گفتگو با سید امین‌الله دادگر، عضو هیئت علمی دانشگاه فرهنگیان تهران/ تشییع رهبر شهید؛ نماد خونخواهی بود
اندیشه سیاسی ۱۴۰۵/۰۷/۲۵

گفتگو با سید امین‌الله دادگر، عضو هیئت علمی دانشگاه فرهنگیان تهران/ تشییع رهبر شهید؛ نماد خونخواهی بود

به گزارش روابط عمومی پژوهشگاه علوم و معارف انقلاب اسلامی، ویژه‌نامه «رجعت نور» شامل مجموعه‌ای از آثار، یادداشت‌ها و گفتارهای تحلیلی درباره تشییع رهبر شهید انقلاب اسلامی، که هم‌زمان با این مراسم تهیه و چاپ شده بود، توسط پژوهشگاه علوم و معارف انقلاب اسلامی در دسترس عموم قرار گرفت.

در ویژه نامه رجعت نور سید امین‌الله دادگر، عضو هیئت علمی دانشگاه فرهنگیان تهران و مسئول نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در جهاد دانشگاهی کشور  ابعاد تحولی این تشییع تاریخی، تفاوت‌های بنیادین سوگواری صرف با برانگیختگی مکتبی و شباهت‌های راهبردی آن با بدرقه باشکوه امام خمینی (ره) در سال ۱۳۶۸ را تبیین کرد و معتقد است: تشییع رهبر شهید؛ نماد خونخواهی بود.

مشروح این گفتگو را در ادامه بخوانید:

گفتگو با سید امین‌الله دادگر، عضو هیئت علمی دانشگاه فرهنگیان تهران و مسئول نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در جهاد دانشگاهی کشور
تشییع رهبر شهید؛ طلیعه یک بعثت نوین و سرآغازی برای تحکیم ارکان نهضت
لید: 
شهادت مظلومانه رهبر شهید، جامعه را از حالت سکون به یک جنبش و حرکت بیداری عظیم مبعوث کرده است؛ رویدادی فراملی که با شعار محوری «باید برخاست»، نمادی از همبستگی، پویایی و استمرار هوشمندانه مکتب فکری انقلاب در رکاب رهبری است. در گفتگو  با دکتر با سید امین‌الله دادگر، عضو هیئت علمی دانشگاه فرهنگیان تهران و مسئول نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در جهاد دانشگاهی کشور، ابعاد تحولی این تشییع تاریخی، تفاوت‌های بنیادین سوگواری صرف با برانگیختگی مکتبی و شباهت‌های راهبردی آن با بدرقه باشکوه امام خمینی (ره) در سال ۱۳۶۸ تبیین شده است.


