از بعثت ملت تا مقاومت در پشت خطوط جنگ؛ بازخوانی عاملیت تاریخی زنان در الگوی زینبی
اندیشه سیاسی ۱۴۰۵/۰۷/۲۹

از بعثت ملت تا مقاومت در پشت خطوط جنگ؛ بازخوانی عاملیت تاریخی زنان در الگوی زینبی

به گزارش روابط عمومی پژوهشگاه علوم و معارف انقلاب اسلامی، در پیام‌های اخیر رهبر معظم انقلاب به مناسبت هفته دفاع مقدس و سالروز ولادت حضرت زینب و روز پرستار، تعبیرهایی چون «بعثت بی‌بدیل ملت ایران»، «نقش‌آفرینی شگفت‌آور بانوان و دختران ایرانی» و «پیشگامان تبیین عملی و مقاومت در پشت خطوط جنگ سخت در میادین شهرها و روستاها» به‌کار رفته است. دکتر حکیمه سقای بی‌ریا، عضو هیئت علمی دانشگاه تهران و دانشکده  معارف و اندیشه اسلامی، محقق و پژوهشگر در این گفت‌وگو، این تعبیرها را در نسبت با مفهوم بعثت در برابر جاهلیت مدرن، حضور میدانی بانوان و الگوی حضرت زینب (س) تبیین می‌کند و به جایگاه پرستاران به‌عنوان سپیدپوشان زینبی می‌پردازد.


