پژوهشگاه علوم و معارف انقلاب اسلامی با حضور دکتر فاطمه ابراهیمی، رئیس دانشکده علوم خانواده دانشگاه الزهرا، دکتر زینب اعلمی، عضو هیئت علمی پژوهشکده زن و خانواده، دکتر زینب تاجیک، عضو هیئت علمی پژوهشکده زن و خانواده، دکتر مهدیه محمدی عراقی، پژوهشگر پژوهشگاه علوم و معارف انقلاب اسلامی برگزار شد.

ابراهیمی: دلیری زنان ریشه در ایمان، خودآگاهی و هویت اسلامی دارد
در سومین نشست از سلسله نشستهای «پیشگامی زنان در جنگ تحمیلی سوم» با عنوان «بازخوانی دلیریها و نقشآفرینی زنان در جنگ تحمیلی سوم و بررسی برجستهسازی آن در پیام رهبر معظم انقلاب» که به همت پژوهشگاه علوم و معارف انقلاب اسلامی برگزار شد، دکتر فاطمه ابراهیمی، رئیس دانشکده علوم خانواده دانشگاه الزهرا، با اشاره به جایگاه دلیری و نقشآفرینی زنان در ادبیات دینی و گفتمان انقلاب اسلامی، تأکید کرد که دلیری زنان از ایمان، تربیت اسلامی، خودآگاهی و شناخت هویت خویش سرچشمه میگیرد و در بزنگاههای تاریخی به حضور اجتماعی و مسئولیتپذیری آنان منجر میشود.
دلیری زنان در امتداد ایمان و تربیت اسلامی
ابراهیمی با اشاره به تأکیدات امام خمینی(ره) درباره نقش زنان در پیروزی انقلاب اسلامی و تداوم جمهوری اسلامی گفت: در ادبیات دینی و گفتمانی ما، اگرچه واژه «دلیری» کمتر به کار رفته، اما تعابیری مانند «زنان قهرمان انقلاب» بارها مورد تأکید قرار گرفته است. امام خمینی(ره) تصریح داشتند که اگر زنان نبودند، انقلاب به پیروزی نمیرسید و جمهوری اسلامی نیز به این رشد و جایگاه دست پیدا نمیکرد.
وی افزود: هنگامی که سخنان امام خمینی(ره) درباره زنان را بررسی میکنیم، روشن میشود که ایشان منشأ این قهرمانی و نقشآفرینی را در عقبه اسلامی زنان میدانستند؛ اخلاق اسلامی، توکل به خدا و ایمانی که وقتی با قدرت ناشی از ایمان حقیقی همراه میشود، زن را به جایگاه دلیری میرساند.
رئیس دانشکده علوم خانواده دانشگاه الزهرا دلیری را نوعی ایستادگی، پایمردی و نترسیدن در برابر ظلم و استکبار دانست و با اشاره به نمونههای قرآنی و تاریخی اظهار کرد: در قرآن کریم، حضرت آسیه بهعنوان نمونهای از ایستادگی و دلاوری معرفی شده است. در سیره نبوی نیز در جنگ احد، هنگامی که در برههای مردان و سربازان پیامبر(ص) ایشان را رها کردند، زنانی مانند صفیه، عمه پیامبر(ص)، وارد میدان شدند و از جان پیامبر(ص) در برابر دشمن حفاظت کردند. همچنین امعمار دفاع جانانهای از وجود پیامبر(ص) در جنگ احد داشت.
ابراهیمی ادامه داد: دلاوریهایی که زنان در عرصه جنگ و در طول تاریخ از خود نشان دادهاند، از ایمان درونی آنان سرچشمه میگیرد؛ ایمانی که در مسیر تربیت اسلامی، زمینه فعلیت یافتن استعدادهای بالقوه زن را فراهم میکند. زن با قدرت ایمان و با اتکا به ویژگیهای زنانه خود بر ترسی که ممکن است به اقتضای طبیعت انسانی در او وجود داشته باشد غلبه میکند و در برابر دشمن دلاوری نشان میدهد.