 چرا واکنش مردم به شهادت و تشییع رهبر شهید صرفاً یک سوگواری نیست؟ به عبارتی به اذعان کارشناسان زیادی، یک بعثت و نهضت نوین دارد اتفاق می‌افتد؟
برخی موارد در تاریخ سبب حرکت مکتب اهل‌بیت (ع) و بیداری عمومی جامعه شده است. حرکت ائمه (ع) مثلاً سیدالشهدا (ع) تاثیرگذارترین حرکت در تاریخ اسلام است که سبب بیداری جامعه شده است؛ به لحاظ پیشینه تاریخی و تاثیری که این خون در آن عصر و زمان تا کنون داشته، تا جایی که خون تبدیل به زبانی برای بیداری می‌شود.
شهادت جانسوز رهبر شهیدمان هم در این عصر و زمان سبب بیداری بزرگی شد که به فرموده رهبر شهید، مردم را مبعوث کرد. واکنش ملت ایران به شهادت و تشییع رهبر شهید یک سوگواری صرف نیست، بلکه یک طلیعه برای یک بعثت و برانگیختگی تازه و حرکتی است که از دل خون رهبر شهیدمان برمی‌خیزد و مسیری جدید را فراروی ملت باز می‌کند و دلیل این تحول هم به نظر می‌رسد در ماهیت خود واقعه و پیامی است که رهبر شهیدمان آن را پیش‌بینی کردند.
بصیرت رهبر شهیدمان در آخرین روزهای حیات‌شان بود که فرمودند در صورت بروز حادثه بزرگ، خداوند مردم را مبعوث خواهد کرد و مردم پای کار خواهند آمد و این ملت کار را به سرانجام خواهند رساند؛ این جمله یک پیشگویی ساده نیست، بلکه از جنس حکمت و بصیرتی است که از یک طرف از عمق درک امام جامعه و رهبر شهیدمان از جامعه‌ای که در آن با مردم زندگی می‌کرد برمی‌خیزد و از طرفی دیگر از تاریخ سرچشمه می‌گیرد.
تحلیل‌گران هم این باور را دارند که این پیش‌بینی ساده‌ای نبوده و رازی در خون رهبر شهیدمان نهفته است که آن را آشکار می‌کند؛ یعنی شهادت رهبر شهیدمان یک نیروی پنهان در ناخودآگاه جمعی ملت را به فعلیت رساند و پیوندهای هویتی را که ممکن بود کم‌رنگ شده باشد، یک بار دیگر مستحکم کرد. این خونِ به ناحق ریخته شده و مظلومانه رهبری بود که ملت ایران را از حالت سکون به یک جنبش و به یک حرکت بیداری عظیم و در حقیقت به بعثت درآورد و این بعثت یک نماد و شعاری متناسب دارد که یکی خود همین مراسم بدرقه رهبر شهیدمان است که با شعار محوری «باید برخاست» و یا «مشت گره‌کرده» برگزار شد. وقتی که پیکر مطهر رهبر شهیدمان در چنین حالتی پیدا شد، این نماد تبلور همان دستی است که در برابر استکبار هرگز نلرزید و علی‌رغم تمام تهدیدها علیه ایران، علیه رهبری و علیه انقلاب اسلامی، هرگز آن دست نلرزید؛ الان هم مشت گره‌کرده به نشانه‌ای برای ادامه این راه تبدیل شده است.
این شعاری هم که گذاشته شد به نظرم خیلی شعار دقیقی بوده که «باید برخاست» در واقع امتداد همان قیام‌لله، قیام برای خداست که ریشه در نهضت امام خمینی (ره) دارد که در سال ۱۳۴۲ آغاز شد و الان هم با این شهادت رهبر شهیدمان یک نثار جدید پیدا کرده و این شعار در حقیقت یک عهد است که ملت شهیدپرور و مجاهد و مقاوم ایران با خون رهبر بستند و تا پای جان به نظر می‌رسد ادامه خواهد داشت.
ابعاد این رویداد را هم با توجه به این سوال بسیار خوب شما می‌شود از این زاویه نگاه کرد که این تشییع از یک مراسم عادی فراتر است و این آیین یک همبستگی ملی و جهانی خواهد داشت که نه تنها نماد وحدت ملی و تجدید میثاق با آرمان‌های انقلاب است، بلکه یک همبستگی ملی و جهانی است و ابعاد فراملی دارد و این نکته‌ای است که باید بدان توجه کنیم. نکته دیگر این بعثت این است که این یک نقطه پایان نیست، بلکه یک سرآغاز برای استمرار مسیر مقاومت، برای اعتلای پرچم حق و برای ساختن یک فردای قوی‌تر است. این پیامی است که به جهانیان داده خواهد شد که عظمت و شجاعت رهبر شهیدمان با قدرت بیشتری در ملتِ مبعوث‌شده ادامه پیدا خواهد کرد و این راه ادامه دارد.
در یک نگاه اگر بخواهیم این سوال را جمع‌بندی کنیم باید گفت برای درک بهتر این تحول، بایستی به تفاوت‌های کلیدی بین سوگواری و بعثت توجه کنیم؛ تمرکز اصلی سوگواریِ خوب، بر عزاداری و بر فقدان رهبری و سوگ از دست دادن یک شخصیت والا و با عظمت است. روحیه این سوگواری هم غم و اندوه و ناامیدی و یا سکون است و پیام اصلی‌اش هم این است که چه کسی را از دست داده‌ایم و نتیجه نهایی اینکه سوگواری سلسله توقف در گذشته و یادآوری یک پایانی است که اتفاق افتاده است؛ اگر با نگاه سوگواری صرف بدان نگاه بکنیم این‌طوری خواهد بود. اما نگاه دیگر، همان پیش‌بینی مبتنی بر حکمت و بصیرت خود رهبر شهید است که این اتفاقی که افتاد، یک برانگیختگی و بعثت اتفاق افتاده و وداع با رهبر شهیدمان و تشییع ایشان به نظر می‌رسد با تکیه بر یک بعثت جدید، یک برانگیختگی جدید است؛ چرا که تمرکز اصلی‌اش بر بیداری در حرکت و انگیزش برای ادامه راه و تحقق اهداف بلند است.
پیام و نکته سوم این تشابه، صرفاً تکرار یک الگو نیست بلکه نشان از توانایی گفتمان انقلاب در گفتگو با نسل‌های جدید دارد؛ یعنی جوانانی که خاطره امام را از نزدیک ندیدند، انقلاب را از نزدیک ندیدند، دفاع مقدس اول را از نزدیک ندیدند و نه آن خاطره سال ۱۳۶۸ را دیدند، اما با حضور در این آیین، یک عهد تازه با مسیری می‌بندند که پیش‌تر پدران و مادران‌شان با آن بیعت کرده بودند و در این مسیر با استقامت ایستادگی کردند.
در نهایت این شباهت تاریخی به نظر می‌رسد یک سنت سیاسی را بازنمایی می‌کند که در آن سوی، یک رهبر و وداع با یک رهبر و تشییع یک رهبر، آن هم رهبر شهید و قائد امت است، نه نقطه پایان بلکه یک سرآغاز برای تحکیم؛ گرچه مردم عزادارند، گرچه مردم سوگوارند، گرچه مردم جگرشان به تعبیری یک حالت خاصی پیدا کرده و در این سو درد عظیمی را تحمل می‌کنند، اما به نظر می‌رسد سرآغازی است برای تحکیم بیشتر ارکان یک نهضت و ورودش به مرحله جدیدی از حیات سیاسی و اجتماعی، آن هم در رکاب رهبر و امام جامعه، رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آیت‌الله سید مجتبی حسینی خامنه‌ای که ان‌شاءالله به فضل الهی و با عنایت پروردگار و عنایت امام عصر (ارواحنا فداه) که ریشه در باورهای عمیق مردمی این انقلاب دارد، با حضور و نشاط و پویایی نسل جدید، بیش از پیش به راه خود با قوت و با استحکام ادامه خواهد داد.
تشییع رهبر شهید و بدرقه ایشان سبب جدی‌تر شدن عزم مردم در این مسیر، صلابت و امید به آینده خواهد شد و پیام اصلی که بعثت و برانگیختگی دارد هم این است که ما الان چه وظیفه‌ای داریم، ما چه کار باید بکنیم، چه رسالتی داریم؛ به آن نتیجه نهایی که آن هم تعهد به آینده است، استمرار مسیر و آغاز یک فصل نوینی در رکاب معظم‌له انقلاب اسلامی است. بدون تردید این بعثت در آینده جنبش‌های مقاومت در منطقه هم تاثیرگذار است.