*خانم سقای بی ریا! با توجه به پیام رهبر معظم انقلاب، نقش زنان در بعثت تاریخی ملت ایران را چگونه تبیین می‌کنید؟
برای پاسخ به این پرسش، ابتدا باید روشن کنیم که اساساً منظور از «بعثت» چیست و چرا این مفهوم در تبیین تحولات تاریخی ملت ایران اهمیت پیدا کرده است. به‌ویژه در آخرین روزهای حیات زمینی امام شهید آیت‌الله العظمی سید علی خامنه‌ای که از بعثت ملت ایران سخن گفتند، این مفهوم معنایی فراتر از یک تعبیر مناسبتی پیدا کرد.
ما معمولاً بعثت پیامبر اکرم (ص) را به‌عنوان واقعه‌ای تاریخی می‌شناسیم که با نزول وحی و آغاز رسالت پیامبر رخ داد. اما در بیانات امام شهید، بعثت صرفاً رویدادی متعلق به گذشته نیست؛ بلکه الگویی مستمر برای احیای انسان و جامعه در طول تاریخ است.
برای فهم این موضوع باید به مفهوم مقابل بعثت، یعنی «جاهلیت»، توجه کنیم. جاهلیت در این نگاه، صرفاً وضعیتی نیست که پیش از ظهور اسلام در جزیره‌العرب وجود داشته و با بعثت پیامبر برای همیشه پایان یافته باشد. جاهلیت وضعیتی است که در طول تاریخ، در صورت‌های گوناگون بازتولید می‌شود. بنابراین، همان‌گونه که جاهلیت استمرار پیدا می‌کند، ضرورت بعثت و احیای انسان نیز استمرار دارد.
نکته بسیار مهم این است که جاهلیت الزاماً به معنای فقدان علم و دانش نیست. ممکن است جامعه‌ای از پیشرفته‌ترین ابزارهای علمی، فناورانه، صنعتی، اقتصادی و نظامی برخوردار باشد، اما این توانایی‌ها را در خدمت شهوت، غضب، ظلم و سلطه قرار دهد. این همان وضعیتی است که امام شهید از آن با عنوان «جاهلیت مدرن» یاد می‌کنند.
در جاهلیت مدرن، قدرت انسان افزایش یافته، اما این قدرت لزوماً در خدمت تعالی انسان قرار نگرفته است. علم و فناوری می‌توانند به جای آنکه وسیله رهایی و پیشرفت حقیقی بشر باشند، در خدمت تحمیل اراده قدرت‌های مسلط بر ملت‌ها قرار گیرند. به همین دلیل، یکی از پیامدهای سلطه، تضعیف تدریجی اراده مستقل جوامع و تبدیل ملت‌ها از فاعلان تاریخ به موضوع تصمیم و اراده دیگران است.
در مقابل، بعثت فرایندی احیاگر است. بعثت انسان را از درون بیدار می‌کند، عقل و فطرت او را برمی‌انگیزد، او را به تزکیه و تعالی اخلاقی فرامی‌خواند و زمینه رهایی از بندگی غیرخدا را فراهم می‌سازد. این تحول در سطح فردی متوقف نمی‌شود، بلکه باید در حیات اجتماعی و تاریخی نیز تحقق پیدا کند.
اما بعثت چگونه در تاریخ استمرار می‌یابد؟ آیا صرف حضور پیامبر یا امام برای تحقق آن کافی است؟
پاسخ را می‌توان در آیه ۲۴ سوره انفال جست‌وجو کرد:
﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اسْتَجِيبُوا لِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُمْ لِمَا يُحْيِيكُمْ﴾
خداوند مؤمنان را به استجابت دعوتی فرامی‌خواند که به آنان حیات می‌بخشد. بنابراین، در این آیه میان سه مفهوم اساسی رابطه برقرار شده است: دعوت، استجابت و حیات.
پیامبر دعوت می‌کند، اما جامعه باید به این دعوت پاسخ دهد. امام هدایت می‌کند، اما مردم باید آگاهانه مسئولیت خود را بپذیرند. اگر دعوت وجود داشته باشد، اما استجابت صورت نگیرد، آن تحول تاریخی که بعثت در پی تحقق آن است، پدید نمی‌آید.
از همین‌جا به مفهوم مهم عاملیت متمایز اما به‌هم‌پیوسته امام و امت می‌رسیم. امام جهت حرکت را روشن می‌کند و امت با استجابت آگاهانه، آن هدایت را به اراده و کنش جمعی تبدیل می‌سازد. به عبارت دیگر، بعثت تاریخی زمانی تحقق می‌یابد که مردم از حالت انفعال خارج شوند و توانایی شکل دادن به سرنوشت خود را پیدا کنند.
در این چارچوب، نقش زنان در بعثت تاریخی ملت ایران روشن‌تر می‌شود. زنان صرفاً همراهان یا پشتیبانان یک حرکت تاریخی نیستند؛ آنان خود از فاعلان تحقق این حرکت‌اند. زنان نیز مخاطب دعوت الهی هستند، آنان نیز استجابت می‌کنند و با کنش آگاهانه و مسئولانه خود در شکل‌گیری حیات اجتماعی مشارکت دارند.
این عاملیت را نمی‌توان به حضور در یک عرصه خاص محدود کرد. زن ممکن است در خانواده، در تربیت نسل آینده، در عرصه علم و آموزش، در فعالیت‌های اجتماعی، در مراقبت از بیماران، در مدیریت بحران یا در میدان مقاومت نقش‌آفرینی کند.
آنچه این فعالیت‌ها را به یکدیگر پیوند می‌دهد، صرفاً زن بودن فاعل آنها نیست، بلکه استجابت آگاهانه و تبدیل ارزش‌های الهی به کنش مسئولانه است.
در پیام روز پرستار، آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای با اشاره به حضور زنان و دختران ایرانی در تاریخ نهضت و انقلاب اسلامی، این حضور را در دوره‌ای که از آن با عنوان «بعثت بی‌بدیل ملت» یاد می‌کنند، دارای کیفیت و کمیتی شگفت‌آور توصیف می‌کنند.