دلیری؛ محصول یک فرایند خودآگاهی و هویتیابی
وی با تأکید بر اینکه دلیری ویژگیای نیست که یکشبه در فرد ایجاد شود، گفت: فرد باید در یک فرایند خودآگاهی، خودشناسی و شناخت عمیق نسبت به خود و هویت خویش به مرحلهای برسد که بتواند در میدان عمل، دلیری خود را نشان دهد.
ابراهیمی با اشاره به آیه «جاهدوا فی الله حق جهاده» اظهار کرد: زنان جامعه ما خودشان را مخاطب این آیه دانستند. زن پیش از این اتفاق، شاید در کانون خانواده و در جایگاه و نقش فردی، به واسطه ایثارها، گذشتها و تلاشهایی که انجام میداد، به مقام خوبی رسیده بود؛ اما با وقوع این حوادث، در جدیدی برای حضور زنان باز شد تا آنچه را که سالها در کانون خانواده تمرین کرده بودند، در عرصه اجتماعی امتداد دهند.
وی افزود: ایثار، ازخودگذشتگی، معرفت و هویتیابی که زنان در پرتو آموزههای انقلاب اسلامی در کانون خانواده به دست آورده بودند، فرصتی پیدا کرد تا بهصورت عمومی ظهور و بروز پیدا کند.
رئیس دانشکده علوم خانواده دانشگاه الزهرا با اشاره به نقش اراده الهی در این فرایند گفت: زنی که قرار است زمینهساز ظهور باشد، کانون خانواده و فضای امن خانواده را بستری برای رشد و تعالی میداند؛ بستری که در آن به اوج قرب الهی برسد و این رشد را زمینهساز رشد اجتماعی کند، چراکه تا جامعه به رشد جمعی نرسد، ظهور اتفاق نخواهد افتاد.
ابراهیمی ادامه داد: برگزیدگی و انتخابی که در مسیر جهادی جنگ برای بانوان ما اتفاق افتاد، قابل توجه است. دلیری نیز از روز آغاز جنگ تا امروز بهمرور در حال رشد بوده است؛ به این معنا که بانوی امروز با بانوی روزهای نخست جنگ تفاوت دارد و این همان سیر رشد و تعالی است که به اراده الهی برای زنان و مردان ما در این بستر اتفاق افتاده است.
تفاوت بانوی دلیر با قهرمان و جنگاور
وی معرفت، خودآگاهی و هویت را از مؤلفههای اصلی شکلگیری و افزایش دلیری دانست و گفت: باید ببینیم این مؤلفهها چگونه میتوانند سبب تزاید دلیری شوند. خط ممیزه بانوی دلیر با کسی که صرفاً قهرمان، جنگاور یا تکاور است، در همینجاست؛ کسی که در یک سیر رشدی و فرایند دلیری در وجود خودش حرکت میکند و سپس این دلیری در عرصه بیرونی ظهور پیدا میکند، الزاماً در پی دیدهشدن نیست.
ابراهیمی حضور بانوان در تجمعات خیابانی و اراده آنان برای تشویق اعضای خانواده به حضور در این تجمعات را نمونهای از همین دلاوری درونی دانست و افزود: زنان ترس را کنار میگذارند، با توکل به خدا وارد میدان میشوند و میایستند. همه اینها را میتوان از الطاف و خفیه الهی دانست؛ اینکه خداوند وجود تکتک ما را در این جنگ رشد میدهد و ما را برای همراهی حضرت حجت آماده میکند.
حضور دلیرانه مفهومی فراتر از نقشهای جنسیتی
رئیس دانشکده علوم خانواده دانشگاه الزهرا با اشاره به تأکید رهبر انقلاب بر «حضور دلیرانه» گفت: یکی از دلایل این تأکید میتواند این باشد که با توجه به تجربه و شناخت عمیقی که از جامعه وجود دارد، این تلقی وجود دارد که حضور دلیرانه مفهومی مردانه است؛ در حالی که حضور دلیرانه زن و مرد ندارد و به مقام ایمانی، خودآگاهی و هویت انسان بازمیگردد. اینکه این ویژگی مشترک انسانی در نقشهای زنانه و مردانه چگونه تجلی پیدا میکند، بحث دیگری است.
