در گفتگو با دکتر الهام زرین‌کلا، دانشیار علوم قرآن و حدیث دانشگاه تربیت مدرس بررسی شد/ خون‌خواهی، انتقام یا قصاص رهبر شهید؟ خوانش فقهی-تفسیری منظومه اسلامی
اندیشه سیاسی ۱۴۰۵/۰۸/۱۰

در گفتگو با دکتر الهام زرین‌کلا، دانشیار علوم قرآن و حدیث دانشگاه تربیت مدرس بررسی شد/ خون‌خواهی، انتقام یا قصاص رهبر شهید؟ خوانش فقهی-تفسیری منظومه اسلامی

به گزارش روابط عمومی پژوهشگاه علوم و معارف انقلاب اسلامی، در پی شهادت رهبر شهید ایران، پرسش بنیادین خون‌خواهی و نسبت آن با انتقام و قصاص در منظومه فکری اسلام، بار دیگر در کانون مباحث فقهی و اعتقادی قرار گرفته است. در فرهنگ جاهلی، انتقام یک تکلیف قبیله‌ای بود که به جنگ‌های طولانی میان قبایل منجر می‌شد، اما اسلام این سنت را اصلاح کرد و آن را به حق قصاص محدود ساخت؛ حقی که تنها در اختیار ولی‌دم قرار دارد و در کنار آن راهکارهایی همچون عفو و دریافت دیه نیز پیش‌بینی شده است.
با این حال، پرسش اصلی این است که آیا خون‌خواهی برای رهبر شهید، صرفاً یک مسئله شخصی و در حد یک قتل عادی است، یا امری فراتر از قصاص و انتقام متعارف به شمار می‌رود؟ بسیاری از اندیشمندان معتقدند نباید شهادت امام جامعه را در حد یک قتل عادی تنزل دهیم و این خون را باید در بستر تمدنی دید. در همین راستا، گفت‌وگویی تفصیلی با خانم دکتر الهام زرین‌کلا، دانشیار علوم قرآن و حدیث دانشگاه تربیت مدرس و مدیر گروه علوم قرآن و حدیث مرکز آموزش عالی اقلید، ترتیب داده‌ایم تا ابعاد فقهی، تفسیری و اجتماعی خون‌خواهی، انتقام و قصاص را در منظومه اسلامی واکاوی کنیم. آنچه در ادامه می‌خوانید، حاصل این گفتگو است.
 

*خانم دکتر زرین کلا! بفرمایید که انتقام و خون‌خواهی در منظومه اسلامی دقیقا چه معنایی دارد و چه نسبتی با عدالت، قصاص، عزت، رحمت و نصرت مظلوم پیدا می‌کند؟ 

