سیزده آبان؛ حماسه تسخیر و تحقیر آمریکا
به گزارش روابط عمومی پژوهشگاه علوم و معارف انقلاب اسلامی، حماسه آبان ماه سال ۱۳۵۸، روزی است که در تاریخ انقلاب اسلامی ایران به عنوان نقطه عطفی در مبارزه با استکبار جهانی ثبت شده است. در این روز، دانشجویان پیرو خط امام خمینی(ره) با اشغال سفارت آمریکا در تهران، صفحهای جدید در تاریخ مبارزات ضد استعماری ایران گشودند.
تسخیر لانه جاسوسی، فراتر از یک اقدام نمادین، انعکاسی از خشم و انزجار ملت ایران از سیاستهای مداخلهجویانه و سلطهجویانه آمریکا در ایران بود؛ سیاستهایی که ریشه در کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و حمایت از رژیم پهلوی داشت. این اقدام جسورانه، نه تنها به افشای اسناد و مدارک محرمانه و جنایات پنهان آمریکا در ایران انجامید، بلکه به عنوان یک نماد از استقلال و خودباوری ملی ایران در برابر قدرتهای بزرگ جهانی مطرح شد.
تسخیر لانه جاسوسی، اگرچه با واکنشهای تند بینالمللی و پیامدهای سیاسی متعددی همراه بود، اما به عنوان یک رویداد تأثیرگذار و حماسه ای بزرگ در شکلگیری هویت انقلابی ایران و الگویی برای جنبشهای آزادیبخش در جهان به شمار میرود.
در ادامه در گفتگو با حجت الاسلام دکتر عباسعلی مشکانی سبزواری عضو هیئت علمی دانشگاه باقرالعلوم(ع) و مدیر گروه فقه ومبانی اجتهاد مرکز تخصصی آخوند خراسانی(ره)، به بررسی ابعاد مختلف این حماسهی تاریخی خواهیم پرداخت.
* این حرکت از سوی دانشجویان کدام دانشگاه بود و چه عواملی، زمینه شکلگیری آن را فراهم کرد؟
مقدمتاً دو نکته عرض میکنم:
نکته اول اینکه: سیزدهم آبان برای ما یادآور سه حادثه است: دو حادثه تلخ و یک حادثه شیرین.
یکی سیزدهم آبان 1343 که مربوط به تبعید امام خمینی از ایران توسط امریکایی ها به دلیل مخالفت حضرت امام با کاپیتولاسیون است (کاپیتولاسیون برای حفظ امنیّت مأموران آمریكایی در ایران و مصونیّت قضایی آنها بود).
دیگری به خاک و خون کشیده شدن دانش آموزان در اعتراض به جنایات رژیم وابسته به آمریکا در ایران در سیزدهم آبان 1357. این دو حادثه تلخ بودند.
و دیگری هم سیزدهم آبان 1358 که مربوط به حماسه تسخیر لانه جاسوسی و شیطانی آمریکا توسط دانشجویان خط امام بود و آن حماسه و حادثه شیرین که عرض کردم این بود.
از قضا در هر سه حادثه یک طرف، آمریکای جنایکار و ایادی اش قرار دارند و در طرف دیگر ملت مظلوم و ستمدیده ایران.
نکته دوم، مربوط به سابقه دشمنی آمریکای خونخوار و مستکبر با ملت ایران است. گاهی این طور جلوه داده می شود که دشمنی آمریکا با ملت ایران، ناشی از تسخیر لانه جاسوسی است، در حالی که قضیه عکس است و تسخیر لانه جاسوسی، نتیجه دشمنی دیرینه آمریکا با ملت ایران است.
دشمنی آمریکا با ملت ایران حداقل به قبل از 28 مرداد 1332 بر می گردد. زمانی که آمریکا علیرغم ملت ایران، در ایران کودتا کرد و حکومت دکتر مصدق را سرنگون و شاهِ فراری را دوباره به کشور برگرداند. آغاز رسمی دشمنی از آن زمان بود و شروع دشمنی هم از طرف آمریکا بود. آمریکا برای در اختیار گرفتن ایران و منابع ایران، تلاش کرد رژیم پهلوی را که با فشار ملت ایران از صحنه گریخته بود، دوباره بر سر کار بیاورد و این کار را از طریق کودتا علیه دولت وقت ایران انجام داد. از آن زمان جنایات آمریکا علیه ملت ایران شروع شد و تاکنون هم ادامه دارد و آخرین حماقت و خباثت آنها علیه ملت ایران جنگ 12 روزه و سپس جنگ 40 روزه (جنگ رمضان) بود که به ملت ایران تحمیل کردند وخسارات عدیده ای از قبیل شهادت قائد شهید امام خامنه ای قدس الله نفسه الزکیه، فرماندهان، مرمد شریف و کودکان مظلوم میناب و دیگر جاهای کشور را متوجه ملت ایران کردند، و البته به مدد الهی، پوزه کثیفشان به خاک مالیده شد و امروز شاهد سرفرازی ملت ایران و زبونی و بیچارگی آمریکا و سگ های دست آموزش در منطقه هستیم. پس این ادعا که دشمنی آمریکا با ما از تسخیر لانه جاسوسی شروع شد، درست نیست.
