نقش مردم در ولایت دم رهبر شهید امت اسلامی بر اساس آیه: ﴿وَمَنْ قُتِلَ مَظْلُوماً فَقَدْ جَعَلْنَا لِوَلِیِّهِ سُلْطَاناً﴾
Political Thought 2026/07/18 Views: 67 Author: admin

نقش مردم در ولایت دم رهبر شهید امت اسلامی بر اساس آیه: ﴿وَمَنْ قُتِلَ مَظْلُوماً فَقَدْ جَعَلْنَا لِوَلِیِّهِ سُلْطَاناً﴾

به گزارش روابط عمومی پژوهشگاه علوم و معارف انقلاب اسلامی، محمد قربان‌زاده، عضو هیئت علمی جامعه‌المصطفی خراسان، در پژوهشی با عنوان «نقش مردم در ولایت‌دم رهبر شهید امت اسلامی بر اساس آیه ﴿وَمَنْ قُتِلَ مَظْلُومًا فَقَدْ جَعَلْنَا لِوَلِيِّهِ سُلْطَانًا﴾» به بررسی ابعاد قرآنی و فقهی خون‌خواهی رهبر الهی و جایگاه مردم در تحقق آن پرداخته است. 

وی با استناد به آیات قرآن، روایات و دیدگاه‌های تفسیری، ضمن تبیین مفهوم «سلطان» اعطاشده به ولی‌دم، تأکید می‌کند که نقش امت اسلامی در این منظومه، نه اقدام خودسرانه، بلکه همراهی آگاهانه با ولی‌دم، یاری در اجرای عدالت و پرهیز از هرگونه اسراف و افراط است. 


مشروح این جستار را در ادامه بخوانید:

نقش مردم در ولایت دم رهبر شهید امت اسلامی بر اساس آیه: ﴿وَمَنْ قُتِلَ مَظْلُوماً فَقَدْ جَعَلْنَا لِوَلِیِّهِ سُلْطَاناً﴾

محمد قربان زاده، عضو هیئت علمی جامعه المصطفی خراسان

چکیده

شهادت مظلومانه رهبران الهی در طول تاریخ، همواره با وعده الهی بر انتقام و خون‌خواهی همراه بوده است. آیه ۳۳ سوره اسراء با اعطای «سلطان» به ولی دم، نظامی حقوقی-اخلاقی برای احقاق خون مظلوم ترسیم کرده است. این نوشتار با روش تحلیل مفهومی و استناد به منابع تفسیری فریقین، به تبیین جایگاه ولی فقیه به‌عنوان استمراردهنده ولایت الهی در عصر غیبت و نقش مردم در تحقق سلطان ولی دم در فرض شهادت ولی فقیه می‌پردازد. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که ولایت فقیه، هرچند در قرآن به‌صورت صریح مطرح نشده، اما اصول و مبانی آن از مجموع آیات قابل استنباط است و فقیه جامع‌الشرایط به‌عنوان نائب عام امام معصوم، بارزترین مصداق اولی‌الامر در عصر غیبت محسوب می‌شود. در تطبیق آیه بر مصداق ولی فقیه، نقش مردم در سه سطح تبیین می‌گردد: نخست، یاری و معاونت در اجرای قصاص؛ دوم، پرهیز از اسراف و اقدامات خودسرانه؛ سوم، آمادگی برای یاری ولی خاص در تحقق عدالت جهانی. همچنین شهادت رهبر الهی، به‌دلیل عظمت جایگاه او، سلطنت ویژه‌ای برای ولی دم ایجاد می‌کند که فراتر از قواعد معمول قصاص است و نقش مردم در این میان، همراهی آگاهانه با ولی دم و پرهیز از هرگونه اقدام خودسرانه می‌باشد.
 

کلیدواژه‌ها: ولی فقیه، ولی دم، اسراف در قتل، قصاص، آیه ۳۳ سوره اسراء، خون‌خواهی.