اگر بخواهیم از منظر قرآن و الهیات شیعی درباره «انتقام و خون‌خواهی» سخن بگوییم، نخست باید یک تفکیک مفهومی بسیار مهم را انجام دهیم: در منطق اسلام، خون‌خواهی با انتقام‌جویی شخصی و مهارنشده یکی نیست. آنچه اسلام به رسمیت می‌شناسد، حقِ مقابله با ظلم، احقاق حق مظلوم و مجازات عادلانه جنایتکار در چارچوب ضابطه است؛ نه اینکه انسان صرفاً بر اساس خشم، از مرز عدالت عبور کند.
در واقع قرآن کریم از یک‌سو اصل پاسخ متناسب به تجاوز را به رسمیت می‌شناسد و می‌فرماید:«فَمَنِ اعْتَدَى عَلَيْكُمْ فَاعْتَدُوا عَلَيْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدَى عَلَيْكُمْ» (بقره/194)؛ یعنی اگر کسی به شما تعدی کرد، به همان اندازه با او مقابله کنید. اما در آیه دیگری صریح‌تر می‌فرماید: «وَقَاتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَكُمْ وَلَا تَعْتَدُوا» (بقره/190)؛ یعنی با کسانی که با شما می‌جنگند مقابله کنید، اما از حد تجاوز نکنید. بنابراین اصل مقابله در قرآن پذیرفته شده، اما تجاوز از حدود عدالت مطلقاً نفی شده است.
از همین‌جا نسبت «خون‌خواهی» و «عدالت» روشن می‌شود. خون‌خواهی اسلامی، اگر در معنای صحیح آن به کار رود، یعنی حق مظلوم نباید تضییع شود و جنایت نباید بدون پاسخ عادلانه باقی بماند. قرآن در باب قتل، از تعبیر «قصاص» استفاده می‌کند: «كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِصَاصُ فِي الْقَتْلَى» (بقره/178). معنای لغوی واژة قصاص نیز این مطلب را تأیید می‌کند. زیرا این واژه در لغت معنای معنای پیروی‌کردن از اثر و دنبال‌کردن را دارد؛ ازاین‌رو، مجازات قصاص به تناسب جنایتی است که واقع شده، نه اقدامی فراتر از آن.
اما نکته بسیار مهم‌تر این است که قرآن بلافاصله پس از بحث قصاص، در همین آیه از عفو و رحمت سخن می‌گوید: «فَمَنْ عُفِيَ لَهُ مِنْ أَخِيهِ شَيْءٌ ... ذَلِكَ تَخْفِيفٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَرَحْمَةٌ» (بقره/178). بنابراین، در منطق قرآن، عدالت و رحمت در مقابل یکدیگر قرار نمی‌گیرند. قصاص حقی است که برای جلوگیری از ظلم و حفظ عدالت تشریع شده، و عفو نیز یک فضیلت و رحمت الهی است.
و قرآن یک تعبیر بسیار شگفت‌انگیز دارد: «وَلَكُمْ فِي الْقِصَاصِ حَيَاةٌ يَا أُولِي الْأَلْبَابِ» (بقره/179)؛ «و برای شما در قصاص، حیات است، ای خردمندان». یعنی پاسخ عادلانه به جنایت، لزوماً ضدّ حیات و رحمت نیست؛ گاهی دقیقاً برای حفظ حیات جامعه ضروری است. اگر جنایتکار اطمینان پیدا کند که قتل، ترور و تجاوز هیچ پیامد عادلانه‌ای ندارد، امنیت اجتماعی و حرمت جان انسان‌ها تضعیف می‌شود. لذا باید گفت، اصلا فلسفة تشریع قصاص، حفظ حیات اجتماعی و جلوگیری از گسترش فساد و قتل است.
بنابراین، رحمت اسلامی را نباید با بی‌پاسخ گذاشتن ظلم اشتباه گرفت. رحمت در قرآن گاهی در قالب عفو ظهور می‌کند و گاهی در قالب اجرای قانونی که از ادامه جنایت جلوگیری می‌کند.
از سوی دیگر، قرآن «صبر» را نیز مطرح می‌کند: «وَلَئِنْ صَبَرْتُمْ لَهُوَ خَيْرٌ لِلصَّابِرِينَ» (نحل/126)؛ یعنی اگر صبر کنید، برای صابران بهتر است. اما صبر در اینجا به معنای تسلیم‌شدن در برابر ظلم نیست. در همان منظومه قرآنی، اصل مقابله متناسب با تجاوز نیز پذیرفته شده است. بنابراین صبر، پیش از هر چیز، مهار نفس و پرهیز از عبور از مرز عدالت است؛ نه اینکه مظلوم حق مطالبه حق خود را نداشته باشد.
