تشییع پیکر آیت‌الله خامنه‌ای؛ تجدید نظام انقلابی و سرآغاز نهضت جهانی خون‌خواهی رهبر شهید
اندیشه سیاسی ۱۴۰۵/۰۷/۱۴

تشییع پیکر آیت‌الله خامنه‌ای؛ تجدید نظام انقلابی و سرآغاز نهضت جهانی خون‌خواهی رهبر شهید

به گزارش روابط عمومی پژوهشگاه علوم و معارف انقلاب اسلامی، ویژه‌نامه «رجعت نور» شامل مجموعه‌ای از آثار، یادداشت‌ها و گفتارهای تحلیلی درباره تشییع رهبر شهید انقلاب اسلامی، که هم‌زمان با این مراسم تهیه و چاپ شده بود، توسط پژوهشگاه علوم و معارف انقلاب اسلامی در دسترس عموم قرار گرفت.


شهادت و تشییع بی‌نظیر رهبر شهید، فراتر از یک سوگواری عاطفی و مرسوم، تجلی‌گر تجدید حیات «نظام انقلابی» و پیوند ساختاری و فطری میان امام و امت است که ابعادی حماسی و تحول‌خواهانه به خود گرفت. دکتر حسن خیری در گفتگوی تفصیلی که در ویژه‌نامه رجعت نور، با تحلیل شباهت‌های تاریخی بدرقه باشکوه امام خمینی (ره) و تشییع آیت‌الله خامنه‌ای، تبیین می‌کند که چگونه خون به ناحق ریخته‌شده رهبر انقلاب، توطئه‌ها، شایعات و جنگ روانی دشمن را در نطفه خنثی کرد. 

وی با تأکید بر مفهوم اعتقادی «ثارالله»، این وداع جانسوز را نه پایان یک دوره، بلکه نقطه عزیمت و سرآغاز یک نهضت فراگیر برای خون‌خواهی مظلومان جهان و انسجام مضاعف جبهه مقاومت معرفی می‌کند که ماهیت حقیقی رابطه عمیق دلی میان رهبری و توده‌های مردم را به تصویر کشید.

 

مشروح این گفتگو را در ادامه بخوانید:

در گفتگو با رئیس انجمن مطالعات اجتماعی حوزه و رئیس دانشگاه آزاد استان قم مطرح شد
تشییع پیکر آیت‌الله خامنه‌ای؛ تجدید نظام انقلابی و سرآغاز نهضت جهانی خون‌خواهی رهبر شهید

چرا واکنش مردم نسبت به شهادت و تشییع رهبر شهید تنها یک سوگواری محسوب نمی‌شود بلکه یک بعثت نوین برای ملت ایران به حساب می‌آید؟
ما امامت را و رابطه امامت و امت را استمرار رسالت انبیا و ائمه اطهار می‌دانیم و یک رابطه انسانی بین امام و امت برقرار است؛ رابطه‌ای که مبتنی بر عقل و احساسات و فطرت پاک انسانی است. این چیزی است که هدف بعثت انبیا بوده، دین فطری است و دین پاک معنایش همین است که با انسانیت انسان مرتبط می‌شود؛ لذا انسان‌هایی که دارای فطرت هستند وقتی که آن فطرت بیدار می‌شود، یک رابطه عمیق عاطفی، انسانی و عقلانی برقرار می‌شود با موضوع فطری که جنس بحث امامت از این مقوله است. لذا ایمانیِ به قول فلاسفه، جهاد عالم و معلوم اتفاق می‌افتد و شاکله مؤمن بر اساس این ایمان شکل می‌گیرد؛ و شاکله افراد مؤمن و آنهایی که با ظلم در ستیز هستند اعم از مسلمان و غیرمسلمان.
لذا رابطه‌ای که امروز در خصوص سوگواری امام شهید حتی در کشورهای غیراسلامی و حتی در کشور غیرمسلمان‌ها برقرار شد، یک چنین رابطه‌ای است؛ یک رابطه فطری و عقلانی. لذا همان‌طور که استمرار حماسه امام حسین این‌گونه است. در سوگواری امام حسین عزادار هستیم و گریه می‌کنیم و عزاداری می‌کنیم و این فقط به این معنا نیست که دلمان برای ایشان بسوزد نیست، بلکه یک رابطه عمیق انسانی است و ما بیشتر دلمان به حال خودمان می‌سوزد که در واقع ما دوست داریم در این مسیر قدم برداریم و دلمان می‌سوزد که انسان‌ها چقدر می‌توانند سفاک باشند و ما باید مراقب خودمان باشیم که در صفوف یزیدیان قرار نگیریم. امروز هم به همین صورت ترامپ‌ها و نتانیاهوها و امثال اینها. لذا این یک سوگواری معمولی نیست که یک شخصی از دنیا رفته یا کشته شده باشد بلکه یک ایمان، اعتقاد، سلوک و راه و روش است.