 

۱. مقدمه

یکی از آیات قرآن کریم که دربردارنده احکام اجتماعی و حقوقی مهمی است، آیه ۳۳ سوره اسراء است: «وَ لا تَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتِی حَرَّمَ اللَّهُ إِلَّا بِالْحَقِّ وَ مَنْ قُتِلَ مَظْلُوماً فَقَدْ جَعَلْنا لِوَلِیِّهِ سُلْطاناً فَلا یُسْرِفْ فِی الْقَتْلِ إِنَّهُ كانَ مَنْصُوراً». این آیه با نهی از قتل نفس محترمه، حق قصاص را برای ولی دم به رسمیت شناخته و در عین حال، او را از اسراف در قصاص برحذر داشته است.

مسئله اصلی این پژوهش، واکاوی نقش و جایگاه مردم در تحقق «سلطان» اعطاشده به ولی دم در فرض شهادت مظلومانه ولی فقیه است. آیا این سلطان، حقی صرفاً فردی و خصوصی است که تنها به ولی دم مربوط می‌شود، یا دارای ابعاد جمعی و اجتماعی است که مشارکت آحاد جامعه را می‌طلبد؟ این پرسش به‌ویژه در تطبیق آیه بر شهادت رهبران الهی و نقش امت اسلامی در خون‌خواهی آنان، اهمیت مضاعف می‌یابد.

پژوهش حاضر با روش تحلیل مفهومی و استناد به منابع تفسیری و روایی فریقین، ابتدا به تبیین مستندات قرآنی ولایت فقیه پرداخته و سپس جایگاه ولی فقیه را به‌عنوان ولی دم در فرض شهادت مظلومانه تبیین می‌کند و در نهایت، نقش مردم را در تحقق سلطان ولی دم ترسیم می‌نماید. همچنین با بهره‌گیری از تحقیقات معاصر در حوزه دلالت و مصداق «ولی دم» و مبانی عقلی و فقهی ضرورت ولی فقیه، ابعاد مختلف این مسئله واکاوی می‌شود.

۲. جایگاه ولی فقیه در قرآن و سنت

۲-۱. اصول کلی ولایت در قرآن

نخستین گام در اثبات قرآنی ولایت فقیه، اثبات اصل وجود ولایت و حکومت در اسلام است. قرآن کریم در آیات متعددی بر ولایت و حق تصرف پیامبر(ص) در امور مؤمنان تأکید کرده است:

آیه ۶ سوره احزاب: «النَّبِی أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِینَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ؛ پیامبر نسبت به مؤمنان از خودشان سزاوارتر است.» این آیه به‌صراحت نشان می‌دهد که پیامبر(ص) از هر مؤمنی نسبت به خودش، حق تصرف و تصمیم‌گیری بیشتری دارد و اطاعت از ایشان بر مردم لازم است.

آیه ۳۶ سوره احزاب: «وَ ما كانَ لِمُؤْمِنٍ وَ لا مُؤْمِنَةٍ إِذا قَضَى اللَّهُ وَ رَسُولُهُ أَمْراً أَنْ یَكُونَ لَهُمُ الْخِیَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ؛ هیچ مرد و زن با‌ایمانی حق ندارد هنگامی که خدا و پیامبرش امری را لازم بدانند، اختیاری (در برابر فرمان خدا) داشته باشد.»

مجموع این آیات نشان می‌دهد که اصل ولایت و حق اطاعت برای حاکم اسلامی، در قرآن به‌اثبات رسیده است. از آنجا که حکومت در جامعه اسلامی از ضروریات است و اختصاص به زمان حضور معصوم ندارد، از این آیات می‌توان استمرار ولایت الهی در همه زمان‌ها و لزوم حاکم و حکومت اسلامی در هر دوره‌ای را نتیجه گرفت. به‌عبارت دیگر، نظام امامت و خلافت الهی که در عصر حضور معصومان(ع) جاری بود، پس از غیبت نیز تعطیل‌بردار نیست و لوازم و شؤون این نظام ولایت الهی، از جمله وجود حاکم و حکومت اسلامی ادامه می‌یابد. بر اساس پژوهش‌های فقهی معاصر، حضور ولی فقیه در عصر غیبت نه تنها یک ضرورت نقلی و عقلی، بلکه یک ضرورت متافیزیکی برای اجرای حدود الهی و استمرار نظام اسلامی محسوب می‌شود.