در سورة شوری نیز خداوند می‌فرماید: «وَجَزَاءُ سَيِّئَةٍ سَيِّئَةٌ مِثْلُهَا  فَمَنْ عَفَا وَأَصْلَحَ فَأَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ» (شوری/40)؛ جزای بدی، بدی‌ای همانند آن است؛ اما کسی که عفو کند و اصلاح نماید، پاداشش با خداست. این آیه دقیقاً نشان می‌دهد که اسلام هم حق مقابله متناسب را به رسمیت می‌شناسد و هم عفو را در صورت تحقق اصلاح، فضیلتی الهی معرفی می‌کند.
اما درباره انتقام الهی و انتقام انسانی باید مرز روشنی ترسیم کرد. قرآن درباره خداوند تعبیر «مُنتَقِمُون» را به کار می‌برد: «إِنَّا مِنَ الْمُجْرِمِينَ مُنتَقِمُونَ» (سجده/۲۲) و نیز می‌فرماید: «إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ ذُو انتِقَامٍ» (ابراهیم/ ۴۷). انتقام الهی در اینجا به معنای اجرای کیفر عادلانه درباره مجرمان است و از علم و احاطه مطلق خداوند جدا نیست.
اما انسان چنین جایگاهی ندارد. انسان باید در چارچوب حق، عدالت، تناسب و ضوابط شرعی و قانونی عمل کند و نمی‌تواند خشم شخصی خود را به نام اراده الهی توجیه کند. بنابراین اگر از «انتقام» انسانی سخن می‌گوییم، تعبیر دقیق‌تر، «احقاق حق و پاسخ عادلانه به جنایت» است.
در الهیات شیعی، این مسئله با مفهوم «ثار» عمق بیشتری پیدا می‌کند. همه ما با این واژه در زیارت عاشورا آشنا هستیم: «السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا ثَارَ اللَّهِ وَابْنَ ثَارِه».
اما از نظر علمی باید توجه داشت که «ثار» را نمی‌توان فقط «انتقام» ترجمه کرد. در شرح این تعبیر، برای واژه «ثار» معانی‌ای مانند خون، خون‌خواهی و خونِ مورد مطالبه ذکر شده و ازاین‌رو، «ثارالله» در ادبیات شیعی با مفهوم خونِ مقدسِ مظلوم و حقِ احقاق آن پیوند پیدا می‌کند. حتی در برخی شروح، معنای «صاحبِ خونِ مورد احترام خداوند» برای این تعبیر مطرح شده است.
این نکته برای فهم فرهنگ عاشورا بسیار مهم است: ثارالله یعنی خون امام حسین(ع) به یک حادثه فراموش‌شده تاریخی تبدیل نمی‌شود. این مطلب خیلی مهم است. خون مظلوم، در الهیات شیعی، حامل یک مطالبه دائمیِ حق و عدالت است. از همین رو، زیارت عاشورا صرفاً بیان اندوه نیست؛ بلکه در آن، برائت از جبهه ظلم و پیوند با جبهه حق نیز صورت‌بندی شده است. 
پس مفهوم «خون‌خواهی» در فرهنگ شیعی، یک مفهوم صرفاً احساسی نیست؛ حافظ عدالت است. جامعه مؤمن نباید اجازه دهد جنایت، عادی شود، مظلوم فراموش شود و قاتل یا آمر به جنایت احساس کند که می‌تواند با کشتن یک انسان، یک رهبر یا یک ملت، مسئله را تمام‌شده تلقی کند.
از این منظر، خون‌خواهی با عزت نیز ارتباط پیدا می‌کند. عزت در فرهنگ قرآنی به معنای سرکشی و خشونت نیست؛ بلکه به معنای نپذیرفتن ذلت در برابر ظلم است. بنابراین یک جامعه می‌تواند در عین پایبندی به اخلاق، رحمت و موازین شرعی، در برابر تجاوز نیز قاطع، هوشیار و مطالبه‌گر باشد. و اینجا مفهوم نصرت مظلوم معنا پیدا می‌کند. اگر خون مظلوم هیچ مطالبه‌ای ایجاد نکند، عدالت اجتماعی تضعیف می‌شود. اما اگر جامعه در چارچوب عدالت، جنایت را پیگیری کند، حقیقت را آشکار سازد و عاملان و آمران جنایت را پاسخ‌گو کند، در واقع از حرمت جان انسان و امنیت جامعه دفاع کرده است.