وی ادامه داد: نکته مهم دیگر این است که مخاطب پیام رهبر انقلاب، خود زنان هستند؛ اینکه باور کنیم خداوند برای نقش و رسالت ما هدفی قرار داده و منِ بانوی ایرانی باید مأموریت اصلی خودم را در این برهه زمانی درک کنم. وقتی این مأموریت را درک کنم، پای آن میایستم و خودم را صرفاً همراه و حاشیه دفاع نمیبینم، بلکه خودم را محور و ستون آن میدانم.
ابراهیمی افزود: به نظر من، در این پیام نوعی ایجاد باور و هویتبخشی دوباره به زن مسلمان ایرانی اتفاق میافتد و هرکدام از ما باید از خودمان بپرسیم که تا امروز در عرصه این جنگ چه کردهایم، چه عرصهای از حضور دلیرانه را برای خود، خانواده و اطرافیانمان رقم زدهایم و از این پس چگونه باید عمل کنیم.
روایتگری زنان در میدان جنگ روایتها
وی در ادامه، نمونهای از تجربه شخصی خود در روزهای آغاز جنگ را مطرح کرد و گفت: با توجه به تخصصم در حقوق بینالملل، احساس کردم روایتگری حقوقی در عرصه جهانی بر عهده من است تا دشمن روایت غلط خودش را ننویسد. با نزدیک به ۲۰ استاد حقوق بینالملل تماس گرفتم و پنج نفر از استادان زن بلافاصله پای کار ایستادند و یادداشتهای خود را تحویل دادند، بدون اینکه درباره وضعیت جنگ یا آینده آن اما و اگری مطرح کنند.
ابراهیمی افزود: پس از آن نیز وقتی از استادان خواستیم برای استادان سایر کشورها ایمیل بزنند، بیشترین ایمیلها را استادان زن ارسال کردند. نمیخواهم این مسئله را دوجنسیتی کنم، اما این نمونهها واقعاً قابل تأمل است و به نظر میرسد نیاز به یک بازخوانی جدی دارد.
ویژگیهای زنانه؛ از ظرفیت عاطفی تا قدرت وحدتسازی
رئیس دانشکده علوم خانواده دانشگاه الزهرا در ادامه با اشاره به برخی پیشبینیها درباره جنگهای آخرالزمانی گفت: آوایی از پیش داده شده که جنگهای آخرالزمانی، جنگهای زنانه است؛ نه به این معنا که زنان جنگ را به دست بگیرند، بلکه از این جهت که احساس و عاطفه، که تجلی آن در وجود زنان بیشتر است، در این عرصه نقش مهمی پیدا میکند.
وی افزود: در گفتمان غربی و رویکرد تمدنی غرب نسبت به زنان، همین احساس و عاطفه میتواند به ابزار سوءاستفاده از زن تبدیل شود و زن را به سمت تبرج، دیدهشدن و عرضه خود سوق دهد؛ در حالی که در نگاه الهی، استعداد عطوفت و احساسات زنانه، اتفاقاً میتواند یک ابزار قدرت برای زن مسلمان و زن اهل ایمان باشد.
ابراهیمی تأکید کرد: در تمدن الهی، زن با کمک همین ویژگی و استعدادی که خداوند با حکمت خاص در وجود او نهاده است، میتواند منشأ وحدتسازی شود؛ یعنی با همین احساس و عاطفه، هم خودش حرکت کند و هم دیگران را به حرکت درآورد.
حضور دلیرانه زنان؛ مسئلهای معرفتی و هویتی
وی خاطرنشان کرد: وقتی زن از ویژگی زنانه خودش بهره میبرد، هدفش دیدهشدن نیست؛ بلکه میخواهد تکلیفی را که بر عهدهاش گذاشته شده، بر اساس معرفت به خود، معرفت به خدا و نسبتی که با خدا و هستی دارد، انجام دهد. بنابراین، بحث حضور دلیرانه زنان صرفاً بحث حضور در میدان نیست، بلکه به یک مبنای معرفتی و هویتی بازمیگردد.