۲-۲. آیه اولی‌الامر و دلالت بر ولایت فقیه

آیه ۵۹ سوره نساء، از مهم‌ترین آیات در بحث ولایت فقیه است: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْكُمْ؛ ای اهل ایمان، فرمان خدا و رسول و فرمانداران از طرف خدا و رسول را که از خود شما هستند، اطاعت کنید.»

این آیه با قرار دادن اطاعت از «اولی‌الامر» در کنار اطاعت از خدا و رسول، بر وجوب اطاعت از صاحبان امر و فرمان تأکید دارد. مفسران شیعه، «اولی‌الامر» را به ائمه معصوم اثنی‌عشر(ع) تفسیر کرده‌اند و دلیل آن را چنین بیان می‌کنند که در آیه، اطاعت از اولی‌الامر به‌صورت مطلق و مقید به هیچ شرطی نیامده است؛ بنابراین، باید اولی‌الامر معصوم باشند تا فرمان آنان هیچ‌گاه با فرمان خداوند تناقض نداشته باشد. پژوهشگران قرآنی معاصر بر این نکته تأکید دارند که استفاده و برداشت از قرآن کریم، بدون استناد به روایات امکان ندارد و دریافت همه حقایق دین به‌طور مستقیم از آیات قرآن، خیالی بیش نیست؛ از این رو حدیث ثقلین، فهم درست هر یک از دو ثقل را بدون توجه به دیگری، فهمی ناقص و گمراه‌کننده می‌داند.

نکته بلاغی مهم در این آیه، دو بار تکرار فعل امر «اطیعوا» و عطف شدن اطاعت از اولی‌الامر به اطاعت از رسول است. مفسران چنین پاسخ می‌دهند که این نشان‌دهنده تنوع فرامین و تنوع اطاعت است. خداوند، مطاع بالذات است، ولی اطاعت از پیامبر، واجب بالغیر و به دستور خداوند است. همچنین اطاعت از اولی‌الامر مجاز به تشریع نیست و کار آنان صدور آرایی است که از قرآن و سنت پیامبر(ص) اخذ می‌کنند و هیچ اختیاری در تشریع و یا نسخ احکام الهی ندارند.

در دوران غیبت امام معصوم(ع)، به‌دلیل عدم دسترسی به ایشان، این وظیفه به فقیه جامع‌الشرایط منتقل می‌شود. در عصر غیبت، فقیه جامع‌الشرایط به‌عنوان نائب عام امام معصوم، بارزترین مصداق اولی‌الامر می‌تواند باشد و بر اساس قاعده «نفی عسر و حرج» و لزوم استمرار نظام اسلامی، این ولایت برای فقیه ثابت می‌شود. از این رو فقیه عادل و آگاه، به‌عنوان امین و حافظ شریعت، عهده‌دار این مسئولیت می‌گردد.

۲-۳. آیه ولایت: ﴿إِنَّمَا وَلِیُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ...﴾

آیه ۵۵ سوره مائده، معروف به «آیه ولایت»، یکی دیگر از آیات کلیدی در این بحث است: «إِنَّمَا وَلِیُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلَاةَ وَ یُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَ هُمْ رَاكِعُونَ؛ سرپرست و ولی شما، تنها خداست و پیامبر او و کسانی که ایمان آورده‌اند، همان کسانی که نماز برپا می‌دارند و در حال رکوع زکات می‌دهند.»

بسیاری از مفسران و محدثان فریقین در شأن نزول این آیه گفته‌اند که این آیه در شأن حضرت علی(ع) نازل شده است و آشکارا بر خلافت و امامت امیرالمؤمنین(ع) دلالت دارد. این آیه مربوط به استمرار ولایت الهی است و نشان می‌دهد که ولی الهی باید استمراردهنده قرآن و سنت باشد که این نقش فقها را به‌عنوان امینان شریعت نمایان می‌سازد.