و اما جریان حماسه تسخیر لانه جاسوسی:
چنانکه عرض کردم دشمنی آمریکا با ملت ایران دراز دامن بود و در فقره مربوط به سیزده آبان ها، شما حداقل دو جنایت بزرگ از طرف آمریکایی ها را شاهد هستید، بعلاوه دیگر جنایات و ظلم ها.
از ساعات اولیه پیروزی انقلاب هم این دشمنی ها چند ده برابر شد و توطئه چینی ها برای سرنگونی انقلاب اسلامی آغازشد. ابتدا تدارک کودتا کردند تا بتوانند حرکت مردم و انقلاب را خنثی کنند، اما به لطف خدا قضیه لو رفت و موفق نشدند. بعد رفتند سراغ انواع و اقسام طرح ها و تلاشها. چه تلاشهای سیاسی رسمی که سنای آمریکا از همان روزهای اوّل علیه جمهوری اسلامی، رسما موضع گرفت، اعلام خصومت کرد، اعلام تحریم کرد. این اقدامات رسمی شان بود. از راههای غیر علنی و غیر رسمی هم تلاش های زیادی برای براندازی کردند. با عوامل و مزدورانشان در داخل کشور تماس گرفتند که شاید بتوانند از حضور قومیّتهای مختلف برای ایجاد اختلاف در میان ملّت استفاده کنند. مثلا در جای جای کشور، مانند خوزستان، کردستان، گنبد، آذربایجان و...تحت عناوینی نظیر: «خلق عرب»، «خلق کرد»، «خلق ترکمن» و «خلق ترک» جریان های مخالف انقلاب اسلامی به راه انداختند. که الحمدلله در جملگی موارد ملت و جوانان ایران توی دهنشان زدند.
بیشتر این اقدامات را هم در لانه فساد و جاسوسی خودشان که نام سفارت بر آن گذاشته بودند، انجام می دادند. دانشجویان خط امامی، با الهام از اعلام مواضع و سخنان امام رحمةاللهعلیه که در ماهها و هفتههای منتهی به سیزده آبان طلاب و دانشجویان را به هوشیاری در برابر آمریکا فرا می خواندند، در اقدامی بزرگ و بینظیر، تصمیم گرفتند این لانه فساد و توطئه و دشمنی علیه ملت و انقلاب ایران را تصرف کنند و در 13 آبان 1358 تعدادی از دانشجویان به میدان آمدند و حماسه انقلاب دوم را رقم زدند.
اینکه می گوییم این حرکت الهام گرفته از مواضع حضرت امام بود به این دلیل است که به طور مثال حضرت امام چند روز قبل از تسخیر لانه جاسوسی (10 آبان 1358) طی پیامی خطاب به طلاب، دانشجویان و جوانان فرمودند: «دشمنان ما در هر فرصت، خصوصاً در این روز از هیچ توطئه ای دست بردار نیستند و با هر وسیله ممکن می خواهند آرامش را از ملت عزیز سلب کنند. بر دانش آموزان، دانشگاهیان و محصلین علوم دینیه است که با قدرت تمام حملات خود را علیه امریکا و اسرائیل گسترش داده و امریکا را وادار به استرداد این شاه مخلوع جنایتکار نمایند». حماسه تسخیر لانه جاسوسی ناشی و الهام گرفته از این مواضع حضرت امام بود.
حماسه سازان تسخیر لانه جاسوسی و تحقیر آمریکا:
این حماسه، از سوی تعدادی از دانشجویان مسلمان پیرو خط امام، طراحی و اجرا شد که متشکل از دانشجویان دانشگاههای اصلی کشور (تهران، صنعتی شریف، امیر کبیر [پلی تکنیک]، شهید بهشتی [دانشگاه ملی] و...) بودند.
از قضا اسناد کشف شده، بعد از تسخیر لانه جاسوسی هم پرده از برنامه ها و اقدمات بنیان برافکن دیگری برداشت که علاوه بر آن چیزی بود که تصور می شد.