 بفرمایید که تشییع رهبر شهید چطور می‌تواند سبب استمرار مکتب فکری رهبر شهیدمان شود؟
ما وقتی نگاه‌مان را به تشییع رهبر شهیدمان نه فقط یک وداع، بلکه یک آیین بدانیم که در دلش یک مکتب زنده را بازتولید کرده و به مسیر خودش ادامه می‌دهد، قطعاً استمرار مکتب فکری و سیاسی رهبر، احیا و بازخوانی می‌شود. در حقیقت شاید بتوان گفت راز این تحول، در نحوه تعامل آیین‌های سوگواری با توجه به پیشینه‌های تاریخی نهفته شده است؛ مثلاً آیین‌های عاشورایی است که ریشه در واقعه کربلا دارند و همیشه هم در تاریخ ظرفیتی برای تولید معانی تازه بوده‌اند. این آیین‌ها اصلاً تنها برای سوگ نبوده، بلکه برای بازخوانی عدالت‌خواهی و قیام علیه ظلم بوده و نمونه‌های مختلفی در تاریخ دارد که می‌توان به آن‌ها تکیه کرد؛ و مراسم تشییع رهبر شهیدمان هم با الهام از این پیشینه، از یک آیین وداع و سوگواری به صحنه‌ای برای تجدید میثاق با آرمان‌های آن امام شهید تبدیل خواهد شد و این یک بازخوانی و احیای مکتب ایشان است.
این تشییع، نماد خون‌خواهی است؛ یعنی شعارها و نمادهای این مراسم از متن عاشورا قاعدتاً الهام خواهد گرفت و برای نمونه برافراشتن پرچم سرخ یا شعارهایی که مردم در همین ایام از وقتی رهبر شهیدمان به شهادت رسید را در تجمعات و میدان‌داری‌های شبانه تکرار می‌کنند، یا گاهی روی پرچم‌ها در دستان مردم، انسان می‌بیند. این در تاریخ هم بوده و الان هم در دستان مردم به اهتزاز درمی‌آید و می‌خواهد نشان بدهد که خون رهبر شهید مثل خون سالار شهیدان به یک نهضت برای بیداری و حرکت تبدیل خواهد شد و در واقع مکتب رهبر شهیدمان یک مجموعه نظریه صرف نیست و یک منظومه فکری صرف نیست، بلکه یک مکتب عمل‌گراست که با تکیه بر باورهای دینی و ملی، حیات خودش را ادامه می‌دهد.
برای درک بهتر این نقش در واقع باید به پاسخ سوال ابتدایی ارجاع بدهم که تفاوت بین سوگواری صرف چیست و بعثت، و یا بازخوانی و احیای مکتب را در واقع در پی خواهد داشت و این راه با قوت بیشتر ادامه پیدا می‌کند و به مثابه یک راهبرد فرهنگی سیاسی عمل می‌کند و یک جریان زنده و پویا برای آینده تولید و تبدیل می‌کند.