۲-۴. شرایط حاکم اسلامی در قرآن

برای اثبات اینکه فقیه (دانشمند دین) شایسته‌ترین فرد برای تصدی ولایت در عصر غیبت است، باید شرایط حاکم اسلامی را از قرآن استنباط کرد. آیات متعددی از جمله «لا یَنالُ عَهْدِی الظَّالِمِینَ» (بقره/۱۲۴) و «لَنْ یَجْعَلَ اللَّهُ لِلْكافِرِینَ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ سَبِیلاً» (نساء/۱۴۱) بر این نکته دلالت دارند که حاکم اسلامی باید مؤمن، عادل و عالم به احکام شرعی باشد و فقیه جامع‌الشرایط، بیش از هر فرد دیگری واجد این شرایط است. توقیع شریف حضرت ولی عصر(عج) نیز با عبارت «أمّا الحوادث الواقعة فارجعوا فیها إلی رواة حدیثنا، فإنّهم حجتی علیکم و أنا حجّة الله علیهم» بر این نکته تأکید دارد که در رویدادهای اتفاق‌افته، باید به راویان حدیث (فقیهان) مراجعه کرد، زیرا آنان حجت امام بر مردم‌اند.

 

۳. مفهوم‌شناسی آیه ﴿وَمَنْ قُتِلَ مَظْلُوماً فَقَدْ جَعَلْنَا لِوَلِیِّهِ سُلْطَاناً﴾

۳-۱. مفهوم «ولی» در آیه

بر اساس منابع تفسیری، مفهوم «ولی» در آیه شریفه دارای ابعاد مختلفی است. در تفسیر المیزان، مقصود از ولی، «صاحب خون» یا کسی است که حق قصاص، دریافت دیه یا عفو قاتل را دارد. خداوند به او «سلطنت و اختیار» داده است تا در برابر قاتل اقدام کند. ضمیر در عبارت «فَلا یُسْرِفْ» نیز به همین ولی برمی‌گردد که نباید در کشتن زیاده‌روی کند (مثلاً غیر از قاتل را بکشد یا بیش از یک نفر را به قتل برساند) (طباطبائی، ج۱۳، ص۱۲۳). تفسیر نور نیز تأیید می‌کند که ولی مقتول دارای حق قصاص و کشتن قاتل است و خداوند برای حمایت از مظلوم، این تسلط را به او داده است (قرائتی، ج۵، ص۵۵). در تفسیر مجمع البیان نیز از ابن عباس و ضحاک نقل شده که ولی کسی است که حق دارد قاتل را بکشد، دیه بگیرد یا عفو کند (طبرسی، ج۱۴، ص۱۳۱).

اما در تفاسیر روایی، مصداق اتمّ و خاص این آیه، امام حسین(ع) به‌عنوان مظلوم و «ولی» او که امام زمان(عج) است، معرفی شده‌اند. در روایات متعددی که در تفسیر البرهان و کنز الدقائق آمده است، بر این مصداق ویژه تأکید شده است (بحرانی، ج۵، ص۸۵۴؛ قمی مشهدی، ج۷، ص۴۰۳). در این دیدگاه، اگرچه آیه حکم کلی دارد، اما اشاره ویژه‌ای به ولایت اهل بیت(ع) در خونخواهی امام حسین(ع) دارد، به طوری که اگر تمام اهل زمین به قصاص ایشان کشته شوند، اسراف محسوب نمی‌شود (بحرانی، ج۵، ص۸۵۵).

پژوهش‌های تطبیقی معاصر نشان می‌دهد که در کتب روایی شیعه، روایاتی از اهل بیت(ع) نقل شده که حضرت مهدی(عج) را فرزند امام حسین(ع)، وارث آن بزرگوار و منتقم خونشان معرفی کرده است؛ زیرا امام حسین(ع) نفس محترمه و مصداق برجسته مظلومی هستند که خداوند وعده انتقامش را داده است. همچنین روایات فریقین تأکید دارند که ولی دم باید وارث مقتول و از نزدیکان نسبی او باشد و دارای اختیار برای قصاص، بخشش و یا دیه باشد.

در تفسیر قرآن مهر نیز توضیح داده شده که واژه «ولی» در اصل به معنای نزدیکی، سرپرست، صاحب‌اختیار، رهبر و دوست است. اما در این آیه، مقصود «دوستی و یاوری» عمومی نیست، بلکه منظور «سرپرست و صاحب‌اختیار بودن» برای اجرای حق قصاص است که در ردیف ولایت تکوینی و تشریعی قرار می‌گیرد (مهر، ج۵، ص۱۵۳).