قائد شهید امام خامنه ای عزیز قدس الله نفسه الزکیه در این زمینه اشارت خوبی دارند: «بعد از آنکه جوان های ما رفتند و این مرکز را تسخیر کردند و با زحمت زیاد توانستند کاغذهایی را که خرد شده بود، مدارکی را که در کاغذخردکن ریخته شده بود، گردآوری کنند، جمع کنند، بههم بچسبانند و بهصورت کتاب دربیاورند، آنوقت معلوم شد که چه توطئههایی هم در طول این مدّت در داخل سفارت آمریکا وجود داشته. این کتابها حدود هفتاد جلد است؛ شماها خواندهاید اینها را؟ چرا هیچ نشانی از مضامین برگزیدهی این کتابها در مجموعهی مدارس ما، دبیرستانهای ما، دانشگاههای ما نیست؟ چرا؟ این یکی از اعتراض های من است. وزیر جدید محترم آموزشوپرورش اینجا در جلسه هستند؛ چرا اینها را داخل کتاب های درسی قرار نمی دهید؟ چرا نمی گذارید نسل جوان ما، نسل جدید ما بفهمد و بداند که آمریکا با اینجا چه کرده است و چه توطئههایی زیر سر داشته؟ حرکت دانشجویان برای تسخیر سفارت، واکنش به اینهمه خباثت بود که پیروزمندانه اتّفاق افتاد؛ یعنی جلوی تحرّک ابرقدرتِ پُرروی زیادهخواه آمریکا را در داخل کشور گرفت؛ انقلاب یعنی این (12/8/1395)
حضرت امام پس از حماسه نیز بارها از آن حمایت کردند. به طور مثال در نخستین سخنرانی خود در تاریخ 14 آبان 58، یک روز پس از حماسه تسخیر لانﮥ جاسوسی، ضمن تأئید اقدام دانشجویان، امریکا را «شیطان بزرگ» نامیده و به سفارت امریکا لقب لانﮥ جاسوسی دادند.
امام خمینی در موضع گیری بعدی خود در جمع دانشجویان دانشکده اقتصاد دانشگاه اصفهان و گروه فنی اعزامی به پاکستان در تاریخ 16 / 8 / 58 طی بیاناتی مجدداً و بصورت رسمی دانشجویان را مورد تأئید قرار دادند و اشغال سفارت امریکا را عکس العمل طبیعی ملت ایران دانستند و آن را حرکتی خودجوش و مردمی معرفی کردند.
* چرا حضرت امام خمینی تسخیر لانه جاسوسی به دست دانشجویان را انقلاب دوم نامیدند و حتی آن را فراتر از انقلاب اول دانستند؟
در انقلاب اول پای استبداد از کشور قطع شده بود، استبدادی که خیمه شب بازی یک سری کشورهای استعمارگر بود و در انقلاب اول بساط این خیمه شب بازی و بازیگران آن از کشور برچیده شد، اما کماکان طراحان و حامیان این خیمه شب بازی که استعمارگران خارجی بودند در کشور حضور داشتند و مشغول توطئه و برنامه ریزی برای نابود کردن انقلاب بودند. در انقلاب دوم، پا و ریشه استعمارگران نیز از کشور بریده و کنده شد. و روشن است که چشم فتنه در اینجا کور شد. در انقلاب اول، شاخ و برگ زده شده بود، اما در حماسه تسخیر لانه جاسوسی، ریشه فساد کنده و از کشور بیرون انداخته شد. لذا حضرت امام بر این حماسه نام انقلاب دوم نهادند و آن را مهمتر از انقلاب اول خواندند.
به تعبیر عامیانه، آمریکای بعد از حماسه تسخیر، دیگر آن آمریکای سابق نشد. شکست بزرگی را متحمل شد و اقدامات بعدی اش برای لاپوشانی این شکست، او مفتضح ترکرد. در واقع حماسه تسخیر، مقدمه تحقیر آمریکا در منطقه و جهان و تزلزل قدرت او شد و به حوق و قوه الهی حماقت اخیر این مستکبر، زمینه نابودی کاملش را فراهم کرده است.
به طور مشخص در آن زمان، برای اولین بار در دو سال پشت سر هم آمریکا دو شکست اساسی از ملت ایران خورد و در دو جنگ 12 روزه و 40 روزه اخیر نیز با تودهنی محکمی که از ملت رشید ایران خورد، و این پیروزیها الگویی شد برای ملت های دیگر جهت مقابله با استعمار آمریکا و آغازی بود بر تحقیر آمریکا و تسخیر قدرت او در جهان و مقدمه ای برای نابودی اش. این مهم نشانگر اهمیت حماسه تسخیر وانقلاب دوم است.