ابراهیمی در پایان گفت: کارکرد گفتمانی این بحث دقیقاً در همین است که زنان ما دوباره جایگاه و نقش خودشان را باور کنند و با این هویتبخشی، روزبهروز این ویژگی و فضیلت درونی را در خودشان تقویت کنند تا بتوانند رسالت و مسئولیتی را که بر عهدهشان است، به نحو احسن انجام دهند.

تاجیک: دلیری زنان، مفهومی فراتر از جنگ و مؤلفههای سخت است
دکتر زینب تاجیک، عضو هیئت علمی پژوهشکده زن و خانواده، در سومین نشست از سلسله نشستهای «پیشگامی زنان در جنگ تحمیلی سوم» با عنوان «بازخوانی دلیریها و نقشآفرینی زنان در جنگ تحمیلی سوم و بررسی برجستهسازی آن در پیام رهبر معظم انقلاب» گفت: یکی از مهمترین کارهایی که رهبر معظم انقلاب در پیام اخیر انجام دادهاند، شکستن فهم صرفاً مردانه از مفهوم دلیری است؛ مفهومی که معمولاً با جنگ، امور نظامی و مواجهه سخت معنا شده، اما در این پیام توسعه پیدا کرده و مؤلفههای زنانه آن نیز مورد توجه قرار گرفته است.
شکستن تلقی مردانه از مفهوم دلیری
تاجیک با اشاره به تأکید رهبر انقلاب بر «سبقت گرفتن» زنان اظهار کرد: نقطه اوج این نگاه آنجاست که از سبقت گرفتن زنان سخن گفته میشود؛ زنانی که پیش از انقلاب از عرصه سیاسی و اجتماعی و بسیاری از عرصههایی که دلیری در آنها معنا پیدا میکرد، کنار گذاشته میشدند، اما امروز در جایگاهی قرار گرفتهاند که از پیشتازی و سبقت آنان سخن گفته میشود.
وی افزود: اگر بخواهیم دلیری زنانه را بفهمیم، این مفهوم لایههای مختلفی دارد؛ از دلیری وجودی، حفظ زندگی و ایجاد ثبات در دل جنگ و اضطراب گرفته تا دلیری خانوادگی و تربیتی که در آن زن در کنار حضور اجتماعی، فرزند خود را نیز تربیت سیاسی و اجتماعی میکند.
عضو هیئت علمی پژوهشکده زن و خانواده ادامه داد: حضور زنی که زیر صدای جنگندهها و پدافندها، در یک دست پرچم ایران و در دست دیگر فرزندش را دارد، صرفاً یک حضور اجتماعی نیست؛ این حضور هم تربیت نسل آینده و هم انتقال عاطفی حب وطن و حب دین را در دل یک تجربه واقعی رقم میزند.
جمع میان خانواده و حضور اجتماعی
تاجیک با اشاره به نقش زنان در عرصه عمومی گفت: حضور زنان در عرصه عمومی نشان داد که دوگانه خانه و اجتماع یا خانواده و فعالیت اجتماعی، دوگانهای کاذب است. زن میتواند همزمان در عرصه اجتماعی حضور داشته باشد و خانواده و تربیت فرزندان خود را نیز با خویش به این عرصه بیاورد.
وی بُعد دیگر دلیری را «دلیری هویتی و روایی» دانست و اظهار کرد: این دلیری به معنای ایستادن بر هویتی است که انقلاب اسلامی برای زن تعریف کرده و کنش متناسب با آن در یک بزنگاه تاریخی. زن در این نگاه نه صرفاً قربانی و آسیبپذیر جنگ است و نه میان الگوهای شرقی و غربی سرگردان؛ بلکه میتواند سوژهای فعال باشد که مسئولیت تاریخی خود را میشناسد و به آن عمل میکند.
تاجیک افزود: از این منظر، آنچه امروز در میدان مشاهده میشود، میتواند مصداق عینی همان «الگوی سوم» باشد؛ زنی که نه خانه و خانواده را رها کرده و نه از عرصه عمومی کنار کشیده، بلکه این دو را در یک کنش هویتی، اجتماعی و تاریخی با یکدیگر جمع کرده است.
