پروفسور «تیسیر حمیه»، استاد و پژوهشگر لبنانی دانشگاه ماستریخت هلند مطرح کرد: رویکرد آیتالله خامنهای؛ عبور از اختلافات مذهبی و تحکیم استقلال تمدنی جهان اسلام
به گزارش روابط عمومی پژوهشگاه علوم و معارف انقلاب اسلامی، ویژهنامه «رجعت نور» شامل مجموعهای از آثار، یادداشتها و گفتارهای تحلیلی درباره تشییع رهبر شهید انقلاب اسلامی، که همزمان با این مراسم تهیه و چاپ شده بود، توسط پژوهشگاه علوم و معارف انقلاب اسلامی در دسترس عموم قرار گرفت.
در این ویژه نامه پرفسور «تیسیر حمیه»، استاد و پژوهشگر لبنانی دانشگاه ماستریخت هلند، با اشاره به ابعاد فکری و راهبردی رهبر شهید انقلاب، رویکرد آیتالله سید علی خامنهای را الگویی برای استقلال سیاسی و تمدنی جهان اسلام دانست. او تأکید کرد که تأکید بر خوداتکایی علمی، اقتصادی و نظامی، حفظ سیاست «نه شرقی، نه غربی» و حمایت از آرمان فلسطین و گروههای مقاومت، از مهمترین مؤلفههای این رویکرد بوده است.
این پژوهشگر همچنین عبور از مرزبندیهای فرقهای و حمایت از جریانهای مقاومت شیعه و سنی، از جمله حماس، را عاملی برای تقویت وحدت اسلامی و ایجاد موازنه جدید قدرت در منطقه عنوان کرد.
مشروح این گفتوگو را در ادامه بخوانید.
پروفسور «تیسیر حمیه»، استاد و پژوهشگر لبنانی دانشگاه ماستریخت هلند در گفتگو با ویژهنامه رجعت نور مطرح کرد:
رویکرد آیتالله خامنهای؛ عبور از اختلافات مذهبی و تحکیم استقلال تمدنی جهان اسلام
مقدمه:
بررسی ابعاد تفکر راهبردی رهبر انقلاب در گستره تعاملات ژئوپلیتیک معاصر، نشاندهنده یک الگوی منحصربهفرد از توازن میان «آرمانگرایی اصولی» و «واقعگرایی استراتژیک» است. پرفسور تیسیر حمیه، اندیشمند لبنانی دانشگاه ماستریخت هلند، در این گفتگو با تبیین مبانی فکری و عملی آیتالله خامنهای، تداوم سیاست موازنه منفی (نه شرقی، نه غربی) را در کنار دستیابی به بازدارندگی نظامی و اقتدار علمی، رمز ماندگاری و نفوذ بینالمللی این مکتب میداند. از دیدگاه این پژوهشگر، عبور هوشمندانه از مرزبندیهای مذهبی و تمرکز بر آرمان قدس شریف، پاشنهآشیل طرحهای تفرقهافکنانه در جهان اسلام بوده و موازنه قدرت را به نفع ملتهای مظلوم تغییر داده است؛ رویکردی جامع که استقلال فرهنگی و اقتدار ملی را به عنوان ارکان دوقلوی احیای امت اسلامی معرفی میکند.
به نظر شما چگونه میتوان رهبر انقلاب، آیتالله سید علی خامنهای را نماد استقلالخواهی جهان اسلام در پرتو چالشهای ژئوپلیتیکی معاصر دانست؟
شخصیت رهبر، نمادی از استقلال سیاسی و فرهنگی در جهان اسلام است. این نماد را در شخصیت ایشان و تأکید و اصرار بر اصل طرد سلطه خارجی و تلاش برای ایجاد یک فرآیند تصمیمگیری ملی اسلامی مستقل و در پایبندی به سیاستهای مبتنی بر عدم تسلیم در برابر فشارهای بینالمللی و دعوت به تقویت خوداتکایی کشورهای اسلامی در زمینههای علمی، نظامی و اقتصادی مشاهده میکنیم.
پروژه فکری ایشان با مفهوم «استقلال فرهنگی» مرتبط است که تنها به بُعد سیاسی محدود نمیشود، بلکه استقلال فرهنگی، علمی و اقتصادی را نیز در بر میگیرد و به عنوان شرط اساسی برای احیای امت اسلامی در مواجهه با چالشهای جهانی معاصر بروز و ظهور پیدا میکند.
از دیدگاه شما مهمترین شاخصههای خرد و عقلانیت در رویکرد رهبر در مقایسه با سایر رهبران جهان اسلام چیست؟
چندین شاخص وجود دارد که خرد و عقلانیت در رویکرد ایشان را برجسته میکند. نخست اینکه ایشان بین ثبات در اصول و انعطافپذیری در مدیریت بحرانها تعادل برقرار میکرد. دوم اینکه به جای اقدامات آنی و شتابزده، یک چشمانداز استراتژیک بلندمدت اتخاذ میکرد. نکته مهم دیگر در این زمینه اینکه بر ایجاد نهادهای علمی و فناوری به عنوان وسیلهای برای دستیابی به حاکمیت ملی تمرکز میکرد، همچنین چالشهای منطقهای و بینالمللی را از طریق ترکیبی از قدرت سخت و نرم توأمان، مدیریت و در عین حال از ثبات نظام سیاسی به رغم وجود فشارها، تحریمها و چالشهای امنیتی متعدد حفاظت میکرد.