*تأکید رهبر معظم انقلاب بر نقش‌آفرینی شگفت‌آور بانوان و دختران ایرانی در «بعثت بی‌بدیل ملت ایران» و حضور آنان به‌عنوان پیشگامان تبیین عملی و مقاومت در پشت خطوط جنگ سخت چگونه قابل توضیح است؟
به نظرم برای فهم این بخش از پیام، باید بر دو تعبیر کلیدی تمرکز کنیم: نخست «تبیین عملی» و دوم «مقاومت در پشت خطوط جنگ سخت».
ما معمولاً وقتی از تبیین سخن می‌گوییم، به بیان حقیقت، روشنگری، استدلال و انتقال آگاهی فکر می‌کنیم. اما تبیین عملی یک گام فراتر است. در تبیین عملی، انسان صرفاً درباره یک حقیقت سخن نمی‌گوید، بلکه آن حقیقت را در رفتار و کنش خود آشکار می‌سازد.
به عبارت دیگر، تبیین عملی زمانی رخ می‌دهد که ارزش‌ها از سطح گفتار به عرصه زندگی وارد شوند.
وقتی زنی در شرایط دشوار اجتماعی مسئولیت می‌پذیرد، هنگامی که خانواده‌ای در شرایط بحران به یاری دیگران می‌شتابد، زمانی که پرستاری با وجود دشواری‌ها به مراقبت از بیماران ادامه می‌دهد یا هنگامی که گروهی از زنان در فعالیت‌های اجتماعی و امدادی مشارکت می‌کنند، ارزش‌هایی مانند مسئولیت‌پذیری، همبستگی، شجاعت و شفقت می‌توانند در عمل آشکار شوند.
از این منظر، تبیین عملی صرفاً یک شیوه انتقال پیام نیست؛ بلکه تجسم ارزش‌ها در حیات اجتماعی است.
در پیام روز پرستار، حضور بانوان و دختران در شهرها و روستاها به‌عنوان یکی از جلوه‌های چنین کنشی مطرح شده است. اهمیت این تعبیر در آن است که نقش‌آفرینی زنان را به یک قشر خاص، یک شهر بزرگ یا یک موقعیت محدود منحصر نمی‌کند، بلکه به گستردگی حضور اجتماعی آنان توجه دارد.
ما تعبیر دوم، یعنی «مقاومت درپشت خطوط جنگ سخت»، اهمیت بیشتری برای فهم نقش زنان در استمرار حیات جامعه دارد.
گاهی مقاومت را فقط در میدان نبرد نظامی جست‌وجو می‌کنیم، در حالی که توان یک جامعه برای ایستادگی در شرایط جنگ، صرفاً به امکانات نظامی آن وابسته نیست. جامعه باید بتواند در شرایط بحران همچنان زندگی کند، از آسیب‌دیدگان مراقبت کند، پیوندهای انسانی خود را حفظ کند، امید اجتماعی را از دست ندهد و نهادهای ضروری خود را فعال نگه دارد.
در چنین شرایطی، مراقبت از کودکان و سالمندان، رسیدگی به مجروحان، حمایت از خانواده‌های آسیب‌دیده، استمرار آموزش، فعالیت‌های امدادی، سازمان‌دهی کمک‌های مردمی و حفظ آرامش و انسجام اجتماعی، همگی اهمیت پیدا می‌کنند.
این فعالیت‌ها صرفاً خدماتی در حاشیه جنگ نیستند؛ بلکه بخشی از ظرفیت جامعه برای حفظ حیات و استمرار کنش جمعی محسوب می‌شوند.
در واقع، باید میان دو بُعد مقاومت تمایز بگذاریم: توان مقابله با تهدید و توان حفظ حیات در مواجهه با تهدید. جامعه برای عبور از بحران به هر دو نیاز دارد.
این نکته ما را به آیه پایانی سوره فتح می‌رساند:
﴿مُّحَمَّدٌ رَّسُولُ اللَّهِ وَالَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ﴾ (فتح: ۲۹).
در این آیه، دو ویژگی در کنار یکدیگر قرار گرفته‌اند: استواری در برابر دشمنی و رحمت در روابط درونی جامعه مؤمنان.
این دو ویژگی را نباید در تقابل با یکدیگر قرار داد. جامعه‌ای که می‌خواهد استقلال و اراده خود را حفظ کند، به استقامت نیاز دارد؛ اما همین جامعه برای استمرار حیات خود، به رحمت، همدلی، مراقبت و حمایت متقابل نیز نیازمند است.
به نظرم اینجا می‌توان یکی از ابعاد مهم نقش‌آفرینی زنان را توضیح داد. زنان می‌توانند در هر دو عرصه حضور داشته باشند: هم در کنش‌های اجتماعیِ مرتبط با مقاومت و هم در حفظ پیوندهای انسانی، حمایت از آسیب‌دیدگان و مراقبت از حیات جامعه.
این موضوع را می‌توان با مفهوم جهاد نیز مرتبط کرد. امام شهید در بیانات خود بر ابعاد گوناگون جهاد تأکید داشته‌اند: جهاد اکبر، جهاد کبیر و جهاد اصغر.
جهاد اکبر به مبارزه با ضعف‌ها و موانع درونی و تقویت ظرفیت اخلاقی انسان مربوط می‌شود. جهاد کبیر، با الهام از فرمان قرآنیِ تبعیت نکردن از کافران، به حفظ استقلال اراده و تسلیم نشدن در برابر تحمیل اراده دیگران ارتباط پیدا می‌کند. جهاد اصغر نیز ناظر به مواجهه و مبارزه در عرصه سخت است.
در چنین چارچوبی، نقش زنان را نمی‌توان تنها با حضور یا عدم حضور در میدان نظامی سنجید. تقویت توان اخلاقی و روانی جامعه، حفظ استقلال فکری، مسئولیت‌پذیری اجتماعی و مراقبت از انسان‌های آسیب‌دیده نیز در استمرار حیات و مقاومت جامعه اهمیت دارند.
البته نباید فراموش کنیم که حضور اجتماعی زنان یک واقعیت یکدست نیست. زنان در موقعیت‌های مختلف، تجربه‌ها و دیدگاه‌های متفاوتی دارند و بررسی میزان و آثار حضور آنان در هر دوره تاریخی نیازمند شواهد مشخص است. با این حال، پیام روز پرستار بر وجهی از این حضور تأکید می‌کند که می‌توان آن را در چارچوب عاملیت اجتماعی و تاریخی توضیح داد.
بنابراین، پیشگامی زنان در تبیین عملی و مقاومت در پشت خطوط جنگ سخت را می‌توان جلوه‌ای از تبدیل ارزش‌ها به کنش اجتماعی و مشارکت در حفظ حیات، اراده و انسجام جامعه دانست.