هویتبخشی به زنان و معنا دادن به کنشهای زنانه
وی یکی از مهمترین وجوه پیام رهبر انقلاب را هویتبخشی به زنان دانست و گفت: بسیاری از کنشهای زنانه در طول تاریخ، حتی در تاریخ اسلام، وجود داشته اما روایت نشده و به فراموشی سپرده شده است. رهبر انقلاب در مناسبتهای مختلف تلاش کردهاند این کنشها را ببینند و به آنها معنا بدهند؛ حتی کنشهایی که ممکن است از نظر ما ناقص یا پرایراد باشد.
عضو هیئت علمی پژوهشکده زن و خانواده ادامه داد: برای نمونه، درباره زنانی که پس از وقایع ۱۴۰۱ حجاب کامل نداشتند اما آن را بهطور کامل کنار نگذاشتند، رهبر انقلاب همین رفتار را در نسبت با شرایط اجتماعی و تاریخی کشور معنا کردند و آن را ایستادگی در برابر دشمن دانستند. در این نگاه، به زن گفته میشود حضور تو در جامعه کماهمیت نیست و حتی یک حضور کوتاه نیز میتواند بخشی از یک کنش بزرگتر باشد.
تاجیک خاطرنشان کرد: بنابراین، وقتی امروز از سبقت گرفتن زنان سخن گفته میشود، در واقع در حال بازتعریف جایگاه و هویت زن ایرانی و نشان دادن اهمیت کنش او در عرصه عمومی هستیم.
قدرت جمهوری اسلامی فراتر از مؤلفههای سخت
تاجیک در ادامه، وجه دیگری از پیام رهبر انقلاب را بازتعریف مفهوم قدرت جمهوری اسلامی دانست و گفت: قدرت جمهوری اسلامی صرفاً در توان نظامی و مؤلفههای سخت آن خلاصه نمیشود، بلکه بخشی از این قدرت در انسانهایی است که انقلاب تربیت کرده و در نوع نگاه آنان به زنانگی، خانواده، مسئولیت و تکلیف ریشه دارد.
وی تفاوت مهم زن انقلاب اسلامی با تصویری که از زن در الگوهای غربی ارائه میشود را در «تکلیفمحوری» دانست و افزود: زن انقلاب اسلامی صرفاً نمیپرسد «چه حقی دارم؟»، بلکه میپرسد «چه وظیفهای دارم و چه کاری میتوانم انجام دهم؟». این تکلیف گاهی درس خواندن و فعالیت علمی است، گاهی مادری، گاهی فعالیت اجتماعی و گاهی حضور در خیابان و ماندن در شهری که در معرض جنگ قرار گرفته است.
عضو هیئت علمی پژوهشکده زن و خانواده ادامه داد: زنی که با وجود ترس، خطر و اضطراب میماند، فرزندش را همراه خود میآورد و احساس مسئولیت میکند، محصول یک خودآگاهی عمیق نسبت به خدا، خود، جامعه و جایگاه خویش در عالم است.
پیوند الهیات جنگ و قدرت اجتماعی
تاجیک با تأکید بر اینکه حضور زنان در جنگ صرفاً یک رفتار اجتماعی یا سیاسی نیست، اظهار کرد: این حضور نشانه نوعی قدرت است که با قدرت سخت قابل توضیح کامل نیست. این همان نقطهای است که میتوان نسبت میان «الهیات جنگ» و «مادیات جنگ» را فهم کرد؛ قدرت مادی بخشی از ماجراست، اما آنچه امکان ایستادگی را فراهم میکند، انسان و تربیتی است که در پشت این قدرت قرار دارد.
وی افزود: زنی که در این شرایط بر اساس فهمی از هویت و تکلیف خود عمل میکند، صرفاً در یک میدان حضور پیدا نکرده، بلکه بخشی از قدرت اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی را به نمایش گذاشته است؛ قدرتی که هم در مطالعات زنان در حال تبدیل شدن به موضوعی قابل روایت است و هم در کنش روزمره زنانی که این تجربه را زیستهاند، خود را نشان میدهد.