نقش حماسه تسخیر لانه جاسوسی در فرآیند تکاملی انقلاب اسلامی
در فرآیند تکاملی انقلاب اسلامی، از مراحل سه گانه «ایجاد، استقرار و توسعه»، حماسه تسخیر لانه جاسوسی، اقدامی بنیادین و مهم در مرحله استقرار انقلاب اسلامی به شمار می ورد. در واقع قطع دست اجانب از کشور و نفی سبیل کفار بر کشور اسلامی بر اساس قاعده نفی سبیل، یکی از مهمترین اقدامات در مرحله استقرار و تثبیت انقلاب اسلامی به شمار می رود.
* این واقعه در دوران پس از انقلاب و طی چند دهه اخیر چگونه بر ذهنیت و هویت فرهنگی و اجتماعی ایرانیان نقش داشته است؟
حماسه تسخیر لانه جاسوسی تاثیرات و پیامدهای مختلف ملی و بین المللی و جهانی در حوزه های مختلف فرهنگی، سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و ... داشت. مسئله، مسئله کوچکی نبود، پای تسخیر و تحقیر ابرقدرت ادعایی جهان در میان بود و طبیعتا پیامدهای مختلفی چه در بعد ایجابی و چه در بُعد سلبی داشت.
نسبت به تاثیر این حماسه بر هویت ملی، فرهنگی و اجتماعی ایرانیان، آثار گوناگونی را می توان نام برد. از قبیل:
اولین اثر این حماسه، تقویت هویت ملی، اعتماد به نفس ملی و خودباوری ایرانیان بود. این حماسه چنانکه گفته شد مقدمه کوتاه شدن دست و پای آمریکا و ایادی اش از ایران و مایه پیدا کردن حس شیرین استقلال ایران و ایرانی بعد از چند دهه از اجانب و غربی ها بود.
وابستگی پهلوی ها به غرب، ایران و ایرانی و هویت ایرانی را تحقیر کرده بود و خودباوری را از او سلب کرده بود، در حدی که مسئولان و نخبگان طاغوتی معتقد بودند ما در حد ساختن آفتابه و لولهنگ و آبگوشت بزباش هستیم (هنوز هم ادامه این جریان را در کشور می بینیم)، اما تسخیر لانه جاسوسی و تحقیر آمریکا، اولا سیلی محکمی بر چهره ظالم و ستمکاران عالم بود و ثانیا روحیه ظلم ستیری در ایرانیان تقویت کرد و مردم احساس کردند که میتوانند با چالشها و مشکلات به طور مؤثری مقابله کنند.
در واقع تغییرات ناشی از حماسه تسخیرلانه جاسوسی، موجب شکلگیری یک هویت ملی جدید شد که بر پایه مقاومت و مبارزه با استکبار بنا شده بود.
اثر دیگر این حماسه نهادینه شدن فرهنگ مقاومت و مبارزه با استکبار در فرهنگ عمومی ایرانیان بود. تسخیر لانه جاسوسی به عنوان نمادی از مقاومت در برابر استکبار جهانی تبدیل شد. این موضوع در ادبیات و فرهنگ عمومی ایران بازتاب پیدا کرد و باعث شکلگیری فرهنگی جدید در مواجهه با قدرتهای استکباری خارجی گردید. اعتماد به نفس و مقاومت خیره کننده ملت ایران در 8 ماه اخیر پس از شهادت قائد شهید، از اثرات و نفحات همان حادثه عظیم است.
افزایش حس ملیگرایی و وطن دوستی از دیگر آثار مهم این حماسه بود. تسخیر سفارت آمریکا، احساسات ضد آمریکایی و ملیگرایی را در میان ایرانیان تقویت کرد. این اقدام به عنوان یک واکنش به دخالتهای تاریخی آمریکا در امور ایران، به ویژه کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، تعبیر شد و اثرات بنیادین آن را امروز با تمام وجود می بینیم و حس می کنیم.
آگاهی جمعی و بیداری اسلامی از دیگر اثار مهم این حماسه است. تسخیر سفارت به عنوان یک نقطه عطف در بیداری اسلامی و آگاهی جمعی مردم ایران تلقی شد. این اقدام نشاندهنده احساس مسئولیت اسلامی و ملی در برابر تهدیدات خارجی بود و خصوص در هشت ماه اخیر، این آگاهی جمعی و بیداری ملی و اسلامی مردم و ملت ایران، تمام جهان را انگشت به دهان کرده است.