* الگوی زینبی و نقش‌آفرینی بانوان ایرانی را با توجه به الگوی حضرت زینب (س) در صبر، شجاعت، شفقت و مسئولیت‌پذیری چگونه می‌توان توضیح داد؟
برای پاسخ به این پرسش، ابتدا باید به یک نکته اساسی توجه کنیم: شخصیت حضرت زینب (س) را نمی‌توان به یکی از ابعاد زندگی ایشان محدود کرد. گاهی در توصیف حضرت زینب، تنها بر صبر ایشان تأکید می‌شود و گاهی فقط شجاعت و خطابه‌های ایشان مورد توجه قرار می‌گیرد؛ در حالی که عظمت این شخصیت تاریخی و دینی در پیوند همین ویژگی‌ها با یکدیگر است.
در پیام روز پرستار نیز همین جامعیت دیده می‌شود. آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای در توصیف حضرت زینب (س)، از یک سو بر شفقت، خیرخواهی و غمخواری صبورانه ایشان نسبت به مظلومان کربلا تأکید می‌کنند و از سوی دیگر، صلابت و شجاعت ایشان را برجسته می‌سازند.
این هم‌نشینی بسیار معنادار است؛ زیرا نشان می‌دهد که شفقت و صلابت، دو ویژگی متعارض نیستند، بلکه می‌توانند دو بُعد مکمل یک شخصیت مسئول و متعهد باشند.
در بازخوانی تاریخی واقعه کربلا، نقش حضرت زینب (س) و دیگر زنان حاضر در این نهضت را نمی‌توان به حضور در روز عاشورا محدود کرد. آنان هم در جریان واقعه و هم در حوادث پس از آن، مسئولیت‌های مهمی بر عهده داشتند. به‌ویژه حضرت زینب (س) با مراقبت از بازماندگان، حمایت از کودکان و زنان آسیب‌دیده، حفظ انسجام کاروان و روشنگری در برابر صاحبان قدرت، نقشی تعیین‌کننده در استمرار پیام عاشورا ایفا کردند.
در حقیقت، اگر نهضت امام حسین (ع) در میدان کربلا جلوه‌ای از ایستادگی در برابر ظلم بود، نقش‌آفرینی حضرت زینب (س) نشان داد که این ایستادگی با پایان یافتن نبرد نظامی به پایان نمی‌رسد. حفظ حقیقت، انتقال پیام، مقابله با تحریف و مراقبت از انسان‌هایی که در معرض رنج و آسیب قرار گرفته‌اند، همگی بخشی از استمرار یک نهضت هستند.
حضرت زینب (س) در این موقعیت تاریخی، شفقت و صلابت را در کنار یکدیگر به نمایش گذاشتند. ایشان در برابر رنج بازماندگان، مظهر مهربانی، صبر و مسئولیت‌پذیری بودند و در مواجهه با قدرت حاکم، شجاعت و استواری نشان دادند.
بنابراین، در الگوی زینبی، مراقبت از انسان‌ها و ایستادگی در برابر ظلم دو مسئولیت جداگانه نیستند، بلکه دو بُعد به‌هم‌پیوسته از یک کنش آگاهانه و مسئولانه‌اند.
این ویژگی را می‌توان در چهار مفهوم توضیح داد.