زن انقلاب اسلامی؛ حاصل یک مسیر تاریخی
تاجیک در ادامه با اشاره به مسئله زن و خانواده بهعنوان یکی از نقاط اصلی اختلاف تمدنی میان ایران و غرب گفت: برای فهم پیام اخیر رهبر معظم انقلاب باید آن را در امتداد یک خط سیر تاریخی دید. زنی که پیش از انقلاب میان دوگانه تحجر و تجدد محصور بود، با گفتمان سومی مواجه شد؛ امام خمینی(ره) این زن را وارد این گفتمان کرد و رهبر انقلاب در ادامه آن را پرورش داد.
وی افزود: نتیجه این فرایند را امروز در حضور گسترده زنان در عرصههای علمی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی میتوان دید. از این منظر، آنچه امروز در پیامهای رهبر معظم انقلاب درباره زن، از جمله تعبیر «سبقت گرفتن» زنان، دیده میشود، میتواند بهعنوان مرحلهای از به فعلیت رسیدن همان مسیری فهم شود که طی دهههای گذشته برای تربیت و نقشآفرینی زن انقلاب اسلامی طی شده است؛ زنی که دیگر صرفاً موضوع یک بحث نظری نیست، بلکه الگوی خود را در میدان عمل نشان میدهد.
پیام رهبر انقلاب؛ پیوند گذشته، اکنون و آینده
عضو هیئت علمی پژوهشکده زن و خانواده تأکید کرد: این پیام فقط بازخوانی گذشته یا توصیف وضعیت موجود نیست، بلکه افقی برای آینده نیز ترسیم میکند. رهبر معظم انقلاب هم واقعیت کنونی کنش زنان را بازنمایی و هویت آنان را تقویت میکنند و هم نشان میدهند که این کنش نباید با پایان شرایط بحرانی متوقف شود.
تاجیک گفت: مسئله این است که چگونه میتوان جمع میان خانواده و جامعه، تکلیفمحوری، هویت زنانه و نقشآفرینی اجتماعی را از یک تجربه مقطعی به یک الگوی پایدار تبدیل کرد.
وی در پایان افزود: اگر قرار است این مسیر ادامه پیدا کند، باید برای آن الگو و سازوکار پیدا کرد تا تجربهای که در این بزنگاه تاریخی به فعلیت رسیده، پس از عبور از بحران به فراموشی سپرده نشود. از این منظر، پیام اخیر را میتوان واجد یک رویکرد گفتمانی دانست که گذشته، اکنون و آینده زن انقلاب اسلامی را به یکدیگر پیوند میدهد.

اعلمی: «دلیری» زنان، شجاعتی برخاسته از دل و هویت معنوی است
دکتر زینب اعلمی، عضو هیئت علمی پژوهشکده زن و خانواده، در سومین نشست از سلسله نشستهای «پیشگامی زنان در جنگ تحمیلی سوم» با عنوان «بازخوانی دلیریها و نقشآفرینی زنان در جنگ تحمیلی سوم و بررسی برجستهسازی آن در پیام رهبر معظم انقلاب» با تمرکز بر مفهوم «دلیری» در پیام رهبر معظم انقلاب، این واژه را واجد دلالتهایی فراتر از شجاعت و جسارت دانست و گفت: انتخاب واژه «دلیری» میتواند نشاندهنده دقت در گزینش واژگان باشد؛ چراکه این واژه برخلاف واژههایی مانند شجاعت و جسارت، فارسی است و محور آن «دل» است؛ مفهومی که در ادبیات کهن با خرد، عاطفه و برخاستن از درون پیوند دارد.
دلیری؛ شجاعتی برخاسته از درون
اعلمی افزود: از این منظر، دلیری بیش از آنکه صرفاً به دلاوری پهلوانانه در میدان رزمی اشاره کند، بر شجاعت درونی، معنوی و برخاسته از دل دلالت دارد و به همین دلیل میتواند ظرفیتهای زنانه حضور در عرصههای جنگ نرم و جهاد تبیین را بهتر نشان دهد.
