نسبت حوزه علمیه با پیام آیتالله خامنهای (مدظله العالی) به نخبگان
به گزارش روابط عمومی پژوهشگاه علوم و معارف انقلاب اسلامی، حجتالاسلام والمسلمین محمد متقیان، مدرس سطوح عالی حوزه علمیه قم و عضو گروه فقه سیاسی مرکز فقهی ائمه اطهار، در یادداشتی با طرح این پرسش که حوزههای علمیه چه نسبتی با پیام آیتالله خامنهای به نخبگان دارند، بر ضرورت بازتعریف نقش حوزه در خیزش علمی کشور تأکید میکند.
وی با اشاره به راهبرد العلم سلطان، این پرسش محوری را مطرح میکند که حوزههای علمیه چه تفسیری از این راهبرد دارند و چه جایگاهی برای خود در مسیر تحقق ایران قوی ترسیم کردهاند.
متقیان همچنین میپرسد: حوزههای علمیه برای رشد علوم پایه و علوم انسانی، مرزشکنی علمی و حل مسائل کشور چه اندیشه و برنامهای دارند و چه سهمی در سیاستگذاری و شتاببخشی به خیزش علمی ایران ایفا میکنند؟
مشروح این یادداشت در تحلیل پیام رهبر معظم انقلاب به نخبگان و مدالآوران علمی و ورزشی را در ادامه بخوانید:
نسبت حوزه علمیه با پیام آیتالله خامنهای (مدظله العالی) به نخبگان
حجت الاسلام والمسلمین محمد متقیان (مدرس سطوح عالی حوزه علمیه قم و عضو گروه فقه سیاسی مرکز فقهی ائمه اطهار)
پیامی که در۴ آبان از سوی حضرت آیتالله خامنهای (مدظله العالی) در خطاب به نخبگان علمی و ورزشی صادر گردید، حاوی نکات برجسته و مهمی است. در این یادداشت مختصر به گوشههایی از این پیام توجه گردیده و برخی از فقرات آن برجسته میگردد تا عنایت خاص و ویژه فرهیختگان گرامی را به آن معطوف دارد. این یادداشت، مقرون به پرسشهایی است جهت بازاندیشی در نسبتی که حوزه علمیه مقدسه قم با برخی از فقرات و عناصر کلیدیِ مفهومیِ این پیام پیدا میکند.
نکته اول: بعد از اشاره به جایگاه بلند و رفیع حضرت صدیقه طاهره (سلام الله علیها) و اسوه بودن ایشان در عرصههای مختلف، این پیام دو مقطع اصلی دارد: مقطع اول؛ تبیین جایگاه نخبگان و نخبگی در نسبت با «ایران قوی»، مقطع دوم؛ توصیههای لازم جهت اقدامات عملی. در نهایت نیز نتیجهای که از این اقدامات مدنظر است، اینگونه بیان میشود:
«اگر این مسیر به درستی پیموده شود، مرکز ثقل و کانونهای دانش خصوصاً بعضی از انواع علوم پایه به تدریج از کشورهای غربی به ایران خواهد آمد و کشور در سالهایی نه چندان دور به مرجعیت علمی و فناوری تبدیل شده و هدف پیشگفته رهبر حکیم و شهیدمان اعلی الله مقامه الشریف در مورد تبدیلشدن فارسی به یکی از زبانهای مرجع علمی دنیا محقق خواهد شد.»
