مظلوم مقتدر؛ روایت رستاخیز سرخ ملت ایران
به گزارش روابط عمومی پژوهشگاه علوم و معارف انقلاب اسلامی، تشییع باشکوه شهدای اخیر، تنها یک آیین سوگواری نبود؛ رویدادی بود که ابعاد اجتماعی، تاریخی و تمدنی آن، از زوایای گوناگون قابل تحلیل است. در نوشتار پیشرو، روحالله سلگی، معاون پژوهشی پژوهشگاه علوم و معارف انقلاب اسلامی، با نگاهی ادبی و تحلیلی، این رخداد را فراتر از یک مراسم وداع روایت میکند و آن را جلوهای از پیوند حافظه تاریخی، فرهنگ عاشورا و انسجام ملی میداند.
مظلوم مقتدر؛ روایت رستاخیز سرخ ملت ایران
روح الله سلگی معاون پژوهشی پزوهشگاه علوم و معارف انقلاب اسلامی
چنان مینمود که تاریخ، بار دیگر از خواب سنگین اعصار برخاسته است و روح عاشورا، پس از قرنها، در هیأت خروشان ملتی داغدار و استوار، در کوچهها و خیابانهای پایتخت تجسد یافته است. تهران در آن روز، دیگر یک شهر نبود؛ اقلیمِ اندوهی مقدس و شکوهی خیرهکننده بود؛ جایی که اشک و حماسه در آغوش یکدیگر و در اوج همبستگی، آرام گرفته بودند و عاطفه و اقتدار، بیآنکه یکدیگر را نفی کنند، در عالیترین مرتبه خویش به تجلی و ظهور رسیده بودند.
کاروان شهیدان از میان دریای بیکران مردمی عبور میکرد که هر یک گویی پارهای از دل خویش را بر دوش میبردند. نگاهها آکنده از حسرت فراق بود و دلها لبریز از احساسی که در قالب واژه نمیگنجید. امام شهید و خاندانش، دختر و داماد و عروس و نوادهاش، بر فراز عواطف یک ملت به سوی افق جاودانگی رهسپار بودند؛ عروجی خانوادگی که در حافظه تاریخی این سرزمین، همچون تصویری سترگ از مظلومیت و عظمت باقی خواهد ماند.
ناخواسته، ذهن به سوی آن کاروان خونین میرفت که قرنها پیش از میان عطش و شمشیر عبور کرد و حقیقت را بر دوش خویش به آینده سپرد. گویی تاریخ، در صورتی دیگر، همان روایت دیرینه را بازمیخواند؛ روایتی که در آن، خاندان و شهادت و غربت، در نقطهای واحد به یکدیگر میرسند و از دل رنج، معنایی جاودانه متولد میشود.
اما آنچه در این روز عظیم رخ نمود، این اجتماع عظیم، بیش از هر چیز، یادآور این حقیقت بود که هنوز رشتههای عمیقی از ایمان، وفاداری و حافظه تاریخی، جان این ملت را به یکدیگر پیوند میدهد؛ رشتههایی که در روزگار خطر و مصیبت، آشکارتر و استوارتر از همیشه رخ مینمایند.
تهران صحنه ظهور اراده تاریخی ملتی بود که عزیزان خویش را بدرقه میکرد و همزمان با آنان عهدی تازه میبست. عهد با راهی که به قیمت خون گشوده شده است و با حقیقتی که هر بار در جامه شهادت، حیاتی دوباره مییابد. از همین رو، پیکرها آرام از میان جمعیت عبور کردند، اما آنچه در خیابانها باقی ماند، صرفاً اندوه فقدان نبود؛ احساس استمرار بود، احساس تداوم یک مسیر، یک معنا و یک رسالت.
امروز جهان عظمت ملتی را دید که در میانه داغ، قامت فرو ننهاده بود. ملتی که اشک را با عزت درآمیخته و سوگ را به نشانهای از وفاداری تاریخی بدل ساخته بود. این همان راز دیرپایی ملتهایی است که حافظه خویش را از دست ندادهاند؛ ملتهایی که شهیدانشان از میان آنان میروند، اما راهشان در ضمیر جمعی جامعه استمرار مییابد و نامشان در وجدان تاریخ ماندگار میشود.
کجایید ای شهیدان خدایی
بلاجویان دشت کربلایی
کجایید ای سبکروحان عاشق
پرندهتر ز مرغان هوایی.