وی حضرت زینب(س) را نمونه روشن این معنا دانست و اظهار کرد: حرکت حضرت زینب(س) پس از عاشورا، صبر، تحمل، روایتسازی و جلوگیری از تحریف حقیقت عاشورا، مصداقی از همان مجاهدت زنانهای است که در بیانات رهبر معظم انقلاب نیز مورد توجه قرار گرفته است.
عضو هیئت علمی پژوهشکده زن و خانواده ادامه داد: اگر این مفهوم را به جنگ تحمیلی سوم تعمیم دهیم، حضور زنان را باید در چند میدان، از جمله دیپلماسی، میدان رزم و میدان خیابان و تجمعات، مورد توجه قرار داد.
حضور زنان در میدان عمومی مقاومت
اعلمی با اشاره به نقش تجمعات خیابانی در جنگ اخیر گفت: یکی از پدیدههای مهم جنگ اخیر، تبدیلشدن تجمعات خیابانی به ضلع مهمی از میدان مقاومت بود و زنان در این عرصه هم از نظر کمی و هم از نظر کیفی نقش برجستهای داشتند.
وی افزود: حضور زنانه صرفاً حضور یک فرد نیست، بلکه میتواند خانواده را نیز با خود همراه کند؛ همسر، فرزندان و حتی دیگر اعضای خانواده در امتداد این حضور قرار میگیرند. از این جهت، حضور زن در میدان جهاد، واجد یک ظرفیت اجتماعی و خانوادهساز متفاوت است.
اعلمی وجه مهم دیگر این حضور را «نشاندار بودن» آن دانست و گفت: زنان محجبه در کنار پرچم و دیگر نمادهای مقاومت، خودِ حجاب را نیز بهعنوان نشانهای از دینداری، مقاومت و زیست عفیفانه با خود به میدان میآورند.
وی ادامه داد: حتی اگر تعداد زنان محجبه افزایش پیدا نکرده باشد، دیدهشدن و بازنمایی بیشتر آنان در تجمعات میتواند ادراک عمومی از وضعیت جامعه را تغییر دهد. بنابراین حضور زنان در این میدان صرفاً حضور فیزیکی نیست، بلکه نوعی روایتسازی و بازنمایی از ارزشها و سبک زندگی مطلوب انقلاب اسلامی است.
بازتعریف چهره زن در روایت جنگ
عضو هیئت علمی پژوهشکده زن و خانواده در ادامه، یکی از وجوه مهم تأکید بر «سبقت» و «دلیری» زنان در بیان رهبر معظم انقلاب را تلاش برای ارائه روایتی جدید از چهره زنانه در جنگ دانست و گفت: این روایت، زن را صرفاً قربانی جنگ نمیبیند، بلکه او را کنشگری دلیر، پیشرو و اثرگذار معرفی میکند.
اعلمی خاطرنشان کرد: در بسیاری از روایتهای جنگ، زنان عمدتاً در جایگاه قربانی و آسیبدیده بازنمایی شدهاند؛ در حالی که با نگاهی به تاریخ معاصر ایران، از مشروطه و انقلاب اسلامی تا دفاع مقدس، میتوان نمونههای متعددی از پیشگامی زنان در بزنگاههای تاریخی را مشاهده کرد.
وی تأکید کرد: این پیشگامی یک روایت ساختهشده نیست، بلکه واقعیتی تاریخی است که باید بازخوانی و روایت شود؛ بهویژه آنکه در انقلاب اسلامی، زنان نهتنها در کنار مردان، بلکه در مواردی پیش از آنان وارد میدان شدند و زمینهساز حضور و شجاعت بیشتر مردان نیز شدند.
امتداد گفتمان امام خمینی(ره) درباره زن
اعلمی این نگاه را دارای سابقهای روشن در اندیشه امام خمینی(ره) و بیانات رهبر معظم انقلاب دانست و اظهار کرد: میتوان این رویکرد را امتداد همان گفتمانی دانست که جایگاه زن را از یک هویت منفعل و قربانی، به هویتی سازنده، تربیتکننده، دلیر و پیشگام ارتقا داد.