۳-۲. مصداق خاص در تفاسیر روایی

در تفاسیر روایی، تمرکز اصلی بر مصداق اتمّ و ویژه این آیه است. در بسیاری از روایات منقول در تفاسیر شیعه، این آیه به طور خاص درباره شهادت مظلومانه امام حسین(ع) تفسیر شده است. در روایات متعددی از امام باقر(ع) و امام صادق(ع) نقل شده است که مراد از «مَن قُتِلَ مَظلُوماً»، امام حسین بن علی(ع) است که به ظلم کشته شد (قمی مشهدی، ج۷، ص۴۰۳؛ بحرانی، ج۵، ص۸۵۴).

در ادامه همین روایات، «ولی» کسی معرفی شده که حق انتقام‌گیری از قاتلان امام حسین(ع) را دارد و آن حضرت «قائم آل محمد(عج)» است. امام باقر(ع) می‌فرمایند: «مقتول، حسین است و ولی او قائم(عج) است» (بحرانی، ج۵، ص۸۵۴). در این تفاسیر روایی، «سلطان» داده شده به ولی، چنان گسترده توصیف شده که اگر امام زمان(عج) برای انتقام خون حسین(ع)، تمام اهل زمین را بکشد، اسراف محسوب نمی‌شود (بحرانی، ج۵، ص۸۵۵). همچنین در روایتی از امام رضا(ع) و امام صادق(ع) آمده است که قائم(عج)، فرزندان و ذریه قاتلان امام حسین(ع) را به خاطر رضایت و خشنودی آن‌ها از عمل پدرانشان به قصاص می‌رساند (بحرانی، ج۵، ص۸۵۳).

۳-۳. حکم شرعی مربوط به ولی

ولی مقتول مخیر است بین قصاص، دریافت دیه و عفو. اگر چند نفر در قتل یک نفر شرکت کنند، ولی می‌تواند هر یک از آن‌ها را که بخواهد به قصاص برساند، اما حق ندارد بیش از یک نفر را بکشد (زیرا این کار اسراف در قتل است) (بحرانی، ج۵، ص۸۵۱؛ طباطبائی، ج۱۳، ص۱۳۸). در صورت فقدان وارث برای مقتول، حاکم جامعه ولی دم مقتول محسوب می‌شود؛ بنابراین بر فرض این که کسی مدعی شود در زمان ظهور وارثی نیست که ولی دم امام حسین(ع) باشد، طبعاً حضرت مهدی(عج) که تنها امام معصوم حاکم هستند، مصداق حقیقی ولی دم برای امام حسین(ع) خواهند بود.

۴. نقش مردم در تحقق سلطان ولی دم

۴-۱. یاری و معاونت ولی دم

بر اساس تفاسیر ارائه‌شده، آیه شریفه به طور مستقیم و صریح وظیفه‌ای را برای «عموم مردم» در قالب یک حکم عمومیِ مستقل (مانند وجوب قیام همگانی برای هر مظلوم) بیان نکرده است، بلکه محوریت را بر «ولیّ دم» و اختیارات او قرار داده است.

در تفسیر «کنز الدقائق» ذیل عبارت «فقد جعلنا لولیه سلطانا»، آمده است که خداوند ولیّ مقتول را یاری کرده است؛ زیرا «اوجب القصاص له و امر الولاة بمعونته» (خداوند قصاص را برای او واجب کرد و حاکمان/سرپرستان را به یاری او فرمان داد). اگرچه واژه «ولاة» معمولاً به حاکمان اشاره دارد، اما در بستر روایی شیعه، این یاری‌رسانی می‌تواند شامل مؤمنانی باشد که موظف به اجرای حدود و قصاص تحت نظارت ولیّ هستند (قمی مشهدی، ج۷، ص۴۰۳).

در تفسیر «المیزان» نیز اشاره شده که مقصود از نصرت، تشریع قانون به نفع مظلوم است تا دست کوتاه او را دراز کند؛ این نشان می‌دهد که ساختار جامعه اسلامی باید بستر اجرای این سلطنت را فراهم کند (طباطبائی، ج۱۴، ص۵۶۶).