 چه شباهت تاریخی بین بدرقه تاریخی امام خمینی در سال ۶۸ با تشییع رهبر شهید ما در این بازه زمانی وجود دارد؟ چه معنایی برای آینده انقلاب دارد؟
شباهت‌های عمیقی میان تشییع رهبر شهید با بدرقه حضرت امام (ره) در سال ۶۸ وجود دارد؛ شباهت‌هایی که به نظر می‌رسد فراتر از یکسان بودنِ صوری و حامل پیام، به نظرم پیام جدی و راهبردی برای آینده انقلاب اسلامی است و شباهت بنیادین آن در ابعاد بی‌نظیر مردمی و نقش آن‌ها به مثابه یک بیعت همگانی است.
تشییع حضرت امام که یکی از بزرگترین آیین‌های سوگ در تاریخ مدرن بود که ثبت شد، یک حماسه میلیونی بود و پیش‌بینی‌ها برای تشییع رهبر شهید هم حکایت از استقبالی عظیم و حتی فراتر از آن رویداد تاریخی دارد؛ پیش‌بینی‌ها و برآوردها حضور ۱۰ میلیون از جمعیت تهرانی‌ها و بیش از ۱۵ میلیون از جمعیتی که از شهرستان‌ها و از استان‌ها به تهران خواهند آمد را تخمین می‌زند. این یعنی هر دو رویداد از یک مراسم سوگواری صرف، به صحنه‌ای برای تجدید میثاق با آرمان‌های یک نهضت تبدیل شده و خواهد شد و این نکته‌ای است که برای استمرار راهی که با خون شهید تداوم پیدا می‌کند، یک معنای دقیق را برای عصر جدید در بر دارد و به نظر می‌رسد حامل سه پیام کلیدی برای آینده است:
یکی اینکه این همسانی نشان می‌دهد که انقلاب اسلامی با اتکا بر سرمایه عظیم مردمی و آیین‌های پویای خودش، از بحران جانشینی عبور و راهی برای بازتولید مشروعیت خود پیدا کرده است؛ این الگو همان‌طوری که بعد از امام خمینی (ره) به تثبیت نظام انجامید، الان هم نویدبخش استمرار پویایی است.
پیام دیگر، تشابه این دو رویداد یک پیام به نسل جدید و ناظران بین‌المللی و خارجی منتقل می‌کند که انقلاب اسلامی ایران با وجود گذشت زمان و تغییر رهبران، به اصطلاح بر اصول و آرمان‌های ثابت خود محکم ایستاده و پایدار مانده و این یک آینه تاریخی است که انسجام درونی گفتمان انقلاب را به خوبی به تصویر می‌کشد.

 

اشتراک‌گذاری:

دیدگاه‌ها

اولین نفری باشید که دیدگاه ارسال می‌کنید.