* در سیره پیامبر(ص)، اهل‌بیت(ع) و تاریخ تشیع، چه زمانی انتقام ضرورت پیدا می‌کند و چه زمانی عفو و مدارا بر آن مقدم می‌شود؟ 

در سیره پیامبر(ص) و اهل‌بیت(ع)، «انتقام» یک اصل مطلق نیست؛ معیار، عدالت، اصلاح و مصلحت حق است. قرآن از یک سو می‌فرماید: «وَجَزَاءُ سَيِّئَةٍ سَيِّئَةٌ مِثْلُهَا»؛ یعنی پاسخ به بدی می‌تواند متناسب با آن باشد، و از سوی دیگر می‌فرماید: «فَمَنْ عَفَا وَأَصْلَحَ فَأَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ»؛ بنابراین، عفو نیز زمانی فضیلت است، اما چه زمانی؟ زمانی که در مسیر اصلاح باشد. این نکته خیلی مهم است.
سیره پیامبر(ص) در فتح مکه نمونه روشنی است: با وجود سال‌ها آزار و اذیت توسط مشرکان و جنگ، در موارد متعددی عفو و مدارا را بر مجازات مقدم کردند؛ زیرا در آن شرایط، عفو می‌توانست به تألیف قلوب و تثبیت جامعه اسلامی کمک کند. اما همین پیامبر(ص) اصل دفاع در برابر تجاوز را در موارد متعدد نیز به رسمیت شناخت. قرآن می‌فرماید: «وَلَا تَعْتَدُوا»؛ یعنی حتی هنگام مقابله، از مرز عدالت عبور نکنید.
در مکتب امیرالمؤمنین(ع) نیز همین توازن را می‌بینیم. امام علی(ع) در فرمان مالک اشتر از ریختن خون به ناحق به‌شدت نهی می‌کند، اما حق قصاص و پاسخ‌گویی به قتل عمد را نیز به رسمیت می‌شناسد. بنابراین لازم است که به این موضوع مهم توجه ویژه نماییم که عفو، به معنای تسلیم در برابر ظلم نیست و پاسخ به ظلم نیز مجوز تجاوز نیست.
عاشورا نیز در درجه نخست، قیام برای حفظ حق و کرامت و مقاومت در برابر ظلم بود، نه یک انتقام شخصی. پس از عاشورا، قیام مختار با شعار «یالثارات الحسین» نمونه تاریخی مهمی از تبدیل مطالبه خون امام حسین(ع) به یک جنبش خون‌خواهانه بود.
بنابراین، معیار در خون‌خواهی اسلامی این نیست که «آیا توان انتقام داریم؟»؛ بلکه این است که آیا پاسخ، عادلانه، متناسب، هدفمند و در جهت احقاق حق و جلوگیری از تکرار جنایت است یا نه. این همان مرزی است که خون‌خواهی مشروع را از انتقام‌جویی کور شخصی و کور جدا می‌کند.


* خون‌خواهی چگونه از یک مطالبه برای مجازات عامل جنایت به عنصر هویت‌ساز و حافظه تاریخی یک جامعه تبدیل می‌شود؟ 