* چه درس هایی از این واقعه می توان برای نسل های آینده تهیه کرد؟
درس اول این حماسه، درس استکبارستیزی و مقابله با قلدری زورگویان عالم است. اگر در مقابل استبداد خارجی و استکبار کوتاه بیاییم، همه دارائی های مادی و معنوی ما را به تاراج می برد. با بریده شدن پای آمریکا از ایران، ایران مسیر پیشرفت و استقلال و ازادی را به معنای واقعی کلمه در پیش گرفت. استمرار این پایداری در دوره اخیر نیز ان شاء الله باعث بریده شدن پای آمریکا از منطقه غرب آسیا و ازادی ملت های مظلوم این منطقه از رقیت مستکبران عالم خواهد شد.
درس دیگر این حماسه، ضرورت مقابله با خط سازش و تقویت خط مقاومت است. باتوجه به مخالفت های دولت موقت (که متشکل از لیبرال ها و جریان سازی بودند) با تسخیر لانه جاسوسی، اگر به خط سازش میدان دهیم تمام دستاوردهای انقلاب را پیش پای آمریکا و غرب نابود می کنند؛ چنانکه تجربه بیش از نیم قرن ملت ایران، به وضح گویای این مهم است. در همین قضایای اخیر، هر جا میدان برای جریان سازش هموار شد، دستاوردهای میدان پیش پای دشمن ذبح شد. اگر به جریان سازش و غرب زده ها مجال داده شود، ملت ایران و تمام هستی و سرمایه های کشور را دو دستی تقدیم آمریکا خواهند کرد.
۵. اگر نکته ای در زمینه مد نظرتان هست بفرمایید
در مورد حماسه تسخیر و تحقیر آمریکا باید کارهای زیادی انجام بدهیم. به عنوان نمونه:
تولیدات علمی و هنری در زمینه فرهنگ سازی تسخیر لانه جاسوسی کار مهمی است که باید مورد توجه قرار گیرد. با توجه به تاکیدهای مکرر قائد شهید امام خامنه ای قدس الله نفسه الزکیه در زمینه وارد کردن محتوای مربوط به اسناد لانه جاسوسی در کتب درسی و نشر آنها در قالب های مختلف هنری (فیلم و ...) لازم است کاری دقیق و فنی در این زمینه انجام پذیرد. موسسات و نهادهای فرهنگی و آموزشی نقشی مهم دراین زمینه دارند. تلخیص اسناد لانه جاسوسی در قالب درسنامه تاریخ انقلاب، نگارش رمان و ارائه جالب خاطرات عاملان و حاضران در قضیه و ...
کار همه دیگر در این زمینه دست گرفتن روایت حادثه در عرصه بین الملل است. دو قصه و روایت در مورد این اقدام راهبردی وجود دارد: آمریکایی ها قضیه را اینطور مطرح میکنند که امریکا مثل همهی کشورهای دیگر در داخل تهران سفارتخانهای داشت و عدّهای از روی بیتربیتی و بیاعتنایی به موازین بینالمللی، ریختند و این سفارتخانه را که خانهی امریکاییها بود، تسخیر کردند و دیپلماتها را دستگیر نمودند. اینطور، قضیه را در دنیا منعکس میکنند. روشنه که این روایت، دروغ محض است. آنچه اتفاق افتاد حماسه ای بود در راستای حمایت از استقلال و امنیت کشور اسلامی و کوتاه کردن دست اجانب و خونخورانی که سالهای سال، همچون اختاپوس بر کشور و منابع آن سیطره پیدا کرده بودند و هر طور که دلشان می خواست با ملت ایران رفتار می کردند. بعداز انقلاب هم دنبال سرنگون کردن و خنثی کردن انقلاب ملت ایران بودند، انقلابی که ملت ایران برای آن خونها داده بودند و زجرها و محرومیت ها متحمل شده بودند. حماسه تسخیر، حماسه بزرگ ملت و جوانان ایران برای کوتاه کردن دست دشمن و ایادی اش از سرزمین ایران اسلامی بود.
نکته اخر اینکه: حماسه تسخیر لانه جاسوسی آمریکا حر کت کوچکی نبود. ما باید این جریان رو به عنوان آغازینگاه تحقیر وتسخیر آمریکا در منطقه و جهان جلوه بدیم. ملت ایران با حماسه تسخیر، به معنای واقعی کلمه آمریکا رو تحقیر کرد و بعد از این قضیه هم بود که ادبیات «آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند» در فرهنگ ایرانی باب شد.
حماسه تسخیر و تحقیر آمریکا، هنر ملت ایران بود و سردمدار شکستن سیطره و هژمون آمریکا در منطقه و جهان، ملت حماسی و شجاع ایران هستند.