همچنین در تفسیر نمونه با استناد به آیات دیگر قرآن بیان شده که وظیفه مؤمنان در برابر ظلم، سکوت نیست و باید به ندای مظلوم پاسخ دهند («وَ إِنِ اسْتَنْصَرُوكُمْ فِی الدِّینِ فَعَلَیْكُمُ النَّصْرُ»). این اصل کلی نشان می‌دهد که در نظام اسلامی، مردم نسبت به سرنوشت مظلوم بی‌تفاوت نیستند و باید بستر انتصار ولیّ دم را فراهم کنند (مکارم شیرازی، ج۲۰، ص۴۶۴).

۴-۲. پرهیز از اسراف و خودداری از اقدامات خودسرانه

بخش مهمی از آیه («فَلا یُسْرِفْ فِی الْقَتْلِ») نهی از زیاده‌روی است. تفاسیری مانند «المیزان»، «ابن عاشور» و «فخر رازی» توضیح می‌دهند که در جاهلیت، قبایل به محض کشته شدن یکی از اعضا، بدون تشخیص قاتل اصلی یا با کشتن افراد بی‌گناه از قبیله مقابل انتقام می‌گرفتند (طباطبائی، ج۱۳، ص۱۲۳؛ ابن عاشور، ج۱۴، ص۷۷؛ فخر رازی، ج۲۰، ص۳۳۶).

نقش مردم و جامعه در اینجا، رعایت عدالت و پرهیز از «اسراف» است. یعنی مردم نباید اجازه دهند که انتقام‌جویی به کشتن غیرقاتل، مثله کردن، یا کشتن بیش از یک نفر (در قتل‌های گروهی) منجر شود. آیه تأکید دارد که سلطنت به «ولی» داده شده تا هرج‌ومرج نشود؛ بنابراین مردم باید منتظر حکم ولیّ باشند و سرخود اقدام نکنند.

۴-۳. آمادگی برای یاری ولی خاص در تحقق عدالت

در روایات متعددی که در «تفسیر البرهان» و «کنز الدقائق» نقل شده، این آیه به طور خاص درباره امام حسین(ع) تفسیر شده است. در این روایات، «ولیّ» همان امام زمان(عج) معرفی شده است. در این دیدگاه، نقش مردم (به ویژه شیعیان و یاران امام) در زمان ظهور، همراهی با «ولیّ» (امام قائم) برای انتقام خون امام حسین(ع) است.

در روایتی از امام صادق(ع) آمده است: «ما اولیاء و ولی‌دم حسین بن علی هستیم... و قائم از میان ماست». این نشان می‌دهد که مردم مؤمن باید خود را در زمره یاران و لشکریان ولیّ خدا قرار دهند تا انتقام گرفته شود (بحرانی، ج۵، ص۸۵۵). همچنین در روایتی دیگر اشاره شده که خداوند قبل از قیام قائم، گروهی را می‌فرستد تا ظالمان به آل محمد را کیفر دهند؛ این گروه‌ها از میان مردم برانگیخته می‌شوند (بحرانی، ج۵، ص۸۱۵).

۴-۴. نقش مردم در نظام اسلامی از دیدگاه رهبری

در نظام جمهوری اسلامی، نقش مردم به‌عنوان حامیان حکومت و بازوهای دولت اسلامی و نیز به‌عنوان ناظران امر به معروف و نهی از منکر و نصیحت و ارشاد، در حکومت تعریف شده است. این نقش‌آفرینی مردمی، مصداق عینی تحقق «سلطان» اعطاشده به ولی دم در عصر غیبت است. مردم با حضور آگاهانه خود در صحنه، بستر اجرای عدالت و احقاق حقوق مظلومان را فراهم می‌آورند و در عین حال با پرهیز از اقدامات خودسرانه و اسراف، چارچوب شرعی را رعایت می‌کنند. از دیدگاه مقام معظم رهبری، مردم در الگوی مردم‌سالاری اسلامی نقش محوری دارند و مشارکت آنان در امور مختلف سیاسی و اجتماعی، زمینه‌ساز تحقق اهداف والای نظام اسلامی است.