خون‌خواهی در یک جامعه دینی، اگر صرفاً به مطالبه مجازات یک جنایتکار محدود بماند، یک مطالبه حقوقی است؛ اما وقتی یک جامعه، مظلومیت و شهادت را به بخشی از حافظه جمعی خود تبدیل می‌کند، خون‌خواهی به عنصری هویت‌ساز تبدیل می‌شود. یعنی نسل‌های بعد نیز احساس می‌کنند در برابر آن ظلم، مسئولیت اخلاقی و تاریخی دارند.
در تشیع، روشن‌ترین نمونه این مسئله واقعه عاشورا است. عاشورا صرفاً یک حادثه تاریخی نیست؛ از طریق زیارت، عزاداری، روضه، شعر، ادبیات و آیین‌های عاشورایی، این حادثه در حافظه نسل‌های متوالی بازتولید شده است. تعبیر «یَا لَیْتَنِی کُنْتُ مَعَکُمْ فَأَفُوزَ فَوْزًا عَظِیمًا» نیز نشان‌دهنده همین پیوند هویتی میان انسان امروز و واقعه تاریخی عاشوراست. امام رضا (ع) خطاب به‌ ريان بن‌شبيب فرمودند: «اگر دوست‌ دارى كه ثواب شهيدان كربلا را داشته باشى، هرگاه به ياد آن حادثه افتادى بگو: كاش من‌ نيز با آنان بودم و با آنان به رستگارى بزرگ مى‌رسيدم».
از این منظر، شهادت در فرهنگ شیعی فقط پایان زندگی شهید نیست؛ آغاز یک مسئولیت تاریخی برای جامعه است. جامعه‌ای که شهیدان خود را به فراموشی بسپارد، بخشی از هویت و تجربه تاریخی خود را از دست می‌دهد؛ اما جامعه‌ای که یاد شهید را زنده نگه می‌دارد، در واقع ارزش‌هایی را که شهید برای آنها جان داده است، به نسل بعد منتقل می‌کند.
اینجاست که نمادها و آیین‌ها اهمیت پیدا می‌کنند. پرچم، نام شهید، زیارت، عزاداری، شعر و روایتگری، صرفاً ابزارهای عاطفی نیستند؛ رسانه‌های انتقال حافظه تاریخی‌اند. آنها به نسل جدید می‌گویند چه اتفاقی افتاده، چه کسی مظلوم واقع شده و جامعه چه ارزش‌هایی را نباید فراموش کند.
بنابراین، خون‌خواهی در فرهنگ شیعی را می‌توان نوعی حافظه فعال عدالت‌خواهانه دانست؛ یعنی نه اجازه می‌دهد جنایت فراموش شود و نه اجازه می‌دهد شهادت صرفاً به یک خاطره تاریخی تبدیل گردد. عاشورا به ما آموخته است که حفظ یاد مظلوم، بخشی از مقاومت در برابر فراموشی ظلم است و انتقال این حافظه از نسلی به نسل دیگر، در حقیقت انتقال یک هویت و یک آرمان است.
به تعبیر کوتاه‌تر خون‌خواهی وقتی به حافظه تاریخی تبدیل می‌شود که یک جامعه تصمیم می‌گیرد هم نام شهید را زنده نگه دارد و هم ارزش‌هایی را که او برای آنها جان داده است؛ و این همان نقطه‌ای است که شهادت، مقاومت و هویت جمعی به یکدیگر پیوند می‌خورند.


* انتقام در مواجهه با دشمن و جنایت سیاسی چگونه می‌تواند از واکنش احساسی به راهبردی عقلانی برای بازدارندگی تبدیل شود؟

اگر انتقام را در معنای دقیق و عقلانی آن به کار ببریم، می‌تواند از یک واکنش احساسی به ابزار بازدارندگی و تأمین امنیت تبدیل شود. تفاوت در این است که انتقام هیجانی، صرفاً واکنش به خشم است؛ اما پاسخ راهبردی، با محاسبه دقیقِ هدف، زمان، تناسب و پیامدهای آن انجام می‌شود.
در منطق قرآن، اصل بازدارندگی به رسمیت شناخته شده است. خداوند می‌فرماید: «وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَمِنْ رِبَاطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّكُمْ» (انفال/60): یعنی تا حد توان در برابر دشمن آمادگی و قدرت فراهم کنید تا دشمن از تعرض بازداشته شود. نکته مهم این است که قرآن بلافاصله می‌فرماید اگر دشمن به صلح گرایش پیدا کرد، شما نیز به صلح گرایش پیدا کنید. بنابراین، هدف قدرت در منطق قرآن صرفاً جنگ نیست؛ قدرت برای جلوگیری از جنگ و مهار تجاوز نیز هست.
از این منظر، پاسخ به یک جنایت سیاسی می‌تواند یک پیام روشن برای دشمن داشته باشد: ترور و تجاوز هزینه دارد و نمی‌توان امنیت یک ملت را بدون پیامد نقض کرد. چنین پاسخی، اگر مبتنی بر احراز مسئولیت، متناسب و در چارچوب حق باشد، می‌تواند محاسبات طرف مقابل را تغییر دهد و از تکرار تجاوز جلوگیری کند.
در اینجا یک نکته بسیار مهم وجود دارد: هدف پاسخ راهبردی، صرفاً «مجازات برای مجازات» نیست؛ بلکه احقاق حق، حفظ امنیت ملی و ایجاد بازدارندگی است. بنابراین باید میان عاملان، طراحان و سازمان‌دهندگان یک جنایت و افراد بی‌ارتباط با آن تفکیک شود. پاسخ نیز باید متوجه مسئولیت احراز‌شده باشد، نه اینکه به صورت کور و بدون تمایز اعمال شود.
این نگاه با سیره امیرالمؤمنین(ع) نیز سازگار است. امام علی(ع) از یک سو بر آمادگی و دفاع در برابر دشمن تأکید دارد و از سوی دیگر به مالک اشتر دستور می‌دهد صلح عادلانه را رد نکند و از ریختن خون بدون حق بپرهیزد. یعنی اقتدار با عدالت جمع می‌شود، نه در برابر عدالت.
در مجموع پاسخ به جنایت، اگر صرفاً برای تخلیه خشم باشد، واکنشی است؛ اما اگر با شناخت دقیق عاملان و مسئولان، رعایت تناسب، محاسبه پیامدها و هدفِ جلوگیری از تکرار تجاوز انجام شود، به یک راهبرد بازدارنده تبدیل می‌شود. اقتدار ملی یعنی دشمن بداند تعرض به امنیت و حاکمیت یک ملت بدون پاسخ نمی‌ماند؛ اما در عین حال بداند پاسخ ما کور، هیجانی و خارج از عدالت نیست. در منطق قرآن، قدرت برای ایجاد بازدارندگی است؛ و بازدارندگیِ واقعی یعنی تغییر محاسبه دشمن، به‌گونه‌ای که هزینه تجاوز را چنان ببیند که از تکرار آن منصرف شود.»