وی افزود: تأکید امام خمینی(ره) بر اینکه زنان در پیروزی انقلاب پیش از مردان نقشآفرینی کردند و تعبیر ایشان از زن بهعنوان «انسانساز»، در شرایط فرهنگی دوره پهلوی معنای ویژهای داشت.
عضو هیئت علمی پژوهشکده زن و خانواده ادامه داد: از این منظر، بازتعریف زن در جنگ نیز ادامه همان مسیر است؛ زنی که هویت خود را از زنان بزرگ صدر اسلام و یک قدرت معنوی تاریخی میگیرد و در میدان جنگ صرفاً آسیبپذیر و قربانی نیست، بلکه پیشران و پیشگام است و دلیری زنانه او بخشی از روایت اصلی مقاومت و پیروزی محسوب میشود.
انقلاب اسلامی و جهش روحی زنان
اعلمی با اشاره به آثار انقلاب اسلامی بر هویت و کنش اجتماعی زنان گفت: به نظر میرسد انقلاب اسلامی برای زنان صرفاً یک تغییر سیاسی نبود، بلکه یک جهش و تحول روحی و معنوی ایجاد کرد که در میدان عمل نیز خود را نشان داد.
وی افزود: پیشگامی زنان در راهپیماییها و بزنگاههای انقلاب و سپس حضور آنان در دفاع مقدس نشان داد که این تحول یک واقعیت اجتماعی و تاریخی است، نه صرفاً یک روایتسازی. از حضور زنان در ۱۷ شهریور تا روایتهای دفاع مقدس، از جمله مقاومت زنان در حصر آبادان و اصرار آنان بر ماندن و ادامه زندگی در شهر، نمونههایی وجود دارد که نشان میدهد زن در تجربه انقلاب و جنگ صرفاً قربانی یا تماشاگر نبوده، بلکه کنشگری پیشگام و مؤثر بوده است.
عضو هیئت علمی پژوهشکده زن و خانواده این روند را در امتداد یک انباشت تاریخی از مشروطه تا انقلاب اسلامی دانست و گفت: این تجربه تاریخی بعدها در قالب «الگوی سوم زن» قابل صورتبندی شد؛ الگویی که در آن زن نه از خانواده و هویت زنانه خود جدا میشود و نه از عرصه عمومی کنار میرود.
ضرورت جبران خلأ روایی درباره زن انقلاب اسلامی
اعلمی با اشاره به فاصلهای که پس از دفاع مقدس میان واقعیت تاریخی زنان و بازنمایی آن ایجاد شد، اظهار کرد: پس از دفاع مقدس، بهویژه در دهههای ۷۰ و ۸۰، میان این واقعیت تاریخی و بازنمایی رسانهای و ساختاری آن فاصلهای ایجاد شد و جامعه و رسانهها نتوانستند آنگونه که باید الگوی واقعی زن انقلاب اسلامی را روایت کنند.
وی تأکید کرد: به نظر میرسد تأکید دوباره رهبر معظم انقلاب بر «عرصههای حضور دلیرانه» زنان، تلاشی برای تقویت و تثبیت همین گفتمان و جبران آن خلأ روایی است؛ یعنی بازگرداندن زن پیشگام، دلیر و تاریخساز به متن روایت انقلاب.
از بازخوانی تاریخی تا گفتمان عملی و رسانهای
اعلمی در پایان با تأکید بر ضرورت تداوم این بازخوانی گفت: این بازخوانی نباید در کتاب، نشست و تاریخ شفاهی متوقف بماند، بلکه باید به گفتمانی عملی و رسانهای تبدیل شود تا بتواند بر شکلگیری هویت دینی و انقلابی نسل آینده، بهویژه دختران نوجوان، اثر بگذارد.
وی خاطرنشان کرد: از این منظر، «دلیری» زنان صرفاً به حضور در میدان جنگ محدود نمیشود؛ بلکه دلیریای است که از درون میجوشد و با روایت، مقاومت، هویت و زیست اجتماعی پیوند میخورد و میتواند در میدانهای مختلف اجتماعی، فرهنگی و تاریخی خود را نشان دهد.