نکته دوم: مقطع اول به دو بخش تقسیم میشود؛ بخش عام؛ درباره نخبگی بالمعنی الأعم، بخش خاص؛ درباره نخبگی بالمعنی الأخص. ذیل بخش عام، ۴ ریز موضوع میآید:
1. جغرافیای نخبگی و دامنه وسیع آن و عدم انحصار آن در ساحت علم و فناوری یا ورزش و انواع مهارتها
2. تبریک به جهت افتخارآفرینیهای اخیر در عرصههای مختلف علمی و ورزشی
3. برجستگی انگیزه و امید نخبگان برای تحول در کشور
4. جایگاه نخبگان در معنابخشی به «ایران قوی»
نکته سوم: ذیل مقطع اول و در بخش خاص که به نخبگی بالمعنیالأخص پرداخته شده و در خصوص فضای «نخبگی علمی» وارد شده است، نکات ذیل طرح میگردد:
۱. شکر عملی نعمت نخبگی و مسئولیت سنگین بر عهده نخبگان علمی در حل مسائل کشور و جامعه
۲. تعریف نخبه؛ کسی که دغدغه رشد استعداد خودش را دارد و از استعداد و ظرفیتش برای رشد خود و جامعهاش استفاده میکند.
۳. وجه مهم کاربردی کردن علم و دانش و نخبگی
۴. استواری «ایرانِ قوی» برپایه اقتدار علمی و فناوری
۵. کلید ایران قوی؛ مرزشکنی و راهحلگشایی نخبگان در مسائل علمی کشور
۶. انواع اقدامات دشمنان ایران اسلامی علیه دانشمندان و نخبگان
۷. توجه ملت به قدر و ارزش فراراهبرد «العلم سلطان»
۸. ضرورت تعمیق و شتاببخشی به خیزش علمی جدید در کشور
نکته چهارم: در مقطع دوم که توصیههایی جهت برنامههای عملی انجام میگیرد به این شرح است:
اولاً: ضرورت برنامه جدی و عملی دقیق در راستای رشد علوم پایه و علوم انسانی در کشور
ثانیاً: تمرکز بر حقایق کشف نشده، مرزشکنی در علوم پایه و مسابقه دائمی برای حل مسائل حل نشده معروف در این علوم خصوصاً ریاضیات، به عنوان یک هدف و مقصد.
ثالثاً: میدان دادن به خلاقیت و تخیل مثبت به عنوان نقطه کلیدی در خیزش علمی
رابعاً: خوداتکایی در حل مسائل عملی
خامساً: میدان دادن به استعداد نخبگان رشتههای تجربی و علمی
نکته پنجم: بعد از آن که مقاطع اصلی و ریزموضوعات این پیام به انتها میرسد، ایشان در انتها چنین فرمایش میکند:
«همچنین نقشآفرینی مستقیم و مؤثر نخبگان انواع رشتههای نظری و تجربی دانشگاه و حوزه در سطوح برنامهریزی و خطمشیگذاری، کمک شایانی به پیشرفت کشور میکند و مسئولان وظیفه دارند از ظرفیتهای فردی و عقلانیت و خرد جمعی نخبگان متعهد بهره وافر بگیرند.»
حال چند سؤال:
حوزات علمیه، چه نسبتی با کلیتِ این پیام دارند؟ آیا خود را مخاطب خاصِ آن میبینند؟ آیا داخل در مفهوم عام «نخبگی» هستند؟ اگر چنین است، نقش و جایگاه حوزه های علمیه در برساختنِ «ایرانِ قوی» چیست؟ به عبارت دیگر، نخبگانِ حوزوی در تولید اقتدار علمی و فناوری به جهت دستیابی به «ایرانِ قوی» چه نقشی دارند؟
حوزههای علمیه چه تفسیری از فراراهبرد «العلم سلطان» داشته و چه جایگاهی را برای خود ذیل این فراراهبرد ترسیم نمودهاند؟
آیا حوزههای علمیه برای رشدِ علوم پایه و علوم انسانی در کشور، اندیشه و تأملی داشتهاند؟ چه موقعیت و جایگاهی در مسیر رشد علوم انسانی برای حوزههای علمیه مطرح میشود؟ چه مجالاتی برای ورود حوزههای علمیه در مرزشکنی در علوم پایه قابل تصویر است؟ و.....
و در نهایت اینکه، حوزههای علمیه چه تحلیل و تبیینی از مسئولیت خود در تعمیق و شتاب بخشی به رشد و خیزش علمی کشور داشته و چه سیاستها و برنامههایی را در سطوح طرحریزی و خطمشیگذاری تدارک دیدهاند؟