تصویر مقاومت و صناعت روایت؛ دوگانه‌های مقاومت‌سوز
اندیشه سیاسی ۱۴۰۵/۰۴/۳۰ بازدید: 67 نویسنده: admin

تصویر مقاومت و صناعت روایت؛ دوگانه‌های مقاومت‌سوز

به گزارش روابط عمومی پژوهشگاه علوم و معارف انقلاب اسلامی، آزاده محمودیان پژوهشگر فرهنگ و رسانه در یادداشتی نوشت: گفتمان سازش طی بیش از سه دهه، با تمرکز بر فتح ذهن‌ها و دستکاری افکار عمومی، کوشیده است از طریق روایت‌پردازی و ساخت دوگانه‌های کاذب، گفتمان مقاومت را تضعیف کند. نویسنده با تشریح سازوکارهای این جریان، از نقش نخبگان، رسانه‌ها و سکوهای مجازی در بازتولید روایت‌های «مقاومت‌سوز» سخن می‌گوید و معتقد است شکستن این دوگانه‌ها و پیوند دادن مقاومت با امنیت پایدار، نیازمند یک جریان منسجم روایتی و رسانه‌ای است. 

 

در ادامه، متن کامل این یادداشت را می‌خوانید.


تصویر مقاومت و صناعت روایت؛ دوگانه‌های مقاومت‌سوز
آزاده محمودیان، پژوهشگر فرهنگ و رسانه


۱. بیش از سه دهه است که خط سازش، گریبان انقلاب را رها نمی‌کند و باوجود آنکه نسخه‌های آن مکرر در فضای عقلانی و تجربی ابطال شده است، باز هم توانسته تفکّر باطل خود را، به کرسیِ اجرا بنشاند. دال مرکزی تفکر سازش، تسلیم و کُرنش در برابر دشمن است و راه‌حل دائمی آن برای مسائل همۀ حوزه‌ها، اعم از اقتصادی و فرهنگی و ... کنار گذاشتن مقاومت و کشش به سوی بیرون مرزهاست. از این‌رو، همواره این گفتمان در مقابل گفتمان و گفتار رهبران انقلاب قرار داشته و پیوسته عامل فروکاهش اقتدار و نفوذ ارادۀ ایشان در جامعه بوده است. این نگاشته، به سازکار لیبرال‌های ایرانی در تحمیل روایت‌های مقاومت‌سوز به جامعه ایران پرداخته است.

۲. تمرکز همیشگی خط سازش بر فتح ذهن‌هاست، از طریق دستکاری افکار عمومی و احساسات مردم. این عملیات چندلایه، از زوایای مختلف به ذهن‌ها هجوم می‌برد و آن‌ها را آماده پذیرش می‌کند. موضوعات، متنوع است اما زنجیرۀ عمل یکی است. نخبگان دانشگاهی و سیاسی، در بازه‌ای زمانی، شروع به تولید ادبیات ضدمقاومت پیرامون موضوع می‌کنند. فضای رسانه‌ای سکولارهای ایرانی با پوشش روزنامه‌ها و رسانه‌های رسمی مجازی شروع به پوشش این تولیدات و ارائۀ مستندات میدانی برای آن‌ها می‌کنند. هم‌زمان، نتایج گزارش‌های علمی و نظرسنجی‌های میدانی از سوی مراکز دانشگاهی و پژوهشی، آن ایده را به‌عنوان تجربۀ ملموسِ مردمی بازنمایی می‌کنند؛ و در آخر، لشگر سلبریتی‌های اینستاگرام و تلگرام برای ته‌نشنین شدن ایده در ذهن و دل مخاطب، سکوهای مجازی را در دست می‌گیرند. تفکر سازش وقتی در قدرت نشسته باشد، این مسیر، هموارتر طی می‌شود. مثلاً می‌تواند سکوی جاسوسی واتساپ را رفع فیلتر کند، در دل جنگ و با وجود خطرِ حملات سایبری، اینترنت را آزاد کند، رأی محاکم قضایی را برگرداند، در مقابل معطل شدن زندگی مردم در حمله سایبری به بانکها پاسخ‌گو نباشد و... . وقتی زمام کار در دست تفکر سازش است، زمینۀ فتنه و جنگ و آشوب، به‌عنوان مقدمات و بستر سازش، فراهم می‌شود.