بدون شک، این رویکرد اتخاذ شده توسط رهبر، ایران را به یک بازیگر بسیار تأثیرگذار نه تنها در سطح منطقهای بلکه در سطح بینالمللی نیز تبدیل کرد؛ چنانچه مشاهده میکنیم، کشور در مقایسه با دهههای گذشته، از ابزارهای سیاسی، نظامی و اقتصادی پیشرفتهای برخوردار است.
تأثیر حمایت رهبر انقلاب از آرمان قدس و فلسطین بر موازنه قدرت در منطقه را چگونه ارزیابی میکنید؟
آرمان فلسطین از زمان تأسیس جمهوری اسلامی، جایگاه محوری در گفتمان و سیاستهای رهبری ایران داشته است و ما همواره شاهد تقویت این جایگاه با ارائه حمایت سیاسی و رسانهای بودهایم. گروههای مقاومت فلسطینی از هر نوع گرایشی همیشه مورد حمایت ایران بوده و تواناییهای آنها توسط کشور و رهبری تقویت شده است. در واقع بر اساس همین استراتژی بوده است که مسئله قدس در حافظه اسلامی و بینالمللی زنده ماند و آرمان فلسطین در گفتمان سیاسی اسلامی حفظ شده است. ایران به گونهای تواناییهای نیروهای مقاومت را تقویت کرد که آنها را قادر به توسعه تواناییهای دفاعی و نظامی خود ساخت.
بر اساس حمایت جمهوری اسلامی، یک توازن جدید بازدارندگی در مواجهه با برتری نظامی اسرائیل ایجاد شد و شبکه ائتلافهای منطقهای مرتبط با محور مقاومت توسعه پیدا کرد. این رویکرد به تغییر منازعه از مرحله برتری تقریباً مطلق اسرائیل به مرحلهای که در آن گروههای مقاومت از تواناییها و نفوذ بازدارندگی بیشتری نسبت به دهههای گذشته برخوردار بودند، کمک کرد.
به نظر شما استراتژی رهبر در حمایت از گروههای مقاومت (از جمله گروههای سنی مانند حماس) تا چه حد در تقویت وحدت اسلامی نقش داشته و چگونه میتوان آن را نمادی در این زمینه دانست؟
یکی از مهمترین ویژگیهای این استراتژی که توسط رهبر اتخاذ شد، این بود که حمایت خود از نیروهای مخالف اشغالگران را به گرایش مذهبی خاصی مرتبط نکرد، بلکه مقابله با رژیم اشغالگر و دفاع از آرمانهای امت اسلامی را پایه و اساس روابط سیاسی قرار داد. روابط قوی جمهوری اسلامی با جنبشهای مختلف سنی و شیعه گواه این ادعاست و چنانچه در حال حاضر مشاهده میکنیم، آرمان فلسطین نمایانگر یک مسئله وحدتبخش برای مسلمانان از همه فرقهها و مذاهب است.
از این منظر، این رویکرد تلاشی رهاییبخش برای عبور از اختلافات فرقهای و تحکیم مفهوم «وحدت ملت» در مواجهه با چالشهای مشترک تلقی میشود.
چگونه رهبر موفق به تحقق پیشرفت ملی در عین حفظ سیاست «نه شرقی نه غربی» شد؟
سیاست «نه شرقی نه غربی» یکی از ارکان اساسی اندیشه سیاسی جمهوری اسلامی است. این به معنای رد تبعیت از هر محور بینالمللی در عین حفظ استقلال تصمیمگیری ملی است. در این زمینه، میتوان به چندین حوزه که شاهد پیشرفتهای چشمگیری بودهاند، از جمله توسعه صنایع دفاعی داخلی، پیشرفت در فناوری و تحقیقات علمی، تقویت زیرساختهای صنعتی، سرمایهگذاری در آموزش عالی و استعدادهای ملی و ایجاد مشارکتهای بینالمللی متنوع بدون همسویی کامل با هیچ محور جهانی اشاره کرد. در واقع رهبر، الگویی برجسته در امکان جمع میان توسعه ملی با حفظ حاکمیت و استقلال سیاسی به رغم مواجهه با تحریمهای مداوم و فشارهای خارجی به شمار میرود.
در یک نتیجهگیری علمی و با پرهیز از شعارزدگی میتوان گفت که شخصیت سید علی خامنهای، الگویی از رهبری است که به دنبال تحکیم استقلال سیاسی و تمدنی، حمایت از آرمانهای امت اسلامی و در صدر آن آرمان فلسطین و تقویت قابلیتهای محور مقاومت همزمان با حفظ رویکردی مستقل در روابط بینالملل بود، رویکردی که به عنوان یک الگوی توسعهای و سیاسی مستقل از مراکز قدرت جهانی عمل میکند. همین ویژگیها باعث شد که بسیاری از جنبشهای مخالف سلطه خارجی، او را نماد ایستادگی و حاکمیت ملی در جهان اسلام بدانند.