* در شرایط جنگ ترکیبی، ترور، جنگ شناختی و عملیات رسانه‌ای، خون‌خواهی چگونه باید بازتعریف و عملیاتی شود؟ 

در جهان امروز، خون‌خواهی دیگر نمی‌تواند صرفاً به معنای یک واکنش نظامی باشد. زیرا جنگ در دنیای معاصر یک جنگ ترکیبی است، پاسخ ترکیبی هم می طلبد. لذا، در شرایط جنگ ترکیبی، خون‌خواهی باید به یک راهبرد چندلایه برای احقاق حق، حفظ حافظه تاریخی، پاسخ‌گو کردن عاملان جنایت و جلوگیری از تکرار تجاوز تبدیل شود.
امروز دشمن فقط با سلاح وارد میدان نمی‌شود؛ جنگ رسانه‌ای، شناختی، تحریم، عملیات سایبری و تلاش برای تحریف واقعیت نیز بخشی از میدان تقابل است. بنابراین پاسخ نیز باید چندلایه باشد: پاسخ حقوقی و بین‌المللی، پاسخ رسانه‌ای و تبیینی، تقویت حافظه تاریخی جامعه و در حوزه امنیتی، دفاع و بازدارندگی در چارچوب ضوابط.
در این میان، جامعه و نخبگان جهان نیز می‌توانند در تحقق عدالت نقش داشته باشند؛ از مستندسازی جنایت و مطالبه حقیقت گرفته تا پیگیری حقوقی و جلوگیری از تحریف تاریخی. خون شهید زمانی به یک مطالبه ماندگار تبدیل می‌شود که اجازه ندهیم اصل جنایت، هویت قربانی و مسئولیت عاملان آن در هیاهوی رسانه‌ای گم شود.
بنابراین، خون‌خواهی در جهان معاصر را باید از «انتقام کور» جدا کرد... خون‌خواهی یعنی اجازه ندهیم جنایت بی‌هزینه و فراموش‌شده باقی بماند؛ حقیقت را ثبت کنیم، عاملان و مسئولانِ احراز‌شده را پاسخ‌گو کنیم، از ظرفیت حقوقی و دیپلماتیک استفاده کنیم، نام شهدا را زنده نگه داریم و در برابر تجاوز، از امنیت و حاکمیت خود دفاع کنیم.
به تعبیر کوتاه‌تر، خون‌خواهی امروز یعنی تبدیل خون شهید به مطالبه‌ای زنده برای عدالت، عزت و بازدارندگی؛ نه تبدیل آن به چرخه‌ای از خشونت بی‌ضابطه. اگر پاسخ، از عدالت عبور کند، دیگر خون‌خواهی نیست؛ خود به ظلم دیگری تبدیل می‌شود.
 

اشتراک‌گذاری:

دیدگاه‌ها

اولین نفری باشید که دیدگاه ارسال می‌کنید.