۳. ایجاد و تشدید شکاف‌ها، هدف تمرکز سازشگران است. از این‌رو روایت‌پردازی خود را در ساخت دوگانه‌های کاذب سازماندهی می‌کنند. کارکرد اصلی این دوگانه‌ها، به‌پا کردن یک جنگ روانی در افکار عمومی است. روایت‌ها، شناخت‌ها را دستکاری می‌کنند، و شناخت‌های مخدوش، در برابر کج‌روایت‌های بعدی آسیب‌پذیرتر می‌شوند؛ و در این نبرد، روایت درست، هربار کمتر از قبل شنیده می‌شود و به دل می‌نشیند. امروز، محل تمرکز سازشگران، «دوگانۀ ساختگی انتقام- امنیت» است که در ادامۀ دوگانۀ کاذب و قدیمی امّت-ملّت معنا می‌شود. یعنی قصاص قاتلانِ امام شهید، امری شخصی بازنمایی می‌شود که امنیت جامعه و مردم را با خطر مواجه می‌کند؛ پس لازم است از آن اغماض شود. از همین زاویه، انتقام امری است که در مقابل عقلانیت قرار می‌گیرد و نه خواست ملّت، بلکه تحمیلی از سوی حاکمیت و برای تأمین منافع طیف خاصی در قدرت است. سازشگران برای آنکه نادیده گرفتن خون‌ هزاران ایرانی را قبح‌زدایی کنند، تلاش می‌کنند تا «صلح» را از «تسلیم» تفکیک کنند و با پسوند «شرافتمندانه» از ذلت پیشنهاد تسلیم بکاهند. آورده‌های نداشتۀ توافق و تسلیم در برابر دشمن را برای افکار عمومی فهرست می‌کنند. اما پرسش این است که چرا با وجود تکرار مکرر بی‌تعهدی دشمن، هنوز این مسیر برای سازشگران نتیجه‌ دارد و تبدیل به عبرتی برای جامعه نمی‌شود‌!

۴. برای ایجاد مصون‌سازی ذهنی در برابر تفکر سازش، ابتدا باید ذهن مخاطب را در برابر این روایت‌های مسموم ایمن ساخت و زنجیرۀ دوگانه‌های کاذب را شکست. شکستن دوگانۀ مسموم انتقام-امنیت، در اتصال مفهوم انتقام و قصاص، به امنیت پایدار است. یعنی باید منطق ارتباطی برقرار کرد میان «قصاص قاتلان» و بازنمایی جهانیِ ایران به‌عنوان کشوری که نمی‌توان به جان مردمش تعدّی کرد و در امان ماند. از طریق تصویرسازی‌های چندلایه، هزینۀ خون ایرانی را در بالاترین سطح ممکن، تعریف نمود. این امر نیازمند یک جریان روایتی است و این جریان مستلزم تولید ادبیات و نظر از سوی نخبگان است. در ادامه، فضای رسانه‌ای رسمی و به‌ویژه غیررسمی باید کاتالیزور(به معنای ساده‌سازی ادبیات) و مجرای انتقال این ادبیات، با زبان مردمی به کف جامعه باشند. رسانه‌ها و انسان‌رسانه‌ها نقش این کانال‌های ارتباطی را ایفا می‌کنند. هم‌چنین در مسیر انتقال مفاهیم، توجه به نقطه‌های قوت و توانایی اصلی تفکر مقاومت بسیار مهم است. استقامتی که در اجتماعات مؤمنانۀ شبانه در کف خیابان خود را آشکار کرده، حلقه‌های فعال در هیئت‌های مذهبی و نیروهای مردمی در بسیج از جملۀ این نقطه‌های ارزشمند قدرت هستند که اگرچه کمتر در مرحلۀ کنش‌گری فعال شده‌اند و اغلب در مقام واکنش در نظر آمده‌اند، اما برای تفکر سازش، دست‌نیافتنی هستند.

اشتراک‌گذاری:

دیدگاه‌ها

اولین نفری باشید که دیدگاه ارسال می‌کنید.