نخست، صبر است. صبر در این الگو به معنای انفعال یا صرفاً تحمل رنج نیست. صبر به معنای حفظ جهت‌گیری اخلاقی، استواری در مسئولیت و استمرار کنش درست در شرایط دشوار است. انسان صبور کسی نیست که در برابر مشکلات دست از عمل بکشد؛ بلکه کسی است که دشواری‌ها او را از انجام مسئولیت خود بازنمی‌دارند.
 

دوم، شجاعت است. شجاعت را نیز نباید تنها به حضور در میدان نبرد محدود کرد. شجاعت می‌تواند در بیان حقیقت، دفاع از انسان‌های مظلوم، ایستادگی در برابر فشار و حفظ استقلال اراده جلوه کند. خطابه‌های منسوب به حضرت زینب (س) در روایت‌های تاریخی پس از عاشورا، از مهم‌ترین جلوه‌های این بُعد از شخصیت ایشان به شمار می‌روند.
 

سوم، شفقت است. شفقت در الگوی زینبی صرفاً احساس اندوه برای رنج دیگران نیست، بلکه احساسی است که به عمل تبدیل می‌شود. شفقت حقیقی انسان را به مراقبت، حمایت، کاهش رنج و حفظ کرامت دیگران فرامی‌خواند.
 