 

 خون‌خواهی رهبر شهید چه معنایی دارد؟ و چطور تشییع از یک مراسم وداع به آغاز یک نهضت خون‌خواهی مبدل می‌شود؟
خون‌خواهی هم عبارت بسیار کلیدی و اعتقادی است که در زیارت عاشورا با عبارت ثارالله به کار رفته است؛ یعنی در خصوص خونی که با مظلومیت ریخته شده باشد و خون‌خواه اصلی خود خداست، حالا چه برسد به اینکه یک شخصیتی معصوم مثل امام شهید ما که عمرشان را در راه احیای دین خدا و حاکمیت دین خدا و مبارزه با کفر و نفاق سپری کرده باشند. بنابراین خون‌خواه اول خداوند است و خداوند فرمودند که من از خون مظلوم نمی‌گذرم. حالا وقتی خون‌خواهی در این سلسله‌مراتب قرار بگیرد و مثل خون امام حسین بشود و کسانی که خونشان جاری می‌شود در واقع سیل خون‌های به ناحق ریخته شده از قبیل آنهایی که در مسیر عدالت و خدمت و پاسداشت دین خداوند است، خون‌خواهی‌شان اولاً به این معناست که ما معتقدیم حتماً قاتلان حتماً تقاص پس می‌دهند و ما هم وقتی که می‌گوییم که خون‌خواه آقا هستیم، جنسش از جنس خون‌خواهی است که نسبت به خون به ناحق ریخته امام حسین و فرزندان و اصحابش داریم.
این خون‌خواهی ایمان ما را تقویت می‌کند و دشمنی ما را نسبت به دشمنان بیشتر می‌کند؛ اشک می‌ریزیم ولی عزم پیدا می‌کنیم که در این مسیر گام برداریم و در واقع ذکرمان این است که یا لیتنا کنا معک یعنی دوست داریم که با امام حسین باشیم و ای کاش ما هم در آن جریان قرار داشتیم و ما هم خونمان را فدا می‌کردیم. بنابراین جنسش جنس حماسی است، جنس انسانیت، جنس حرکت، جنس تحول، تحول‌خواهی است و انسجام، هم‌پیمان شدن و مراقبت از این است که خدای نکرده اتفاقی نیفتد که ما فراموش بکنیم که چه گوهر ارزشمندی را از ما گرفتند. حالا این گوهر ارزشمند یک وقت امام شهید ما می‌شود و یک وقت ما خون‌خواه بچه‌های مظلوم میناب و همه شهدای جنگ رمضان و حتی شهدای لبنان هستیم. این همه خانه‌هایی که بر سر لبنانی‌ها خراب و آن‌ها را آواره کردند، همه ما خون‌خواه همه این‌ها هستیم. ما خون‌خواه مظلومیت هستیم؛ چون انسان هستیم، چون مؤمنیم، چون خدا را باور داریم، چون می‌دانیم یک مسئولیت استخلافی در ما وجود دارد و باید در واقع کار خدایی انجام بدهیم، باید در واقع همان‌طور که خدا خون‌خواه است ما هم باید خون‌خواه باشیم؛ خون‌خواه هر خونی که به مظلومیت ریخته شده باشد.

 