۴-۵. جمع‌بندی نقش مردم

بر اساس منابع ارائه‌شده، نقش عموم مردم در آیه «وَ مَن قُتِلَ مَظلُوماً...» به صورت مستقیم به عنوان «صاحب اصلی حق قصاص» تعریف نشده، بلکه این حق منحصر به «ولیّ دم» است. نقش مردم عبارت است از:

۱. یاری و معاونت: کمک به ولیّ دم (و حاکم شرع) برای اجرای قصاص و پرهیز از ممانعت در راه حق.
۲. پرهیز از اسراف: خودداری از انتقام‌جویی‌های کورکورانه، کشتن غیرقاتل و اقدامات خارج از چارچوب شرعی که در جاهلیت رایج بود.
۳. آمادگی برای یاری ولی خاص: در مصداق اتمّ آیه (خونخواهی امام حسین(ع))، نقش مردم پیروی و یاری امام زمان(عج) به‌عنوان ولی اصلی برای برپایی عدالت و انتقام است.
۴. عدم اقدام خودسرانه: واگذاری امر قصاص به صاحب‌اختیار (ولیّ) برای جلوگیری از هرج‌ومرج و فساد در زمین.

 

۵. تطبیق بر شهادت رهبر امت اسلامی

با توجه به جایگاه ولی فقیه به ‌عنوان استمرار دهنده ولایت الهی در عصر غیبت و اجرا کننده دستورات قرآن و سنت، شهادت ولی فقیه نیز جایگاه ویژه‌ای خواهد داشت و همانند شهادت یک فرد عادی از امت اسلام نیست. خصوصاً ولی فقیهی که علاوه بر جایگاه فقاهت، مقبول امت اسلام بوده و نقش تعیین ‌کننده‌ای در سرنوشت و مسیر پیش روی امت اسلام داشته است.

در تطبیق آیه بر مصداق ولی فقیه شهید، چند نکته قابل تأمل است:

۱. ولایت تکوینی و تشریعی ولی فقیه: همان‌گونه که در تفسیر قرآن مهر اشاره شد، مقصود از «ولی» در آیه، «سرپرست و صاحب‌اختیار بودن» برای اجرای حق قصاص است که در ردیف ولایت تکوینی و تشریعی قرار می‌گیرد. ولی فقیه نیز به‌عنوان نائب عام امام معصوم، دارای چنین جایگاهی است. بر اساس مبانی عقلی و فقهی، جعل ولایت برای فقیه به واسطه قوه فقاهت، مشعر به علیت و تعلیق حکم بر وصف فقاهت است و این مسئله از منابع چهارگانه (کتاب، سنت، عقل و اجماع) قابل استنباط می‌باشد.

۲. گستره سلطنت ولی در شهادت رهبر الهی: همان‌گونه که در روایات مربوط به خون‌خواهی امام حسین(ع) اشاره شد، به دلیل عظمت مظلومیت، سلطنت داده شده به ولی چنان وسیع است که فراتر از قواعد معمول قصاص عمل می‌شود. شهادت رهبر امت اسلامی نیز به‌دلیل جایگاه والای او و تأثیر شهادتش بر سرنوشت امت، می‌تواند مشمول چنین حکمی باشد. فقیهان بر این باورند که در صورت فقدان وارث برای مقتول، حاکم جامعه به‌عنوان ولی دم محسوب می‌شود و این قاعده در مورد رهبر شهید نیز قابل اعمال است.

۳. نقش مردم در خون‌خواهی رهبر شهید: در چنین شرایطی، نقش مردم همانند آنچه در بخش چهارم تبیین شد، عبارت است از: یاری و معاونت ولی دم، پرهیز از اسراف و اقدامات خودسرانه، آمادگی برای یاری ولی خاص، و عدم اقدام خودسرانه. مردم باید منتظر حکم ولیّ دم (که می‌تواند فقیه جامع‌الشرایط دیگر یا حاکم شرع باشد) باشند و در چارچوب شرع و عدالت، زمینه احقاق خون شهید را فراهم کنند. حکومت اسلامی نیز وظیفه دارد در چارچوب احکام شرعی و با در نظر گرفتن مصالح نظام، بستر اجرای این سلطنت را فراهم آورد.