چهارم، مسئولیت‌پذیری است. مسئولیت‌پذیری در واقع پیونددهنده سه ویژگی پیشین است. انسان مسئول هم باید توان تحمل دشواری را داشته باشد، هم در موقعیت لازم شجاعت نشان دهد و هم نسبت به رنج و نیاز دیگران بی‌تفاوت نباشد.
به نظرم این چهار ویژگی، الگویی از عاملیت اخلاقی و اجتماعی را شکل می‌دهند که می‌توان از آن با عنوان الگوی زینبی یاد کرد.
این الگو برای فهم نقش زنان ایرانی نیز ظرفیت مهمی دارد. البته نباید شرایط تاریخی کربلا را با شرایط امروز یکسان دانست؛ هر دوره اقتضائات و ویژگی‌های خاص خود را دارد. آنچه امکان الگوبرداری را فراهم می‌کند، اصول اخلاقی و شیوه مسئولیت‌پذیری است.
در چنین برداشتی، زن زینبی صرفاً زنی نیست که در شرایط جنگ و بحران حضور پیدا کند. زنی که در عرصه علم و آموزش برای رشد دیگران تلاش می‌کند، مادری که با آگاهی و مسئولیت‌پذیری در تربیت فرزندان مشارکت دارد، پرستاری که با صبر و مهارت از بیمار مراقبت می‌کند، یا زنی که در برابر بی‌عدالتی و آسیب اجتماعی مسئولانه عمل می‌کند، می‌تواند جلوه‌هایی از این ویژگی‌ها را در زندگی خود تحقق بخشد.
نکته مهم این است که الگوی زینبی را نباید به مجموعه‌ای از وظایف اختصاصی زنان تقلیل داد. صبر، شجاعت، شفقت و مسئولیت‌پذیری فضیلت‌هایی انسانی‌اند و مردان نیز مخاطب آنها هستند. اما حضرت زینب (س) نمونه برجسته‌ای از تجلی این فضیلت‌ها در عاملیت تاریخی یک زن به شمار می‌روند.
از این منظر، نقش‌آفرینی زنان در بعثت تاریخی ملت ایران را نیز می‌توان با الگوی زینبی توضیح داد؛ الگویی که در آن، حفظ حقیقت، مراقبت از حیات انسان، مسئولیت‌پذیری اجتماعی و استواری در شرایط دشوار به یکدیگر پیوند می‌خورند.
به نظرم این تعبیر را باید در امتداد همین رابطه میان هدایت و استجابت فهمید. ملت ایران در جریان تجربه‌های تاریخی خود، از مبارزات ضداستعماری و نهضت امام خمینی تا انقلاب اسلامی و دوره‌های گوناگون دفاع و مقاومت، ظرفیت‌هایی برای کنش جمعی پیدا کرده است. البته این ظرفیت‌ها اموری ثابت و تضمین‌شده نیستند؛ در هر مرحله تاریخی باید حفظ، تقویت و بازآفرینی شوند.
در این فرایند، زنان بخشی از جامعه‌ای هستند که در پاسخ به دعوت، مسئولیت تاریخی خود را بر عهده می‌گیرد. از این منظر، بعثت تاریخی ملت ایران را نمی‌توان بدون عاملیت زنان توضیح داد.
بنابراین، نقش زنان در بعثت تاریخی ملت ایران، مشارکت در احیای اراده، حیات و عاملیت جمعی جامعه در معیت امام است. این نقش نه به حضور در میدان جنگ محدود می‌شود و نه صرفاً در شرایط بحران معنا پیدا می‌کند؛ بلکه در همه عرصه‌هایی تحقق می‌یابد که زنان آگاهانه و مسئولانه در ساختن آینده جامعه مشارکت می‌کنند.