آقای دکتر چه شباهت تاریخی میان بدرقه امام خمینی در سال ۶۸ و تشییع رهبر شهید وجود دارد؟ این شباهت چه معنایی برای آینده انقلاب دارد؟
خط ممتد دین که از پیامبران شروع شده است و به ائمه رسیده و بعد فقها و آنهایی که در این مسیر قرار دارند در واقع تلاش کردند این راه و روش ادامه دهند و شخصیت دینی هستند؛ لذا پیام این سوگواری ما نسبت به امام شهید، نسبت به امام کبیر، نسبت به بزرگان دینمان، نسبت به شهدامان مثل عزاداری ما نسبت به امام حسین است؛ چنانچه امام کبیر ما می‌گفت محرم و صفر در واقع این انقلاب را ایجاد کردند و خون بر شمشیر پیروز است و این ادامه مسیر امام حسین است و همان‌طور که علت محدثه دین خدا رسالت پیامبر بود، علتی که باعث بقای دین شد خون امام حسین بود.
الان هم امام شهید ما تمام تلاشش این بود که به عنوان شاگرد این مکتب و شاگرد امام خمینی (ره) این راه و روش ادامه پیدا کند؛ یعنی از بن دندان و از عمق وجود، اعتقاد به این مسیر داشت و از جوانی در واقع زندان‌ها را تجربه کرده بود و مجالس دینی و اعتقادی برگزار می‌کرد و در واقع تقویت‌کننده باورهایی بودند که امام خمینی مروج آن و نماد آن بود و در طول حیات امام خمینی به عنوان یک شاگرد این کار را کرد؛ چنانچه امام خمینی می‌فرمود که من خامنه‌ای رو بزرگ کردم و این سخن در واقع علاقه امام راحل به امام شهید بود و همه بدان معترف هستند که این علاقه فقط یک علاقه شاگرد و استادی نبود بلکه یک علاقه دلی، محکم و الهی بود.
در طول ۳۷ سال هم امام شهید ما همان راه و روش امام راحل را با تمام وجود ادامه دادند و هیچ بنایی را بنا نکردند الا اینکه به اسم امام خمینی باشد و در هیچ مجلس مهمی صحبت نکردند الا اینکه به تبیین راه و روش امام خمینی باشد؛ و ذکر امام مهم‌ترین سخنرانی‌های امام شهید ما در سالگرد ارتحال امام خمینی بود که خودش یک کتاب بزرگ در تبیین اندیشه‌های انقلابی امام خمینی و ائمه اطهار است. لذا آن رابطه امام و امتی که از امام خمینی به صورت جامع اتفاق افتاد و ما در نهضت‌های قبلی مشروطه، ملی شدن صنعت نفت شاهد نبودیم و علما می‌آمدند و یک کاری انجام می‌دادند ولی رابطه امام و امت شکل نمی‌گرفت و شیخ نوری‌ها به دار آویخته شدند، آیت‌الله کاشانی‌ها در واقع کنار گذاشته می‌شدند و به اصطلاح کار دوام پیدا نمی‌کرد، از انقلاب امام راحل شکل دیگری گرفت و هنر امام خمینی این بود که توانست رابطه امام و امت که امام شهید ما تحت عنوان نظام انقلابی در بیانیه گام دوم از آن یاد می‌کنند را ایجاد کنند.
نظام انقلابی یعنی یکپارچگی حکمرانی بر پایه امام و امت که تبلورش در جمهوری اسلامی بود، تبلورش در انقلاب اسلامی و نشر اندیشه امام خمینی بود؛ اولاً در منطقه که جبهه مقاومت ایجاد کرد و ثانیاً در کل عالم. لذا نگاه می‌کنیم وقتی اتفاقی می‌افتد در غزه، دانشگاه‌های جهان حتی در دل اروپا و آمریکا هم می‌آیند و معترض می‌شوند، زندانی می‌شوند و کتک می‌خورند یعنی حرکت، حرکت اسلام است. لذا همان‌طور که مردم به اسلامشان، به خدا و به پیغمبرشان دلدادگی داشتند، ادامه مسیر هم همین‌طور بود؛ لذا همان‌طور که در ارتحال امام خمینی (ره) همه مردم به میدان آمدند، در شهادت امام شهید هم دوچندان می‌آیند؛ چرا که در واقع آن بنایی که امام راحل بنا گذاشتند، در زمان امام شهید ما تبیین بیشتری شد، دلدادگی بیشتری اتفاق افتاد.
جوان‌ها الان در واقع بیشتر ظهور و بروز اندیشه‌های امام شهید ما را لمس کردند؛ مخصوصاً وقتی که خون ایشان به ناحق ریخته شد، وقتی که دیدند که عده‌ای داشتند در کشور کودتا و توطئه می‌کردند و افکار عمومی را جهت می‌دادند که ایشان رفته توی مخفیگاه و زن و بچه‌شان در امان هستند در حالی که مردم زیر بمباران هستند، ولی وقتی دیدند عجب امامی داشتند که خودش نه تنها پیشگام و در دل خطر بودند که خانواده‌شان هم مثل بقیه مردم روی زمین و در خانه‌شان هستند؛ و این عمق دلدادگی را دوچندان کرد یعنی همان مسیر اما با رنگ خون.
خون به ناحق ریخته امام شهید برای بسیاری تأسف ایجاد کرده که ما عجب امام و رهبری را از دست دادیم؛ اینها آمده بودند هر روز توی این کودتاها علیه‌شان شعار می‌دادند و توهین می‌کردند به مقام ایشان و اکنون پشیمان و متأسف هستند، حتی آنهایی هم که در واقع از اول پایبند این عقیده بودند الان دلشان دوچندان می‌سوزد که عجب امام مظلومی را از ما گرفتند.

 

اشتراک‌گذاری:

دیدگاه‌ها

اولین نفری باشید که دیدگاه ارسال می‌کنید.