 

۶. نتیجه‌گیری

آیه ۳۳ سوره اسراء با اعطای «سلطان» به ولی دم، نظامی حقوقی-اخلاقی برای احقاق خون مظلوم ترسیم کرده است. ولایت فقیه، هرچند در قرآن به‌صورت صریح مطرح نشده، اما اصول و مبانی آن از مجموع آیات قابل استنباط است و فقیه جامع‌الشرایط به‌عنوان نائب عام امام معصوم، بارزترین مصداق اولی‌الامر در عصر غیبت محسوب می‌شود.

در تطبیق آیه بر مصداق ولی فقیه، مفهوم «ولی» در دو سطح قابل تحلیل است: سطح عام که به معنای ولی‌دم یا وارث مقتول است که خداوند به او سلطنت و اختیار داده تا در برابر قاتل، یکی از سه راه قصاص، دیه یا عفو را انتخاب کند. و سطح خاص که در روایات بر آن تأکید شده و مصداق اتمّ آن، امام زمان(عج) به‌عنوان خون‌خواه امام حسین(ع) است.

نقش مردم در تحقق سلطان ولی دم، در چهار محور قابل تبیین است: یاری و معاونت ولی دم در اجرای قصاص، پرهیز از اسراف و اقدامات خودسرانه، آمادگی برای یاری ولی خاص در تحقق عدالت جهانی، و عدم اقدام خودسرانه و واگذاری امر قصاص به صاحب‌اختیار.

شهادت رهبر امت اسلامی، به‌دلیل جایگاه والای او و تأثیر شهادتش بر سرنوشت امت، سلطنت ویژه‌ای برای ولی دم ایجاد می‌کند که فراتر از قواعد معمول قصاص است. در این شرایط، نقش مردم همراهی آگاهانه با ولی دم و پرهیز از هرگونه اقدام خودسرانه است تا خون شهید در چارچوب شرع و عدالت، احقاق گردد. حضور مردم به‌عنوان بازوهای دولت اسلامی و ناظران امر به معروف و نهی از منکر، از مهم‌ترین ارکان تحقق این سلطنت در نظام جمهوری اسلامی به شمار می‌آید.

 

منابع

  • ابن عاشور، محمد طاهر. (بی‌تا). التحریر و التنویر. بیروت: مؤسسة التاریخ العربی.
  • بحرانی، سید هاشم. (۱۳۸۳). ترجمه تفسیر روایی البرهان، ترجمه احمد رضایی. قم: بنیاد فرهنگی امام هادی(ع).
  • توحیدیان، علی‌اکبر. «ولایت فقیه ریشه در قرآن و عترت دارد»، گفت‌وگو با خبرگزاری ایکنا. 
  • توکلی خانیکی، محمدجواد و مرادی، فهیمه. (۱۴۰۱). «دلالت و مصداق "ولی دم" در آیه ۳۳ سورۀ اسراء»، پژوهش‌های تفسیر تطبیقی، سال ۸، شماره ۱۶. 
  • سلامتی، سعید؛ پیله‌ور، مرضیه؛ رجبی سلمان، محمدجواد. (۱۴۰۰). «واکاوی نظریه حق قصاص ولی دم در جنایت‌های مشارکتی با تأکید بر عدالت کیفری»، تحقیقات حقوقی آزاد، دوره ۱۴، شماره ۵۱.
  • طباطبائی، سید محمدحسین. (۱۳۷۴). المیزان فی تفسیر القرآن. قم: دفتر انتشارات اسلامی.
  • طبرسی، فضل بن حسن. (۱۳۷۲). ترجمه تفسیر مجمع البیان، ترجمه احمد بهشتی. قم: انتشارات فراهانی.
  • فخر رازی، محمد بن عمر. (۱۴۲۰). التفسیر الکبیر (مفاتیح الغیب). بیروت: دار إحیاء التراث العربی.
  • قمی مشهدی، محمد بن محمدرضا. (۱۳۷۲). تفسیر کنز الدقائق و بحر الغرائب. تهران: انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی.
  • قرائتی، محسن. (۱۳۸۳). تفسیر نور. تهران: مرکز فرهنگی درس‌هایی از قرآن.
  • مکارم شیرازی، ناصر. (۱۳۷۱). تفسیر نمونه. تهران: دارالکتب الإسلامیة.
  • مهر، بهاءالدین. (۱۳۸۵). تفسیر قرآن مهر. قم: مرکز نشر صائب.

 

Share:

Comments

Be the first to comment.