تشییع رهبر شهید؛ تجلی الگوی «روحانیِ مصلح و مربی» در جامعه ایرانی
به گزارش روابط عمومی پژوهشگاه علوم و معارف انقلاب اسلامی، حجتالاسلام والمسلمین محمد مروارید، استاد سطوح عالی حوزه علمیه مشهد، در یادداشتی با واکاوی یکی از برجستهترین ابعاد شخصیت رهبر شهید انقلاب اسلامی، به تبیین الگوی «روحانیِ مصلح و مربی» میپردازد؛ الگویی که به باور او، تنها به نظارت و نقد جامعه محدود نمیشود، بلکه رسالت اصلی خود را در هدایت، تربیت و رشد جامعه تعریف میکند. وی آیین باشکوه تشییع رهبر شهید را گواهی روشن بر شناخت عمیق ایشان از جامعه ایرانی و ثمره سالها تربیت، صبر، مدارا و امیدآفرینی دانسته و آن را نشانهای از کارآمدی این الگوی تمدنساز در نسبت میان روحانیت و مردم معرفی میکند.
در ادامه این یادداشت را بخوانید:
تشییع رهبر شهید؛ تجلی الگوی «روحانیِ مصلح و مربی» در جامعه ایرانی
حجت الاسلام والمسلمین محمد مروارید
استاد سطوح عالی حوزه علنیه مشهد
تمام جذابیت سرگذشت اندیشمندان و رهبران بزرگ تاریخ در این است که دو یا چند اندوخته و تجربهی گذشتگان را به نحوی هنرمندانه و منحصربهفرد با هم جمع میکنند و این ترکیب، شخصیتی نو میسازد و اندیشهها، ایدهها و جهتگیریهای بدیع میزاید. رهبر شهید انقلاب اسلامی، حضرت آیت الله العظمی حاج سید علی خامنهای (قدس سره)، روشنترین مصداق از این جذابیت است.
یکی از ابعاد این شخصیت والامقام، ارایهی تصویری نو از منصب روحانیت و عالم دینی است. تصویری که او از روحانیت ایدهآل برای حوزهی علمیه ترسیم کرد فردی است که علاوه بر شأن نظارت بر جامعه و نقد ارزشها و هنجارهای اجتماعی با معیار دین، شأن تربیت و اصلاح جامعه دارد. ناظر دینی و شرعی، مینشیند، نظاره میکند، سخن میگوید، داوری میکند، دستور میدهد، گاهی تحسین میکند و گاهی به نقد میکشد و چیزی جز مدینهی فاضله با تمام مختصات تمدن اسلامی را معیار نقد قرار نمیدهد.
اما مصلح و مربی، میایستد و برای حرکت جامعه، جلوداری میکند، با یک چشم، افق روشن را میبیند و با چشم دیگر به نقطهی فعلی مینگرد، وضعیت مطلوب و وضعیت موجود را رصد و محاسبه میکند، برای نقد جامعه، میزان رشد و حرکت جامعه به سوی افق روشن را معیار قرار میدهد؛ نه میزان فاصله با افق را. نقد جامعه را از خود و راهبری خود آغاز میکند؛ نه از سیاهیهای جامعه. مصلح و مربی، به جای آلودگیهای ظاهری جامعه، ظرفیتها و نقاط امیدبخش نهفتهی درون جامعه را میبیند و روی آنها سرمایهگذاری میکند.
از این روی، مصلح و مربی، علاوه بر دانش فقه و بایدها و شایدهای دینی، به شناخت سنتهای اجتماعی نیازمند است؛ چرا که باید بداند راه تأثیرگذاری بر جامعه و تغییر ارزشها و هنجارها چیست؟ به شناخت منظومهی ارزشها، هنجارها و رفتارهای انسان در دنیای مدرن نیازمند است تا راه نفوذ به روح انسان مدرن را بیابد. به شرح صدر، رفق و مدارای نبوی و صبر علوی نیاز مبرم دارد تا بتواند ضعفها و زشتیهای جامعهی بیمار را تحمل کند و بدون شتابزدگی، آن را رشد دهد. روحانی مصلح به فرمودهی رهبر شهید، نیاز به آرمانخواهی واقعبینانه دارد تا نه مدرنیته و هیمنهی آن او را وحشتزده کند و آرمانش را فراموش کند و نه آرمانخواهیاش او را به توهم اندازد و چشم بر واقعیتها ببندد.
روحانی مصلح و مربی، یعنی خود او که همواره در اندیشهی بنیانهای فکری و ارزشی جامعه بود و برای رشد آنها تلاش میکرد؛ در عین حال که به ایمان و نیروی فوقالعادهی نهفته در درون جامعهی ایرانی باور قلبی داشت؛ بر خلاف بسیاری از تحلیلگران و کارشناسان دینی که امید خود را به جامعهی ایرانی از دست داده بودند و هیچ نقطهی اتکایی برای اصلاح دینی نمیدیدند و به هیچ محور اتحاد و انسجامی باور نداشتند. اما زمان ثابت کرد او بهتر از هر تحلیلگری جامعهی ایرانی را شناخته بود و آن را سزاوار مبعوث شدن در شرایط حساس میدیدید.
آیین تشییع باشکوه این رهبر تاریخی، نشانهای از شناخت دقیق و عمیق او از جامعهی ایرانی است و از کارآمدی روحانیت مصلح و مربی حکایت میکند. این مراسم، جلوهای از جامعهی ایرانی است که همچون فرزندان، پیکر پدری فرزانه و مهربان را به دوش میگیرد و از صبر و شکیبایی و مدارا کردنهای او قدردانی میکند. این راه روشن در حوزههای علمیه پررهرو باد!