*پرستاران با اقتباس از جایگاه حضرت زینب (س)، در جنگ‌های دفاع مقدس و اخیر نقش مؤثری داشته‌اند و در کنار درمان جسمی بیماران، در آرامش‌بخشی، تقویت امید و التیام آلام روحی و روانی آنان نیز فعال بوده‌اند. جایگاه این سپیدپوشان را چگونه تبیین می‌کنید و جامعه امروز چگونه باید از مقام و کرامت آنان پاسداری کند؟
به نظرم یکی از مهم‌ترین تعبیرهای پیام روز پرستار، توصیف نقش پرستاران به‌عنوان نقشی «احیاگر و امیدبخش» است. این تعبیر را باید در امتداد همان مفهوم بعثت و احیای حیات انسانی فهمید که پیش‌تر درباره آن سخن گفتیم.
بعثت، انسان را به حیات فرامی‌خواند؛ حیاتی که صرفاً به زنده بودن جسمانی محدود نمی‌شود، بلکه ابعاد روحی، اخلاقی، معنوی و اجتماعی انسان را نیز دربرمی‌گیرد. در مفهوم قرآنی حیات طیبه نیز با چنین نگاه جامعی به زندگی انسان روبه‌رو هستیم. از این منظر، پرستاری یکی از عرصه‌های عینی خدمت به حیات انسان است.
پرستار با انسانی مواجه است که بیماری یا جراحت، او را در موقعیتی آسیب‌پذیر قرار داده است. در چنین شرایطی، حضور پرستار صرفاً به مراقبت جسمانی محدود نمی‌شود. همان‌گونه که در پیام رهبر معظم انقلاب تأکید شده، حضور مستمر، پیگیرانه و صبورانه پرستار می‌تواند مرهم آلام روحی و روانی بیمار باشد و مانع غلبه ناامیدی شود.
اینجاست که پیوند پرستاری با الگوی زینبی آشکار می‌شود. حضرت زینب (س) در سخت‌ترین شرایط، شفقت و غمخواری نسبت به آسیب‌دیدگان را با صبر، شجاعت و مسئولیت‌پذیری همراه کردند. پرستاری نیز عرصه‌ای است که در آن این فضیلت‌ها در قالب مراقبتی آگاهانه، تخصصی و مستمر از انسان جلوه می‌کنند. این نقش در شرایط جنگ و بحران، هنگامی که رنج جسمانی با اضطراب، فقدان و آسیب‌های روحی همراه می‌شود، اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.
اما نکته مهم این است که اگر پرستاری نقشی احیاگر است، خود پرستار نیز باید از شرایطی برخوردار باشد که بتواند این نقش را به‌درستی ایفا کند. به همین دلیل، در پیام روز پرستار، تکریم این قشر به ستایش فداکاری آنان محدود نمی‌شود؛ بلکه بر حفظ و ارتقای دانش، مهارت، توان، نشاط، انگیزه و کرامت پرستاران نیز تأکید شده است.
در حقیقت، پاسداشت منزلت پرستار تنها با تجلیل زبانی تحقق نمی‌یابد، بلکه باید در حمایت عملی از جامعه پرستاری و فراهم کردن شرایط مناسب برای انجام این مسئولیت انسانی و حرفه‌ای جلوه کند.
بنابراین، می‌توان گفت پرستاری یکی از جلوه‌های روشن نقش احیاگر در جامعه است؛ نقشی که در آن، دانش و مهارت با شفقت و مسئولیت‌پذیری پیوند می‌خورند تا علاوه بر مراقبت از جسم انسان، به حفظ امید، آرامش و کرامت او نیز کمک کنند.
در پایان، به نظرم اینکه قرآن کریم برای مؤمنان، دو زن، آسیه و حضرت مریم (س)، را به‌عنوان الگو معرفی می‌کند، و اینکه در فرهنگ اهل‌بیت (ع)، در کلام صاحب الزمان امام عصر عج الله تعالی فرجه حضرت فاطمه زهرا (س) جایگاه اسوه و الگو دارند، بی‌دلیل نیست: فی إبنَةِ رسُولِ اللهِ (صلی الله علیه و آله) لِی أسوَهٌ حَسَنَهٌ.
حضرت زینب (س) نیز با نقش‌آفرینی بی‌بدیل خود در استمرار نهضت عاشورا نشان دادند که زنان چگونه می‌توانند در سرنوشت تاریخی یک امت نقشی تعیین‌کننده داشته باشند. شاید یکی از وجوه مهم بعثت تاریخی ملت ایران در روزگار ما نیز همین باشد که عاملیت زنان و دختران ایرانی با الهام از این الگوهای الهی، جلوه‌ای تازه و گسترده یافته است. به‌ویژه آنکه امروز شاهدیم در برخی عرصه‌های حضور دلیرانه و مسئولانه، بانوان حتی از مردان پیشی می‌گیرند. این حضور را باید از نشانه‌های ظرفیت‌های معنوی و اجتماعی ملتی دانست که در معیت امام، مسیر استقامت و احیای حیات جمعی خود را ادامه می‌دهد. امید آنکه خداوند این ملت را در پیمودن این مسیر ثابت‌قدم بدارد و به برکت حضرت زهرا و حضرت زینب سلام‌الله‌علیهما، توفیق تحقق مسئولیت تاریخی‌اش را به او عطا فرماید.

 

اشتراک‌گذاری:

دیدگاه‌ها

اولین نفری باشید که دیدگاه ارسال می‌کنید.